به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ غلو در لغت به معنای تجاوز از حد لازم (لسان العرب، ج15، ص133) و در اصطلاح به اعتقاداتی گفته میشود که برای پیامبران، امامان یا شخصیتهای دینی مقامی فراتر از بندگی خدا قائل شوند.
جریان غلو و زیادهانگاری درباره ائمه معصومین(ع) و شخصیتهای دینی، سابقهای به بلندای تاریخ بشریت دارد. این پدیده در عصر ظهور اسلام و دوران ائمه معصومین(ع) نیز در قالب فرقهها و جریانهای فکری مختلف بروز یافت؛ جریانهایی که با عبور از مرز محبّت و معرفت، به افراط در جایگاه اولیای الهی روی آورده و تا روزگار معاصر نیز به اشکال گوناگون تداوم یافته است.
غلو در قرآن
از نگاه قرآن، غلو پدیدهای است که پیش از اسلام نیز وجود داشته و نمونه روشن آن در میان برخی پیروان حضرت عیسی(ع) در سوره توبه آیه ۳۰ «وَ قالَتِ الْیَهُودُ عُزَیْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَ قالَتِ النَّصاری الْمَسِیحُ ابْنُ اللَّهِ» و سوره مائده آیات ۱۷ و ۷۲ «لَقَدْ کَفَرَ الَّذِینَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیَمَ» دیده میشود. قرآن کریم عقایدی مانند الوهیت حضرت عیسی(ع) و فرزند خدا دانستن او را از مصادیق انحراف و غلو معرفی کرده و در سوره نساء آیه 171 «یَا أَهْلَ الْکِتَابِ لَا تَغْلُوا فِی دِینِکُمْ» به صراحت اهل کتاب را از غلو در دین نهی کرده است .
غلو در روایات
در روایات اهلبیت(ع) نیز غلو به شدت نکوهش شده و ائمه معصومین(ع) هرگونه نسبت دادن مقام الوهیت یا صفات اختصاصی خداوند به آنان را مردود دانسته و مبارزهای جدی با اندیشههای غالیانه داشتند. آنان با معرفی سران غالیان، افشای باورهای انحرافی، اعلام برائت و لعن این افراد، تلاش کردند از گسترش این تفکرات و آثار مخرب آن بر عقاید مسلمانان جلوگیری کنند. همچنین با تبیین صحیح جایگاه اهلبیت(ع)، عقاید غلوآمیز را رد کرده و با استناد به قرآن کریم، سنت نبوی و دلایل عقلی، به نقد و ابطال مبانی فکری غالیان پرداختند تا مرز میان محبت و ولایت اهلبیت(ع) با غلو و افراط مشخص گردد.
امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: لا تَتَجاوَزوا بنا العُبودیَّةَ ثُمّ قُوُلوُا ما شِئتُم وَ لَن تَبلُغُوا ، و إیّاکُم وَ الغُلُوَّ کَغُلُوِّ النَّصاری؛ فإنّی بَریءٌ مِن الغالِینَ؛ ما را از مرزِ بندگی [خدا] فراتر نبرید؛ آن گاه هر چه خواستید بگویید، که کم گفتهاید. مبادا که مانند نصارا غلو کنید؛ زیرا من از غلو کنندگان بیزارم. (میزان الحکمه، ج8، ص507)
امام سجاد(ع) شیعیان را از محبت افراطی و خارج از چارچوب دین برحذر داشته (الإرشاد، شیخ مفید، ج2، ص141) و امیرالمؤمنین(ع) غلو را یکی از پایههای کفر برشمردند. (کافی، ج2 ،ص391) و امام صادق(ع) غالیان را بدترین آفریدگان خدا خوانده که عظمت الهی را کوچک میشمارند و برای بندگان خدا ادعای ربوبیت میکنند. (میزان الحکمه، ج8، ص509)
طبق روایات ائمه معصومین(ع) از همان ابتدا با جریانهای غالی برخوردی قاطع داشتند و افرادی مانند مغیرة بن سعید، ابوالخطاب اسدی و بشار شعیری را لعن و طرد کردند.
مهمترین مصادیق غلو
غلو تنها یک عقیده یا رفتار خاص نیست، بلکه در قالب باورهای گوناگون اعتقادی ظهور یافته است. وجه مشترک همه این باورها، نسبت دادن مقامات و ویژگیهایی به انسانهاست که فراتر از جایگاه بندگی آنان و از شئون اختصاصی خداوند به شمار میرود. ازاینرو، عالمان اسلامی مهمترین مصادیق غلو را در محورهای زیر برشمردهاند:
- قائل شدن به الوهیت برای امامان، رهبران یا شریک دانستن آنها در عبودیت خدا، یا رازق و خالق دانستن آنها،
- اعتقاد به حلول خداوند در آنها،
- اتحاد وجود آنها با خدای متعال،
- داشتن علم غیب بدون وحی یا الهام از جانب خداوند،
-اعتقاد به قدیم بودن آنها و نفی حدوث آنها،
- نسبت دادن نبوت به آنها،
- اباحه گری و ترک فرایض؛ یعنی شناخت امام تکلیف را از انسان ساقط میکند، (اباحیگری یعنی پای بند نبودن به ارزشهای دینی و بیتفاوتی به تعالیم دینی).
- تفویض امور بندگان به ائمه(ص) از طرف خدا به طور مطلق،
-گرایش به تشبیه، تجسیم، تناسخ، و ادعای مهدویت، موعودگرایی و اعتقادات دیگری که موجب کاستن از عظمت و شأن خالق می شود. (ر.ک: شبهة الغلو عند الشیعة، ج1، ص32)
غلو در ذات، صفات و اختیارات انسانها
غالیان گاه در ذات اشخاص افراط میکنند و آنان را تا مرتبه فرابشری و الوهیت بالا میبرند و گاه در صفات و اختیارات آنان مبالغه میکنند؛ مانند نسبت دادن خالقیت، رازقیت، علم غیب مستقل، تشریع دین یا تصرف مستقل در عالم به آنان؛ در حالی که این امور از شئون اختصاصی خداوند است.
برای نمونه، اعتقاد به الوهیت امام علی(ع) یا قرار دادن ایشان در جایگاه خداوند، از روشنترین مصادیق غلو به شمار میآید. (أنوار الملکوت فی شرح الیاقوت، ج1، ص202) همچنین پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که خلیفه دوم در ابتدا وفات آن حضرت را نپذیرفت و گفت: «مَا مَاتَ رَسُولُ اللَّه(ص) وَلا یَمُوتُ؛ رسول خدا(ص) نمرده و نخواهد مرد» (انساب الاشراف، ج1، ص566).
این نمونهها نشان میدهد که غلو تنها در ادعای الوهیت اشخاص خلاصه نمیشود، بلکه هرگونه بزرگنمایی و نسبت دادن مقامات و اختیاراتی فراتر از حدود واقعی انسانها، میتواند زمینهساز شکلگیری باورهای غالیانه باشد. اهلبیت(ع) در عین تأکید بر محبت، ولایت و شناخت مقام الهی خویش، همواره پیروان خود را از افراط و زیادهانگاری برحذر داشتهاند.
علت واکاوی جریان غالیان
بررسی پدیده غلو، به معنای محدود کردن محبت اهلبیت(ع) و کاستن از محبت ایشان نیست؛ بلکه سخن از پاسداری از محبتی است که باید در مسیر توحید، معرفت و آموزههای اهلبیت(ع) باقی بماند و از آفت افراط و زیادهانگاری مصون بماند. به عبارت دیگر بررسی غلو، تلاشی برای شناخت مرز میان محبت آگاهانه و افراطهای انحرافی است؛ محبتی که هرچه با معرفت، بصیرت و آموزههای اصیل اسلامی همراهتر باشد، انسان را به حقیقت ولایت نزدیکتر میسازد.
جریان غالیان، تنها به فرقههای تاریخی در زمان خاص اختصاص ندارد؛ بلکه در هر زمان ممکن است افرادی از سر جهل، تعصب یا احساسات، ائمه معصومین(ع) یا شخصیتهای برجسته دینی را فراتر از جایگاه واقعی آنان معرفی کنند و مرز میان تکریم و تقدسبخشی بیضابطه را از میان بردارند. محبتی که با معرفت و بصیرت همراه باشد، انسان را در مسیر صحیح قرار داده و به حقیقت الهی و اصل توحید نزدیک میکند؛ اما محبتی که از چارچوب توحید و آموزههای دینی فاصله بگیرد، میتواند زمینهساز انحراف و پیدایش جریانهای غالیانه شود. ازاینرو، لازم است این محبت در مسیر صحیح و بر پایه آموزههای قرآن و اهلبیت(ع) و به دور از افراط، خرافهگرایی و زیادهانگاری شکل گیرد؛ تا انسان در پرتو ولایت اهلبیت(ع) و بهرهمندی از تعالیم عالمان و شخصیتهای وارسته مکتب آنان، راه صراط مستقیم را بیابد و با الگوگیری از اهلبیت(ع)، به مراتب کمال و قرب الهی دست یابد.
منابع
قرآن کریم
لسان العرب، ابن منظور، الناشر: دار صادر - بیروت ، الطبعة: الثالثة - 1414 هـ .
میزان الحکمه، ری شهری، محمد، قم: دار الحدیث، 1375. 4 ج.
کافی، کلینی، المحقق / المصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، دار الکتب الإسلامیة، تهران، 1407ق.
الإرشاد، شیخ مفید، محمد بن محمد، محقق / مصحح: مؤسسة آل البیت علیهم السلام، ناشر: کنگره شیخ مفید، قم، نوبت چاپ: اول، 1413ق.
شبهة الغلو عند الشیعة، الغفاز، عبدالرسول ، دار المحجّة البیضاء، بیتا.
أنوار الملکوت فی شرح الیاقوت، علامه حلی، ناشر: الشریف الرضی، قم، نوبت چاپ: دوم، 1363ش.
انساب الاشراف، بلاذری، أحمد بن یحیی، تحقیق: سهیل زکار وریاض الزرکلی، الناشر: دار الفکر – بیروت، الطبعة: الأولی، 1417ق.
نگارش: طاهره ندیمی تهرانی، دکترای قرآن و حدیث، محقق و پژوهشگر
..........................
پایان پیام