شناسهٔ خبر: 79293121 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: دیپلماسی‌ایرانی | لینک خبر

فتوحات ناممکنیه!*

خطوطی پیرامون توافق مکه

احسان اقبال سعید در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: منطق باز کردن پای نظامیان ایالات متحده به خلیج فارس در ابتدا مهار عراق و اخراجش از کویت و کل منطقه عربی بود و حقیقت آن مقابله با ایران انقلابی و توان درونزا و بومی آن که ناباور هم به نظر می رسید. این همه پایگاه و پیمان برای روزی بود که به روایت ملک عبدالله در اسناد ویکیلیکس سرمار چموش منطقه (اشاره ملک عبدالله به ایران) کوبیده شود اما با حمله از پایگاه های آمریکا در عربستان و دیگر کشورهای منطقه ایران تمام محاسبات و البته تعارفات پیشین را کنار نهاد و بخشی از توان و اراده‌ی خود را نشان داد. واکنش آمریکا در دفاع از هر آنچه غیر اسرائیلی باشد البته قابل پیش بینیست اما برای دخیل بستگان به واشینگتن و هزینه و لابی گرانقیمت و البته رقص شمشیر و تعاریف پرطمطراق غربیان از ثروتمندان سعودی و خلیج فارس ناباور بود... ناباور محض

صاحب‌خبر -

نویسنده: دکتر احسان اقبال سعید، نویسنده و اندیشمند

دیپلماسی ایرانی: توافق مکه سخن پررونق و مبهم محافل است و اهل سیاست و روزنامه‌نگاران می‌خواهند پیام‌ها، پیامدها و امکان و امتناع های آن را دریابند یا پیشگویی کنند. قرار است میان سعودی، پاکستان و ترکیه پیمان دفاع جمعی برقرار باشد و اگر بر یکی زخمی از جنگ و ویرانی وارد آمد دیگران در حکم تعدی به خواد دانسته وارد میدان شوند و البته آن گونه که اردوغان گفته لیست اعضا بسته نیست و دیگرانی هم می توانند همدرد و همداستان شوند.

سابقه تلاش کشورهای ضعیف تر که جمعیت و امکان مالی، تسلیحاتی یا سرزمینی برای دفاع از خود ندارند برای ذیل و ظل حمایت قدرت های بزرگ منطقه ای یا جهانی رفتن تاریخی دیرپا دارد و زمانی تحت الحمایگی خوانده می شد و بعدتر پیمان های دفاع جمعی یا چیزی شبیه آن... نمونه ارتش اردن هاشمی پس از تاسیس آن کشور که حتی فرمانده اش گلاب انگلیسی بود و یا سیستم دفاع برون سپاری شده یا استقلال فروپاشی شده هم نمونه های بسیاری در تاریخ دارد. انگلستان در قرن نوزدهم و تا ابتدای قرن بیستم سابقه طولانی در این فروش کالای امنیت داشت. تلاش برای انعقاد قرارداد ۱۹۱۹ با ایران چنین تصویری را به ذهن متبادر می‌کند. سعید ابوریش، نویسنده کتاب ناصر، آخرین عرب از زبان رئیس جمهور فرهمند مصر چنین روایت می کند که هیچ پیمان نظامی میان یک طرف ضعیف و قوی معنا ندارد و نباید منعقد بشود چرا که معنایش تحمیل اراده و انهدام استقلال است.

در سال ۱۳۱۶ با میانداری نوری سعید، نخست وزیر پادشاهی عراق و در کاخ سعدآباد پیمانی با مشارکت ایران و عراق و مصر منعقد شد تا اگر یکی از این کشورها مورد تهاجم قرار گرفت اعلان جنگ به دیگری قلمداد شود و البته هرگز اعضا زمین خود را برای تهاجم به هم پیمانان در اختیار قدرت خارجی قرار ندهند، برای تعجیل و تسریع در توافق و نوشتن مفادش رضاشاه از حقوق ایران در اروند گذشت و البته ازدواج فوزیه و ولیعهد ایران هم شیرینی آن تفاهم بود، اما تنها چهار سال بعد و در هنگامه جنگ عالمگیر دوم انگستان و شوروری و ایالات متحده از پی مصالح و نبرد با نازی ها، ایران را پل پیروزی دانستند و اشغال کردند، بخش بزرگی از یگان‌های انگیسی هم از طریق خاک عراق وارد ایران شدند. روز واقعه هیچ اتفاقی نیفتاد.

حالا به پیمان مکه بازگردیم و به باور این قلم هیچ پیام رمزی و سری در آن نهفته نیست که در جهان پایان محرمانه ها زندگی می کنیم و کلام و کردارها عیان است. به طور مشخص عربستان سعودی که به سبب ساخت مرفه، آمریکاپایه (حتی پیش از اعلان رسمی پادشاهی سعودی، ملک عبدالعزیز بنیانگذار سعودی بر عرشه ناو آمریکایی لینکلن با رئیس جمهور وقت آمریکا عهد اخوت و حمایت بست) تصور و امکانی برای دفاع از خود در این جهان پرآشوب و منطقه لرزان ندارد. نمونه بروز صدام حسین در منطقه و اشغال کویت بیشتر به سعودی ها نشان داد که شانسی برای یک امنیت ملی/بومی ندارند، حتی در شورش بنیادگرایانه جهیمان العتیبی هم بدون مداخله فرانسه و آمریکا، سعودی شانسی حتی برای فتح مکه هم نداشت. این سال‌ها اما قدرت بومی ایران و اراده و اعتقاد متحدانش سعودی را به فکر تضمین امنیت از کانال استخدام یا آویختن به دیگران انداخته (برای اولی پاکستان، سودان و برخی شبه‌نظامی‌ها و دومی ایالات متحده و البته در پرده اسرائیلیان). جنگ با یمن هم آسیب‌پذیری و غیرقابل اعتنا بودن برون سپاری امنیت را نشان داد و البته جنگ چهل روزه‌ی ایران و اسرائیل و آمریکا تابلوی بزرگتر و البته عبرت انگیزی بود که تجربتی از آن اندوخته نشد!

منطق باز کردن پای نظامیان ایالات متحده به خلیج فارس در ابتدا مهار عراق و اخراجش از کویت و کل منطقه عربی بود و حقیقت آن مقابله با ایران انقلابی و توان درونزا و بومی آن که ناباور هم به نظر می رسید. این همه پایگاه و پیمان برای روزی بود که به روایت ملک عبدالله در اسناد ویکیلیکس سرمار چموش منطقه (اشاره ملک عبدالله به ایران) کوبیده شود اما با حمله از پایگاه های آمریکا در عربستان و دیگر کشورهای منطقه ایران تمام محاسبات و البته تعارفات پیشین را کنار نهاد و بخشی از توان و اراده‌ی خود را نشان داد. واکنش آمریکا در دفاع از هر آنچه غیر اسرائیلی باشد البته قابل پیش بینیست اما برای دخیل بستگان به واشینگتن و هزینه و لابی گرانقیمت و البته رقص شمشیر و تعاریف پرطمطراق غربیان از ثروتمندان سعودی و خلیج فارس ناباور بود... ناباور محض

حالا و پس از آن جنگ سعودی می خواهد با استفاده از ارتش قدرتمند، جنگ دیده و جمعیت زیاد پاکستان و عرق مذهبی پررنگ، در کنار بلندپروازی های رویاگون ترکیه بر سیادت عثمانی‌وار بر منطقه که نمونه‌اش را در داستان تکفیریان و سوریه دیدیم مگر سپر و حفاظی برابر تهدید خیالی ایران برای خود بیابد و البته پیوستن بحرین و امارات در روزهای آتی به این پیمان هم مورد انتظار است.

اما داستان این است که این همه هیاهو پایانش هیچ خواهد بود. جنگ واقعی که افروخته شود هیچ کشوری علی‌رغم پیمان‌هایی که با دوات پررنگ نوشته شده باشند وارد نخواهد شد و هزینه باری مردم خود نمی تراشد، پاسخ ایران اگر در راه باشد یقینا جوابی به حمله عبری، اونجلیستی از خاک سعودیست و افکار مردمان در ترکیه و پاکستان هم مشابه همین جنگ رمضان حق را به ایران می دهند و البته توان ایران هم امکان ماجراجویی کم هزینه برای پیمانکاران امنیت را از بین می برد.

عجیب است که سعودی ها از تکیه بر دیوار ایالات متحده و... طرفی نبستند و حالا  تنها به دنبال تغییر پیمانکارند و نمی اندیشند که مشکل در این است که امنیت یک کالای بومیست و راه برقرای اش در خلیج فارس خروج آمریکایی ها و فرزندان ابراهیم است و پس از آن نیاز به هیچ پیمانی نیست!

*فتوحات مکیه حکایت مکاشفات محر الین ابن عربی عارف وحدت وجود اندیش و شهیر است،حالا حکایت این شباهت واژگانی در این است که وحدت پیمان مکه وجودی نیست و طبعا اثری این جهانی و عرفانی هم نخواهد داشت!