شناسهٔ خبر: 79319198 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: تقریب | لینک خبر

/یادداشت/

اتحاد؛ شرط بقای رفاه و امنیت در مکتب نبوی

حجت‌الاسلام والمسلمین علی خورشیدی، امام جمعه بیجار، در یادداشتی عمیق و راهگشا با تأمل در حدیثی نبوی که در آن پیامبر اعظم(ص) سه درخواست «رفاه»، «امنیت» و «اتحاد» را از خداوند مسئلت می‌کند، راز ممانعت الهی از پذیرش درخواست سوم را نه یک محرومیت، که یک تکلیف‌سازی هوشمندانه برای جوامع اسلامی دانسته و تأکید می‌کند: وحدت، شرط بقای دو نعمت دیگر است و هرگونه تفرقه، ریشه‌کن‌کننده امنیت و رفاه و زمینه‌ساز سلطه استکبار خواهد بود.

صاحب‌خبر -
به گزارش حوزه استان‌های خبرگزاری تقریب، حجت‌الاسلام والمسلمین علی خورشیدی، امام جمعه شهرستان بیجار، یادداشتی با رویکردی تحلیلی-قرآنی درباره حدیث شریف نبوی و نقش محوری وحدت در بقای جوامع اسلامی نگاشته است که در ادامه از نظر مخاطبان ارجمند می‌گذرد:

«سَأَلتُ رَبّی ثَلاثَ خِصالٍ...»؛ روایتی که تاریخ را تفسیر می‌کند

از خدا برای امت خود سه موهبت اصلی خواستم: «رفاه»، «امنیت»، «اتحاد». این کلام گهربار که در منابع شیعه و اهل سنت به‌عنوان یکی از عمیق‌ترین فرمایش‌های پیامبر اعظم(ص) ثبت شده، نه یک روایت ساده تاریخی، که یک نظریه‌ی جامع درباره‌ی زیست‌سیاسیِ امت‌هاست؛ نظریه‌ای که رازِ سقوط و صعودِ تمدن‌ها را در خود نهفته دارد.

حضرت ختمی‌مرتبت(ص) در این حدیث می‌فرمایند: از خدای متعال برای امت خود سه درخواست کردم. خدای متعال دو درخواست را عنایت فرمود و یکی را منع کرد. درخواست اول، نابود نشدن امت به‌سبب گرسنگی و قحطی بود که خداوند پذیرفت. درخواست دوم، مسلط نشدن دشمن بر امت برای نابودی آنان بود که آن نیز پذیرفته شد. اما درخواست سوم، جلوگیری از نزاع و اختلاف داخلی میان امت بود که خداوند متعال آن را نپذیرفت.

نکته‌ی بنیادین؛ نگاه منظومه‌ای به سه موهبت

نکته‌ی کلیدی و راهبردی در این فرمایش نبوی، نگاه مجموعه‌ای، منظومه‌ای و غیرتفکیکی به این سه درخواست است. پیامبر(ص) این سه را در کنار هم می‌نهد، اما خدای متعال با نپذیرفتنِ سومی، عملاً یک معادله‌ی الهی را به بشر آموزش می‌دهد: اگر وحدت و اتحاد (لا تَجعَل بَأسَهُم بَینَهُم) نباشد، آن دو لطف و عنایت قبلی یعنی «رفاه» و «امنیت» نیز از بین خواهند رفت. یعنی طبق قاعده‌ی قرآنیِ تغییرناپذیرِ «إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ» (رعد:۱۱)، سومی، شرط تحقق و دوام اولی و دومی است.

تفرقه؛ زلزله‌ای که اقتصاد و امنیت را ویران می‌کند

نزاع، اختلاف و تفرقه داخلی، یک آسیبِ وجودی برای دو نعمت اساسی رفاه و امنیت است. تا زمانی که الفت، همبستگی، وحدت و انسجام درونی نباشد، قحطی و ناامنی لاجرم پدید می‌آیند. چراکه:

- نزاع، اقتصاد را نابود می‌کند: سرمایه‌ها را می‌ترساند، تولید را به‌شدت کاهش می‌دهد، ثروت‌های ملی را هدر می‌دهد و توزیع عادلانه را مختل می‌سازد. نتیجه، قحطی و گرسنگی است، همان‌گونه که در طول تاریخ، بسیاری از تمدن‌های ثروتمند، به‌خاطر کشمکش‌های داخلی، به فقر و نیستی دچار شدند.

- نزاع، زمینه‌ساز سلطه‌ی دشمن است: تاریخ بشریت به‌خوبی گواه است که هیچ دشمن خارجی‌ای، بدون عامل نزاع و تفرقه داخلی نمی‌تواند بر ملتی چیره شود. نقطه‌ی قوت اصلی دشمن، دقیقاً همان بزرگ‌ترین نقطه‌ضعف ملت‌ها یعنی گسست‌ها، گسل‌ها و شکاف‌های درونی است. استعمارگران همواره شعار «تفرقه بینداز و حکومت کن» را سرلوحه‌ی کار خود قرار داده‌اند.

راز ممانعت الهی؛ وحدت، هدیه نیست، تکلیف است

اما چرا خدای متعال، درخواست سوم پیامبر(ص) را نپذیرفت؟ آیا این محرومیتی برای امت است؟ هرگز. این، دقیقاً نقطه‌ی ظریف و عمیق تربیت الهی است. خدای متعال با نپذیرفتنِ این درخواست، عملاً این قانون را تبیین می‌کند که وحدت و اصلاحِ باطن، تنها یک هدیه‌ی یک‌سویه نیست که از بالا بخشیده شود؛ بلکه یک وظیفه و تکلیف است که خود مردم باید زمینه‌ی آن را فراهم آورند. اگر مردم این تکلیف را ترک کنند و به جان هم بیفتند، مشمول عذاب طبیعی ناشی از آن (قحطی و ناامنی) خواهند شد.

راز دیگر این ممانعت، بستر آزمایش الهی است. خداوند نمی‌خواهد جامعه‌ای را به اجبار در وحدتی تصنعی نگاه دارد؛ بلکه می‌خواهد انسان‌ها با عقل، ایثار، تدبیر و گذشت، خود به اتحاد برسند. این، عزتِ انسان است که نه با تحمیل، که با انتخابِ آگاهانه به کمال می‌رسد.

در آیینه‌ی قرآن؛ تفرقه، اهرم سلطه‌ی استکبار

قرآن کریم در داستان فرعون (نماد نظام استکبار)، اصلی‌ترین رویکرد او را برای استقرار و استحکام حاکمیت طاغوتی خویش، تفرقه‌افکنی بین مردم (جَعَلَ أَهْلَها شِیَعاً) و ایجاد نظام طبقاتی و استضعاف گروهى از مردم (یَسْتَضْعِفُ طائِفَةً مِنْهُمْ) معرفی می‌کند. این، یک راهبرد همیشگیِ مستکبران است: تا وقتی مردم اتحاد و همبستگی داشته باشند، طاغوت‌ها قدرت چندانی ندارند و نمی‌توانند کارى از پیش ببرند. تفرقه، مقدمه‌ی ذلت‌پذیری است؛ ابتدا مردم گروه‌گروه و متفرّق مى‌شوند، سپس به استضعاف کشیده مى‌شوند.

رهیافت تاریخی؛ عبرت‌های بنی‌اسرائیل در نهج‌البلاغه

امیرالمؤمنین علی(ع) در خطبه‌ی ۱۹۲ (قاصعه)، با نگاه ژرف‌اندیشانه‌ی خود، سرنوشت بنی‌اسرائیل را چنین ترسیم می‌فرمایند:  
«وَقَعَتِ الْفُرْقَةُ ... وَ تَشَتَّتَتِ الْأُلْفَةُ ... وَ اخْتَلَفَتِ الْکَلِمَةُ وَ الْأَفْئِدَةُ ... وَ تَشَعَّبُوا مُخْتَلِفِینَ ... وَ تَفَرَّقُوا مُتَحَارِبِینَ ... فَخَلَعَ اللَّهُ عَنْهُمْ لِبَاسَ کَرَامَتِهِ وَ سَلَبَهُمْ غَضَارَةَ نِعْمَتِهِ».  
نکته‌ی مهم اینجاست که با وجود عوامل متعدد پیروزی و بقا، حضرت تنها به یک عامل اشاره دارند: **اتحاد**؛ و با وجود عوامل متعدد شکست و فروپاشی، تنها به یک عامل: **تفرقه**. این، ساده‌ترین و در عین حال عمیق‌ترین درسِ تاریخ به ماست.

نتیجه‌گیری؛ اتحاد، سرمایه‌ای بی‌بدیل

در پایان، این حدیث شریف، یک هشدار راهبردی به تمام جوامع اسلامی در طول تاریخ است که:

- دو نعمت کلان رفاه و امنیت، تنها در سایه‌ی وحدت کلمه محقق و میسّر است.
- گرفتاری مسلمانان به قحطی و سلطه‌ی استعمار، هرگز بلاهای تصادفی نیست؛ بلکه پیامدِ طبیعیِ تفرقه و رها کردنِ محور وحدت است.
- گران‌بهاترین سرمایه‌ی هر ملت، اتحاد، همدلی و انسجام درونی است.

امید که همه‌ی ما با ترویج گفتمان وحدت و پرهیز از دامن‌زدن به اختلافات، از این سرمایه‌ی عظیم اجتماعی صیانت کنیم و بدانیم که مهم‌ترین شاخص پیروزی در نبرد اراده‌ها، حفظ اتحاد مقدس است. ان‌شاءالله که خداوند متعال، امت اسلامی را به برکت همدلی و انسجام، از آسیب‌های تفرقه مصون بدارد.

انتهای پیام/