به گزارش ایرنا، سومین سالگرد حمله تروریستی به حرم مطهر حضرت شاهچراغ (ع)، اینبار نه فقط برای سوگ، که برای مرور یک لحظه طلایی ایستادگی رقم خورد؛ لحظهای که در آن یک خادم بیادعا، با تن خود جلوی توفان خشمِ تروریسم ایستاد و یگان حفاظت، در چند ثانیه، پروندهٔ یک عملیات را بست.
غروب یکشنبه ۲۲ مرداد ۱۴۰۲، وقتی تروریست تکفیری از بابالمهدی وارد صحن حرم شد، هیچکس تصور نمیکرد که این ورودِ بیسروصدا، تنها چند دقیقه بعد به صحنهای خونین و سپس به یک روایت ملی از شجاعت بدل شود.
او که قصد داشت خشابِ خشم خود را بر خادمان و زائران خالی کند، در همان بدو ورود با جانفشانی یکی از خادمان و سرعتِ عمل یگان حفاظت زمینگیر شد؛ اما پیش از آن، دو گلوله، دو زندگی را جاودانه کرده بود.
محمد جهانگیری؛ محافظی که تا آخرین نفس ایستاد
محمد جهانگیری، جوان ۲۵ساله و از محافظان حرم احمدبنموسی (ع)، بر اثر اصابت گلوله به قفسه سینه به شهادت رسید؛ همان جایی که سالها نگهبانی داده و جای پای هزاران زائر را دیده بود.
او یکی از فعالان گروههای جهادی خدمترسانی در نقاط محروم استان فارس بود.
شهید محمد جهانگیری متولد ۲ بهمن سال ۱۳۷۶ در شهرستان مرودشت بود.
وی از کودکی به مسجد و نماز جماعت علاقهمند شد و همین موضوع موجب گردید در نوجوانی و جوانی به عنوان یکی از فعالان فرهنگی پایگاه حمزه سیدالشهدای مسجد امام رضا (ع) شهرستان مرودشت شناخته و معرفی شود.
عشق به شهادت؛ دعای مداوم در قنوتها
غلامعباس عباسی، خادمِ حرم مطهر که در همان دقایق ابتداییِ حمله، پیش از آنکه حتی روایتِ هجوم کامل شود، پرونده زندگی خادمانهاش بسته شد.
غلامعباس عباسی، خادم ۷۹ساله آستان مقدس احمد بن موسی (ع)، یکی از شهدای این حادثه بود؛ مردی که به گفته بستگانش، سالها شوق شهادت در دل داشت.
«عشق به شهادت» در رگهایش جاری بود. او که همواره آرزوی رسیدن به مقام بالاتر را داشت، در قنوتهای نمازهایش بارها این آرزو را از محبوب خود طلب میکرد.
یکی از بستگان این شهید حرم گفت: این شهید والامقام همواره عشق به شهادت داشت و دلش میخواست به این مقام برسد؛ او همیشه در قنوت نمازهایش دعای «اللهم ارزقنا توفیق الشهادة» را میخواند و میگفت «خوشا به حال شهیدان.»
به گفته دختر این خادم شهید، او هر روز با شوق فراوان لباس خادمی حرم مطهر شاهچراغ (ع) را اتو میکرد، میپوشید و عطر میزد و با اشتیاق میگفت «میروم حرم شاهچراغ.» گویی هر بار که لباس را آماده میکرد، در حقیقت خود را برای ملاقات با محبوب آماده میساخت؛ او با اشتیاق تمام میگفت «میروم شاهچراغ»؛ و در نهایت، همانگونه که آرزو داشت، در مسیر خدمت و در آستانه حضرت، به مقصود نهایی خود رسید.
اقدام بهموقع یگان حفاظت؛ بازدارندهای از فاجعهای بزرگتر
جانفشانی نیروهای حرم و اقدام بهموقع یگان حفاظت، از گستردهتر شدن تلفات این حمله تروریستی جلوگیری کرد؛ با این حال، در جریان این حادثه، ۹ نفر مصدوم شدند که چهار نفر از آنان زائر بودند.
این حمله تروریستی، بار دیگر مظلومیت شهدای حرم و فداکاری خادمان و نیروهای حفاظت آستان مقدس شاهچراغ (ع) را در خاطره مردم ایران زنده کرد.
این دو، در سومین سالگرد، به نماد آن دسته از مردمانی بدل شدند که در سکوت خدمت میکنند و در یک لحظه، بیادعا تا خط پایان میروند.
تکرار تلخ ترور در شاهچراغ؛ از آبان ۱۴۰۱ تا مرداد ۱۴۰۲
چهارشنبه چهارم آبان ۱۴۰۱ نیز شهر شیراز شاهد سیاهترین فصل از یک حادثه ناگوار تروریسم تکفیری بود؛ حمله داعش به این حرم که ۱۳ نفر را به شهادت رساند و بیش از ۲۰ نفر را زخمی کرد.
زخمی که آن روز بر دل ملت نشست، سالها طول میکشد تا التیام یابد. اما اینبار، در غروب ۲۲ مرداد ۱۴۰۲، خادم حرم و یگان حفاظت اجازه ندادند که داغ این حمله بر جان مردمان ایران زمین سنگینتر شود.
خشم کوردلانه تروریسم تکفیری اینبار اگرچه ۶ تن از هموطنانمان را مصدوم کرد و دو نفر نیز به فیض شهادت نایل آمدند، اما جانفشانی و فداکاری خادمان و نگهبان شجاع حرم مطهر نگذاشت این داغ عمیقتر شود.
ایستادگی در برابر تروریسم؛ روایتی ناتمام از مردمی که قد علم میکنند
این حمله تروریستی که با هدف ایجاد آشوب در فضای امنیتی استان فارس صورت گرفت، با جانفشانی نیروهای حرم و اقدام بهموقع یگان حفاظت، از فاجعهای بزرگتر جلوگیری کرد.
ایران اسلامی و جایجای این وطن مقدس اگر چه زخمخورده تروریست و حوادث کور بوده است، اما باید دانست که تروریسم هرقدر هم که خشابش سنگین باشد، در برابر مردمی که «ایستادن» را پیشه کردهاند، کوتاهقامت است.