شناسهٔ خبر: 79306531 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: ابنا | لینک خبر

آیا نقل تاریخ‌نویسان واقعا معتبر است؟

تاریخ آیینه ای برای نشان دادن بسیاری از واقعیّات است؛ و با اینکه همیشه دست های آلوده برای دگرگون ساختن چهره این آیینه شفّاف مشغول فعالیت بوده است، ولی هنوز هم تاریخ در جهات زیادی به عنوان یک منبع معرفت و شناخت قابل قبول است؛ چرا که تاریخ نیز مانند هر خبر دیگری دارای متواتر و موثق و ضعیف و مجهول است. از این گذشته دو بخش از تاریخ است که از هرگونه دستبرد محفوظ است: تاریخی که به صورت آثار خارجی و تکوینی در جهان باقیمانده و از آن بالاتر، تاریخی که از طریق وحی به ما می رسد.

صاحب‌خبر -

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا:  با این که تاریخ آیینه بزرگ و جالبی برای نشان دادن بسیاری از واقعیّات است ولی با نهایت تأسّف همیشه دست های آلوده ای برای دگرگون ساختن چهره این آیینه شفّاف مشغول فعالیت بوده است. به همین دلیل تاریخ، ناخالصی های زیادی دارد که گاه شناخت سره از ناسره آن بسیار مشکل می شود.


دلیل آن نیز روشن است زیرا از یک سو نویسندگان تاریخ همیشه افراد بی طرف نبوده اند؛ بلکه با گرایش های شخصی یا گروهی خود تاریخ را به همان صورت که می خواستند نوشته اند و از سوی دیگر سلاطین جبّار در هر زمان تلاش و کوشش داشتند که تاریخ نویسان را تحت نفوذ خود درآورند، آنچه را می خواهند به آنها دیکته کنند، و آنها نیز آنچه را آنها می خواهند بنویسند.


گرچه بعد از زوال حکومت هر یک از این جبّاران، و فراهم شدن جوّ آزادتر تلاش هایی برای اصلاح اشتباهات و ترمیم خرابی های گذشته تاریخ می شده است؛ ولی با این همه گاه این توفیق نصیب آنها نمی شد و یا اصلاح و ترمیم ها کافی نبود.


جالب این که گاه با رفت و آمد حکومت های خود کامه که گرایش های متضاد داشتند چند بار مسائل تاریخی دگرگون می شد. فی المثل بنی امیه تاریخ اسلام را به شکلی تحریف می کردند و بنی عباس می آمدند و آن را به شکل دیگر دگرگون می ساختند، جانشینان بنی عباس نیز بار دیگر آن را به شکل جدیدی در می آوردند.


یک روز استالین، دیکتاتور روسیه، تاریخ انقلاب کمونیستی را آن چنان که می خواهد می نویسد؛ و حتی در مدارس کشور تدریس می کند. روز بعد جانشینان او که وی را جلاّد خون آشامی می دانستند، آن کتاب ها را جمع آوری کرده تاریخ انقلاب را به شکل دیگری نوشتند، و هم چنین هر گروهی سر کار می آمد طبق گرایش و مذاهب خود تاریخ این کشور را بازنویسی می کرد.


به همین دلیل بعضی به قدری به تاریخ بدبین شده اند که این جمله معروف را به عنوان مبالغه درباره آن گفته اند که: «تاریخ، مجموعه حوادث و سرگذشت هایی است که هرگز واقع نشده، درباره اقوامی که هرگز وجود نداشته اند!».


ولی انصاف باید داد که با تمام این ناخالصی ها باز هم تاریخ در جهات زیادی هنوز به عنوان یک منبع معرفت و شناخت قابل قبول است چرا که تاریخ نیز مانند هر خبر دیگری دارای متواتر و موثق و ضعیف و مجهول است.


متواترات تاریخ را درباره کسانی امثال لشکر مغول و هیتلر و حوادث دردناک اندلس و صدها مانند آن نمی توان انکار کرد. آنچه بیشتر قابل نفی و اثبات و اشکال و ایراد است جزئیات تاریخ است که اگر آن هم با اخبار ثقات ثابت شود قابل قبول است؛ البتّه اخبار ضعیف آن نیز کم نیست.


این یک قضاوت عادلانه درباره تاریخ است؛ بنابراین نباید چشم و گوش بسته همه آنچه را گفته اند پذیرفت، و نه خط بطلان بر همه کتب تاریخی کشید.


از این گذشته دو بخش از تاریخ است که از هرگونه دستبرد محفوظ است: تاریخی هایی که به صورت آثار خارجی و تکوینی در جهان باقی مانده که به سادگی نمی توان آنها را تحریف کرد، و قرآن مجید مخصوصاً روی این قسمت تکیه بسیار کرده، و آیات سیر در ارض به منظور آگاهی از تاریخ گذشتگان ناظر به این قسمت است. و از آن بالاتر تاریخ هایی است که از طریق وحی به ما می رسد، مانند تواریخ قرآن که از هر نظر اصیل و ناب است. اصولا همان گونه که بهترین قانون گذار خدا است، بهترین مورّخ نیز او است؛ چرا که بر همه جزئیات احاطه دارد و گرایش های شخصی و گروهی درباره او بی مفهوم است، و با وجود این دو شرط اساسی او بهتر از هرکس می تواند تاریخ را بازگو کند.


جالب این که قرآن مجید گاهی یک داستان تاریخی را چندین بار تکرار می کند. بعضی تعجّب می کنند که چرا مثلا داستان نوح(علیه السلام) یا موسی(علیه السلام) و فرعون، رویارویی این پیامبران با مستکبران و جبّاران این همه تکرار شده، بی خبر از این که هرکدام از این آیات از یک بُعد به این حوادث تاریخی می نگرد؛ زیرا یک حادثه تاریخی گاهی چندین بعد دارد.


مثلا در مورد تاریخ بنی اسرائیل گاه از بعد مبارزه با طاغوت زمان به آن می نگریم، و گاه از بُعد لجاجت این قوم لجوج، گاه عواقب اختلاف کلمه را در میان آنها می بینیم، و گاه آثار کفران و ناسپاسی نعمت ها را.


خلاصه، بسیاری از حوادث تاریخی همچون آیینه های چند بعدی است که هر کدام روشنگر واقعیتی است. (۱)

پی نوشت:

(۱). گرد آوری از: کتاب پیام قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۸۶ هـ. ش، چاپ نهم، ج ۱، ص ۱۷۳.