شناسهٔ خبر: 79338246 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: ابنا | لینک خبر

یادداشت | رمز ایران، در مبهم بودن است!

مدیریت ایران پیش و پس از جنگ همواره با کنجکاوی بسیاری از رسانه‌های دنیا همراه بوده است و امروز نیز با بررسی رسانه‌های سمعی و بصری ضدانقلاب می‌توان به این نتیجه رسید که مسئله نخست این رسانه‌ها این است که نمی‌دانند به‌راستی چه کسی ایران بعد از جنگ را مدیریت می‌کند!

صاحب‌خبر -

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: از روز ۹ اسفند که آمریکا و اسرائیل جنگی سنگین علیه ایران آغاز کردند، حدود ۶ ماه می‌گذرد. جنگی که در آن سران بلندپایه نظام و مردم به شهادت رسیدند. در یک حساب سرانگشتی می‌توان گفت که لایه نخست سردمداران نظام اعم از مقام معظم رهبری و دبیر شورای عالی امنیت ملی و دبیر شورای عالی دفاع و نظامیان اعم از فرماندهان سپاه و حتی ارتش زده شده و اصولاً پوست‌اندازی‌ای اتفاق افتاده که می‌تواند از لحاظ سیاسی و نظامی یک نظام را متلاشی کرده و ورق را به سمت نیروی مهاجم برگرداند. این در حالی است که ایران بعد از جنگ نه‌تنها متلاشی نشد، حتی توانست با قدرت بسیار زیاد و باورنکردنی در وهله نخست علیرغم دفاع از خود، به نیروی مهاجم حمله کرده و جنگی منطقه‌ای را با هدف دفاع، به راه بیندازد و همزمان خلأهای به‌وجودآمده در قدرت را با سرعتی مثال‌زدنی ترمیم کند.

قدرت نظامی

جمهوری اسلامی با در اختیار گرفتن کنترل جنگ، تنگه هرمز را بسته و با حمله به پایگاه‌های آمریکا در منطقه، از جمله در کویت، بحرین، امارات، قطر، عربستان سعودی و حتی عمان، به نوعی این جنگ را چنانچه رهبر شهید فرموده بودند، منطقه‌ای کرده تا آتش جنگ این بار و برخلاف جنگ ۱۲ روزه نه‌تنها فقط بین ایران و اسرائیل، که کل منطقه را درگیر کند. حال آنکه کسی نمی‌دانست دقیقاً چه کسی این مسئله را مدیریت می‌کند، آن هم بعد از به شهادت رسیدن فرماندهانی همچون فرمانده ستاد کل نیروهای مسلح، فرمانده سپاه، دبیر شورای عالی دفاع، وزیر دفاع و... . این در حالی است که نیروهای نظامی بر اساس الگوی آتش‌به‌اختیار پیش رفته و هرکسی به نوعی فرمانده خود بود تا دشمن نتواند با زدن فرمانده، خللی در نوع و شکل حملات ایجاد کند. البته گفتنی است که تصمیم این نوع جنگ، قطعاً پیش از این و در زمان حیات رهبری شهید و فرماندهان پیشین اتخاذ شده بود.

از طرفی، ورود مقاومت اسلامی عراق، حزب‌الله لبنان و انصارالله یمن توانست ضربات بسیار سختی بر دشمن وارد کند؛ چه توسط حزب‌الله و انصارالله به اسرائیل و عربستان و چه توسط مقاومت اسلامی به آمریکا در عراق و کشورهای منطقه. این اقدامات توانست فعالیت‌های اقتصادی این منطقه جغرافیایی را دستخوش تغییر کند.

در این راستا، بسیاری از کشتی‌های تجاری و غیرتجاری در تنگه هرمز هدف مشروع ایران قلمداد شدند. بنادر امارات، کویت، بحرین، اسرائیل و... مورد حملات ترکیبی ایران قرار گرفتند. آسمان این منطقه به دلیل وجود جنگ بسته شد و بسیاری از پروازها لغو و خسارات سنگینی به شبکه ناوگان هوایی شرکت‌های مختلف در دنیا وارد آمد.

اما این ورود و اتحاد جبهه‌ها پیش از انتخاب رهبر جدید برنامه‌ریزی شده بود و با وجود تمامی محدودیت‌ها جامه عمل پوشید. با توجه به میزان هماهنگی، به‌راستی چه کسی فرماندهی این تصمیم‌ها را رقم زد؟

حضور مردم

از لحظات آغازین اعلام شهادت رهبر انقلاب، همگی شاهد سرازیر شدن مردم به خیابان‌ها بدون قرار قبلی بودیم. مردم عزادار و حضور شبانه آن‌ها در صحنه، توانست نظام را حفظ کرده و امکان حضور ضدانقلاب در خیابان را از بین ببرد. این ملت علی‌رغم تمام مشکلات اقتصادی و اجتماعی، بدون دخالت سیاسیون و دور از ذهن آن‌ها، به عرصه آمده و صحنه را بعد از ۱۶۰ روز همچنان حفظ کرده‌اند. نکته جالب اینکه این حضور، تعجب بسیاری از سیاستمداران دنیا را نیز در پی داشت؛ جایی که پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، نیز از این صحنه‌آرایی مردمی در خیابان‌ها با وجود سختی معیشت، شگفت‌زده شد. اما به‌راستی چه کسی این مردم را به خیابان‌ها آورده و مدیریت کرد؟

تعیین رهبری

مجلس خبرگان رهبری، با وجود اینکه ساختمان‌هایش در قم و تهران مورد حملات موشکی دشمن قرار گرفت، با برگزاری جلسات مخفی و نامشخص از نظر مکانی و زمانی، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای را به عنوان سومین رهبر نظام جمهوری اسلامی انتخاب کرده و زمام امور را پس از پدر به پسر سپرد. حال و پس از انتخاب رهبر جدید، مسئله تصمیم‌گیری که پیش از آن قانوناً بر عهده شورای موقت رهبری و در اماکن مبهم و نامشخص، مشغول اداره امور بودند، این مسئولیت را شخص اول نظام بر عهده می‌گیرد. اما سؤال اینجاست که تا پیش از انتخاب رهبری جدید، این هماهنگی بین ارگان‌های مختلف چگونه رقم خورده و با چه اتحادی پیش رفته که خدشه‌ای در انجام وظایف رخ نداد؟

صحنه سیاسی

صحنه سیاسی ایرانِ پس از حکومت پهلوی، صحنه مبهمی است. دشمن درک درستی از میزان پیچیدگی نهاد تصمیم‌گیری در ایران ندارد. آن‌ها چندین بار با اشاره به این جمله که «معلوم نیست در ایران چه کسی اداره کشور را به دست دارد»، تلاش می‌کنند که سردربیاورند، اما تکرار این پرسش، نشان از آن دارد که هیچ درکی از این رویداد ندارند و به هدف خاصی هم نرسیده‌اند.

گویا آن‌ها نمی‌دانند که در ایران، یک فرد تصمیم نمی‌گیرد؛ بلکه جمهوری اسلامی به لطف تشکیل شورای عالی امنیت ملی، توان تصمیم‌گیری را در نهادهای مختلف تقسیم کرده است. به این شکل که گروهی از نخبگان و فرماندهان نظامی، سیاسی، امنیتی و اقتصادی، ضمن یک شورا، مسائل مهم کشور را به عرصه شور آورده و به رأی‌گیری می‌گذارند. پس از آن، این تصمیم را به رهبر ابلاغ کرده و سرآخر آن تصمیم یا عملیاتی می‌شود یا خیر.

جنگ رسانه

از آغاز حملات تا امروز، رسانه مدافع ایران، که می‌تواند هم از طرف نظام ایرانی باشد و هم از طرف نیروهای داوطلب خارج از کشور، توانست ضمن محکومیت جنایت‌های جنگی دشمن آمریکایی ـ صهیونیستی و القای آن به مخاطب خارج از کشور، صحنه بازی رسانه‌ای را به‌گونه‌ای به دست بگیرد که روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، نیز عصبانیت خود را از لگوها به‌صورت رسمی اعلام کند.

به نظر می‌رسد که پشت لوگوسازی و توئیت‌های آتشین مسئولین ایرانی، اندیشه‌ای عمیق نهفته بود که توانست با نقطه‌زنی درست، ضعف دشمن آمریکایی را علی‌رغم پروپاگاندای قدرتمند، نمایان کند.

از طرفی، نوع خبرهایی که از رسانه‌های ایرانی درز پیدا می‌کند، کمترین نشانه‌ای از رهبر جدید انقلاب به دست رسانه‌ها و نهادهای امنیتی غربی نمی‌دهد. مسئله‌ای که ذهن رسانه‌ها، فرماندهان نظامی و سیاستمداران غربی و حتی عربی را به خود مشغول کرده، مسئله مبهم بودن همه چیز در ایران است. اینکه نظام جمهوری اسلامی اکنون در چه سطحی قرار دارد. سؤال‌هایی که بسیاری از کارشناسان مطرح می‌کنند، نشان‌دهنده میزان دغدغه آن‌ها در راستای مسئله نظامی، امنیتی و حتی سیاسی جمهوری اسلامی ایران است.

کوتاه سخن

به نظر می‌رسد مسئله چگونگی مدیریت ایران، آن اندازه برای دشمن مبهم است که دشمن در برآورد اولیه خود از میزان مهمات ایران، چه پیش از جنگ و چه حین جنگ، اصلاً اطلاعات دقیقی نداشته و ندارد. آن‌ها نه می‌دانند که توان موشکی ایران تا چه اندازه پیشرفته است، نه می‌دانند تعداد موشک‌ها چه مقدار است و نه حتی برآوردی تقریبی در این‌باره ارائه نمی‌دهند.

برای صحت‌سنجی این داده، همین بس که ترامپ چندین و چند بار اعلام کرده که تمام زیرساخت‌های نظامی ایران از بین رفته است. این در حالی است که در حین همین سخنان، به‌ناگاه جمهوری اسلامی این موضوع را با شلیک موشک و پهپاد رد می‌کند و دوباره بازارهای جهانی را دستخوش دگرگونی می‌کند.

در درک اشتباه دشمن همین بس که آن‌ها قصد داشتند سه‌روزه کار جمهوری اسلامی را تمام کنند، اما سه‌ضلعی ملت ـ دفاع ـ رهبر، این خیال را باطل کرد. بنابراین و با توجه به این داده‌ها، بهتر است «به رسانه‌های معاند بگویید تصمیم‌گیرنده در ایران نامشخص است»، چراکه رمز در مبهم بودن است.

نگارنده: فاضل سعدی، پژوهشگر مسائل اجتماعی و بین‌الملل

..........................

پایان پیام