به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، از منظر قرآن و معارف اهلبیت(ع)، حرکت جامعه ایمانی یک حرکت مقطعی و گسسته نیست، بلکه فرآیندی پیوسته برای تحقق هدایت الهی در تاریخ است. این حرکت، از تولید ارزشها آغاز میشود، به تربیت و سازماندهی جامعه میرسد، افق آینده را ترسیم میکند و با برنامهریزی و اقدام آگاهانه، زمینه تحقق آن آینده را فراهم میسازد. در این چارچوب، عاشورا، اربعین، انتظار سه حلقه یک زنجیره تمدنی هستند که هر یک نقشی ویژه در ساخت آینده امت اسلامی ایفا میکنند و آینده نگاری کمک میکند این مسیر را به خوبی شناخته و بازطراحی کنیم.
یک. عاشورا، تولید و تثبیت منظومه ارزشها
نقطه آغاز این زنجیره، عاشوراست. عاشورا، صرفاً یک حادثه تاریخی نیست، بلکه مدرسهای برای تبیین ارزشهای بنیادین اسلام است؛ ارزشهایی همچون توحید، عدالت، آزادی، کرامت انسان، حقطلبی، مسئولیتپذیری، ایثار، جهاد و مقاومت در برابر ظلم. قرآن کریم هدف بعثت پیامبران را برپایی عدالت معرفی میکند:«لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ... لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ»(حدید، 25)
قیام امام حسین(ع) را میتوان استمرار همین رسالت قرآنی دانست؛ حرکتی برای احیای عدالت، اصلاح جامعه و زنده نگه داشتن ارزشهای الهی. امام حسین(ع) نیز هدف قیام خود را چنین بیان میکنند: «إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِی أُمَّةِ جَدِّی.» بنابراین، عاشورا منشور ارزشهای تمدن اسلامی است؛ زیرا آیندهای الهی، بدون ارزشهای الهی شکل نخواهد گرفت.
دو. اربعین؛ اجتماعیسازی و نهادینهسازی ارزشها
هیچ ارزشی تا زمانی که وارد زندگی اجتماعی نشود، توان تمدنسازی پیدا نمیکند. نقش اربعین، انتقال ارزشهای عاشورا از عرصه معرفت به عرصه فرهنگ و رفتار اجتماعی است. اگر عاشورا «پیام» است، اربعین «تجربه زیسته» آن پیام است. در اربعین، ارزشهایی مانند محبت، ایثار، خدمت، تعاون، اخوت و مسئولیت اجتماعی، از قالب سخن و شعار خارج شده و در رفتار میلیونها انسان تجلی مییابد. از این رو، اربعین را میتوان بزرگترین میدان اجتماعیسازی ارزشهای عاشورایی دانست. امام صادق(ع) درباره زیارت امام حسین(ع) میفرمایند: «أحیوا أمرنا، رحم الله من أحیا أمرنا.» احیای امر اهلبیت(ع)، تنها نقل تاریخ نیست؛ بلکه زنده نگه داشتن فرهنگ، ارزشها و سبک زندگی آنان در متن جامعه است و اربعین یکی از بزرگترین جلوههای این احیا است.
سه. انتظار؛ جهتدهی آینده و ترسیم افق تمدنی
اگر عاشورا ارزشها را تولید و اربعین آنها را در جامعه نهادینه میکند، انتظار، جهت و مقصد این حرکت را مشخص میسازد. در فرهنگ شیعه، انتظار صرفاً چشمبهراه بودن نیست، بلکه حرکت آگاهانه به سوی آیندهای است که در آن عدالت، توحید و کرامت انسانی در سراسر زمین گسترش مییابد. قرآن کریم وعده میدهد: «وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ» (قصص، 5) و نیز میفرماید: «وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ... أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ» (انبیاء، 105) این آیات، آینده مطلوب الهی را ترسیم میکنند؛ آیندهای که در آن صالحان وارث زمین خواهند شد. پیامبر اکرم(ص) نیز فرمودند: «أفضل أعمال أمتی انتظار الفرج.» این انتظار، انتظارِ اقدام، آمادگی و اصلاح است، نه انتظارِ سکون و انفعال.
چهار. آیندهنگاری؛ طراحی مسیر تحقق آینده مطلوب
آرمانهای بزرگ، تنها با امید تحقق نمییابند؛ بلکه نیازمند شناخت، برنامهریزی، سیاستگذاری و اقدام هستند. در اینجاست که آیندهنگاری راهبردی، حلقه تکمیلکننده این زنجیره میشود. آیندهنگاری میکوشد با شناخت روندها، فرصتها، تهدیدها، پیشرانها و سناریوهای پیشرو، راهبردهایی طراحی کند که جامعه را به آینده مطلوب نزدیکتر سازد. به بیان دیگر، آیندهنگاری همان عقلانیت راهبردی است که نشان میدهد چگونه میتوان ارزشهای عاشورا، ظرفیتهای اجتماعی اربعین و آرمان انتظار را به برنامههای فرهنگی، تربیتی، اجتماعی و تمدنی تبدیل کرد.
بر این اساس، میتوان این رابطه را چنین ترسیم کرد: عاشورا، منظومه ارزشهای الهی را بنیان مینهد؛ اربعین، این ارزشها را به فرهنگ و رفتار اجتماعی تبدیل میکند؛ انتظار، افق و مقصد این حرکت را مشخص میسازد؛ و آیندهنگاری راهبردی، مسیرهای تحقق این آینده را طراحی و مدیریت میکند. بدین ترتیب، آیندهنگاری در منظومه اسلامی، ابزار عقلانی و راهبردی تحقق همان آرمانهایی است که عاشورا پایهگذاری کرده، اربعین آنها را در جامعه زنده نگه داشته و انتظار، تحقق نهایی آنها را نوید میدهد. این نگاه، پیوندی منسجم میان حافظه تاریخی، کنش اجتماعی، امید مهدوی و برنامهریزی راهبردی برقرار میسازد و الگوی جامعی برای آیندهسازی تمدن اسلامی ارائه میکند.
پنج. تمدن بزرگ اسلامی (ثمره و مقصد نهایی زنجیره)
اگر عاشورا، ارزشها را تولید میکند؛ اربعین، آنها را در جامعه نهادینه میسازد؛ انتظار، افق آینده را ترسیم میکند؛ و آیندهنگاری، مسیر تحقق آن را طراحی میکند، ثمره نهایی این چهار مرحله، شکلگیری تمدن بزرگ اسلامی است. تمدن، زمانی پدید میآید که ارزشهای الهی از سطح باورهای فردی فراتر رفته و در فرهنگ، سبک زندگی، نهادهای اجتماعی، حکمرانی و روابط انسانی تجلی یابند. بنابراین، اربعین تنها یک حرکت عبادی یا اجتماعی نیست، بلکه حلقه واسط میان نهضت عاشورا و تمدن جهانی مهدوی است؛ حلقهای که ارزشها را به سرمایه اجتماعی، سرمایه اجتماعی را به قدرت فرهنگی، و قدرت فرهنگی را به تحول تمدنی تبدیل میکند.
قرآن کریم، غایت این حرکت تاریخی را چنین ترسیم میکند: «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَىٰ وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ» (صف، 9) و امام صادق(ع) نیز میفرمایند: «دَوْلَتُنَا آخِرُ الدُّوَلِ» یعنی دولت و تمدن الهی، پایانبخش حرکت تاریخی بشر خواهد بود. بر این اساس، آیندهنگاری راهبردی اربعین، به طراحی مسیر حرکت از فرهنگ عاشورا تا تمدن مهدوی میپردازد؛ مسیری که در آن، ارزشها به نهاد، فرهنگ به تمدن، و آرمان به واقعیت اجتماعی تبدیل میشود.
آیندهنگاری راهبردی اربعین، افق تازهای را پیش روی مطالعات دینی و آیندهپژوهی میگشاید. این رویکرد نشان میدهد که اربعین را نباید تنها از منظر تاریخ، فقه یا مناسک دینی مطالعه کرد، بلکه باید آن را بهعنوان یک پیشران تحول اجتماعی و تمدنی نیز مورد بررسی قرار داد. چنین نگاهی، ظرفیتهای پنهان این حرکت عظیم را آشکار میکند و زمینه بهرهگیری آگاهانه از آن را در عرصههای فرهنگ، آموزش، حکمرانی، ارتباطات، سیاستگذاری و تمدنسازی فراهم میسازد.
دستاورد مهم این رویکرد، ایجاد پیوند میان معارف اسلامی و دانشهای نوین آیندهپژوهی است. در این چارچوب، آموزههای قرآن و اهلبیت(ع) تنها موضوع مطالعه نیستند، بلکه به مبانی نظری و ارزشی برای طراحی آینده تبدیل میشوند. از سوی دیگر، روشها و ابزارهای آیندهپژوهی نیز از سطح پیشبینی صرف فراتر رفته و در خدمت تحقق آرمانهای الهی و ساخت آینده مطلوب قرار میگیرند. بدین ترتیب، آیندهپژوهی اسلامی، هویتی مستقل، هدفمند و تمدنگرا پیدا میکند.
این نگاه، افقهای تازهای را نیز پیش روی پژوهشگران و سیاستگذاران میگشاید. طراحی شاخصهای آینده اربعین، تدوین سناریوهای پیشرو، شناسایی پیشرانهای تحول، ارزیابی فرصتها و تهدیدها، و تدوین سیاستهای فرهنگی و اجتماعی متناسب با آینده، تنها بخشی از ظرفیتهای این حوزه نوپدید است. از اینرو، «آیندهنگاری راهبردی اربعین» میتواند به یک رشته میانرشتهای و یک حوزه پژوهشی مستقل تبدیل شود که پیونددهنده الهیات، علوم اجتماعی، آیندهپژوهی، سیاستگذاری فرهنگی و مطالعات تمدنی باشد.
در نهایت، مهمترین دستاورد این رویکرد، تغییر نوع نگاه به اربعین است. در این نگاه اربعین سرمایهای راهبردی برای ساخت آینده است؛ آیندهای که با تربیت انسانهای مسئول، تقویت شبکههای اجتماعی، تولید سرمایه فرهنگی، گسترش ارتباطات دینی، ارتقای حکمرانی فرهنگی و حرکت به سوی تمدن نوین اسلامی، گامبهگام به تحقق جامعه آرمانی نزدیکتر میشود. از این منظر، اربعین نه پایان یک حرکت، بلکه آغاز یک فرآیند مستمر آیندهسازی است؛ فرآیندی که میتواند الهامبخش الگوی اسلامیِ تحول، پیشرفت و تمدنسازی در جهان معاصر باشد.
اگر اربعین را یک «پیشران تمدنی» بدانیم، طبیعی است که نگاه ما نیز از برگزاری یک مراسم سالانه فراتر رود و به طراحی یک نظام راهبردی برای آیندهسازی معطوف شود. بسیاری از ظرفیتهای اربعین، تنها در ایام زیارت آشکار میشوند و پس از پایان مراسم، بخش قابل توجهی از این سرمایه عظیم انسانی، فرهنگی و اجتماعی بدون برنامهریزی منسجم رها میشود. در حالی که آیندهنگاری راهبردی بر این باور است که هر سرمایه بزرگ، باید به یک فرآیند مستمر و هدفمند تبدیل شود؛ فرآیندی که بتواند در طول سال، ظرفیتهای خود را حفظ، تقویت و به دستاوردهای ماندگار تبدیل کند.
بر این اساس، پیشنهاد میشود «طرح راهبردی آیندهنگاری اربعین» بر پایه یک چرخه دائمی و یادگیرنده طراحی شود. این چرخه، با رصد مستمر آینده آغاز میشود؛ یعنی روندهای فرهنگی، اجتماعی، فناورانه، جمعیتی و بینالمللی که میتوانند بر آینده اربعین اثر بگذارند، بهطور منظم شناسایی و تحلیل شوند. شناخت پیشرانهای تحول، فرصتها، تهدیدها و عدمقطعیتها، امکان آن را فراهم میکند که تصمیمها بر اساس واقعیتهای آینده اتخاذ شوند، نه صرفاً بر مبنای تجربههای گذشته.
گام دوم، تبدیل یافتههای آیندهپژوهی به سیاست و برنامه است. آیندهنگاری زمانی ارزشمند خواهد بود که نتایج آن در عرصه آموزش، فرهنگ، رسانه، پژوهش، ارتباطات دینی و حکمرانی فرهنگی به کار گرفته شود. به همین دلیل، لازم است برای هر یک از سناریوهای محتمل آینده، راهبردها و برنامههای متناسب طراحی گردد تا اربعین بتواند در شرایط مختلف، همچنان نقش تمدنی خود را ایفا کند.
گام سوم، نهادینهسازی شبکههای ارتباطی و علمی اربعین است. اربعین، هر سال میلیونها انسان را گرد هم میآورد، اما آیندهسازی زمانی تحقق مییابد که این ارتباطات به همکاریهای پایدار فرهنگی، علمی، آموزشی و اجتماعی تبدیل شوند. ایجاد شبکههای نخبگانی، مراکز پژوهشی، گروههای فرهنگی و ارتباطات مستمر میان فعالان اربعین، میتواند این سرمایه عظیم را از یک ارتباط مقطعی به یک شبکه دائمی تمدنساز تبدیل کند.
در مرحله بعد، باید نظام ارزیابی و یادگیری مستمر شکل گیرد. هر برنامهای نیازمند سنجش، بازخورد و اصلاح است. آیندهنگاری راهبردی نیز یک برنامه ثابت و غیرقابل تغییر نیست، بلکه فرآیندی پویا است که با تغییر شرایط، راهبردهای خود را نیز بازنگری میکند. از اینرو، ارزیابی مستمر دستاوردها، شناسایی نقاط قوت و ضعف و اصلاح سیاستها، شرط پویایی و اثربخشی این طرح خواهد بود.
در نهایت، همه این مراحل باید در خدمت یک هدف کلان قرار گیرند و آن، تبدیل اربعین به یکی از پیشرانهای تمدن نوین اسلامی است. در این نگاه، اربعین دیگر تنها مقصدی برای زیارت نیست، بلکه مدرسهای برای تربیت انسان آینده، شبکهای برای تقویت همبستگی امت، بستری برای تولید دانش و نوآوری، و الگویی برای حکمرانی فرهنگی و ارتباطات دینی خواهد بود. بدینترتیب، آیندهنگاری راهبردی اربعین، پلی میان آرمانهای عاشورا، فرهنگ انتظار و نیازهای جهان معاصر ایجاد میکند و نشان میدهد که چگونه میتوان از یک سرمایه عظیم معنوی، برای ساختن آیندهای آگاهانه، پایدار و تمدنساز بهره گرفت.
در حقیقت، رسالت آیندهنگاری راهبردی اربعین، هدایت یک حرکت تاریخی است. این رویکرد میکوشد اربعین را از یک رویداد به یک نهاد تمدنی، از یک اجتماع میلیونی به یک شبکه جهانی یادگیرنده و از یک سرمایه معنوی به یک سرمایه راهبردی برای آینده جهان اسلام تبدیل کند؛ تحولی که میتواند یکی از مهمترین گامها در مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی و آمادگی برای جامعه موعود باشد.
یادداشت از: حجتالاسلام دکتر رحیم کارگر، رئیس پژوهشکده آینده پژوهی و مهدویت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
انتهای پیام/