برای درک این ماجرا لازم نیست جای دوری برویم؛ کافی است فقط به قلب ایران در جنوب و تنگه هرمز نگاه کنیم.
براساس آمار اداره اطلاعات انرژی آمریکا، در نیمه نخست سال ۲۰۲۵ روزانه حدود ۲۰.۹ میلیون بشکه نفت و فرآوردههای نفتی از تنگه هرمز عبور کرده است؛ رقمی معادل حدود یکپنجم مصرف جهانی مایعات نفتی و یکچهارم تجارت دریایی نفت جهان. حدود یکپنجم تجارت جهانی گاز طبیعی مایع نیز از همین مسیر عبور میکند.
اهمیت این آمار زمانی مشخص میشود که آنها را از جدولهای اقتصادی بیرون بیاوریم. اختلال در نقطهای کوچک در جنوب ایران میتواند چند هزار کیلومتر آنطرفتر، قیمت انرژی یک کارخانه در شرق آسیا یا هزینه سوخت یک خانواده اروپایی را بالا ببرد.
تحولات همین روزها نیز دوباره این واقعیت را یادآوری میکند: خبرهای مربوط به بازشدن، محدودشدن یا شرایط عبور کشتیها از تنگه هرمز کافی است تا قیمت نفت و محمولههای انرژی بهصورت روزانه و ساعتی بالا و پایین بروند و این قدرتی است که هنوز جغرافیا به کشورها میدهد.
برای ما ایرانیها، هرمز فقط یک آبراه بینالمللی روی نقشه نیست؛ بخشی از موقعیت ژئوپلیتیکی کمنظیری است که جغرافیا به ما عطا کرده است. ایران، کشوری میان خلیج فارس، دریای عمان، آسیای مرکزی، قفقاز و مسیرهای ارتباطی شرق و غرب. ایران نه فقط برای منابعش، بلکه بهدلیل جایی که روی نقشه ایستاده است، ظرفیت تبدیلشدن به یکی از بازیگران تعیینکننده در تجارت، انرژی و ترانزیت جهان را دارد.
جغرافیا بهتنهایی قدرت نمیسازد، اما جهان امروز آنقدر به هم متصل شده که آسیب به یک نقطه راهبردی میتواند بهسرعت از مرزها عبور کند. اگر امنیت و ثبات در جغرافیای ایران آسیب ببیند، پیامد اقتصادی آن الزاماً در مرزهای ایران متوقف نمیشود. بازار انرژی، کشتیرانی و زنجیره تأمین جهانی نیز میتوانند بخشی از هزینه آن را بپردازند.
∎