باشگاه خبرنگاران جوان - وقتی یکی از والدین قانون میگذارد و دیگری پنهانی آن را دور میزند، کودک یاد میگیرد به جای رعایت قوانین، از این شکاف برای رسیدن به خواستههایش سوءاستفاده کند.
تربیت فرزند پر از چالشهایی است که اگر پدر و مادر با هم هماهنگ نباشند، خیلی زود کنترل اوضاع از دستشان خارج میشود. در بسیاری از خانهها، یکی از والدین نقش سختگیرتر را بر عهده دارد و دیگری سعی میکند با دادن امتیازات پنهانی، فضا را تلطیف کند. اما این ناهماهنگی چه بلایی سر تربیت کودک میآورد؟
زهرا گیوی، روانشناس و مشاور، با اشاره به مفهومی به نام «مثلثسازی» در خانواده میگوید: «در بعضی از خانوادهها یکی از والدین سختگیرتر است و طرف دیگر، یکسری امتیازات را بهصورت پنهانی به بچه میدهد. مثلاً مادر قانونی میگذارد که کودک زیر دو سال نباید نوشابه بخورد، اما پدر سر میز غذا این نوشیدنی ممنوعه را به بچه میدهد و میگوید حالا یک ذره است، چیزی نمیشود! این الگو در روانشناسی یک ناهماهنگی تربیتی رقم میزند که به آن ائتلاف پنهان با کودک میگوییم.»
او آسیب دوم را متوجه شخصیت کودک میداند و ادامه میدهد: «پیامد دوم، آسیب جدی به شخصیت کودک است. بچه یاد میگیرد از این اختلافی که بین بابا و مامان افتاده به نفع خودش سوءاستفاده کند؛ یعنی مرزها را جدی نمیگیرد، رفتارهای سوءاستفادهگرانه نشان میدهد و برای هر مسئله زیاد چانه میزند. کودک پیش خود میگوید بههرحال یک طرف قضیه کوتاه میآید و من به خواستهام میرسم. در نتیجه، بچه به جای اینکه انجام دادن یا ندادن یک کار درست را یاد بگیرد، مدام حسابوکتاب میکند که چطور بدون رعایت قانون، این امتیاز را از پدر و مادر بگیرد.»
قانونشکنی با طعم دلسوزی!
این روانشناس برای روشنتر شدن موضوع، مثالهای ملموسی میزند: «مثلاً مادر میگوید قبل از دیدن تلویزیون باید تکالیفت را نوشته باشی، اما پدر میگوید اشکال ندارد، اول کارتونت را ببین تا انرژی بگیری، بعد تکالیف را انجام بده. نتیجه این میشود که کودک رعایت قانون را الزامی نمیداند و فکر میکند حق انتخاب دارد که قانون را اجرا کند یا نه! یا مثلاً کودک بیاحترامی میکند، اما پدر برای آرام کردن فضا جلوی بچه میگوید: اشکال ندارد، بچه است نمیفهمد، ولش کن. نتیجه این است که قانونِ احترام در خانه روشن نمیماند و حفظ نمیشود.»
قوانین روشن؛ فقط پشت درهای بسته
یکی از مهمترین مهارتهای فرزندپروری، توافق والدین پیش از قرار گرفتن در موقعیت است. زهرا گیوی تاکید میکند: «ما باید قبل از ورود به موقعیت، درباره قوانین اساسی مثل ساعت خواب، موبایل، تغذیه، تشویق و تنبیه توافقات والدینی داشته باشیم. این توافقها باید کاملاً روشن، کوتاه و قابلاجرا باشند تا از حوصله کودک خارج نشوند و وقتی آنها را انجام داد، تأثیرش را ببیند و برای ادامه مسیر تشویق شود. دقت کنید که تشویق باید مختص رفتار درست باشد؛ نه اینکه به گریه، لجبازی یا واسطهگری کودک پاداش بدهیم.»
او درباره حفظ حریم تصمیمگیریهای تربیتی یک خط قرمز مهم رسم میکند: «مرزگذاریها و گفتوگو درباره قوانین نباید جلوی بچهها اتفاق بیفتد؛ جای این حرفها پشت درهای بسته است. بچهها باید محبت و تعامل زوجین را در خانه ببینند، اما موارد مربوط به قانونگذاری و توافقات تربیتی فقط باید پشت درهای بسته اتفاق بیفتد. ما فقط باید نتیجه آن تصمیمات را در حضور بچهها عملی کنیم. ما اصلاً نباید درگیری یا اختلافنظر را جلوی بچه حلوفصل کنیم. اگر با هم مخالفیم، باید بگوییم الان موقع صحبت در این باره نیست، بعداً حرف میزنیم. این کار جلوی مثلثسازی و یارکشی کودک را میگیرد.»
یک تیم دونفره و یک پیام واحد
وقتی بچهها میخواهند والدین را دور بزنند، هماهنگی پدر و مادر شبیه به یک سپر دفاعی عمل میکند. این روانشناس دراینباره یک راهکار عملی میدهد: «ما باید یک پیام واحد با دو مدل بیان متفاوت داشته باشیم. لازم نیست والدین دقیقاً شبیه هم باشند؛ یکی میتواند جدیتر و و دیگری نرمتر باشد، اما هر دو باید سر یکسری قوانین توافق و آنها را تأیید کنند. اگر بچه چانه زد و گفت مامان میگوید نه، پس میروم به بابام میگویم، پدر باید بگوید: میدانم دوست داری بروی، اما حرف من هم همان حرف مامان است. حتی اگر پدر بیخبر است، باید بگوید: عزیزم اجازه بده من با مامانت صحبت کنم؛ من نمیتوانم بدون پرسیدن نظر او تصمیم بگیرم.»
زهرا گیوی در پایان، مهمترین راز تربیت موفق را در یک جمله خلاصه میکند: «کل حرف این است: وقتی پدر و مادر در تربیت فرزندشان متحد نباشند و با یکدیگر یک منِ واحد نسازند، کودک یاد میگیرد از این شکاف سوءاستفاده کند. راهحل اصلی این است که ما جلوی کودكمان یک تیم باشیم؛ یک تیم دونفره قوی و متحد. ما حتی اگر در خلوتمان هم اختلافنظر داریم، باید به کودک آن پیام واحد را بدهیم.»
منبع: فارس