شناسهٔ خبر: 79328594 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

چرايي تشييع كم‌نظير رهبر شهيد

حميدرضا جلايي‌پور

صاحب‌خبر -

از زمان شروع جنگ 12 روزه در بيست و سوم خرداد ١۴٠۴ تاكنون (مرداد ١۴٠۵) رخدادهاي مهمي در ايران به وقوع پيوسته است (مثل جنگ 40 روزه در نهم اسفند ١۴٠۴، اجتماعات مستمر شبانه در شهرهاي ايران و جنگ هرمز خصوصا در مناطق جنوب ايران از 16 تيرماه ١۴٠۵) . يكي ديگر از رخدادهاي مهم در اين شرايط جنگي تشييع پيكر رهبري شهيد سيدعلي خامنه‌اي، با حضور ميليون‌ها نفر در مدت شش روز بود. هر كدام از رخدادهاي مذكور نيازمند بررسي مجزا هستند، هدف اين نوشته «بررسي چرايي اين تشييع جنازه كم نظير» است. اين بررسي شامل مختصات جمعيتي رخداد، چرايي و پيامدهاي رخداد است. 
مختصات جغرافيايي و جمعيتي تشييع- رهبر كشور در نهم اسفند ١۴٠۴ با حمله هوايي امريكا-اسراييل به محل كار و زندگي‌اش به شهادت رسيد. اما مراسم تشييع پيكر او، چهار ماه بعد، در 12 تيرماه ١۴٠۵ شروع شد و به مدت شش روز طول كشيد و در شهرهاي مختلفي انجام شد. بزرگ‌ترين بخش اين مراسم در شهر تهران به مدت سه روز بود. دو روز (سيزده و چهارده) اين مراسم در مصلاي تهران بود كه جمعيت در حال حركت با پيكر او وداع كردند و مراسم اصلي تشييع در 15 تيرماه در خيابان اصلي دماوند، خيابان انقلاب، خيابان آزادي انجام شد، آمار رسمي دقيق نداريم، اما ميليون‌ها نفر شركت كردند. مراسم ميليوني بعدي در شهر قم در 16 تيرماه بود. يك تشييع بي‌نظير و ميليوني نيز در 17 تيرماه در شهر نجف و كربلا و در كشور عراق انجام و در هجده تيرماه تشييع ميليوني در شهر مشهد برگزار شد و رهبر شهيد در جوار حرم امام رضا(ع) هشتمين امام شيعيان به خاك سپرده شد. رسانه‌هاي حكومتي مثل ايرنا، فارس تعداد شركت‌كنندگان در شش روز مراسم را در مجموع بين 40 تا 43 ميليون اعلام كردند. رسانه‌هاي خارجي مثل فايننشال تايمز بيش از 15 ميليون نفر اعلام كردند. يك گواهي شخصي هم بدهم..

 نگارنده شخصا در چهل و هشت سال گذشته در چندين مناسبت از نزديك شاهد حضور ميليوني مردم تهران بوده‌ و به نظرم تعداد افراد شركت‌كننده در مراسم تشييع رهبري بيشتر از ساير مناسبت‌هاي ديگر بود. اين مناسبت‌ها عبارت بودند از: حضور ميليوني مردم در تظاهرات روز تاسوعا و عاشوراي سال ۵٧ كه زمينه‌ساز سقوط شاه بود، جمعيت انبوه مردم تهران در خيابان‌ها در بيست و ششم دي‌ماه سال ۵٧ براي ابراز شادي هنگامي كه شاه از ايران رفت، مراسم ميليوني استقبال مردم تهران در دوازده بهمن سال ۵٧ از امام خميني از فرودگاه مهرآباد تا بهشت‌ زهرا، مراسم ميليوني تشييع پيكر امام خميني در شانزده خرداد سال ۶٨ از مصلاي تهران تا بهشت ‌زهرا، مراسم ميليوني تشييع پيكر هاشمي‌رفسنجاني در نوزدهم دي‌ماه سال ١٣٩۵، مراسم كم‌نظير و ميليوني سردار شهيد قاسم سليماني در چهاردهم دي‌ماه سال ١٣٩٨. مشاهدات من در اين مناسبت‌ها نشان مي‌داد جمعيت تشييع‌كننده پيكر سيد علي خامنه‌اي از تمام مناسبت‌هاي مذكور پرتعدادتر بود.
چرايي اين كم‌نظيري -  در تيرماه ١۴٠۴ كه اين تشييع انجام شد، جامعه ايران سه جنگ را پشت سر گذاشته بود و همچنان جامعه از وضعيت جنگي خارج نشده بود (و نشده است). معمولا در شرايط جنگي انتظار تشييع پيكر رهبر با جمعيت زياد است، اما به چه علل اين تشييع آن‌ هم در شرايط جنگي «كم‌نظير» بود؟ در آينده با كسب داده‌هاي بيشتر با دقت بيشتري مي‌توان به اين سوال پاسخ داد. من در اينجا اجمالا به پنج علت اشاره مي‌كنم؛ عامل اول اينكه در حالي كه ايران براي چندين ‌بار با امريكا براي مديريت اختلافات در حال مذاكره بود، اما ناگهان و ناجوانمردانه به ايران و به محل كار و زندگي رهبر كشور حمله شد و او و خانواده‌اش را به شهادت رساندند. اين اقدام كثيري از مردم را برانگيخت و اين برانگيختگي خود را در تشييع ميليوني پيكر نشان داد. عامل دوم اينكه فردي كه شهيد شد فقط رهبر يك كشور نبود او يك مرجع مذهبي و حامي فلسطين نيز بود. مرجع‌كشي حتي از سوي استعمار پير انگليس در قرن نوزدهم انجام نمي‌شد، اما اين جنايت احمقانه از سوي ترامپ خودشيفته به عنوان رييس‌جمهور امريكا انجام شد. اين جنايت، اقشار مذهبي را بيشتر برانگيخت. ضمنا اين رهبر و مرجع مذهبي از مدافعان جدي و طولاني نهضت مقاومت مردم فلسطين در مقابل اشغالگران سرزمينشان بود. به همين دليل مردم مسلمان ساير كشورها در شهادت رهبري سوگواري كردند و به عنوان نمونه ما اين سوگواري ميليوني را در شهر نجف و كربلاي كشور عراق ديديم. عامل سوم اينكه نحوه و محل شهادت رهبري در نقطه مقابل جو تبليغاتي بود كه دشمنان ايران (مثل نتانياهو و رسانه‌هايي مانند ايران اينترنشنال) از سال‌ها قبل عليه رهبري نشر داده بودند. تبليغ كرده بودند كه بيت رهبري توسط شبكه‌اي از رانت‌خواران محاصره شده و خود رهبري و خانواده‌اش در سنگرهاي نفوذ‌ناپذير زندگي مي‌كنند و از درد مردم خبر ندارند. اما مردم در جريان اين حمله متوجه شدند كه رهبري در محل كارش بوده و دختر، عروس، داماد و نوه‌اش در همان محل زندگي مي‌كردند كه به طرز ناجوانمردانه‌اي به شهادت رسيدند. مردم با چشم خود ديدند در حالي كه دشمن به پنجاه هزار نقطه ايران حمله كرد كسي از نزديكان و وابستگان رهبري از كشور خارج نشدند. اين مظلوميت ناشي از تبليغات دروغين دشمن عليه رهبري، به برانگيختگي مردم نيز كمك كرد و تشييع بي‌نظير مردم نوعي اداي احترام مضاعف بود.
علت چهارم اينكه در دفاع از مردم مظلوم فلسطين كثيري از مسلمانان در داخل و خارج كشور همراه هستند، اما آماده پرداخت هزينه سنگين نيستند. اما كثيري از آنان شاهد بودند كه رهبري ايران صادقانه آماده پرداخت هزينه بود. لذا اين مردم با مشاركت در تشييع رهبر نوعي اداي احترام به شخصيتي مي‌كردند كه صادقانه از مردم فلسطين، در برابر اسراييل و امريكاي متجاوز دفاع كرده است. به همين دليل به نظر مي‌رسد اگر زمان و امكانات اجازه مي‌داد همان تشييع ميليوني كه در شهرهاي عراق از پيكر رهبري انجام شد، مي‌توانست در شهرهاي يمن، لبنان، كشمير، افغانستان، پاكستان و حيدرآباد انجام شود.
عامل پنجم اينكه سازماندهي ستاد تشييع با برنامه و با كارايي بالا بود. ظاهرا اين ستاد تجربه‌هاي تشييع شهيد قاسم سليماني را در كرمان در نظر داشت كه متاسفانه بر اثر ازدياد جمعيت بيش از هفتاد كرماني در تشييع او جان باخته بودند. ستاد تشييع جوري برنامه‌ريزي كرده بود كه جمعيت در حركت باشد تا با ازدحام روبه‌رو نشوند. از همه مهم‌تر امنيت مراسم، خيابان‌ها و جاده‌ها كامل برقرار شده بود. به عنوان مثال براي پرهيز از گرما در مراسم تشييع قم، مراسم صبح زود شروع شد تا تشييع‌كنندگان با گرماي ظهر مواجه نشوند. هزاران موكب‌ حتي‌الامكان آب را به تشييع‌‌كنندگان مي‌رساندند يا زائرسراها در سراسر كشور با نظم و برنامه علاقه‌مندان به شركت در مراسم را به تهران مي‌رساندند و برمي‌گرداندند. اگر خدايي نكرده در اين رخداد خطير و ميليوني جان‌هايي از دست مي‌رفت، روي كيفيت و تعداد شركت‌كننده در مراسم اثر مي‌گذاشت.
آثار اين تشييع- پس از شروع حمله در نهم اسفندماه به ايران، كثيري از مردم در شهرهاي ايران در شب‌هاي مكرر در كنار مدافعان كشور از ايران دفاع كردند، همين مردم در مراسم تشييع نيز شركت كرده و اداي احترام كردند. اثر بعدي كيفيت حال تشييع‌كنندگان بود. تشييع اجباري نبود. اكثر آنها لباس مشكي پوشيده بودند و چشمان گريان داشتند. اين تشييع ده‌ها ميليوني، نمايش قدرت شيعيان ايران و جهان نسبت به قدرت لجام‌گسيخته استعمار بي‌نقاب امريكا و تجاوزطلبي اسراييل بود.
نگراني‌ها-  يكي از نگراني‌ها اينكه اتاق‌هاي تصميم‌گيري در حاكميت (در حالي كه كشور با انواع بحران‌ها روبه‌رو است) فكر كنند، مردم ايران همين كساني است كه شب‌ها در ميادين به خيابان‌ها مي‌آيند يا همين ميليون‌ها تشييع‌كننده هستند. در صورتي كه مردم ايران نود ميليون هستند و اين مردم در جريان جنگ برخلاف انتظار دشمن، با دشمن همكاري نكردند. متاسفانه از توجه به بين خطوط تبليغات صداوسيما، چنين برداشت تقليل‌گرايانه و انحصارطلبانه‌ مي‌شود.نگراني دوم اينكه سرمايه اجتماعي به وجود آمده براي كارهاي اساسي كشور به كار نرود. همه مي‌دانيم در اعتراضات هجدهم و نوزدهم دي‌ماه ١۴٠۴ (حدود پنجاه روز قبل از وقوع جنگ) بيش ‌از سه هزار ايراني جان باختند و يك شكاف ميان حكومت و بخشي از جامعه ايجاد شد. البته در اين فاجعه دي‌ماه اعلام جنگ ترامپ و اينكه كمك در راه هست و فراخوان جنايتكارانه پسر شاه در دعوت از جوانان خشمگين ايران كه بروند مراكز شهرها را بگيرند نيز نقش داشت. با اين همه و به‌رغم شكاف مذكور، پس از اين جنگ ناجوانمردانه دو سرمايه اجتماعي در ايران رخ داد؛ يكي اجتماعات شبانه در ميادين شهرها در زير باران، برف و پرتابه‌هاي پهپاد در ده‌ها شب بود كه هنوز هم ادامه دارد و ديگري همين تشييع بي‌نظير پيكر رهبري بود. لذا شايسته است حاكميت از اين دو سرمايه براي كاهش شكاف‌هاي اجتماعي و عبور عزتمندانه ايران از پيچ جنگ استفاده كند. متاسفانه اين نگراني هست و نحوه تبليغات صداوسيما نشان مي‌دهد كه از اين دو سرمايه براي تثبيت امور نامربوط به مشكلات مردم استفاده شود.
نگراني سوم بي‌ارتباط با نگراني دوم نيست. در جريان اجتماعات مردم در طول جنگ و در جريان تشييع كم‌نظير پيكر رهبر، يك اتفاق مهم رخ داد و آن، اين بود كه مردم ايران در دفاع از كشور ميليون‌ها پرچم ايران را به حركت درآوردند، به‌طوري كه ايران در تاريخ معاصرش اين مقدار پرچم نديده بود. نكته ظريف اينكه مراسم تشييع شش روز طول كشيد 
و ناگهان در شب آخر تشييع در مشهد و بعد در تهران پرچم‌های سرخی   (مبتني بر خواست انتقام)  افراشته شد  و از آن‌ پس به تدريج حمل  دیگر پرچم ها كم   شد. روشن است هيچ نيرويي در ایران، مخالف انتقام از آمران حمله به ايران و رهبر و فرماندهانش نبوده و نيست. اساسا همين دفاع ايران در برابر مهاجمان عين انتقام ايران از متجاوزان است.  اما اينكه توسط عده معدودي چهار ميليون پرچم به جاي پرچم ايران پخش مي‌شود، علامت همان انحصارگري‌هاي راديكال‌ها و نگران‌كننده است.  اوضاع ايران در ماه‌هاي آينده از دو حال خارج نيست. ايران يا عزتمندانه از پيچ جنگ عبور مي‌كند يا خدايي‌ نكرده باز دشمن متجاوز جنگ ديگري را به ايران تحميل مي‌كند و ايران باز راهي جز دفاع قهرمانانه از كشور ندارد. در اين دفاع، مهم‌ترين عامل بازدارنده در كنار مدافعان كشور، حمايت همين نود ميليون ايراني است كه پرچم ايران نماد وحدت آنان است كه شايسته نيست با انحصارگري اين وحدت ملي خدشه‌دار شود.