به گزارش روز دوشنبه ایرنا از بخش اسپانیولی تارنمای اسپوتنیک، با روی کار آمدن آبلاردو د لا اسپرییا در کلمبیا و همسویی سیاسی او با دنیل نوبوآ رئیسجمهوری اکوادور و خاویر میلی رئیسجمهوری آرژانتین، نقشه ژئوپلیتیک آمریکای جنوبی را دگرگون کرده است. این چرخش سیاسی، بحثهای عمیقی را درباره ناکارآمدی راهبردهای پیشین و لزوم عبور از ایدئولوژی در مبارزه با خشونت سازمانیافته دامن زده است.
وضعیت فعلی منطقه چگونه است؟
آمارهای دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد (UNODC) و وزارتخانههای کشورها در منطقه، آمریکای لاتین و کارائیب را به ناامنترین منطقه جهان تبدیل کرده است. این منطقه با وجود داشتن تنها ۸ درصد از جمعیت جهان، نزدیک به ۳۳ درصد از کل قتلهای جهانی را در خود جای داده است.
در پایان سال ۲۰۲۵، اکوادور نرخ قتلی را تجربه کرد که از ۵۰ مورد در هر ۱۰۰ هزار نفر فراتر رفت و به بالاترین حد تاریخی رسید. در همان زمان، کلمبیا به طور رسمی ۲۵۸,۱۴۴ هکتار کشت برگ کوکا ثبت کرد که بسیار فراتر از رکورد ۲۳۰ هزار هکتاری سالهای قبل بود.
به اعتقاد برخی کارشناسان، همگرایی میان پایتختهای کیتو، بوگوتا و بوئنوسآیرس میتواند در کوتاهمدت باعث تسهیل روابط دوجانبه و چندجانبه شود. ژان پل پینتو کارشناس امنیتی اکوادوری در گفتوگو با اسپوتنیک تشریح کرد: «نزدیکی دنیل نوبوآ و خاویر میلی، همراه با چرخش سیاسی در کلمبیا، به همکاری بیشتر میان آرژانتین، پرو، کلمبیا و اکوادور در زمینه جنایتهای سازمانیافته منجر خواهد شد.»
با این حال، تحلیلگران نسبت به خطر تاریخی گره زدن امنیت به سلیقههای زودگذر و مقطعی سیاسی هشدار میدهند. به باور میشل مافی کارشناس روابط بینالملل و متخصص جنایتهای سازمانیافته، تلاشهای پیشین برای همگرایی منطقهای به همین دلیل شکست خورده است.
وی میافزاید: «من فکر نمیکنم اینترپل یا هیچ نوع همکاری منطقهای پایداری در آمریکای لاتین کارساز باشد. همکاریها وابسته به دولت وقت و ایدئولوژی آنهاست. سیاسی کردن امنیت یک گناه نابخشودنی است. جنایات سازمانیافته در منطقه به ایدئولوژی اهمیت نمیدهد؛ آنچه برای آنها مهم است، دولتی است که به راحتی فاسد شود.»
این کارشناس معتقد است که شرایط فعلی با چرخههای گذشته مثل «موج صورتی» چپگرایان متفاوت است؛ آن مقطع، همزمان با رونق کالاهای اساسی بود، اما وضعیت اقتصادی امروز متفاوت است. اگرچه همسویی ایدئولوژیک وجود دارد، اما این همسویی اساسا به «خوب بودن با ایالات متحده» محدود میشود.
از رمانتیسیسم تا مشت آهنین
یکی از اصلیترین اختلافهای مفهومی در برخورد با جنایات فراملی، اثربخشی استراتژیهای چپ و راست است. از یک سو، مافی معتقد است از سال ۲۰۰۸ که دولتهای چپگرا معروف به «موج صورتی» در آمریکای لاتین به اوج قدرت رسیدند، باندهای خلافکار و مافیا هم به شدت و با سرعتی سرسامآور رشد کردند. او معتقد است چپ گرایان این مشکل را رمانتیکسازی کردند: «آنها انقلابی یا چریکی نیستند؛ آنها گروههای جنایتکار سازمانیافتهاند و با هر کسی (فقیر، غنی، طبقه متوسط) عمیقا خشن برخورد میکنند.»
از سوی دیگر، این کارشناس رویکردهای سنتی راستگرایان را که صرفا بر پاسخهای تنبیهی یا مرگبار متمرکز هستند، زیر سوال میبرد: «وقتی با گروههای جنایتکار برخورد میکنید و فقط جنایتکاران سطح پایین را میکشید بدون اینکه واسطههای سیاسی و اقتصادی را از بین ببرید، فقط باعث تکهتکه شدن گروه میشوید. آنها کسانی هستند که میدانند هرگز از این سازمان خارج نمیشوند و تنها راه خروج، مرگ است. پس برای آنها فرقی نمیکند امروز بمیرند یا سال بعد.»
در سالهای اخیر، رصدخانه جنایات سازمانیافته اکوادور (OECO) هشدار داده است که بیش از ۳۰۰ نوجوان هر ۶ ماه به دلیل خشونتهای جنایی کشته میشوند. پینتو نیز موافق است که راستگرایان فکر میکنند با زندان، سیاستهای سختگیرانه موسوم به مشت آهنین و نظامیگری همه چیز حل میشود، اما این رویکرد ناقص است.
سازوکارهای کلان منطقهای یا همکاریهای جزیرهای؟
کارشناسان معتقدند بهجای رویاپردازی برای ایجاد نهادهای کلان منطقهای، باید بر همکاریهای فنی و مدیریت مرزی متمرکز شد که نتایج عملی بسیار بهتری دارند. پینتو تاکید میکند: «آنچه در گذشته خوب عمل کرد، نهادهایی مانند کمیسیونهای مرزی دو جانبه بین اکوادور و کلمبیا (Combifron) بودند که شامل تبادل مستقیم اطلاعات، هوش عملیاتی و پروتکلهای اجرایی است.»
مافی معتقد است کلید مبارزه با مافیا، کپیبرداری از مدلهای خارجی نیست، بلکه حرفهایسازی فنی و تطبیق محلی است. وی در پایان گفت: «امنیت باید کاملا غیرسیاسی باشد. سیاست عمومی نمیتواند به صورت مکانیکی از کشوری به کشور دیگر کپی شود؛ باید استراتژی را با واقعیت ملی هر سرزمین بومیسازی کرد.»