امسال بيش از هر زمان ديگري دلم ميخواست براي جامعه خبري به معناي واقعي كلمهاش، كاري انجام دهم، كاري كه گره وا كن باشد. كاري كه حتي شده براي لحظهاي تاملبرانگيز و راهگشاي مسير پر پيچ و خم راه خبرنگاران جامعهام باشد. ميدانيم كه در ايران امروز تا دلتان بخواهد خبرنگار و روزنامهنگار واقعي و صوري وجود دارد.
اما روي سخن من با روزنامهنگاران و خبرنگاران واقعي است. همانهايي كه در اين چند سال اخير با آثارشان كوشيدند دردي را فرياد بزنند، فسادي را افشا كنند، مشكلات و هم و غم مردم را بگويند، به مسوولي كنايه و طعنه و صراحتا هشدار دهند كه ببينيد و بشنويد و بيدار شويد.
هر چند به دليل شرايط خاص پيش آمده بعد از جنگهاي تحميلي اخير و قبل از آن-در چند دهه اخير- كار خبرنگار به معناي اصولي و استاندارد و حرفهاي در كشور ما با موانعي همراه بوده، اما اگر به همان انگشتنگاران فرصت بروز و ظهور بيشتري ميدادند شك ندارم، كاري ميكردند كارستان. اما متاسفانه گرههاي موجود اين فرصت را مدام از خبرنگاران حرفهاي ميبلعد.
جامعه خبري امروز ايران بيش از هر زمان ديگري نيازمند همدلي واقعي است، همدلي كه نه از سر منت و نگاه از بالا به پايين و گراميداشتهاي پر زرق و برق، بلكه يك همدلي براي انجام يك مسووليت مهم و بزرگ در كنار به فرجام رسيدن نياز و مساله و مشكلي.
بسيار درباره كار خبرنگار همواره و هر ساله گفته و شنيده ميشود، اما نبايد غافل باشيم كه بسياري از خبرنگاران و رسانههاي ورزيده ما كامل آگاه به شرايط جامعه و اصول خبري خود هستند، اما مسائل و موانع و شرايط بيروني همواره دستانداز و در نهايت بنبستهاي زيادي را ايجاد ميكند كه همين نوع برخوردها رفتهرفته زمينه تضعيف خردورزي و سطحي انديشيدن را فراهم ميكند.
كاش روز خبرنگار، يادآوري و تلنگر اين باشد كه به خبرنگاران جسور فضا و ميدان بيشتري داده شود. همانها كه بارها در راستاي منافع ملي آزمون خود را پس دادهاند و نبايد نگراني و سوءظنهاي بيمورد، آنها را خانهنشين كند. آري كه مطبوعات و در قياسي بزرگتر خبرنگاران ميتوانند ركن چهارم دموكراسي باشند ولي اين مهم در گروي استقلال حرفهاي و اجازه فعاليت خبري در معناي حرفهاياش نه سليقهاي و گزينشي. به اميد چنين روز و چنين نگاهي.
نگذاريم جامعه تهي از خبرنگار واقعي شود
سميرا بختيار
صاحبخبر -
∎