شناسهٔ خبر: 79338903 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: بهار | لینک خبر

به مناسبت پنکه نداشتن پزشکیان در کودکی

بازتعریف «حداقل رفاه» در گفتمان توسعه

صاحب‌خبر -
️ دکتر اسماعیل خلفازاده *
پیشگفتار: در فضای عمومی کشور، بحثی درباره ضرورت یا تجملی بودن وسایل سرمایشی از سوی رئیس‌جمهور «مسعود پزشکیان» مطرح شده است. این نوشتار می‌کوشد با رویکردی توسعه‌شناختی، این مسئله را فراتر از یک توصیه اخلاقی یا ساده‌زیستی تحلیل کند. پرسش اصلی آن است که آیا معیارهای رفاهی دهه‌های دور، همچنان می‌توانند مبنای سیاست‌گذاری در شرایط کنونی باشند؟ این مقاله نشان می‌دهد که کالاهایی مانند پنکه و کولر، در طول تاریخ اقتصادی ایران، از نماد منزلت به جزئی از استاندارد حداقل زندگی تبدیل شده‌اند. با این حال، گفتمان ریاضت هنگامی مشروعیت می‌یابد که با اصلاح ناکارآمدی‌های ساختاری، کاهش اتلاف انرژی و مبارزه با رانت همراه باشد؛ در غیر این صورت، به ابزاری برای تداوم نابرابری و فرسایش سرمایه اجتماعی بدل می‌شود.

1. مقدمه: مسئله‌ای فراتر از یک پنکه
در هفته‌های اخیر، اشاره رئیس‌جمهور به تجربه زیسته دوران کودکی خود (دهه ۱۳۳۰) و طرح این پرسش که پنکه تا چه اندازه ضرورت زندگی امروز است، واکنش‌های گسترده‌ای برانگیخت. اگر این عبارت را در بستر سیاست‌گذاری انرژی و اقتصاد معیشتی بررسی کنیم، درمی‌یابیم که این سخن، نه یک حاشیه ساده، که نشان‌دهنده یک چالش بنیادین در نظام تعریف نیازهای اساسی است. توسعه‌یافتگی هر کشور را می‌توان در نسبتش با «خط فقر رفاهی» و به‌روزرسانی مستمر آن سنجید.

2. تحول تاریخی مفهوم «کالای لوکس» در ایران
۲-۱. از کالای وبلن تا نیاز عمومی
در دهه ۱۳۳۰ تا ۱۳۴۰، اقتصاد ایران پیشاصنعتی و وابسته به واردات محدود بود. یخچال، تلویزیون، ماشین لباسشویی و حتی پنکه، به دلیل کمیابی و قیمت بالا، در زمره «کالاهای موقعیتی» قرار داشتند و داشتن آنها به‌ مثابه نماد طبقاتی عمل می‌کرد. اما از دهه ۱۳۵۰، با رشد درآمدهای نفتی و توسعه تولید داخلی و واردات، این کالاها به تدریج به بخشی از سبد مصرفی طبقه متوسط شهری تبدیل شدند.
۲-۲. نقش جهاد سازندگی در همگانی‌سازی رفاه
پس از انقلاب، طرح‌های جهاد سازندگی و شرکت‌های تعاون روستایی با توزیع لوازم خانگی با قیمت‌های یارانه‌ای، تحولی شگرف در استاندارد زیستی روستاها ایجاد کردند. این تجربه نشان داد که نهادهای توسعه‌گرا می‌توانند مرز بین «تجمل» و «ضرورت» را جابه‌جا کنند. امروز، نداشتن پنکه یا کولر در بسیاری از مناطق گرمسیر، نه یک ساده ‌زیستی، که کاهش بهره‌وری نیروی کار و تهدیدی برای سلامت عمومی محسوب می‌شود.
۲-۳. درس‌هایی از تجربه توسعه اروپا
همان‌گونه که تونی جودت در کتاب پس از جنگ روایت می‌کند، اروپای ویران از جنگ جهانی دوم، با جهش اقتصادی دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، کالاهای مصرفی بادوام را از یک کالای لوکس به نشانه‌ای از شهروندی اجتماعی ارتقا داد. در آنجا نیز گذار از ریاضت پساجنگی به جامعه مصرفی، نه یک انحراف اخلاقی، که نتیجه افزایش بهره ‌وری و عدالت در توزیع بود.

۳. نقد گفتمان ریاضت در فقدان اصلاحات ساختاری
۳-۱. ناکارآمدی شبکه انرژی؛ مقصر اصلی کیست؟
دعوت به کاهش مصرف برق خانگی، در حالی که شدت انرژی (میزان مصرف به ازای هر واحد تولید ناخالص داخلی) در ایران چندین برابر میانگین جهانی است، نشان از اشتباه در تشخیص مسئله دارد. شبکه توزیع برق با اتلاف بالای ۱۵ درصدی، صنعت خودروسازیِ انحصاری با تولید خودروهای پرمصرف، و یارانه‌های پنهان عظیم که به صنایع انرژی‌بر اختصاص یافته، سهم بسیار بیشتری در بحران انرژی دارند تا استفاده خانوارها از کولر.
۳-۲. شکاف گفتمانی؛ ریاضت برای عامه، رانت برای خواص
از منظر توسعه، هرگونه سیاست ریاضتی زمانی قابل قبول است که هزینه‌های آن به‌صورت متقارن میان همه گروه‌های جامعه توزیع شود. اما اقتصاد ایران با پدیده «خصولتی‌سازی» و انباشت ثروت در میان بهره‌مندان از انحصار و تحریم، مواجه است. در چنین فضایی، تأکید بر قناعت خانوارها، بدون اشاره به ساختار رانت، نه تنها به کاهش نابرابری کمک نمی‌کند، بلکه اعتماد عمومی به نظام سیاست‌گذاری را تخریب می‌نماید.

۴. سیاست‌گذاری توسعه‌گرا؛ راهکارها به‌جای حسرت‌های تاریخی
۴-۱. بازتعریف خط فقر رفاهی
نهادهای متولی برنامه‌ریزی باید هر ۵ سال یک بار، سبد حداقل نیازهای یک زندگی شرافتمندانه را با توجه به تغییرات اقلیمی، فناوری و قیمت‌های نسبی به‌روزرسانی کنند. در این سبد، «آسایش حرارتی» نه یک گزینه، که یک حق زیست‌بوم‌شناختی در مناطق گرمسیر است.
۴-۲. هدفمندسازی یارانه‌ها و مدیریت هوشمند تقاضا
به‌جای سرکوب تقاضا، سیاست بهینه، اصلاح قیمت‌های نسبی انرژی و اختصاص یارانه مستقیم به خانوارهای کم ‌درآمد برای تهیه وسایل سرمایشی با راندمان بالا (اینورتردار) است. همچنین، الزام به استانداردهای برچسب انرژی برای لوازم خانگی و خودروها، می‌تواند بدون تحمیل ریاضت، مصرف را بهینه کند.
۴-۳. مبارزه با رانت و انحصار؛ پیش‌شرط هرگونه گفتمان اخلاقی
هیچ دعوتی به صرفه‌جویی، بدون اصلاح نظام انحصار و شفافیت در تخصیص ارز و انرژی، کارآمد نخواهد بود. توسعه‌گرایی واقعی، مبتنی بر قانون‌محوری، رقابت‌پذیری و نظارت عمومی بر نهادهای خصولتی است؛ به‌گونه‌ای که هزینه‌های ناکارآمدی از جیب عموم مردم پرداخت نشود.

 نتیجه‌گیری؛ بازگشت به گذشته، پاسخ آینده نیست
پنکه و کولر امروز، نماد اشرافیت یا عیاشی نیستند. آنها بخشی از زیرساخت حفظ سرمایه انسانی در شرایط گرمایش جهانی و شهرنشینی فشرده به شمار می‌آیند. هنر یک دولت توسعه‌گرا، نه بازگرداندن جامعه به خاطرات هفتاد سال پیش، که مدیریت علمی و عادلانه منابع برای تأمین استانداردهای به‌روز زندگی است. اگر قرار است ریاضتی در کار باشد، نخست باید سراغ ساختارهای هدررفت‌دهنده، انحصارهای ناکارآمد و رانت‌های پنهان رفت؛ وگرنه، این گفتمان به جای توسعه، به تثبیت محرومیت و ناامیدی خواهد انجامید.
توسعه یعنی عبور از گذشته، نه تکرار آن؛ و عدالت یعنی تحملِ یکسانِ سختی‌ها، نه تقسیمِ نابرابرِ ریاضت.
* دانش آموخته مدیریت توسعه 

برچسب‌ها: