گروه سیاسی- فهیمه جهازیان: با صدور احکام جدید، محسن رضایی بهطور رسمی به عنوان نماینده رهبر انقلاب و سپس با حکم مسعود پزشکیان به سمت دبیر شورای عالی امنیت ملی (شعام) منصوب شد تا پس از گمانهزنی ها و شایعات، ترکیب این نهاد حیاتی دستخوش تغییر شود.
آنچه در پی انتشار قطعی این خبر در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی رخ داد، اما فراتر از یک جابهجایی بود؛ موجی از ذوقزدگی و ابراز خرسندی در میان جریانهای موسوم به تندرو، پایگاههای رسانهای نظیر «رجانیوز» و لیدرهای توییتر فارسی به راه افتاد که ابعاد پنهان و آشکار استراتژی این جریان را دقیقتر به نمایش گذاشت.
شادی زودهنگام مخالفان مذاکره
برای درک ریشههای این ذوقزدگی مفرط، ابتدا باید جایگاه استراتژیک شورای عالی امنیت ملی را در معادلات کلان کشور بازخوانی کرد. شعام به عنوان عالیترین نهاد تصمیمساز در حوزههای امنیتی، نظامی و سیاست خارجی، نقشی بیبدلیل در تعیین جهتگیریهای کلان جمهوری اسلامی ایفا میکند. دبیر این شورا، نهتنها مسئولیت هماهنگی دستگاههای امنیتی را بر عهده دارد، بلکه در خط مقدم مدیریت پروندههای حساسی چون تعاملات بینالمللی و دیپلماسی منطقهای قرار میگیرد.
در نگاه جریان رادیکال و مخالفان سرسخت تنشزدایی، حضور چهرههایی در این نهاد که رویکردشان همراستا با گفتمان تقابلی و حداکثری است، یک فرصت طلایی محسوب میشود. از منظر این طیف، انتصاب چهرهای با پیشینه محسن رضایی به معنای پایان یافتن زمزمههای دیپلماسی فعال، مسدود شدن کانالهای گفتوگو و بازگشت به رویکردهای سختگیرانه امنیتی است.
آنها این تغییر را در قالب شکستی برای رویکرد وفاقمحور دولت تحلیل کرده و از همین رو، پیشاپیش جشنی رسانهای به پا کردند تا به بدنه اجتماعی خود چنین القا کنند که ریلگذاری سیاست خارجی کشور با فشارهای آنها تغییر کرده است.
جشن مرگ دیپلماسی در رسانه تندروها
در این میان، واکنش پایگاه خبری «رجانیوز» به عنوان یکی از تریبونهای اصلی جریان پایداری و طیف تندرو، بسیار معنادار و عریان بود. این رسانه که در سالهای گذشته همواره کار ویژهاش تخریب هرگونه تلاش برای گشایش در بسترهای دیپلماتیک بوده است، نتوانست خرسندی عمیق خود را از این انتصاب پنهان کند.
خط خبری رجانیوز بلافاصله پس از قطعی شدن حکم محسن رضایی، بر این گزاره متمرکز شد که دبیری شعام از دست تفکرات سازشکارانه خارج شده و به دست گفتمان انقلابی افتاده است.
رجانیوز با پوشش جهتدار این رخداد، تلاش کرد تا این انتصاب را به عنوان نوعی «تغییر ریل اجباری» بر دوش دولت جلوه دهد؛ روایتی که هدف آن تضعیف اقتدار قوه مجریه و القای این پیام بود که دولت در تعیین ارکان کلان امنیتی خود نقش مستقل ندارد. شادی رجانیوز، در واقع بازتاب خوشحالی جریانی است که مرگ دیپلماسی را مایه بقای سیاسی خود میداند و از هرگونه آرامش در روابط خارجی کشور بیمناک است.
استقبال افراطیون از انسداد
در همین راستا، میدان توییتر فارسی (ایکس) نیز به مکانی برای خودنمایی اکانتهای سازماندهیشده و چهرههای شاخص این جریان تبدیل شد. توییتهای منتشرشده از سوی چهرههایی نظیر امیرحسین ثابتی، به روشنی مانیفست فکری این طیف را بازتاب میداد. ثابتی و همفکرانش با انتشار پیامهایی لحندار، از این تغییر مدیریتی به عنوان بازگشت به خطوط اصلی نظام و پایان دادن به سیاستهای انفعالی یاد کردند.
امیرحسین ثابتی، در شبکه ایکس مدعی شد که مسعود پزشکیان برای مدتی در برابر دستور رهبر جمهوری اسلامی برای جایگزینی رضایی با ذوالقدر مقاومت کرده است. ثابتی این تغییر را «علیالاصول» دوم توصیف کرد؛ اشارهای مستقیم به سخنان پیشین رضایی درباره اختلاف نظر در سطح عالی تصمیمگیری.
بررسی محتوای این توئیتها نشان میدهد که برای این طیف، تخصص، توانمندی مدیریتی یا تسلط بر ابعاد پیچیده حقوق بینالملل هیچگاه معیاری سنجشپذیر نبوده است؛ بلکه تنها شاخص آنها برای پذیرش یک مدیر ارشد، میزان فاصله او با مفاهیم تعامل و عقلانیت سیاسی است. بازنشر این توئیتها با هشتگهای خاص، بخشی از یک پازل بزرگتر رسانهای بود تا جامعه را به این باور برسانند که در حاکمیت تهران، ارادهای یکدست برای انسداد مسیرهای دیپلماتیک شکل گرفته است.
ماشین بهانهتراشی افراطیون
اما کانون اصلی تحلیل رفتار جریان افراطی در این رخداد، فراتر از شخص محسن رضایی، در ماهیت «بهانهجویانه» این طیف نهفته است. واقعیت تلخ این است که برای افراطیون، فرقی نمیکند موضوع روز کشور چه باشد؛ یک روز گرانی نرخ ارز، روز دیگر تغییر یک مدیر اجرایی، در مقطعی دیگر متن یک توافقنامه و امروز نیز جابهجایی در رأس نهاد امنیت ملی بهانهای میشود تا ماشین تخریب و بحرانسازی روشن گردد.
این جریان یک استراتژی ثابت دارد و آن هم زمینگیر کردن دولت از طریق ایجاد تنشهای مصنوعی است. آنها به خوبی آگاهند که موفقیت قوه مجریه در ایجاد آرامش اقتصادی و پیشبرد منافع ملی از طریق دیپلماسی، تیر خلاص به حیات سیاسی آنها خواهد بود. از این رو، حتی زمانی که اتفاقی مطابق میلشان رخ میدهد (مانند انتصاب رضایی)، بلافاصله آن را به ابزاری برای تسویهحساب سیاسی و تحقیر دولت تبدیل میکنند تا هیچگاه آب خوش از گلویش پایین نرود.
منافع ملی قربانی ذوقزدگیهای جناحی
رفتارشناسی افراطیون در ماجرای انتصاب دبیر شورای عالی امنیت ملی، زنگ خطری جدی برای منافع ملی و امنیت عمومی کشور است. تقلیل دادن راهبردهای کلان امنیتی به دعواهای نازل جناحی در شبکههای اجتماعی و ذوقزدگیهای زودگذر رسانهای، نشان میدهد که این جریان حاضر است منافع کلان کشور را فدای منافع حقیر سیاسی خود کند.
القای این پیام به جامعه بینالمللی که ایران دچار تشتت و سیطره تفکرات تقابلی است، دقیقاً همان پازلی است که دشمنان این مرز و بوم به دنبال تکمیل آن هستند. در چنین شرایطی، دولت و ارکان تصمیمساز کشور نباید اجازه دهند که امنیت روانی جامعه بازیچه دست توئیتبازان افراطی شود؛ پاسخی که تنها با پافشاری بر مشی عقلانیت و تقویت اقتدار نهادهای قانونی داده خواهد شد.
آنچه در پی انتشار قطعی این خبر در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی رخ داد، اما فراتر از یک جابهجایی بود؛ موجی از ذوقزدگی و ابراز خرسندی در میان جریانهای موسوم به تندرو، پایگاههای رسانهای نظیر «رجانیوز» و لیدرهای توییتر فارسی به راه افتاد که ابعاد پنهان و آشکار استراتژی این جریان را دقیقتر به نمایش گذاشت.
شادی زودهنگام مخالفان مذاکره
برای درک ریشههای این ذوقزدگی مفرط، ابتدا باید جایگاه استراتژیک شورای عالی امنیت ملی را در معادلات کلان کشور بازخوانی کرد. شعام به عنوان عالیترین نهاد تصمیمساز در حوزههای امنیتی، نظامی و سیاست خارجی، نقشی بیبدلیل در تعیین جهتگیریهای کلان جمهوری اسلامی ایفا میکند. دبیر این شورا، نهتنها مسئولیت هماهنگی دستگاههای امنیتی را بر عهده دارد، بلکه در خط مقدم مدیریت پروندههای حساسی چون تعاملات بینالمللی و دیپلماسی منطقهای قرار میگیرد.
در نگاه جریان رادیکال و مخالفان سرسخت تنشزدایی، حضور چهرههایی در این نهاد که رویکردشان همراستا با گفتمان تقابلی و حداکثری است، یک فرصت طلایی محسوب میشود. از منظر این طیف، انتصاب چهرهای با پیشینه محسن رضایی به معنای پایان یافتن زمزمههای دیپلماسی فعال، مسدود شدن کانالهای گفتوگو و بازگشت به رویکردهای سختگیرانه امنیتی است.
آنها این تغییر را در قالب شکستی برای رویکرد وفاقمحور دولت تحلیل کرده و از همین رو، پیشاپیش جشنی رسانهای به پا کردند تا به بدنه اجتماعی خود چنین القا کنند که ریلگذاری سیاست خارجی کشور با فشارهای آنها تغییر کرده است.
جشن مرگ دیپلماسی در رسانه تندروها
در این میان، واکنش پایگاه خبری «رجانیوز» به عنوان یکی از تریبونهای اصلی جریان پایداری و طیف تندرو، بسیار معنادار و عریان بود. این رسانه که در سالهای گذشته همواره کار ویژهاش تخریب هرگونه تلاش برای گشایش در بسترهای دیپلماتیک بوده است، نتوانست خرسندی عمیق خود را از این انتصاب پنهان کند.
خط خبری رجانیوز بلافاصله پس از قطعی شدن حکم محسن رضایی، بر این گزاره متمرکز شد که دبیری شعام از دست تفکرات سازشکارانه خارج شده و به دست گفتمان انقلابی افتاده است.
رجانیوز با پوشش جهتدار این رخداد، تلاش کرد تا این انتصاب را به عنوان نوعی «تغییر ریل اجباری» بر دوش دولت جلوه دهد؛ روایتی که هدف آن تضعیف اقتدار قوه مجریه و القای این پیام بود که دولت در تعیین ارکان کلان امنیتی خود نقش مستقل ندارد. شادی رجانیوز، در واقع بازتاب خوشحالی جریانی است که مرگ دیپلماسی را مایه بقای سیاسی خود میداند و از هرگونه آرامش در روابط خارجی کشور بیمناک است.
استقبال افراطیون از انسداد
در همین راستا، میدان توییتر فارسی (ایکس) نیز به مکانی برای خودنمایی اکانتهای سازماندهیشده و چهرههای شاخص این جریان تبدیل شد. توییتهای منتشرشده از سوی چهرههایی نظیر امیرحسین ثابتی، به روشنی مانیفست فکری این طیف را بازتاب میداد. ثابتی و همفکرانش با انتشار پیامهایی لحندار، از این تغییر مدیریتی به عنوان بازگشت به خطوط اصلی نظام و پایان دادن به سیاستهای انفعالی یاد کردند.
امیرحسین ثابتی، در شبکه ایکس مدعی شد که مسعود پزشکیان برای مدتی در برابر دستور رهبر جمهوری اسلامی برای جایگزینی رضایی با ذوالقدر مقاومت کرده است. ثابتی این تغییر را «علیالاصول» دوم توصیف کرد؛ اشارهای مستقیم به سخنان پیشین رضایی درباره اختلاف نظر در سطح عالی تصمیمگیری.
بررسی محتوای این توئیتها نشان میدهد که برای این طیف، تخصص، توانمندی مدیریتی یا تسلط بر ابعاد پیچیده حقوق بینالملل هیچگاه معیاری سنجشپذیر نبوده است؛ بلکه تنها شاخص آنها برای پذیرش یک مدیر ارشد، میزان فاصله او با مفاهیم تعامل و عقلانیت سیاسی است. بازنشر این توئیتها با هشتگهای خاص، بخشی از یک پازل بزرگتر رسانهای بود تا جامعه را به این باور برسانند که در حاکمیت تهران، ارادهای یکدست برای انسداد مسیرهای دیپلماتیک شکل گرفته است.
ماشین بهانهتراشی افراطیون
اما کانون اصلی تحلیل رفتار جریان افراطی در این رخداد، فراتر از شخص محسن رضایی، در ماهیت «بهانهجویانه» این طیف نهفته است. واقعیت تلخ این است که برای افراطیون، فرقی نمیکند موضوع روز کشور چه باشد؛ یک روز گرانی نرخ ارز، روز دیگر تغییر یک مدیر اجرایی، در مقطعی دیگر متن یک توافقنامه و امروز نیز جابهجایی در رأس نهاد امنیت ملی بهانهای میشود تا ماشین تخریب و بحرانسازی روشن گردد.
این جریان یک استراتژی ثابت دارد و آن هم زمینگیر کردن دولت از طریق ایجاد تنشهای مصنوعی است. آنها به خوبی آگاهند که موفقیت قوه مجریه در ایجاد آرامش اقتصادی و پیشبرد منافع ملی از طریق دیپلماسی، تیر خلاص به حیات سیاسی آنها خواهد بود. از این رو، حتی زمانی که اتفاقی مطابق میلشان رخ میدهد (مانند انتصاب رضایی)، بلافاصله آن را به ابزاری برای تسویهحساب سیاسی و تحقیر دولت تبدیل میکنند تا هیچگاه آب خوش از گلویش پایین نرود.
منافع ملی قربانی ذوقزدگیهای جناحی
رفتارشناسی افراطیون در ماجرای انتصاب دبیر شورای عالی امنیت ملی، زنگ خطری جدی برای منافع ملی و امنیت عمومی کشور است. تقلیل دادن راهبردهای کلان امنیتی به دعواهای نازل جناحی در شبکههای اجتماعی و ذوقزدگیهای زودگذر رسانهای، نشان میدهد که این جریان حاضر است منافع کلان کشور را فدای منافع حقیر سیاسی خود کند.
القای این پیام به جامعه بینالمللی که ایران دچار تشتت و سیطره تفکرات تقابلی است، دقیقاً همان پازلی است که دشمنان این مرز و بوم به دنبال تکمیل آن هستند. در چنین شرایطی، دولت و ارکان تصمیمساز کشور نباید اجازه دهند که امنیت روانی جامعه بازیچه دست توئیتبازان افراطی شود؛ پاسخی که تنها با پافشاری بر مشی عقلانیت و تقویت اقتدار نهادهای قانونی داده خواهد شد.