شناسهٔ خبر: 79292605 - سرویس اقتصادی
نسخه قابل چاپ منبع: میراث آریا | لینک خبر

۴۰ روز جنگ، روایت هایی از ماندن

صاحب‌خبر -

حمید الماسی نیا خبرنگار و فعال رسانه ای در یادداشتی نوشت: جزیره قشم؛ شهری که در ۴۰ روز جنگ فقط با موشک و خبرهای نگران‌کننده روبه‌رو نبود؛ با خلوت شدن بازار، لغو سفرها، اتاق‌های خالی، میزهای بی‌مشتری و دخل‌هایی مواجه شد که دیگر صدای روزهای عادی را نمی‌دادند.

جنگ وقتی وارد یک جزیره گردشگرپذیر می‌شود، فقط امنیت را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد؛ اقتصاد را هم با خود به میدان می‌کشد که جزیره قشم نمونه روشنی از همین واقعیت است.

اقتصاد جزیره سال‌هاست به گردشگری، سفر، خرید، اقامت، حمل‌ونقل، غذا، تفریحات دریایی و زنجیره‌ای از مشاغل کوچک و متوسط وابسته است و وقتی سفر متوقف یا محدود می‌شود، بحران از هتل و بازار شروع نمی‌شود و همان‌جا هم تمام نمی‌شود؛ موج آن به خانه‌های مردم و معیشت خانواده‌ها می‌رسد، اما در میان این فشار اقتصادی، گروهی تصمیم گرفتند بمانند، نه به این معنا که شرایط برایشان عادی بود؛ بلکه درست در روزهایی که عادی بودن دیگر ممکن نبود.

«کرکره را پایین نکشیدیم»

مغازه‌دار قشمی که سال‌هاست در بازار فعالیت می‌کند، می‌گوید فروش به شدت کاهش پیدا کرده بود و بعضی روزها هزینه رفت‌وآمد و باز کردن مغازه بیشتر از فروشمان می‌شد ولی مغازه را تعطیل نکردیم، بالاخره مردم خودشان هم نیاز داشتند خرید کنند.

او می‌گوید: مسئله فقط فروش نبود اگر مغازه را می‌بستیم، نمی‌دانستیم چند روز یا چند هفته بعد می‌توانیم دوباره شروع کنیم و برای یک کسب‌وکار کوچک، تعطیلی گاهی فقط به معنای نداشتن درآمد نیست؛ ممکن است به معنای از دست دادن مشتری، نیروی کار، اعتبار و حتی سرمایه باشد.

رستورانی با میزهای خالی

یک رستوران‌دار قشمی می‌گوید روزهایی را تجربه کرده که تعداد مشتریانش به کمتر از یک‌سوم روزهای معمول رسیده بود و رستوران را نمی‌توانستم کامل تعطیل کنم به این خاطر حقوق چند نفر وابسته به همین کار بود و او از هزینه‌هایی می‌گوید که حتی در زمان نبود مشتری متوقف نمی‌شوند، اجاره، حقوق، مواد اولیه، آب، برق، نگهداری تجهیزات و ده‌ها هزینه دیگر همچنان سر جای خودشان هستند و درآمد کم شد، ولی هزینه‌ها کم نشد و این شاید یکی از مهم‌ترین جملاتی باشد که وضعیت بسیاری از کسب‌وکارهای جزیره قشم را در روزهای جنگ توضیح می‌دهد.

اقامتگاهی که اتاق‌هایش خالی ماند

برای فعالان اقامتی، جنگ یعنی چیزی بیشتر از کاهش فروش، یعنی اتاقی که آماده است اما کسی وارد آن نمی‌شود.

صاحب یک اقامتگاه بوم‌گردی می‌گوید: تمام اتاق‌ها آماده بودند، نیرو داشتیم، مجموعه آماده پذیرایی بود، اما مسافر نبود و ما برای فصل گردشگری برنامه داشتیم، هزینه کرده بودیم و خرید کرده بودیم اما ناگهان همه‌چیز تغییر کرد و در چنین شرایطی، خسارت فقط درآمد از دست رفته نیست؛ سرمایه‌ای است که پیش از بحران هزینه شده و هنوز باید بازگردد.

راننده‌ای که ساعت‌ها منتظر مسافر ماند

بحران گردشگری برای راننده تاکسی، خودرو اجاره‌ای یا حمل‌ونقل گردشگری، یک تصویر ساده دارد صندلی خالی، راننده‌ای که پیش از جنگ ممکن بود چند سفر در روز داشته باشد، حالا ساعت‌ها در انتظار مسافر می‌ماند و می گوید: قبلاً می‌دانستیم اگر صبح کار کنیم، حداقل چند مسافر داریم و در آن روزها نمی‌دانستیم اصلاً مسافری می‌آید یا نه، برای بسیاری از این افراد، خودرو تنها ابزار کار نیست؛ سرمایه اصلی زندگی آنهاست که قسط، بیمه، تعمیرات و هزینه سوخت همچنان وجود دارد اما مسافر نه.

صنعتگری که مشتری‌اش گردشگر بود

صنایع‌دستی شاید در نگاه نخست یکی از کوچک‌ترین بخش‌های اقتصاد جزیره قشم به نظر برسد، اما برای بسیاری از خانواده‌ها منبع درآمد است.

یک صنعتگر زن قشمی می‌گوید: محصول را تولید می‌کنیم، اما بیشتر مشتریان ما گردشگران هستند و وقتی گردشگر نباشد، فروش هم کم می‌شود و کار را متوقف نکردیم و اگر تولید را هم متوقف کنیم، دیگر چیزی برای فروش بعد از بحران نداریم و این یعنی برخی از کسب‌وکارها در دوران جنگ نه برای درآمد امروز، بلکه برای زنده ماندن فردا کار کردند.

 بازار قشم و مشتریانی که نیامدند

بازارهای جزیره قشم سال‌ها یکی از مقصدهای اصلی مسافران بوده است اما در روزهای جنگ، بازار با تصویر متفاوتی روبه‌رو شد، مغازه‌ها باز بودند، اما رفت‌وآمد کمتر شده بود.

فروشندگان می‌گویند بسیاری از مشتریان بالقوه اصلاً به جزیره نیامدند و مشتری ما بیشتر مسافر است و وقتی سفر کم شود، طبیعی است که فروش هم کم شود و این وابستگی دو سویه، هم فرصت جزیره قشم است و هم آسیب‌پذیری آن نیز می شود و رونق گردشگری، بازار را رونق می‌دهد؛ اما بحران گردشگری می‌تواند همان بازار را در مدت کوتاهی با رکود مواجه کند.

بوم‌گردی که خانه‌اش را تعطیل نکرد

صاحب یک اقامتگاه بوم‌گردی در روستاهای قشم می‌گوید: برای ما بوم‌گردی فقط یک کسب‌وکار نیست، خانه و زندگی ماست و در بسیاری از روستاهای قشم، گردشگری مستقیماً با زندگی خانواده‌ها پیوند خورده است، اقامتگاه، فروش صنایع‌دستی، غذاهای محلی، راهنمایی گردشگران و فروش محصولات بومی، یک زنجیره اقتصادی را شکل داده‌اند و وقتی گردشگر نباشد، این زنجیره تقریباً هم‌زمان آسیب می‌بیند اما این بوم‌گرد هم ماند و گفتیم بالاخره این روزها تمام می‌شود.

فروشنده‌ای که مشتری‌اش مردم خود جزیره شدند

برخی کسب‌وکارها در دوران جنگ تلاش کردند وابستگی خود به گردشگر را کمتر کنند، فروشنده‌ای می‌گوید: وقتی دیدیم مسافر نیست، سعی کردیم بیشتر روی مشتری‌های خود جزیره کار کنیم و این تغییر کوچک، یک درس بزرگ برای اقتصاد قشم دارد. و اقتصاد جزیره نمی‌تواند فقط بر گردشگر متکی باشد هر چند گردشگری موتور مهم اقتصاد قشم است، اما موتور اقتصادی زمانی پایدارتر خواهد بود که در کنار گردشگر، اقتصاد جامعه محلی نیز قدرت کافی داشته باشد.

کارگری که نمی‌خواست بیکار شود

پشت هر واحد اقتصادی، تعدادی نیروی انسانی قرار دارد، وقتی یک مغازه، رستوران یا اقامتگاه تعطیل می‌شود، نخستین اثر آن ممکن است روی صاحب کسب‌وکار دیده شود، اما دومین موج مستقیماً به کارکنان می‌رسد و در این میان یک کارگر می‌گوید: برای ما تعطیلی یعنی بیکاری و حقوقمان از همین‌جا می‌آید و به همین دلیل برخی صاحبان کسب‌وکار ترجیح دادند با کاهش ساعات فعالیت یا کاهش هزینه‌ها، مجموعه را فعال نگه دارند و هدف دیگر سود نبود، هدف حفظ شغل بود.

کسب‌وکاری که گفت «فعلاً زنده بمانیم»

شاید خلاصه وضعیت بسیاری از کسب‌وکارهای جزیره قشم را بتوان در یک جمله بیان کرد:

«فعلاً زنده بمانیم.» نه برای توسعه، نه سودهای بزرگ، نه فروش رکوردی و فقط برای بقای شغل و کسب کاری داشتیم که کسب‌وکارها در این ۴۰ روز تلاش کردند چراغ خود را روشن نگه دارند تا شاید روزهای بعد دوباره بتوانند نفس بکشند.

مردم چه می‌گویند؟

وقتی پای صحبت مردم قشم می‌نشینیم، یک نکته مشترک میان بسیاری از روایت‌ها دیده می‌شود:

آنها بیش از هر چیز نگران آینده‌اند که یک مغازه‌دار می‌گوید: «مشکل ما فقط ۴۰ روز جنگ نیست و اگر گردشگری بعد از جنگ هم برنگردد، آن وقت مشکل جدی‌تر می‌شود.»

صاحب یک اقامتگاه می‌گوید:

«ما می‌توانیم مدتی دوام بیاوریم، اما نمی‌توانیم ماه‌ها بدون مسافر ادامه بدهیم.»

یک راننده می‌گوید:

«ما منتظر برگشتن مسافریم.»

و یک صنعتگر می‌گوید:

«فقط می‌خواهیم دوباره بازارمان راه بیفتد.»

این جمله‌ها در ظاهر ساده‌اند، اما در کنار یکدیگر تصویری روشن از اقتصاد قشم ارائه می‌کنند.

مسئله فقط بازگشت گردشگر نیست

بازگشت گردشگر مهم است، اما کافی نیست، کسب‌وکاری که ۴۰ روز درآمد نداشته، ممکن است بدهی ایجاد کرده باشد و ممکن است سرمایه در گردش خود را از دست داده باشد، ممکن است نیروی انسانی‌اش را از دست داده باشد، ممکن است مواد اولیه یا کالاهایی داشته باشد که فروش نرفته‌اند و ممکن است برای بازگشت به نقطه قبل از بحران، به زمان بیشتری نیاز داشته باشد.

بنابراین سیاست حمایتی نباید فقط برای دوران جنگ طراحی شود بلکه دوره پساجنگ شاید برای بسیاری از کسب‌وکارها دشوارتر باشد.

جزیره قشم به نسخه جدیدی برای اقتصاد گردشگری نیاز دارد که در این میان جنگ یک واقعیت تلخ را دوباره به قشم یادآوری کرد که اقتصاد گردشگری جزیره، در برابر شوک‌های ناگهانی آسیب‌پذیر است و راه‌حل آن، کنار گذاشتن گردشگری نیست، برعکس، باید گردشگری را مقاوم‌تر کرد.

تنوع بازارهای هدف، توسعه گردشگری داخلی، تقویت گردشگری روستایی، گردشگری فرهنگی و طبیعی، توسعه رویدادها، فروش آنلاین صنایع‌دستی، تقویت بازار محلی و ایجاد بسته‌های حمایتی برای دوران بحران می‌تواند بخشی از این مسیر باشد  که جزیره قشم نباید فقط منتظر باشد مسافر بیاید تا اقتصادش حرکت کند بلکه باید اقتصادی داشته باشد که حتی در روزهای کم‌مسافر نیز بتواند بخشی از خود را سرپا نگه دارد.

و در نهایت؛

۴۰ روزی که باید فراموش نشود، ۴۰ روز جنگ، برای صاحبان کسب‌وکار قشم فقط ۴۰ روز روی تقویم نیست و برای یکی یعنی ۴۰ روز فروش کمتر، برای دیگری ۴۰ روز اتاق خالی، برای دیگری ۴۰ روز انتظار، برای خانواده‌ای یعنی نگرانی از پرداخت اجاره و حقوق و برای دیگری یعنی تمام شدن بخشی از سرمایه‌ای که سال‌ها برای جمع کردنش زحمت کشیده بود، اما در همین روزها، بسیاری ماندند، کرکره‌ها را بالا زدند، غذا پختند، اتاق‌ها را آماده نگه داشتند، محصول تولید کردند، رانندگی کردند، فروشنده ماندند، کارگر ماندند و تلاش کردند اقتصاد کوچک خودشان را زنده نگه دارند.

روایت قشم در این ۴۰ روز فقط روایت جنگ نیست؛ روایت مردمی است که در سخت‌ترین روزها، زندگی را متوقف نکردند و حالا که بحران فروکش کرده، سؤال اصلی این است:

چه کسی قرار است دست این کسب‌وکارها را برای بازگشت به زندگی عادی بگیرد؟

پاسخ به این سؤال، آینده اقتصاد قشم را رقم خواهد زد.

انتهای پیام/