شناسهٔ خبر: 79280359 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: ایلنا | لینک خبر

در نشست تخصصی «مشروطه و اندیشۀ توسعه در ایران» مطرح شد؛

امر ملی مشروطیت پس از ۱۲۰ سال

در نشست تخصصی «مشروطه و اندیشۀ توسعه در ایران» مطرح شد؛ نشست تخصصی «مشروطه و اندیشۀ توسعه در ایران» عصر یک‌شنبه، هجدهم مرداد در مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی برگزار شد.

صاحب‌خبر -

به گزارش ایلنا به نقل از روابط‌عمومی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی در این مجلس که اسماعیل شمس، استادیار تاریخ دانشگاه علامه طباطبایی و مدیر بخش پژوهش‌های کُردی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی دبیر علمی آن بود، 

کاظم موسوی بجنوردی، رئیس مرکز دائره‌المعارف بزرگ اسلامی در سخنانی مکتوب گفت: جنبش مشروطه در ۱۲۰ سال پیش با آرزوی عدالت جان گرفت و سپس گسترش مفهومی و شکلی یافت و تبدیل به خواستی ملی برای ورود به جهانی نو شد؛ جهانی که نه فقط پارلمان، قانون و حقوق و آزادی‌های اساسی طلب می‌کند که اساسا نگاهی نو و دگرگون‌شده به خودِ انسان و مفاهیم مُقَوِم جامعه دارد. در حقیقت مشروطه بسان پلی بود که ایران را از دنیای سنتی و کهن به عصری مدرن رهنمون کرد. 

به‌راستی زمینه‌ساز و سبب بنیادین مشروطه ایران را باید در مواجهه تکان‌دهنده نخبگان ایرانی با ترقی ملل اروپایی و بعدتر در میان آسیایی‌ها، در ژاپن جست‌وجو کرد. اساس جنبش مشروطیت را می‌توان پاسخی به عقب‌ماندگی ایران و آغاز کوشش‌ها به جانب ترقی جامعه دانست و این تکاپو تا امروز همچنان ادامه یافته است. حال، اگر قصد صورت‌بندی کلی از اهداف مشروطیت در میان باشد، می‌توان آن را به سه مرحله تقسیم کرد: 

نخست: مطالبه عدالت‌خانه که نقطه آغاز جنبش مشروطیت بود. 

دوم: مرحله تکامل آن، که به تشکیل پارلمان، قوانین مدرن و طلب حقوق و آزادی‌های اساسی رسید. 

و سوم: مرحله نهایی و هدف غایی که همانا آرزوی ترقی و توسعه ایران بود. 

کوشش برای تشکیل پارلمان، قانون اساسی، دولت-ملت مدرن، دولت مرکزی قدرتمند، مقابله با هرج‌ومرج و بی‌نظمی و غیره، همه و همه راه‌حل‌هایی برای رفع عقب‌ماندگی و نیل به جامعه‌ای مترقی بوده است که البته با چالش‌های گوناگونی روبه‌رو شد. 

در رساله‌ها، کتاب‌ها و نطق‌های اندیشمندان عصر مشروطه پیوسته در باب لزوم رفع عقب‌ماندگی و نیل به جامعه‌ای پیشرفته سخن به میان آمده است. از جمله ناظم‌الاسلام کرمانی در جلسه مشروطه‌خواهان گفته است: «چرا به وضعیت جهان نگاه نمی‌کنید؟ اینجا مثال ژاپن است، ملتی آسیایی که خود را ارتقا داده و عملکردهای برجسته‌ای نشان می‌دهد.» 

در جای دیگر مخبرالسلطنه هدایت گفت‌وگوی میرزاعلی‌اصغرخان اتابک اعظم را با ایتو هیروبومی (از معماران اصلاحات مِیجی) را نقل می‌کند که «ایتو» نقش اعزام دانشجویان به اروپا و آمریکا و سپس تاسیس مدارس را در پیشرفت ژاپن برجسته می‌داند. 

مطالبی این‌چنین در اشاره به ترقی سایر ملل نزد مشروطه‌خواهان بسیار است و نشان از نقطه کانونی توجه اندیشمندان مشروطه به مقوله پیشرفت دارد. به‌ویژه اصلاحات مِیجی و شتاب حیرت‌انگیز ترقی‌خواهانه در ژاپن، تاثیری شگرف بر روشنفکران عصر مشروطه ایران داشت و جالب آن‌که هم‌چنان تا امروز نیز ژاپن الگویی برای توسعه ایران فرض می‌شود. 

در واقع از زمان عباس‌میرزا و سپس امیرکبیر و میرزاحسین‌خان سپهسالار و دیگران تا انقلاب مشروطه و بعد از آن پیوسته اندیشه ترقی‌خواهی و رفع عقب‌ماندگی نزد رجال پیشرو اولویتی روزافزون می‌یافت تا عاقبت روشنفکرانی چون فروغی و تقی‌زاده با مشاهده هرج‌ومرج اجتماعی، ضعف دولت‌ها وعدم توفیق اولیه دراهداف مشروطه، به این جمع‌بندی رسیدند که برای تحقق جامعه‌ای مدرن و مترقی باید نخست دولتی متمرکز و قدرتمند شکل گیرد و بدین‌سان عصری جدیددر ایران آغاز شد که استبداد را در جامه‌ای نوین عرضه می‌کرد. 

از آن زمان تا امروز پس از یکصدوبیست سال، پرسشی همچنان بی‌پاسخ مانده است؛ جامعه ایران چگونه می‌تواند به توسعه‌ای پایدار و بادوام برسد؟ 

چگونه باید اجماع نخبگان بر مسیری مشخص از توسعه قرار گیرد و آرزوی توسعه چه وقت، چگونه و با چه سازوکاری به ثمر خواهد رسید. همه می‌دانیم در جهان امروز رفاه شهروندان در گرو توسعه پایدار است. اما هنوز به اتفاق نظری ملی برای حرکت پرشتاب به جانب توسعه نرسیده‌ایم. بی‌گمان نشانه‌های چنین عزمی هویدا شده است. 

ضروری است تبیین شود دولت_ملت (و ملت_شهروند) ماهیتا امری مدرن و برشالوده یک «پیمان جمعی و اخلاقی» میان انسان‌های برابر، می‌تواند پدیدار شود. لازم است به خود یادآور شویم، در دوران جدید، ملت بودن انتخابی آگاهانه است. مآلا (سرانجام) مشروعیتِ آن از بنیاد می‌باید بر اخلاق و اصول حقوق بشر استوار باشد. 

آن‌چه ملتی را به غایت هم‌بسته و پایدار می‌کند، عدالت به‌مثابه انصاف، نفی تبعیض در اشکال مختلف، احترام به حقوق و آزادی‌های اساسی، دموکراسی، هم‌زیستی، مدارا، بردباری فرهنگی و هویتی و به رسمیت شناختن شیوه زیست دیگری است. هیچ چیز مقدم بر نیک‌بختی تک‌تک انسان‌ها نیست و پاس‌داشت این «ما به‌عنوان یک ملت» جز به نام و در چارچوب اخلاق میسر نیست. بدین صورت می‌توانیم در راه توسعه پایدار و رفاه همه ساکنان ایران، هم‌پیمان شویم. 

باور دارم بزرگ‌ترین عامل هم‌بستگی ملیِ ایرانِ جدید، می‌تواند اتحاد حول محور توسعه کشور و در پی آن ایجاد رفاه و فرصت‌های برابر برای همه شهروندان باشد. 

در ادامه منصوره اتحادیه، استاد بازنشسته تاریخ دانشگاه تهران اظهار کرد: درباره علل ناکامی انقلاب مشروطه توضیح داد: حدود ۱۲۰ سال از انقلاب مشروطه می‌گذرد و ما همچنان درباره آن بحث می‌کنیم و احتمالا ۱۲۰ سال آتیه هم در آن باره بحث خواهد شد، همانطور که هنوز درباره انقلاب فرانسه در ۱۷۸۹ بحث می‌شود. 

این تاریخ‌نگار پیشکسوت با بیان اینکه زمینه‌های فکری انقلاب مشروطه بر پایه نظریات سیاسی غربی استوار بود، گفت: ارتباط ایران با اروپا، از اوایل قرن نوزدهم میلادی آغاز شد و افکار نو به مرور طی قرن گذشته گاه از طریق عثمانی و گاه از طریق اروپا، روبه فزونی نهاد و ایرانیان با تفکرات سیاسی و اجتماعی غرب آشنا شدند. البته این آشنایی غیرمستقیم چندان عمیق نبود. با این همه بسیاری از روشن‌فکران آن روزگار مجذوب زندگی غربی شدند و در آثار خود اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران را با معیارهای اروپایی سنجیدند. 

او ادامه داد: راه‌هایی را که برای توسعه ایران، پیشنهاد می‌کردند، چون عناصر توسعه و پیشرفت غرب را درست و عمیق نمی‌شناختند، نمی‌توانست توده بی‌سواد را که سخت در پی‌گذراندن زندگی ساده خود بود، به حرکت وادارد. برای فراگیرکردن جنبش باید بر ضعف‌ها و کاستی‌های عینی‌تر و ملموس‌تر، و بر مباحث ساده‌تر سیاسی تکیه می‌کردند. از این‌رو خرده گرفتن از نابسامانی‌های اقتصادی کشور، خاصه ضعف‌های روحی و اخلاقی مظفرالدین شاه، که در ازای گرفتن وام برای سفرهای پرخرج خود به اروپا، کشور را به بیگانگان می‌فروخت آغاز شد. 

مصطفی محقق‌داماد، مدیر بخش حقوق و عضو شورای عالی علمی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی سخنران بود که در این نشست درباره نهضت مشروطیت بیان کرد: این نهضت به یقین مهم‌ترین اقدام توده مردم بود تا قدرت حاکمان را محدود کنند؛ در این نهضت همه مردم خواهان نظم و انضباط شدند. از آن روز کتاب‌های متعددی در این‌رابطه نوشته شده، کتب معاصر مانند فرهنگ ناظم‌الاطبا در آن دوران نوشته شد، در بعضی از مقالات و کتبی که بعد از آن روزها نوشته شد به نقل تاریخ و در برخی دیگر به توضیح و تحلیل تاریخ پرداخته شد. 

این فیلسوف و حقوقدان با بیان اینکه نهضت مشروطیت را سوغات قرن می‌دانند، ادامه داد: این نهضت جریان آبی بود که از بلندی غرب سرازیر و آن را برکت تفکر غربی می‌دانیم. جان لاک و توماس هابز دو متفکر، بشر را موجود درنده می‌دانند و هیچ آزادی برای او قایل نیستند. آن‌ها می‌گویند نظریه مشروطیت تحت تاثیر لاک بوده است من به طور کل مخالف آن نیستم؛ فکر مثل آب سرایت می‌کند در کشور ما این نفوذ وجود داشته است. 

رئیس گروه مطالعات اسلامی فرهنگستان علوم ایران با بیان اینکه در دو قرن قبل فقیهی به نام شیخ مرتضی انصاری اهل دزفول درخشید و به نجف رفت، گفت: او در جنگ با عقب‌گرد به نظریه انسداد علم رسید و آنچه در عقل و ظن عرفی حجت شناخته می‌شد، بنیان قانونگذاری عرفی و زیربنای تامین عرفی شد و ما زیر سایه آن هستیم که اگر شیخ تثبیت نمی‌کرد، اجازه تقنین نمی‌یافتیم. 

او با تاکید بر اینکه اصلِ هیچ کس بر دیگری مسلط نیست، بنیان آزادی است، ادامه داد: او پیامبر و امام را استثنا کرد. شیخ در مبحث ولایت از غرب اطلاع نداشت و به همین دلیل تفکیک قوا را مطرح کرد. این نظریات مهم است و در راس قرن دو فقیه مقابل هم ایستادند. مردم عدالتخانه یعنی مجلس و قانونگذاری می‌خواستند. او با مجلس مخالف نبود. می‌گفت قانون‌گذاری نکنید که دست قضات بسته شود. 

احمد مسجدجامعی، قائم‌مقام مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی نیز با اشاره به اینکه سندی برای خانه بهبهانی و مدرس تنظیم شده است، گفت: برای حفاظت از این خانه‌ها این اقدامات را انجام دادیم. خانه شیخ فضل‌الله نوری و شیخ هادی نجم‌آبادی را هم شناسایی کردیم، اگر این رویه اصلاح شود و بتوانیم درباره آن بحث کنیم نکاتی روشن می‌شود. 

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت اصلاحات مساله مشروطیت را موضوع امروز و فرد دانست نه دیروز؛ و ادامه داد: در صدمین سال امضای قانون مشروطیت، اجلاسی در همین مرکز برگزار کردیم، اجلاسی هم در مجلس و اجلاسی هم در دانشگاه برگزار کردیم. در این اجلاس‌ها نگاه‌ها مختلف بود اما همه در آن مشارکت فعال داشتند. مشروطه مساله امروز ماست. مشروطه بنیادی گذاشت که امروز در راه ادامه آن هستیم. 

او اضافه کرد: هنوز مساله حل نشده و موضوع روز است. حدود و اختیار مجلس، نحوه تعامل با وزرا، وضع قوانین، انتخاب نمایندگان و ارتباط با دستگاه‌ها دچار مشکل است. کسانی که می‌گویند مشروطه زودرس بود باید به آن‌ها گفت چنین مسائلی با قرارداد مشخص نمی‌شود. در آن سال‌ها منورالفکران پایگاه اجتماعی نداشتند و اگر آخوند نمی‌آمد، مشروطه شکل نمی‌گرفت، زیرا یک پایگاه آن درباریان بودند. امر ملی با مشروطه شکل گرفت. مهم است که بدانیم در آن زمان بستر اجتماعی وجود نداشت. 

در ادامه علی بهرامیان، معاون علمی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی با بیان اینکه هشت سال پیش از جنبش مشروطیت کلمه «مشروطه» وجود داشت، گفت: از این کلمه نه فقط استفاده می‌شد، بلکه آن را در زبان به کار می‌بردند. اگر فقط کلمه مشروطه را در نظر بگیریم همین شاهد و بسا شواهد دیگر نشان می‌دهد که سابقه مشروطه‌خواهی را باید از زمانی دورتر پی گرفت. 

عضو شورای عالی علمی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی با اشاره به اینکه درباره جنبش مشروطیت با وجود تحقیقات وسیع و ارزشمندی که صورت گرفته، هنوز اطلاعات کافی در دست نیست، افزود: از زمان انتشار کتاب «تاریخ مشروطه ایران» نوشته احمد کسروی ۸۰ سال می‌گذرد. در این مدت طولانی علاوه بر کشف و انتشار آثار شماری از محققان با توجه به اسناد و مدارک محلی، جنبش مشروطیت را در شهرها و مناطق مختلف ایران بررسی و منتشر کرده اند. 

او ادامه داد: با اطمینان می‌توان گفت که اینک کمابیش تصویر روشن‌تری از این جنبش در طبقات مختلف اجتماعی آن عهد در دست است. اما چرا شماری از فعالان این جنبش ناامید شدند و بعدها به ویژه در دوره پهلوی اول و دوم تجربه مشروطه را شکست خورده دانستند؟ از دل شکست مشروطیت ایدئولوژی‌هایی برآمد که حاصل ویرانگری داشت. 

نصرالله صالحی، عضو هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان با بیان اینکه زیربنا و اساس و بنیان توسعه و ترقی تربیت نیروی انسانی است، گفت: میرزا جعفر خان، مشیرالدوله تبریزی۶۰ سال قبل از مشروطه نامه‌ایی به امیرکبیر می‌نویسد که در هرات، روس، انگلیس و عثمانی متخصصانی دارند در حالی که ما مترجم نداریم. مشکل کشور ما نداشتن متخصص بود و هست. 

این پژوهشگر تاریخ با تاکید بر اینکه متخصصان باید در مدرسه تربیت شوند، ادامه داد: باید معلم تربیت کنیم و بزرگان صدساله اخیر از دانشسرای عالی درآمده و اینگونه مقدمه تاسیس دانشگاه تهران گذاشته شد. 

او اضافه کرد: جنبش زیرساخت، ایجاد زیرساخت توسعه، ترقی و تربیت نیروی انسانی است و مشروطه را نه در میدان سیاست بلکه در تربیت نیروی انسانی نیز سنجید. پیروزی این جنبش اگرچه در آن زمان به تمامی دیده نشد، در عرصه تربیت نیروی انسانی موفق بود و این محصول مشروطه است. مشروطه بزرگترین جنبش تعلیم و تربیت بود. 

سپس عباس قدیمی قیداری، استاد تاریخ دانشگاه تبریز در بررسی توسعه و ترقی در عرصه تاریخ‌نگاری گفت: دو اثر تاریخ‌نگارانه دوره مشروطه یکی «تاریخ بیداری ایرانیان» نوشته ناظم‌الاسلام کرمانی بود که محتوای آن تجلی توسعه است و مسئولانه زمینه‌های مشروطه را واکاوی می‌کند. همچنین نویسنده در این کتاب، حقوق ملی آزادی را که ذیل توسعه فهم می‌کنیم نام می‌برد اما او در توضیح مشروطه از این روند فاصله می‌گیرد. 

عضو هیات علمی دانشگاه تبریز در بیان دومین اثر بیان کرد: همزمان با او مجدالاسلام کرمانی کتاب «تاریخ انحطاط مجلس» را می‌نویسد که نسبت وثیقی با توسعه دارد، اما خوانده نشد. تنها مورخی که می‌گفت مشروطه مسئله آینده ایران است او بود. 

سخنران بعد علیرضا ملایی توانی، رئیس پژوهشکده اسناد سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی ایران بود که بخشی از ناکامی‌های توسعه‌خواهی مشروطه را ذیل عنوان همجواری تاریخ محیطی تعریف کرد و گفت: یک ایده، تحول و تغییر تاریخی تاثیر و تاثری که روی هم داشتند، در این بخش جا دارد. مفهوم زمان و مکان گاه‌شماری تاریخی و مکان جغرافیایی نیست، بلکه جغرافیای سیاسی را مقصود دارم. توسعه در یک کشور نمی‌تواند فارغ از کشورهای همسایه رخ دهد و باید در قلمرو ملی مطالعه شود. 

استاد تاریخ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با اشاره به اینکه ایده در محیط پیرامونی شکل می‌گیرد، گفت: ایده می‌تواند شتاب‌دهنده یا بازدارنده باشد و اگر متناظر با محیط و ظرفیت آن باشد شتاب می‌گیرد و جز این سرکوب می‌شود. 

او با بیان اینکه مفهومی دیگر لامکانی و مکان‌پریشی است، توضیح داد: اگر اینها را لحاظ کنیم تحولات بزرگ رخ نمی‌دهد. مشروطه جنبش بزرگی فراتر از ظرفیت‌های محیطی خود بود. آیا می‌توان بی‌توجه به همسایه، از توسعه یاد کرد. اگر قدرت‌های بزرگ با مشروطه‌خواهان همدل بودند باز هم مشروطه شکل نمی‌گرفت. بخشی از آن محصول قلمرو بود و کنش‌گرانی داشت که بازی را طبق خواسته خود تعریف می‌کردند. 

به گفته ملایی، آن محیط پیرامونی امکان توسعه‌یابی و ترقی‌خواهی را محدود می‌کرد و بستر اجتماعی مهم بود. در شمال قدرت مستبد خودکامه مقدرات ما را در اختیار داشت و در غرب عثمانی و شرق و جنوب انگلیس. هیچ‌یک نه خواهان تحول آزادی‌خواهانه در ایران بودند نه شرایطش را داشتند و این نشان می‌دهد متفکران ایرانی به چه واقعیت‌های بلندی نظر داشتند. واقعیت‌های محیطی و شرایط پیرامونی و محیط تاریخی شرایط را بر ما تحمیل می‌کرد و امکان عبور از آن شرایط را نداشتند. البته متفکران در پی راه‌های تازه بودند اما شرایط محیطی دست و پای آنان را می‌بست. 

حسن حضرتی، دانشیار تاریخ دانشگاه تهران نگاه تاریخ‌نگارانه نسبت به مشروطه ایران را در پنج گروه تقسیم‌بندی کرد و گفت: دسته آخر موافقان تاثیر متقابل در تحولات عثمانی هستند. سوال این است که چرا بحثی در باره تاثیرات متقابل شکل می‌گیرد؟ زیرا ذیل مباحث ناسیونالیستی قرار می‌گیرد، این بحث به سرنوشت دو ملت تقلیل داده می‌شود. مثلا بحث منشاگرایی را پی می‌گیرد و این اتفاق، محصول مشارکت ما در یک اتفاق جهانی است. 

این تاریخ‌پژوه با بیان اینکه تاریخ‌نگاری ناسیونالیستی دو ملت را مقابل هم قرار می‌دهد، ادامه داد: این نگاه بیش از آنکه کمک کند و در واحد ملت سهمی برای خود ایجاد کند به سمت نفی کردن می‌رود و این آفت این نوع دیدگاه است که با تحولات غیرغربی بیگانه است و تجدد غیرغربی را نمی‌بیند. 

او افزود: در بحث تجددگرایی و مشروطه‌خواهی اگر می‌خواهیم به توسعه برسیم باید آن را جهانی و منطقه‌ای و نه ملی ببینیم. 

گودرز رشتیانی، استادیار تاریخ و معاون آموزشی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران با بیان اینکه دهه اول قرن بیستم دوران انقلابات مشروطه بود؛ گفت: در سال ۱۹۰۵ در روسیه، ۱۹۰۶ در ایران، ۱۹۰۸ در عثمانی و ۱۹۱۱ در چین و مکزیک مشروطه رخ داد. در روسیه گروهی معتقد بودند باید تمام مظاهر غربی را پیاده کنند. از همان زمان جنبش اسلام‌گرایان متولد شد. اعضای این جنبش تاکید داشتند ملت روسیه باید ارزش‌های متضمن تزار را لحاظ کنند و نظام دهقانی حفظ شود. 

استاد تاریخ دانشگاه تهران با اشاره به اینکه انقلاب ۱۹۰۵ حاصل رقابت این دو طیف است، افزود: این انقلاب حاصل یک ادبیات غنی است که در ایران کمتر می‌بینیم. اما در روسیه پشتوانه عظیمی برای آن وجود دارد. همه ادبیات روسیه اصلاح اجتماعی را دنبال می‌کند. سرنوشت مشروطه روسیه با ایران قابل مقایسه نیست. مشروطه ایران ناکام نماند؛ نهادهایی که شکل گرفت و تفکیک قوا رخ داد اما مشروطه روسیه ناکام ماند و به اکتبر ۱۹۱۷ رسید که هیچ شباهتی با دستاوردهای آن نداشت. 

او ادامه داد: تزار نیکلای دوم هیچ‌گاه با مشروطه همدل نبود و اصل تفکیک قوا را کنار زد. شاید فرهنگ سیاسی روسیه هم این اتفاق را طلب می‌کرد. صنعتی‌سازی شتاب‌زده که در پیش گرفته شده بود کمک کرد انقلاب مشروطه پایدار بماند و جریان یابد و با وقوع انقلاب ۱۹۱۷ دستاوردهای انقلاب مشروطه کنار زده شد و یکی از تاریک‌ترین عرصه‌های تاریخ بشری را کنار زد. 

در ادامه جواد مرشدلو، استادیار تاریخ دانشگاه تربیت مدرس گفت: مسئله پیش‌روی ما ایرانیان پس از ۱۲۰ سال هنوز عدالت است. زبان محلی سیاست در کلان‌چارچوب مشروطه گردونه‌ای که از شاه به رعیت می‌رسد که از منظر تاریخ فرهنگی حضور پررنگی دارد. در کنار این منابع گفتمانی منبع دیگر اسلام شیعی است که در تجربه تجدد سیاسی قرن بیستم ما دارد. دیگر، گفتمان‌های حکومت قانون و سوسیالیسم است. خلاصه آنکه تجربه عدالت با بحران جدی مواجه هستیم. 

آخرین سخنران داریوش رحمانیان، استاد تاریخ دانشگاه تهران بود که اظهار کرد: تجدد ایرانی گرفتار آفت مهلک زندانی شدن در کلان‌روایت دولت است و همه‌اش در پی ساخت دولت نیرومند هستند نه مردم نیرومند. در توسعه ملی گرفتار مرکززدگی هستیم. حکومت‌ها مدرنیزاسیون ارتش‌محور را دنبال می‌کنند. 

او افزود: بنیاد و بیغ توسعه یک کشور مردم‌اند و مردم‌محوری و مردم‌بنیادی و مردم‌پایه‌ای باید در اندیشه توسعه ایران جای می‌گرفت و زمینه انقلاب مردمی مشروطه را اگر دنبال کنیم گفتمانی است مردم‌باور و مردم‌گرا که مردم را در تکثرش می‌خواهد.

انتهای پیام/

برچسب‌ها: