محمدحسین روانبخش
محسن رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی شد. هوش مصنوعی (محمدباقر خرازی سابق) هم چندی پیش گفته بود که ذوالقدر میرود و رضایی میآید. هوش مصنوعی خارجیها برود بمیرد، فقط هوش مصنوعی خودمان که پیشگویی هم میکند! محمدباقر خرازی به تازگی تکنیک زده و گفته است که حرفهایی که قبلا گفته بوده را نگفته و در واقع آنها را هوش مصنوعی گفته است. ممکن است در روزهای آینده بگوید که حتی این تکذیبیه را هم هوش مصنوعی گفته است و ربطی به او ندارد. ممکن هم هست بگوید من کلا هوش مصنوعی هستم مگر این که خودم بگویم که نیستم، محمدباقر خرازی بروسلی این رشته است. دشمنان چی فکر کردهاند!
فهمش بسیار دشوار است!
احمد زیدآبادی
انتصاب محسن رضایی به جای محمد باقر ذوالقدر در مقام دبیری شورای عالی امنیت ملی، چه معنایی دارد و قرار است چه تغییری در عملکرد این جایگاه ایجاد کند؟ با توجه به سوابق و نوع اشتهار سیاسی آنها از یک طرف و اظهارنظرهای اخیر هر دو از طرف دیگر، فهم این موضوع از خارج از مناسبات پیچیده و سردرگمکنندهٔ قدرت، اگر غیرممكن نباشد واقعاً بسیار دشوار است.
* سید محمد باقر خرازی هر عیبی که داشته باشد، اما واقعاً خندههای بانمکی میکند!
فقط من متوجه نشدم که چرا هنگام نقل وقایعی که قاعدتاً باید آنها را تلخ بداند، آن همه میخندد! کاش توضیح میداد کجای قصهای که تعریف میکند آن همه خندهدار است تا مردم هم در این وانفسا شکم سیری بخندند!
* گفتنی اینکه، روز یکشنبه قسمت تازه سریال سخنرانیهای محمدباقر خرازی که توام با خندههای متوالی بود منتشر شد که میگفت: اگر آقا مجتبی مطرود دفتر پدرش نمیشد خود دفتریها می کشتنش، و اگر خود آقای خامنهای در زمان ریاست جمهوری مطرود نمی شد او را هم می کشتن! آقای مهدوی کنی به خودم گفت دپارتمان معارف اسلامی دانشگاه امام صادق را درست کردم برای آقاب خامنهای که بعد از ریاست جمهوری بیاید به آنجا چون جایی برای دفتر نداشت. دفتر امام از احمد خمینی تا کروبی و این آشغالها! دنبال مرگ آقای خامنهای بودند! ريیسی هم چون دنبال رهبر شدن خودش بود کشتنش!
ایران در آستانه یک انتخاب؛
تداوم فرسایش یا آغاز همگرایی ملی
جواد امام
ایران امروز بیش از هر زمان دیگری در برابر یک انتخاب تاریخی قرار گرفته است؛ انتخاب میان ادامه مسیری که حاصل آن فرسایش سرمایه اجتماعی، کاهش اعتماد عمومی، انباشت مشکلات اقتصادی، افزایش شکافهای سیاسی و اجتماعی و تشدید فشارهای داخلی و خارجی بوده است، یا آغاز مسیری تازه برای بازسازی اعتماد، اصلاح حکمرانی و رسیدن به همگرایی ملی.
واقعیت را باید بدون تعارف پذیرفت؛ کشور با مجموعهای از بحرانهای بههمپیوسته مواجه است. اما مسئله فقط وجود بحرانها نیست؛ مسئله مهمتر، نحوه مواجهه ما با بحران و توانایی اصلاح مسیر است.
امروز بیش از هر چیز به نگاهی واقعبینانه، شجاعانه و مسئولانه نیاز داریم؛ نگاهی که نه مشکلات را انکار کند، نه همه تقصیرها را متوجه دیگران بداند و نه با تکرار روشهای گذشته، انتظار نتایج متفاوت داشته باشد.
نخست باید بحران را درست تشخیص داد.
تا زمانی که مسئله را درست نشناسیم، راهحلها نیز بیشتر به مسکنهای موقت شبیه خواهند بود.
بخشی از مشکلات امروز اقتصادی است، بخشی سیاسی و بخشی ناشی از فشارهای خارجی؛ اما در کنار همه اینها باید از بحران اعتماد، ضعف سرمایه اجتماعی، ناکارآمدی برخی ساختارهای تصمیمگیری، موازیکاری، فاصله میان اختیار و مسئولیت و فقدان پاسخگویی متناسب نیز سخن گفت.
نمیتوان همه مشکلات را به تحریم، دشمن خارجی، عملکرد دولت یا عملکرد یک جناح نسبت داد.
اگر چنین کنیم، از مهمترین بخش واقعیت غافل خواهیم شد:
بخشی از وضعیت امروز، محصول تصمیمها و رویکردهای خود ماست.
جامعه معترض را باید دید و شنید.
در کنار همه این واقعیتها، نمیتوان از بخش مهمی از جامعه که امروز معترض، ناراضی و منتقد است، چشم پوشید.
اعتراض اجتماعی را نمیتوان صرفاً با برچسبهایی مانند «اغتشاش»، «دشمنی» یا «فریبخوردگی» معرفی و از کنار مطالبات آن گذشت.
ممکن است در میان اعتراضات، رفتارهای نادرست یا حتی دخالتهای خارجی نیز وجود داشته باشد؛ اما این نباید ما را از دیدن ریشههای واقعی نارضایتی و مطالبات جامعه غافل کند.
بخشی از این مطالبات، خواستههایی روشن و قابل فهم است: عدالت، آزادیهای سیاسی و مدنی، رفع تبعیض، مبارزه با فساد، شفافیت، حق انتخاب، زندگی بهتر و حکمرانی کارآمد.
∎
محسن رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی شد. هوش مصنوعی (محمدباقر خرازی سابق) هم چندی پیش گفته بود که ذوالقدر میرود و رضایی میآید. هوش مصنوعی خارجیها برود بمیرد، فقط هوش مصنوعی خودمان که پیشگویی هم میکند! محمدباقر خرازی به تازگی تکنیک زده و گفته است که حرفهایی که قبلا گفته بوده را نگفته و در واقع آنها را هوش مصنوعی گفته است. ممکن است در روزهای آینده بگوید که حتی این تکذیبیه را هم هوش مصنوعی گفته است و ربطی به او ندارد. ممکن هم هست بگوید من کلا هوش مصنوعی هستم مگر این که خودم بگویم که نیستم، محمدباقر خرازی بروسلی این رشته است. دشمنان چی فکر کردهاند!
فهمش بسیار دشوار است!
احمد زیدآبادی
انتصاب محسن رضایی به جای محمد باقر ذوالقدر در مقام دبیری شورای عالی امنیت ملی، چه معنایی دارد و قرار است چه تغییری در عملکرد این جایگاه ایجاد کند؟ با توجه به سوابق و نوع اشتهار سیاسی آنها از یک طرف و اظهارنظرهای اخیر هر دو از طرف دیگر، فهم این موضوع از خارج از مناسبات پیچیده و سردرگمکنندهٔ قدرت، اگر غیرممكن نباشد واقعاً بسیار دشوار است.
* سید محمد باقر خرازی هر عیبی که داشته باشد، اما واقعاً خندههای بانمکی میکند!
فقط من متوجه نشدم که چرا هنگام نقل وقایعی که قاعدتاً باید آنها را تلخ بداند، آن همه میخندد! کاش توضیح میداد کجای قصهای که تعریف میکند آن همه خندهدار است تا مردم هم در این وانفسا شکم سیری بخندند!
* گفتنی اینکه، روز یکشنبه قسمت تازه سریال سخنرانیهای محمدباقر خرازی که توام با خندههای متوالی بود منتشر شد که میگفت: اگر آقا مجتبی مطرود دفتر پدرش نمیشد خود دفتریها می کشتنش، و اگر خود آقای خامنهای در زمان ریاست جمهوری مطرود نمی شد او را هم می کشتن! آقای مهدوی کنی به خودم گفت دپارتمان معارف اسلامی دانشگاه امام صادق را درست کردم برای آقاب خامنهای که بعد از ریاست جمهوری بیاید به آنجا چون جایی برای دفتر نداشت. دفتر امام از احمد خمینی تا کروبی و این آشغالها! دنبال مرگ آقای خامنهای بودند! ريیسی هم چون دنبال رهبر شدن خودش بود کشتنش!
ایران در آستانه یک انتخاب؛
تداوم فرسایش یا آغاز همگرایی ملی
جواد امام
ایران امروز بیش از هر زمان دیگری در برابر یک انتخاب تاریخی قرار گرفته است؛ انتخاب میان ادامه مسیری که حاصل آن فرسایش سرمایه اجتماعی، کاهش اعتماد عمومی، انباشت مشکلات اقتصادی، افزایش شکافهای سیاسی و اجتماعی و تشدید فشارهای داخلی و خارجی بوده است، یا آغاز مسیری تازه برای بازسازی اعتماد، اصلاح حکمرانی و رسیدن به همگرایی ملی.
واقعیت را باید بدون تعارف پذیرفت؛ کشور با مجموعهای از بحرانهای بههمپیوسته مواجه است. اما مسئله فقط وجود بحرانها نیست؛ مسئله مهمتر، نحوه مواجهه ما با بحران و توانایی اصلاح مسیر است.
امروز بیش از هر چیز به نگاهی واقعبینانه، شجاعانه و مسئولانه نیاز داریم؛ نگاهی که نه مشکلات را انکار کند، نه همه تقصیرها را متوجه دیگران بداند و نه با تکرار روشهای گذشته، انتظار نتایج متفاوت داشته باشد.
نخست باید بحران را درست تشخیص داد.
تا زمانی که مسئله را درست نشناسیم، راهحلها نیز بیشتر به مسکنهای موقت شبیه خواهند بود.
بخشی از مشکلات امروز اقتصادی است، بخشی سیاسی و بخشی ناشی از فشارهای خارجی؛ اما در کنار همه اینها باید از بحران اعتماد، ضعف سرمایه اجتماعی، ناکارآمدی برخی ساختارهای تصمیمگیری، موازیکاری، فاصله میان اختیار و مسئولیت و فقدان پاسخگویی متناسب نیز سخن گفت.
نمیتوان همه مشکلات را به تحریم، دشمن خارجی، عملکرد دولت یا عملکرد یک جناح نسبت داد.
اگر چنین کنیم، از مهمترین بخش واقعیت غافل خواهیم شد:
بخشی از وضعیت امروز، محصول تصمیمها و رویکردهای خود ماست.
جامعه معترض را باید دید و شنید.
در کنار همه این واقعیتها، نمیتوان از بخش مهمی از جامعه که امروز معترض، ناراضی و منتقد است، چشم پوشید.
اعتراض اجتماعی را نمیتوان صرفاً با برچسبهایی مانند «اغتشاش»، «دشمنی» یا «فریبخوردگی» معرفی و از کنار مطالبات آن گذشت.
ممکن است در میان اعتراضات، رفتارهای نادرست یا حتی دخالتهای خارجی نیز وجود داشته باشد؛ اما این نباید ما را از دیدن ریشههای واقعی نارضایتی و مطالبات جامعه غافل کند.
بخشی از این مطالبات، خواستههایی روشن و قابل فهم است: عدالت، آزادیهای سیاسی و مدنی، رفع تبعیض، مبارزه با فساد، شفافیت، حق انتخاب، زندگی بهتر و حکمرانی کارآمد.