شناسهٔ خبر: 79343443 - سرویس علمی-فناوری
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

«اعتماد» در گفت‌وگو با مجيد محمد‌شريفي بررسي می‌کند

ایران در جست‌و‌جوی امتیاز بزرگ

تکاپوی ترامپ برای شکستن بن‌بست

صاحب‌خبر -

ظاهرا تهران با ارزيابي محدوديتهاي عملياتي و سياسي واشنگتن، ازجمله ترديد درباره آمادگي امريكا براي ورود به يك درگيري گسترده، به اين جمعبندي رسيده كه امكان افزايش هزينهها از طريق كنترل تنگه هرمز وجود دارد.از نگاه ايران، محدوديتهاي تسليحاتي امريكا و فشارهاي ناشي از مصرف بخشي از سامانههاي دفاعي نيز ميتواند ظرفيت واشنگتن براي اجراي يك گزينه نظامي گسترده را كاهش و در نتيجه، فضاي مانور تهران در هرمز را افزايش دهد.با اين حال، تداوم راهبرد كنترل هرمز با هدف كسب امتياز، ممكن است به جاي ايجاد بازدارندگي موثر، زمينه شكلگيري موازنههاي منطقهاي جديد و تقويت ائتلافهاي مقابلهاي عليه ايران را فراهم كند. مجيد محمدشريفي، استاديار گروه روابط بينالملل دانشگاه خوارزمي و كارشناس و تحليلگر روابط بينالملل، در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» درباره وضعيت تنگه هرمز باتوجه به موضعگيري متفاوت مقامهاي رسمي ايران و امريكا گفت: دو سوي منازعه روايتهاي متفاوت و متناقضي ارايه ميكنند. امريكا، بهويژه وزارت خزانهداري و وزارت انرژي اين كشور مدعياند روزانه ۸ تا ۹ ميليون بشكه نفت از راه تنگه هرمز و با كشتي جابهجا ميشود؛ ضمن آنكه حدود ۵ ميليون بشكه نيز از طريق خطوط لوله كشورهاي منطقه وارد بازار جهاني ميشود.به گفته اين كارشناس روابط بينالملل، در چنين شرايطي خروجي نفت منطقه در مجموع به ۱۳ تا ۱۵ ميليون بشكه در روز ميرسد؛ رقمي كمتر از حدود ۲۰ ميليون بشكه پيش از جنگ. با اين حال، مقامات امريكايي معتقدند همين سطح از صادرات مانع ورود شوك نفتي و جهش ناگهاني قيمتها شده است.

ترامپ به دنبال عبور از سد انتخابات مياندورهاي است

محمدشريفي در ادامه افزود: جمهوري اسلامي ايران بر كنترل خود بر تنگه هرمز تاكيد دارد و دادههاي كشتيراني نيز از محدود بودن ترددها در منطقه حكايت ميكند. داوري قطعي ميان اين ادعاها دشوار است، اما قيمت نفت كه همچنان در محدوده ۸۰ و چند دلار قرار دارد و جهش چشمگيري را تجربه نكرده، ميتواند نشان دهد بخشي از نفت منطقه، هرچند محدود، همچنان وارد بازارهاي جهاني ميشود.اين تحليلگر روابط بينالملل تصريح كرد: اگر اين ارزيابي درست باشد، دولت ترامپ براي واداشتن ايران به بازگشايي كامل تنگه، فشار فوري و جدي احساس نخواهد كرد. محاصره اقتصادي و محدوديت ورود و خروج كشتيهاي ايراني، در كنار تداوم عرضه محدود نفت منطقه و نبود شوك قيمتي، وضعيتي مطلوب براي واشنگتن ايجاد ميكند؛ دستكم تا انتخابات مياندورهاي. محمدشريفي ادامه داد: برآورد كاخ سفيد احتمالا اين است كه با ادامه فشار اقتصادي بر ايران و حفظ سطح فعلي صادرات نفت از تنگه هرمز و خطوط لوله، بازارها دچار تكان شديد نخواهند شد. از اين رو، مساله ايران ميتواند تا حد زيادي از تبديل شدن به عامل اثرگذار در انتخابات مياندورهاي دور بماند.اين استاد دانشگاه با اشاره به انتخابات مياندورهاي و تاثير آن بر تصميمسازيهاي كاخ سفيد درباره بحران هرمز و خليجفارس نيز گفت: فعلا پيشبينيها همچنان از حفظ كنترل جمهوريخواهان بر سنا حكايت دارد، اما احتمال ازدست رفتن اكثريت آنان در مجلس نمايندگان وجود دارد؛ الگويي كه در انتخابات مياندورهاي امريكا مسبوق به سابقه است. با اين همه، حتي چنين رخدادي نيز لزوما دست ترامپ را در سياست ايران نميبندد، زيرا رييسجمهور امريكا اختيارات گستردهاي در حوزه سياست خارجي دارد و پيامد اصلي آن بيشتر در عرصه داخلي خواهد بود.

ايران با علم به چالشهاي امريكا از مواضع برتر خود عقبنشيني نميكند

محمدشريفي در پاسخ به پرسش ديگر «اعتماد» درباره محاسبات ايران و امريكا براي داشتن دست بالا و كسب امتيازهاي حداكثري نيز گفت: به نظر ميرسد تهران، باتوجه به تهديدهايي كه ترامپ مطرح كرده اما از اجراي بخشي از آنها عقبنشيني داشته، به اين نتيجه رسيده است كه دولت امريكا فعلا تمايل يا آمادگي ورود به جنگي گسترده عليه ايران را ندارد.او افزود: گزارشهاي مربوط به كمبود سامانههاي دفاع موشكي پاتريوت و تاد در امريكا، يكي از دلايل اين برداشت است. گفته ميشود بخشي از اين تجهيزات در جنگ مصرف شده و دشواري جايگزيني آنها ميتواند بر رقابت گستردهتر واشنگتن با چين اثر بگذارد. از نگاه ايران، اين محدوديت تسليحاتي ميتواند مانعي در برابر حمله وسيع امريكا باشد. اين تحليلگر روابط بينالملل ادامه داد: انتخابات مياندورهاي نيز در محاسبات تهران مهم تلقي ميشود و احتمالا ترامپ تا زمان برگزاري آن، از اقدام نظامي فراگير پرهيز خواهد كرد. چنين برداشتي ميتواند ايران را به اتخاذ رويكردي تهاجميتر در تنگه هرمز سوق دهد؛ بهطوري كه براي بازگشايي كامل آن، خواستههاي بيشتري مطرح كند و بدون گرفتن امتياز بزرگ، حاضر به عقبنشيني نباشد. محمدشريفي در ادامه يادآور شد: در سوي مقابل، دولت ترامپ فشار اقتصادي و تحريم را موثرتر از گزينه نظامي ميداند. در رقابت ميان نهادهاي امريكايي بر سر رويكرد غالب عليه ايران، وزارت خزانهداري فعلا دست بالا را دارد و بر اين باور است كه تشديد تحريمها ميتواند تهران را به دادن امتياز وادار كند. تهديد نظامي كنار گذاشته نشده، اما دستكم در كوتاهمدت فشار اقتصادي، ابزار اصلي واشنگتن خواهد بود.

افزايش فشارهاي سياسي و اقتصادي براي امريكا بخشي از راهبرد تهران است

اين استاد دانشگاه در ادامه اين گفتوگو خاطرنشان كرد: اگر ادعاي امريكا درباره خروج روزانه ۸ تا ۹ ميليون بشكه نفت از تنگه هرمز و انتقال حدود ۵ ميليون بشكه از راه خطوط لوله درست باشد، اختلال در اين آبراه فشار جدي بر بازار انرژي يا اقتصاد امريكا وارد نميكند. در اين صورت، خواستههاي ايران درباره تنگه هرمز نيز اهرم موثري براي كسب امتياز در مذاكرات نخواهد بود.اين كارشناس روابط بينالملل در پايان گفت: تداوم پافشاري بر كنترل تنگه هرمز ممكن است در ميانمدت و بلندمدت نتيجه معكوس داشته باشد. كشورها از مدتها قبل به دنبال مسيرهاي جايگزين انتقال انرژي بودهاند و افزايش نااطميناني در اين آبراه ميتواند اين روند را تسريع كند؛ روندي كه در سالهاي آينده، وابستگي كشورها و اهميت راهبردي تنگه هرمز را كاهش خواهد داد. محمدشريفي در پاسخ به پرسشي ديگر درباره راهبرد ايران در اين بحران منطقهاي نيز خاطر نشان كرد: به نظر ميرسد تهران بر اين تصور بوده كه گسترش افقي تنش نظامي، يعني درگير كردن كشورهاي بيشتر در بحران منطقهاي، ميتواند فشار آنها بر امريكا را افزايش دهد و واشنگتن را به كاهش تنش با جمهوري اسلامي ايران وادار كند.در اين چارچوب، هدف از گسترش جغرافيايي بحران آن است كه شدت فشار بر امريكا و اسراييل افزايش يابد و در نتيجه، از سطح تنش مستقيم يا «عمودي» ميان ايران با اين دو بازيگر كاسته شود. بستن تنگه هرمز نيز مكمل همين راهبرد تلقي ميشود؛ زيرا علاوه بر گسترش تنش منطقهاي، با وارد كردن فشار به اقتصاد جهاني ميكوشد هزينه ادامه بحران را براي طرفهاي مقابل بالا ببرد.اين تحليلگر روابط بينالملل تصريح كرد: با اين حال، نظريههاي روابط بينالملل و تجربه بحرانهاي تاريخي نشان ميدهد افزايش تهديد معمولا به سياست مماشات يا پذيرش خواستههاي طرف تهديدكننده منتهي نميشود. برعكس، احساس تهديد اغلب دولتها را به همگرايي و ايجاد موازنه در برابر منبع تهديد سوق ميدهد. محمدشريفي ادامه داد: كشورهاي منطقه در شرايط فعلي ممكن است توان و انگيزه چنين موازنهاي را در خود ببينند. مجموعهاي از منافع مشترك، نگراني از گسترش بحران و ظرفيتهاي نظامي برخي كشورها ميتواند زمينه را براي شكلگيري ائتلافهاي تازه فراهم كند. پاكستان، به عنوان قدرت هستهاي و كشوري داراي روابط گسترده با عربستان و تركيه كه از تحولات منطقه نگران است، ميتوانند در اين روند نقش داشته باشند.او گفت: در صورت ادامه تشديد تنش، احتمال پيوستن كشورهاي ديگري مانند بحرين، كويت، مصر و حتي اردن به ائتلافهاي منطقهاي نيز وجود دارد. بنابراين، گسترش بحران ممكن است بهجاي كاهش فشار بر ايران، به تقويت ائتلافهاي منطقهاي و شكلگيري جبههاي گستردهتر در برابر جمهوري اسلامي ايران منجر شود.

شاهينهاي جنگطلب به دنبال بازگشت
به گزينه نظامي هستند

محمدشريفي در پاسخ به پرسشي درباره چرايي ديدار و رايزنيهاي اخير فرمانده سنتكام با مقامهاي نظامي اسراييل و بن سلمان وليعهد عربستان گفت: براي پيشبيني تحولات نظامي آينده، بايد الگوي رفتاري فرمانده سنتكام، برد كوپر، را با دقت بررسي كرد. از مواضع و رفتارهاي او چنين برميآيد كه آمادگي بيشتري براي بهكارگيري قدرت نظامي امريكا عليه جمهوري اسلامي ايران دارد.او افزود: ظاهرا كوپر توان نظامي امريكا را همچنان براي وارد كردن فشار و خسارت بيشتر به ايران كافي ميداند. بر همين اساس، گفته ميشود او هم در ميان كشورهاي منطقه و هم در داخل دولت ترامپ در تلاش است تا زمينه آغاز دوباره يك كارزار نظامي گستردهتر عليه ايران را فراهم كند.اين كارشناس روابط بينالملل ادامه داد: با وجود اين، در رقابت ميان نهادهاي دولت امريكا، وزارت خزانهداري فعلا دست بالا را دارد و ترامپ را به استفاده از فشارهاي اقتصادي و تحريمها متمايل كرده است. به نظر ميرسد رييسجمهور امريكا نيز با توجه به ملاحظات داخلي و شرايط موجود، فعلا اين مسير را ترجيح ميدهد.

محمدشريفي در ادامه خاطرنشان كرد: كوپر ميكوشد با ارايه طرحها و گزينههاي نظامي، ترامپ و بازيگران منطقهاي را قانع كند كه حمله نظامي ميتواند ابزار مناسبي براي گرفتن امتياز بيشتر از ايران باشد. با اين حال، موفقيت او به ميزان اثربخشي فشار اقتصادي واشنگتن بستگي دارد.او تصريح كرد: اگر تحريمها و فشارهاي اقتصادي، دستكم تا انتخابات مياندورهاي، به نتايج موردانتظار دولت ترامپ برسند، احتمالا كوپر نميتواند رييسجمهور امريكا را به اقدام نظامي گسترده متقاعد كند. اما اگر اين سياست ناكام بماند، طولاني شود يا بحران به شكلي پيش برود كه براي ترامپ رضايتبخش نباشد، ظرفيت و نفوذ فرمانده سنتكام براي توجيه حمله نظامي عليه ايران افزايش خواهد يافت.

افزايش تنش در بابالمندب زمينه را براي بازآرايي ائتلافهاي منطقهاي فراهم ميكند

محمدشريفي در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره گسترش احتمالي دامنه بحران و تنش در بابالمندب به واسطه رويارويي حوثيها و عربستان نيز گفت: احتمال دارد با تشديد فعاليتهاي نظامي انصارالله يمن، مشكلاتي براي عربستانسعودي و متحدان امريكا در اين آبراه ايجاد شود؛ تنشهايي كه نشانههاي آن از هماكنون نيز ديده ميشود. با اين حال، شكلگيري ائتلاف به رهبري عربستان نشان ميدهد رياض و متحدانش احتمالا نخواهند پذيرفت انصارالله كنترل تنگه بابالمندب را دراختيار بگيرد يا در آن اخلال گسترده ايجاد كند. در صورت تشديد حملات، انتظار ميرود دامنه فعاليت اين ائتلاف در يمن نيز افزايش يابد. اين تحليلگر روابط بينالملل ادامه داد: اقدامات كنوني انصارالله ظاهرا هنوز هزينهاي در سطوح ژئوپليتيكي ايجاد نكرده كه ائتلاف عربستان را به آغاز عمليات نظامي گسترده وادار كند. ميزان خسارتها و آسيبهاي فعلي، از نگاه آنها، احتمالا در حدي است كه پرهيز از يك درگيري وسيع را توجيه ميكند.محمدشريفي تاكيد كرد: اگر حملات انصارالله بهگونهاي گسترش يابد كه اختلال جدي در تردد دريايي بابالمندب ايجاد كند يا خسارتهاي قابلتوجهي به عربستانسعودي وارد شود، محاسبات ائتلاف تغيير خواهد كرد. در آن شرايط، احتمال ورود عملياتي ائتلاف عربستان و گسترش اقدام نظامي عليه انصارالله يمن افزايش مييابد.

محمدشريفي در پاسخ به پرسش پاياني «اعتماد» درباره كنترل تنگههرمز گفت: بايد ميان دستاوردهاي كوتاهمدت و پيامدهاي راهبردي و بلندمدت تفاوت گذاشت. از اظهارات و رفتارهاي مقامهاي جمهوري اسلامي ايران ميتوان برداشت كرد كه كنترل تنگه هرمز به عنوان يك دستاورد بزرگ و ابزاري براي گرفتن امتياز از امريكا تلقي ميشود. در اين چارچوب، فهرست خواستهها نيز گسترش يافته است؛ از رفع محاصره و تحريمها تا آزادسازي داراييهاي بلوكهشده ايران و توقف جنگ در جبهههايي مانند لبنان.