گروه سیاسی: حجتالاسلام ناصر نقویان در اولین شب مراسم عزاداری هیات عشاق الائمه حزب مردم سالاری که به مناسبت ایام شهادت پیامبر اکرم (ص) و امام حسن مجتبی (ع) و امام رضا (ع) برگزار شد سخنان خود را با یادآوری مصائب اهل بیت(ع) و دعا برای رفع گرفتاریها، اضطرابها و نگرانیهای مردم آغاز کرد و برای ملت ایران، دور شدن سایه جنگ و خونریزی و توفیق مسئولان در خدمتگزاری، تدبیر، همدلی و گرهگشایی از مشکلات مردم را خواستار شد.
او همچنین با گرامیداشت یاد شهدای راه حق و فضیلت، بهویژه شهدایی که در جنگهای اخیر جان خود را از دست دادهاند، بر اهمیت توجه به پیام و فلسفه مناسک دینی تأکید کرد.
هدف از برگزاری مجالس عزاداری
حجت الاسلام نقویان در ادامه با طرح این پرسش که هدف از برگزاری مجالس عزاداری و ابراز ارادت به اهل بیت(ع) چیست، گفت: از دیرباز، پس از وقوع مصائب برای بزرگان دین، مردم با انگیزههای پاک و به قصد قربت، مجالس عزاداری برپا کردهاند، اما همواره این سؤال مطرح بوده است که انسان از حضور در این مجالس چه میخواهد و چه نصیبی در دنیا و آخرت خواهد داشت.
به گفته او، یکی از پاسخهای رایج به این پرسش، مسئله ثواب است؛ چراکه در روایات درباره حضور در مجالس سیدالشهدا(ع) و گریه بر امام حسین(ع) ثوابهای فراوانی بیان شده است. همچنین در روایات آمده است که اشک بر امام حسین(ع) میتواند آتش را خاموش کند.
او با اشاره به نمونهای از روایات مربوط به نماز نیز گفت در روایات، نماز به عنوان وسیلهای برای خاموش کردن آتشهایی معرفی شده که انسان با اعمال خود برافروخته است.
نقویان سپس به سخنان امیرالمؤمنین(ع) در خطبه همام درباره متقین اشاره کرد و گفت: متقین شبها قرآن را با ترتیل میخوانند، اما مسئله این نیست که صرفاً از خواندن قرآن ثواب ببرند؛ بلکه قرآن باید بیماریهای اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جامعه را درمان کند و دوای دردهای انسان و جامعه باشد.
او تأکید کرد: یکی از بزرگان گفته است دین و باورهای دینی پیش از آنکه بخواهد در آخرت به داد انسان برسد، باید در همین دنیا اثر خود را نشان دهد. اگر کسی تصور کند نماز و احکام دینی در این دنیا هیچ فایدهای ندارند و تنها پس از مرگ به کار میآیند، دین را بهدرستی نفهمیده است.
حسن دین باید در زندگی دنیا دیده شود
حجت الاسلام نقویان با اشاره به دعای «رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً» گفت: بیشترین دعای پیامبر(ص) در قنوت نماز همین مضمون بوده است؛ یعنی نخست باید دین و ایمان، زندگی دنیوی انسان را زیبا کند.
او «حسن» را به معنای زیبایی دانست و گفت زیبایی مفهومی است که در همه جای جهان مورد توجه قرار میگیرد. او با اشاره به آثار هنری استاد فرشچیان و همچنین آثار هنری موجود در موزههای بزرگ جهان، تأکید کرد که انسان در برابر زیبایی، فارغ از ملیت و دین و پیشینه خالق اثر، بهطور طبیعی واکنش مثبت نشان میدهد.
نقویان با اشاره به سفر خود به مسکو و سنپترزبورگ، خاطرهای از مشاهده یکی از مجسمههای میکلآنژ بیان کرد و گفت یکی از پزشکان همراه او که در زمینه آناتومی بدن انسان تخصص داشت، با مشاهده دقت بهکار رفته در ساخت مجسمه و نمایش دقیق رگها و اندامهای بدن، از مهارت هنرمند شگفتزده شده بود.
او افزود: زیبایی هر جای عالم که باشد، زیباست و انسان، اگر از انسانیت خود استعفا نداده باشد، در برابر زیبایی ناخواسته زبان به تحسین میگشاید.
به گفته نقویان، دین نیز باید چنین اثری داشته باشد و انسان بتواند در همین دنیا بخشی از زیبایی آن را تجربه کند؛ سپس با مشاهده این نمونه و مستوره، مشتاق شود که سرچشمه و مخزن اصلی آن را در عالم دیگر پیدا کند.
نعمتی که ممکن است ناگهان به انسان برسد
نقویان برای توضیح این موضوع، مثالی از میوهفروشی مطرح کرد و گفت گاهی انسان تنها یک نمونه از یک نعمت را میچشد و پس از آن، اگر بخواهد از باقی آن بهرهمند شود، باید هزینه بپردازد.
او گفت خداوند نیز گاهی در دنیا حال خوش معنوی را به مؤمنان میدهد؛ این حال ممکن است در مجلس امام حسین(ع)، مکه، مدینه، حرم امام رضا(ع)، هنگام
یک مصیبت یا حتی در یک شادی به انسان دست دهد و معلوم نیست این حال دقیقاً در چه زمانی نصیب فرد خواهد شد.
نقویان در ادامه خاطرهای از یکی از دوستان خود که سالها در نروژ زندگی میکرد و کارواندار حج بود، نقل کرد. به گفته او، این فرد در جوانی ارتباطی با دین و خدا نداشت، اما پس از یک حادثه بسیار تلخ، مسیر زندگیاش تغییر کرد.
او گفت این فرد یک پسر نوجوان داشت که هنگام عبور از خیابان، در اثر انحراف یک راننده مست از مسیر، در برابر چشمان پدرش جان خود را از دست داد. این حادثه برای او بسیار سنگین بود، اما همان مصیبت باعث شد رابطه خود را با خدا بازسازی کند و به تعبیر خودش، پس از آن حادثه احساس کرد دوباره زنده شده است.
نقویان افزود: گاهی خداوند چنین «حال» مجانیای به بندگان خود میدهد، اما اگر انسان بخواهد این مسیر را ادامه دهد، دیگر باید هزینه آن را بپردازد.
او با اشاره به جمله معروف شهید بهشتی مبنی بر اینکه «بهشت را به بها میدهند، نه به بهانه»، گفت بخشی از بخششهای الهی ممکن است به بهانه باشد، اما برای رسیدن به بسیاری از مقامات معنوی، انسان باید بهای آن را بپردازد.
اخلاص، شرط اتصال به حقیقت دین
نقویان در ادامه، حضور در مجالسی که به نام امام حسین(ع)، امام حسن مجتبی(ع)، امام رضا(ع) یا حضرت زهرا(س) برگزار میشود را به نوعی «اتصال» تشبیه کرد و گفت فناوری و اینترنت میتواند به درک این مفهوم کمک کند.
او با اشاره به گسترش اینترنت در دو دهه اخیر توضیح داد که وقتی فردی با تلفن همراه خود به اینترنت متصل میشود، دیگر فاصله جغرافیایی مانع دسترسی او به اطلاعات نیست. فردی در یک روستا یا شهر کوچک میتواند همان اطلاعاتی را دریافت کند که فردی در نقطهای دیگر از جهان به آن دسترسی دارد.
به گفته نقویان، حضور در مجلس امام حسین(ع) نیز میتواند چنین حالتی داشته باشد، اما شرط آن اخلاص است. انسان باید بداند برای چه وارد این مجلس شده است و انگیزه او نباید منفعت مالی، خودنمایی یا کسب اعتبار باشد.
او گفت فردی که با چنین اخلاصی مجلس عزاداری برپا میکند، در حقیقت احساس میکند خداوند توفیق داده است پرچمی را به نام یک شخصیت مقدس برافرازد و دیگرانی که به آن شخصیت ارادت دارند نیز در آن مجلس حضور پیدا کنند.
نقویان تأکید کرد که حتی مسئله ثواب نباید تنها انگیزه انسان باشد و برای توضیح این موضوع، رفتار یاران امام حسین(ع) در عاشورا را مورد اشاره قرار داد.
یاران امام حسین(ع) عظمت او را دیدند
او با رد برخی نقلهای غیرمستند درباره شب عاشورا گفت نباید تصور کرد امام حسین(ع) پردهای را کنار زد و جایگاه بهشتی یاران خود را به آنان نشان داد. به گفته نقویان، چنین روایتی با شخصیت امام حسین(ع) سازگار نیست.
او تأکید کرد آنچه یاران امام حسین(ع) دیدند، عظمت شخصیت و زیبایی عمل او بود؛ آنان مشاهده کردند که امام حسین(ع) در حال معامله با خدا نیست و نمیگوید من این کار را انجام میدهم تا خدا در مقابل چیزی به من بدهد.
نقویان با اشاره به بیت سعدی که «تو نیکی میکن و در دجله انداز، که ایزد در بیابانت دهد باز» گفت سطح بالاتری از این نگاه نیز وجود دارد؛ اینکه انسان از انجام کار نیک خود پشیمان نشود و حتی نتیجه آن را نیز مطالبه نکند.
او گفت انسان باید خدا را شکر کند که توفیق انجام یک کار خیر را به او داده است؛ زیرا نعمت، شکر و حتی زبان و توان گفتن «الحمدلله» نیز از جانب خداوند است.
از جایگاه نیازمند تا جایگاه کرامت
نقویان در ادامه با نقل داستانی از یک زن سرپرست خانوار، بر اهمیت حفظ کرامت انسان نیازمند تأکید کرد. به گفته او، این زن نیازمند در برابر یک میوهفروشی منتظر مانده بود تا شاید صاحب مغازه مقداری میوه نیمهپوسیده و دورریختنی در اختیارش بگذارد تا برای فرزندان یتیم خود ببرد. هنگامی که صاحب مغازه با صدای بلند گفت این میوهها دورریز هستند، زن به دلیل حضور دیگران، از ادامه کار منصرف شد و از آنجا رفت.
در ادامه، زنی دیگر او را صدا زد و کیسهای از میوههای خوب و دستچینشده به او داد. زن نیازمند ابتدا گفت مستحق نیست، اما زن دیگر پاسخ داد: «من مستحقم که شما از من بپذیرید.»
نقویان این جمله
را مهم دانست و گفت کسی که کمک میکند، باید بداند پذیرش کمک از سوی نیازمند نیز میتواند برای او یک توفیق باشد.
او با اشاره به آیه «إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ» گفت مسئله اصلی در اعمال دینی، تنها انجام ظاهری آنها نیست، بلکه پذیرش آنها نیز اهمیت دارد.
قرآن برای زندگی است
نقویان بخش دیگری از سخنان خود را به نحوه استفاده از قرآن اختصاص داد و گفت قرآن کتابی برای زندگی است، اما در جامعه گاهی کارکرد آن به مراسم ختم و قبرستانها محدود شده است.
او گفت در بسیاری از مجالس ختم، قرآن میان افراد توزیع میشود و افراد بدون توجه به سخنرانی یا مداحی، قرآن میخوانند؛ در حالی که اگر قرار است سخنرانی را گوش دهند، باید به سخنرانی توجه کنند و اگر قرآن تلاوت میشود، باید به قرآن گوش دهند.
نقویان با اشاره به آیه «وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنْصِتُوا» تأکید کرد که هنگام تلاوت قرآن باید گوش داد و سکوت کرد.
او همچنین گفت جامعه بهتدریج قرآن را با مرگ پیوند زده است، به گونهای که وقتی صبح صدای تلاوت قرآن از جایی شنیده میشود، نخستین چیزی که به ذهن میرسد این است که فردی از دنیا رفته است. به گفته او، این در حالی است که قرآن باید «سرود حیات» و وسیله زنده شدن جامعه باشد، نه اینکه با ناقوس مرگ مساوی شود.
مسئله اصلی جامعه، ضعف فضائل اخلاقی است
نقویان تأکید کرد که اگر قرآن در زندگی انسان و جامعه پیاده شود، بسیاری از مشکلات اخلاقی و اجتماعی کاهش پیدا میکند.
او با اشاره به اختلافات خانوادگی گفت امروز بسیاری از خانوادهها با یکدیگر قهر هستند و میان برادر، خواهر، عمو، عمه، خاله و دایی اختلاف و کینه وجود دارد. به گفته او، گاهی اختلاف بر سر موضوعات مالی، حتی بر سر سهمی اندک از ارث، باعث قطع روابط عاطفی میان اعضای خانواده میشود.
نقویان گفت اگر فردی به کربلا برود اما همچنان با خواهر یا برادر خود قهر باشد، باید در معنای این زیارت و تأثیر آن در زندگی خود تأمل کند.
او تأکید کرد قرآن از انسان میخواهد به عهد خود وفا کند، با دیگران رفتار درست داشته باشد و حتی در برابر خشونت نیز از خشونت متقابل پرهیز کند.
نماز و عزاداری باید اثر عملی داشته باشند
نقویان در ادامه به مسئله نماز و مراسم عزاداری پرداخت و گفت دین مجموعهای از دستورهای بدون اثر نیست؛ هر عمل دینی باید نتیجهای در زندگی انسان داشته باشد.
او با اشاره به فلسفه نماز گفت قرآن تصریح میکند که نماز انسان را از فحشا و منکر بازمیدارد. بنابراین کسی که نماز میخواند باید بتواند دروغ نگوید، دل دیگران را نشکند، خودرو خود را بد پارک نکند، با همسر و فرزندان خود درست رفتار کند و با همسایه خود نیز رفتار مناسبی داشته باشد.
او افزود اگر نماز صرفاً به خواندن الفاظ و انجام حرکات ظاهری محدود شود، بدون آنکه تغییری در رفتار انسان ایجاد کند، نمیتوان به نتیجه مطلوب آن رسید.
نقویان در همین زمینه به عمر سعد اشاره کرد و گفت او نیز در روز عاشورا نماز خواند، اما پس از آن شمشیر کشید و امام حسین(ع) را به شهادت رساند. بنابراین صرف انجام ظاهری نماز نمیتواند معیار دینداری کامل باشد.
همت بلند در بهرهگیری از مجالس اهل بیت
نقویان در بخش دیگری از سخنان خود، حضور در مجالس اهل بیت(ع) را به اتصال به یک فضای معنوی تشبیه کرد و گفت مهم نیست یک مجلس با صد هزار نفر برگزار شود یا با پنج نفر، اصل، کیفیت ارتباط و اخلاص فرد است.
او یادآور شد در دورههایی که حکومتها با برگزاری مجالس عزاداری مخالفت میکردند، گاهی یک خانواده کوچک، زن و شوهر و چند فرزند، در خانه مینشستند، زیارت عاشورا میخواندند و برای امام حسین(ع) اشک میریختند.
به گفته او، اجتماع مؤمنان نیز آثار خاص خود را دارد؛ زیرا وقتی انسانها کنار یکدیگر قرار میگیرند، نور و حال معنوی یکدیگر میتواند بر آنان اثر بگذارد.
نقویان تأکید کرد هر فرد به اندازه همت و توان خود میتواند از چنین مجلسی بهره ببرد و هیچکس نباید تصور کند دست خالی از مجلس اهل بیت(ع) بازمیگردد، اما بهرهمندی از این مجالس «شرط و شروط» دارد.
شرایط متفاوت
اهل بیت(ع) و درس صلح و بخشش
نقویان در ادامه با اشاره به امام حسین(ع) و امام حسن مجتبی(ع) گفت همه اهل بیت(ع) نور واحد و از یک حقیقت هستند، اما شرایط تاریخی آنان متفاوت بوده است.
او گفت امام حسین(ع) در شرایطی قرار گرفت که به جنگ کشیده شد و امام حسن مجتبی(ع) در شرایطی دیگر صلح کرد. بنابراین نمیتوان برای همه زمانها و شرایط، یک نسخه واحد ارائه کرد.
به گفته نقویان، گاهی شرایط، شرایط جنگ است و گاهی صلح؛ گاهی بخشش و گاهی قصاص. با این حال، قرآن در مواردی که از قصاص سخن میگوید، انسان را به بخشش نیز توجه میدهد و میفرماید بخشش بهتر است.
او با نقل ماجرای تلاش برای رضایت گرفتن از خانواده یک مقتول گفت در یک پرونده قتل، خانواده قاتل از او خواستند برای گرفتن رضایت از خانواده مقتول کمک کند. او چند بار به خانواده مقتول مراجعه کرد، اما مادر مقتول حاضر به گذشت نشد.
نقویان گفت در نهایت به او پیشنهاد کرد اگر میخواهد، او را به عنوان قاتل معرفی کند و قصاص کند تا جوان متهم نجات پیدا کند؛ اما آن مادر نپذیرفت و تأکید کرد کسی که فرزندش را کشته باید قصاص شود.
او این ماجرا را نمونهای از مواردی دانست که انسان باید از آموزههای دینی درس بگیرد و در برخی شرایط، روح خود را از کینه و انتقام فراتر ببرد.
معیار نهایی، عمل انسان است نه ادعا
نقویان در بخش پایانی سخنان خود با اشاره به تعبیری از مولانا درباره «ناریان» و «نوریان» گفت در قیامت، انسانها به سنخ و جنس اعمال خود ملحق میشوند؛ کسانی که در دنیا آتش ایجاد کردهاند، در شمار «ناریان» و کسانی که نور شدهاند و راه را برای دیگران باز کردهاند، در شمار «نوریان» قرار میگیرند.
او با استفاده از مثال آهنربا گفت انسانها در نهایت به سوی کسانی جذب میشوند که از جنس اعمال خودشان هستند.
نقویان تأکید کرد در قیامت، ادعاهای انسان ملاک نیست. اینکه فرد عمامه داشته، لباس مشکی پوشیده یا خود را دیندار معرفی کرده، معیار نهایی نیست؛ بلکه عمل او بررسی میشود.
او با اشاره به نمونهای از رفتارهای روزمره گفت اگر فردی هنگام رانندگی بتواند راه را برای یک مسلمان دیگر باز کند، باید این کار را انجام دهد. همچنین اگر دختری در خانوادهای باشد که خواستگار مناسبی ندارد، کمک به ازدواج او میتواند یک عمل خیر باشد. اگر جوانی شغلی ندارد، در حالی که فرد دیگری چندین شغل و مسئولیت در اختیار دارد، واگذاری یک فرصت شغلی به آن جوان نیز بخشی از مسئولیت اخلاقی و اجتماعی انسان است.
نقویان گفت در برخی مشاغل دولتی مشاهده میشود که یک فرد چندین پست در اختیار دارد، در حالی که جوانان بسیاری بیکار هستند و این وضعیت با مسیری که امام حسین(ع) به انسان نشان داده، سازگار نیست.
دین زمانی زنده است که زندگی را تغییر دهد
نقویان در جمعبندی سخنان خود تأکید کرد که هدف از حضور در مجالس اهل بیت(ع)، تنها انجام یک مراسم یا کسب ثواب نیست؛ بلکه انسان باید از این مجالس با حال و فهمی بازگردد که در زندگی او اثر بگذارد.
او گفت انسان ممکن است در یک مجلس، در زیارت، در نماز یا در یک مصیبت، حال معنوی خاصی پیدا کند؛ اما ارزش واقعی این حال زمانی مشخص میشود که در رفتار او ادامه پیدا کند.
به گفته او، اگر فردی پس از حضور در مجلس امام حسین(ع) همچنان گرفتار حسادت، کینه، غرور، بدخواهی و آزار دیگران باشد، باید در میزان بهرهگیری خود از آن مجلس تأمل کند.
نقویان با اشاره به جامعه امروز گفت یکی از مشکلات اصلی کشور، ضعف فضائل اخلاقی است و بسیاری از افراد درگیر اختلافات خانوادگی، کینهها، حسادتها و مشکلات اخلاقی هستند.
او تأکید کرد کسی که به مجلس امام حسین(ع) میآید، میتواند به جای درخواست صرفاً برای رفع مشکلات مالی و دنیوی، از خدا بخواهد بیماریهای اخلاقی او را درمان کند؛ برای مثال، از خدا بخواهد حسادت، غرور، کینه و بدخواهی را از وجودش بگیرد.
او در پایان با قرائت بخشهایی از زیارت جامعه کبیره، از خداوند خواست به دلهای مردم و حاضران نظر کند و آنان را از نور و معارف اهل بیت(ع) بهرهمند سازد و سخنان خود را با سلام و درود بر اهل بیت عصمت و طهارت(ع) به پایان رساند.
او همچنین با گرامیداشت یاد شهدای راه حق و فضیلت، بهویژه شهدایی که در جنگهای اخیر جان خود را از دست دادهاند، بر اهمیت توجه به پیام و فلسفه مناسک دینی تأکید کرد.
هدف از برگزاری مجالس عزاداری
حجت الاسلام نقویان در ادامه با طرح این پرسش که هدف از برگزاری مجالس عزاداری و ابراز ارادت به اهل بیت(ع) چیست، گفت: از دیرباز، پس از وقوع مصائب برای بزرگان دین، مردم با انگیزههای پاک و به قصد قربت، مجالس عزاداری برپا کردهاند، اما همواره این سؤال مطرح بوده است که انسان از حضور در این مجالس چه میخواهد و چه نصیبی در دنیا و آخرت خواهد داشت.
به گفته او، یکی از پاسخهای رایج به این پرسش، مسئله ثواب است؛ چراکه در روایات درباره حضور در مجالس سیدالشهدا(ع) و گریه بر امام حسین(ع) ثوابهای فراوانی بیان شده است. همچنین در روایات آمده است که اشک بر امام حسین(ع) میتواند آتش را خاموش کند.
او با اشاره به نمونهای از روایات مربوط به نماز نیز گفت در روایات، نماز به عنوان وسیلهای برای خاموش کردن آتشهایی معرفی شده که انسان با اعمال خود برافروخته است.
نقویان سپس به سخنان امیرالمؤمنین(ع) در خطبه همام درباره متقین اشاره کرد و گفت: متقین شبها قرآن را با ترتیل میخوانند، اما مسئله این نیست که صرفاً از خواندن قرآن ثواب ببرند؛ بلکه قرآن باید بیماریهای اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جامعه را درمان کند و دوای دردهای انسان و جامعه باشد.
او تأکید کرد: یکی از بزرگان گفته است دین و باورهای دینی پیش از آنکه بخواهد در آخرت به داد انسان برسد، باید در همین دنیا اثر خود را نشان دهد. اگر کسی تصور کند نماز و احکام دینی در این دنیا هیچ فایدهای ندارند و تنها پس از مرگ به کار میآیند، دین را بهدرستی نفهمیده است.
حسن دین باید در زندگی دنیا دیده شود
حجت الاسلام نقویان با اشاره به دعای «رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً» گفت: بیشترین دعای پیامبر(ص) در قنوت نماز همین مضمون بوده است؛ یعنی نخست باید دین و ایمان، زندگی دنیوی انسان را زیبا کند.
او «حسن» را به معنای زیبایی دانست و گفت زیبایی مفهومی است که در همه جای جهان مورد توجه قرار میگیرد. او با اشاره به آثار هنری استاد فرشچیان و همچنین آثار هنری موجود در موزههای بزرگ جهان، تأکید کرد که انسان در برابر زیبایی، فارغ از ملیت و دین و پیشینه خالق اثر، بهطور طبیعی واکنش مثبت نشان میدهد.
نقویان با اشاره به سفر خود به مسکو و سنپترزبورگ، خاطرهای از مشاهده یکی از مجسمههای میکلآنژ بیان کرد و گفت یکی از پزشکان همراه او که در زمینه آناتومی بدن انسان تخصص داشت، با مشاهده دقت بهکار رفته در ساخت مجسمه و نمایش دقیق رگها و اندامهای بدن، از مهارت هنرمند شگفتزده شده بود.
او افزود: زیبایی هر جای عالم که باشد، زیباست و انسان، اگر از انسانیت خود استعفا نداده باشد، در برابر زیبایی ناخواسته زبان به تحسین میگشاید.
به گفته نقویان، دین نیز باید چنین اثری داشته باشد و انسان بتواند در همین دنیا بخشی از زیبایی آن را تجربه کند؛ سپس با مشاهده این نمونه و مستوره، مشتاق شود که سرچشمه و مخزن اصلی آن را در عالم دیگر پیدا کند.
نعمتی که ممکن است ناگهان به انسان برسد
نقویان برای توضیح این موضوع، مثالی از میوهفروشی مطرح کرد و گفت گاهی انسان تنها یک نمونه از یک نعمت را میچشد و پس از آن، اگر بخواهد از باقی آن بهرهمند شود، باید هزینه بپردازد.
او گفت خداوند نیز گاهی در دنیا حال خوش معنوی را به مؤمنان میدهد؛ این حال ممکن است در مجلس امام حسین(ع)، مکه، مدینه، حرم امام رضا(ع)، هنگام
قرآن کتابی برای زندگی است، اما در جامعه گاهی کارکرد آن به مراسم ختم و قبرستانها محدود شده است
نقویان در ادامه خاطرهای از یکی از دوستان خود که سالها در نروژ زندگی میکرد و کارواندار حج بود، نقل کرد. به گفته او، این فرد در جوانی ارتباطی با دین و خدا نداشت، اما پس از یک حادثه بسیار تلخ، مسیر زندگیاش تغییر کرد.
او گفت این فرد یک پسر نوجوان داشت که هنگام عبور از خیابان، در اثر انحراف یک راننده مست از مسیر، در برابر چشمان پدرش جان خود را از دست داد. این حادثه برای او بسیار سنگین بود، اما همان مصیبت باعث شد رابطه خود را با خدا بازسازی کند و به تعبیر خودش، پس از آن حادثه احساس کرد دوباره زنده شده است.
نقویان افزود: گاهی خداوند چنین «حال» مجانیای به بندگان خود میدهد، اما اگر انسان بخواهد این مسیر را ادامه دهد، دیگر باید هزینه آن را بپردازد.
او با اشاره به جمله معروف شهید بهشتی مبنی بر اینکه «بهشت را به بها میدهند، نه به بهانه»، گفت بخشی از بخششهای الهی ممکن است به بهانه باشد، اما برای رسیدن به بسیاری از مقامات معنوی، انسان باید بهای آن را بپردازد.
اخلاص، شرط اتصال به حقیقت دین
نقویان در ادامه، حضور در مجالسی که به نام امام حسین(ع)، امام حسن مجتبی(ع)، امام رضا(ع) یا حضرت زهرا(س) برگزار میشود را به نوعی «اتصال» تشبیه کرد و گفت فناوری و اینترنت میتواند به درک این مفهوم کمک کند.
او با اشاره به گسترش اینترنت در دو دهه اخیر توضیح داد که وقتی فردی با تلفن همراه خود به اینترنت متصل میشود، دیگر فاصله جغرافیایی مانع دسترسی او به اطلاعات نیست. فردی در یک روستا یا شهر کوچک میتواند همان اطلاعاتی را دریافت کند که فردی در نقطهای دیگر از جهان به آن دسترسی دارد.
به گفته نقویان، حضور در مجلس امام حسین(ع) نیز میتواند چنین حالتی داشته باشد، اما شرط آن اخلاص است. انسان باید بداند برای چه وارد این مجلس شده است و انگیزه او نباید منفعت مالی، خودنمایی یا کسب اعتبار باشد.
او گفت فردی که با چنین اخلاصی مجلس عزاداری برپا میکند، در حقیقت احساس میکند خداوند توفیق داده است پرچمی را به نام یک شخصیت مقدس برافرازد و دیگرانی که به آن شخصیت ارادت دارند نیز در آن مجلس حضور پیدا کنند.
نقویان تأکید کرد که حتی مسئله ثواب نباید تنها انگیزه انسان باشد و برای توضیح این موضوع، رفتار یاران امام حسین(ع) در عاشورا را مورد اشاره قرار داد.
یاران امام حسین(ع) عظمت او را دیدند
او با رد برخی نقلهای غیرمستند درباره شب عاشورا گفت نباید تصور کرد امام حسین(ع) پردهای را کنار زد و جایگاه بهشتی یاران خود را به آنان نشان داد. به گفته نقویان، چنین روایتی با شخصیت امام حسین(ع) سازگار نیست.
او تأکید کرد آنچه یاران امام حسین(ع) دیدند، عظمت شخصیت و زیبایی عمل او بود؛ آنان مشاهده کردند که امام حسین(ع) در حال معامله با خدا نیست و نمیگوید من این کار را انجام میدهم تا خدا در مقابل چیزی به من بدهد.
نقویان با اشاره به بیت سعدی که «تو نیکی میکن و در دجله انداز، که ایزد در بیابانت دهد باز» گفت سطح بالاتری از این نگاه نیز وجود دارد؛ اینکه انسان از انجام کار نیک خود پشیمان نشود و حتی نتیجه آن را نیز مطالبه نکند.
او گفت انسان باید خدا را شکر کند که توفیق انجام یک کار خیر را به او داده است؛ زیرا نعمت، شکر و حتی زبان و توان گفتن «الحمدلله» نیز از جانب خداوند است.
از جایگاه نیازمند تا جایگاه کرامت
نقویان در ادامه با نقل داستانی از یک زن سرپرست خانوار، بر اهمیت حفظ کرامت انسان نیازمند تأکید کرد. به گفته او، این زن نیازمند در برابر یک میوهفروشی منتظر مانده بود تا شاید صاحب مغازه مقداری میوه نیمهپوسیده و دورریختنی در اختیارش بگذارد تا برای فرزندان یتیم خود ببرد. هنگامی که صاحب مغازه با صدای بلند گفت این میوهها دورریز هستند، زن به دلیل حضور دیگران، از ادامه کار منصرف شد و از آنجا رفت.
در ادامه، زنی دیگر او را صدا زد و کیسهای از میوههای خوب و دستچینشده به او داد. زن نیازمند ابتدا گفت مستحق نیست، اما زن دیگر پاسخ داد: «من مستحقم که شما از من بپذیرید.»
نقویان این جمله
اگر نماز و عزاداری رفتار ما را تغییر ندهد، در هدف آنها دچار خطا شدهایم
او با اشاره به آیه «إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ» گفت مسئله اصلی در اعمال دینی، تنها انجام ظاهری آنها نیست، بلکه پذیرش آنها نیز اهمیت دارد.
قرآن برای زندگی است
نقویان بخش دیگری از سخنان خود را به نحوه استفاده از قرآن اختصاص داد و گفت قرآن کتابی برای زندگی است، اما در جامعه گاهی کارکرد آن به مراسم ختم و قبرستانها محدود شده است.
او گفت در بسیاری از مجالس ختم، قرآن میان افراد توزیع میشود و افراد بدون توجه به سخنرانی یا مداحی، قرآن میخوانند؛ در حالی که اگر قرار است سخنرانی را گوش دهند، باید به سخنرانی توجه کنند و اگر قرآن تلاوت میشود، باید به قرآن گوش دهند.
نقویان با اشاره به آیه «وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنْصِتُوا» تأکید کرد که هنگام تلاوت قرآن باید گوش داد و سکوت کرد.
او همچنین گفت جامعه بهتدریج قرآن را با مرگ پیوند زده است، به گونهای که وقتی صبح صدای تلاوت قرآن از جایی شنیده میشود، نخستین چیزی که به ذهن میرسد این است که فردی از دنیا رفته است. به گفته او، این در حالی است که قرآن باید «سرود حیات» و وسیله زنده شدن جامعه باشد، نه اینکه با ناقوس مرگ مساوی شود.
مسئله اصلی جامعه، ضعف فضائل اخلاقی است
نقویان تأکید کرد که اگر قرآن در زندگی انسان و جامعه پیاده شود، بسیاری از مشکلات اخلاقی و اجتماعی کاهش پیدا میکند.
او با اشاره به اختلافات خانوادگی گفت امروز بسیاری از خانوادهها با یکدیگر قهر هستند و میان برادر، خواهر، عمو، عمه، خاله و دایی اختلاف و کینه وجود دارد. به گفته او، گاهی اختلاف بر سر موضوعات مالی، حتی بر سر سهمی اندک از ارث، باعث قطع روابط عاطفی میان اعضای خانواده میشود.
نقویان گفت اگر فردی به کربلا برود اما همچنان با خواهر یا برادر خود قهر باشد، باید در معنای این زیارت و تأثیر آن در زندگی خود تأمل کند.
او تأکید کرد قرآن از انسان میخواهد به عهد خود وفا کند، با دیگران رفتار درست داشته باشد و حتی در برابر خشونت نیز از خشونت متقابل پرهیز کند.
نماز و عزاداری باید اثر عملی داشته باشند
نقویان در ادامه به مسئله نماز و مراسم عزاداری پرداخت و گفت دین مجموعهای از دستورهای بدون اثر نیست؛ هر عمل دینی باید نتیجهای در زندگی انسان داشته باشد.
او با اشاره به فلسفه نماز گفت قرآن تصریح میکند که نماز انسان را از فحشا و منکر بازمیدارد. بنابراین کسی که نماز میخواند باید بتواند دروغ نگوید، دل دیگران را نشکند، خودرو خود را بد پارک نکند، با همسر و فرزندان خود درست رفتار کند و با همسایه خود نیز رفتار مناسبی داشته باشد.
او افزود اگر نماز صرفاً به خواندن الفاظ و انجام حرکات ظاهری محدود شود، بدون آنکه تغییری در رفتار انسان ایجاد کند، نمیتوان به نتیجه مطلوب آن رسید.
نقویان در همین زمینه به عمر سعد اشاره کرد و گفت او نیز در روز عاشورا نماز خواند، اما پس از آن شمشیر کشید و امام حسین(ع) را به شهادت رساند. بنابراین صرف انجام ظاهری نماز نمیتواند معیار دینداری کامل باشد.
همت بلند در بهرهگیری از مجالس اهل بیت
نقویان در بخش دیگری از سخنان خود، حضور در مجالس اهل بیت(ع) را به اتصال به یک فضای معنوی تشبیه کرد و گفت مهم نیست یک مجلس با صد هزار نفر برگزار شود یا با پنج نفر، اصل، کیفیت ارتباط و اخلاص فرد است.
او یادآور شد در دورههایی که حکومتها با برگزاری مجالس عزاداری مخالفت میکردند، گاهی یک خانواده کوچک، زن و شوهر و چند فرزند، در خانه مینشستند، زیارت عاشورا میخواندند و برای امام حسین(ع) اشک میریختند.
به گفته او، اجتماع مؤمنان نیز آثار خاص خود را دارد؛ زیرا وقتی انسانها کنار یکدیگر قرار میگیرند، نور و حال معنوی یکدیگر میتواند بر آنان اثر بگذارد.
نقویان تأکید کرد هر فرد به اندازه همت و توان خود میتواند از چنین مجلسی بهره ببرد و هیچکس نباید تصور کند دست خالی از مجلس اهل بیت(ع) بازمیگردد، اما بهرهمندی از این مجالس «شرط و شروط» دارد.
شرایط متفاوت
دین و ایمان باید پیش از آخرت، اثر خود را در زندگی و رفتار انسان نشان دهد
نقویان در ادامه با اشاره به امام حسین(ع) و امام حسن مجتبی(ع) گفت همه اهل بیت(ع) نور واحد و از یک حقیقت هستند، اما شرایط تاریخی آنان متفاوت بوده است.
او گفت امام حسین(ع) در شرایطی قرار گرفت که به جنگ کشیده شد و امام حسن مجتبی(ع) در شرایطی دیگر صلح کرد. بنابراین نمیتوان برای همه زمانها و شرایط، یک نسخه واحد ارائه کرد.
به گفته نقویان، گاهی شرایط، شرایط جنگ است و گاهی صلح؛ گاهی بخشش و گاهی قصاص. با این حال، قرآن در مواردی که از قصاص سخن میگوید، انسان را به بخشش نیز توجه میدهد و میفرماید بخشش بهتر است.
او با نقل ماجرای تلاش برای رضایت گرفتن از خانواده یک مقتول گفت در یک پرونده قتل، خانواده قاتل از او خواستند برای گرفتن رضایت از خانواده مقتول کمک کند. او چند بار به خانواده مقتول مراجعه کرد، اما مادر مقتول حاضر به گذشت نشد.
نقویان گفت در نهایت به او پیشنهاد کرد اگر میخواهد، او را به عنوان قاتل معرفی کند و قصاص کند تا جوان متهم نجات پیدا کند؛ اما آن مادر نپذیرفت و تأکید کرد کسی که فرزندش را کشته باید قصاص شود.
او این ماجرا را نمونهای از مواردی دانست که انسان باید از آموزههای دینی درس بگیرد و در برخی شرایط، روح خود را از کینه و انتقام فراتر ببرد.
معیار نهایی، عمل انسان است نه ادعا
نقویان در بخش پایانی سخنان خود با اشاره به تعبیری از مولانا درباره «ناریان» و «نوریان» گفت در قیامت، انسانها به سنخ و جنس اعمال خود ملحق میشوند؛ کسانی که در دنیا آتش ایجاد کردهاند، در شمار «ناریان» و کسانی که نور شدهاند و راه را برای دیگران باز کردهاند، در شمار «نوریان» قرار میگیرند.
او با استفاده از مثال آهنربا گفت انسانها در نهایت به سوی کسانی جذب میشوند که از جنس اعمال خودشان هستند.
نقویان تأکید کرد در قیامت، ادعاهای انسان ملاک نیست. اینکه فرد عمامه داشته، لباس مشکی پوشیده یا خود را دیندار معرفی کرده، معیار نهایی نیست؛ بلکه عمل او بررسی میشود.
او با اشاره به نمونهای از رفتارهای روزمره گفت اگر فردی هنگام رانندگی بتواند راه را برای یک مسلمان دیگر باز کند، باید این کار را انجام دهد. همچنین اگر دختری در خانوادهای باشد که خواستگار مناسبی ندارد، کمک به ازدواج او میتواند یک عمل خیر باشد. اگر جوانی شغلی ندارد، در حالی که فرد دیگری چندین شغل و مسئولیت در اختیار دارد، واگذاری یک فرصت شغلی به آن جوان نیز بخشی از مسئولیت اخلاقی و اجتماعی انسان است.
نقویان گفت در برخی مشاغل دولتی مشاهده میشود که یک فرد چندین پست در اختیار دارد، در حالی که جوانان بسیاری بیکار هستند و این وضعیت با مسیری که امام حسین(ع) به انسان نشان داده، سازگار نیست.
دین زمانی زنده است که زندگی را تغییر دهد
نقویان در جمعبندی سخنان خود تأکید کرد که هدف از حضور در مجالس اهل بیت(ع)، تنها انجام یک مراسم یا کسب ثواب نیست؛ بلکه انسان باید از این مجالس با حال و فهمی بازگردد که در زندگی او اثر بگذارد.
او گفت انسان ممکن است در یک مجلس، در زیارت، در نماز یا در یک مصیبت، حال معنوی خاصی پیدا کند؛ اما ارزش واقعی این حال زمانی مشخص میشود که در رفتار او ادامه پیدا کند.
به گفته او، اگر فردی پس از حضور در مجلس امام حسین(ع) همچنان گرفتار حسادت، کینه، غرور، بدخواهی و آزار دیگران باشد، باید در میزان بهرهگیری خود از آن مجلس تأمل کند.
نقویان با اشاره به جامعه امروز گفت یکی از مشکلات اصلی کشور، ضعف فضائل اخلاقی است و بسیاری از افراد درگیر اختلافات خانوادگی، کینهها، حسادتها و مشکلات اخلاقی هستند.
او تأکید کرد کسی که به مجلس امام حسین(ع) میآید، میتواند به جای درخواست صرفاً برای رفع مشکلات مالی و دنیوی، از خدا بخواهد بیماریهای اخلاقی او را درمان کند؛ برای مثال، از خدا بخواهد حسادت، غرور، کینه و بدخواهی را از وجودش بگیرد.
او در پایان با قرائت بخشهایی از زیارت جامعه کبیره، از خداوند خواست به دلهای مردم و حاضران نظر کند و آنان را از نور و معارف اهل بیت(ع) بهرهمند سازد و سخنان خود را با سلام و درود بر اهل بیت عصمت و طهارت(ع) به پایان رساند.