شناسهٔ خبر: 79270983 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

گفت‌وگو با كوثر احمدي قهرمان بوكس زنان ايران و عضو تيم ملي

سال‌ها منتظر آزاد شدن بوكس زنان بوديم

صاحب‌خبر -

علي ولي‌اللهي

يكي از اتفاقات مهم ورزشي اخير «آزاد شدن بوكس زنان» بوده است. فعاليت زنان در بوكس بعد از انقلاب ممنوع شد و اين ممنوعيت تا همين امسال ادامه داشت. مخالفان معتقد بودند اين رشته زيادي براي زنان خشن است آن هم با وجود اينكه زنان ايراني در تمامي رشتههاي رزمي مشغول به فعاليت هستند و در سطح جهان مدالآوري ميكنند. سال گذشته اما بوكس زنان ابتدا با اعزام دو ورزشكار زن بوكسور به صورت نمادين به مسابقات بازيهاي كشورهاي اسلامي رسما آغاز به فعاليت كرد و سپس تحت تدابير شديد امنيتي وزارت ورزش و فدراسيون بوكس سه دوره مسابقات كشوري و در نهايت رقابت انتخابي تيم ملي برگزار شد تا نخستين تيم ملي رسمي بوكس زنان بعد از انقلاب شكل بگيرد. آزاد شدن بوكس باعث شادي انبوهي از ورزشكاران دختر بوكسور شد كه به صورت زيرزميني يا در رشتههاي شبيه به بوكس فعاليت ميكردند، به اميد روزي كه اين رشته ورزشي مجاز شود، اتفاقي كه بالاخره رخ داد. براي بررسي اين روند و همينطور مسابقات برگزار شده سراغ يكي از اولين اعضاي تيم ملي بوكس زنان رفتيم. با ذكر اين نكته كه با توجه به پنهانكاري فدراسيون بوكس به خاطر نگراني از بابت برخي واكنشها ارتباط گرفتن با قهرمانان بوكس كار واقعا سختي بود. اما به هر حال اين گفتوگو با كوثر احمدي يكي از جوانترين اعضاي تيم ملي فراهم شد.

 

   ‌يك معرفي از خودتان داشته باشيد، چون من هر چه گشتم در اينترنت خيلي سوابق آنچناني از شما پيدا نكردم. فقط ميدانم كه در حيطه ووشو كار ميكرديد و قهرماني كشوري هم داريد، درست است؟

من كوثر احمديام، 20 سالهام. از ده سالگي رزمي شروع كردم با رشته كيكبوكسينگ و قهرمانيهاي زيادي هم در رشته كيكبوكس به دست آوردم؛ چندين دوره قهرماني كشوري و دو دوره قهرماني بينالمللي در دو كشور تركيه و باكو آذربايجان. در سال پيش هم انتخابي تيم ملي كيكبوكس بود و آنجا هم مقام اول به دست آوردم و سال قبلش هم انتخابي تيم ملي مويتاي بود كه آنجا هم مقام اول به دست آوردم و وارد تيم ملي شدم. خدا را شكر همه مسابقههايي كه رفتم هميشه با مدال طلا بودم، حتي يك نقره نداشتم.

  ‌از مسابقات انتخابي تيم ملي بوكس برايمان بگوييد. چه شد كه اصلا در جريان قرار گرفتيد كه چنين مسابقاتي هست و سطح مسابقات انتخابي به چه صورت بود؟

مسابقات انتخابي تيم ملي بوكس خيلي سال بود كه منتظرش بوديم، چون كه كيكبوكس المپيكي نيست ولي ما به عشق اينكه يك روزي بوكس آزاد شود، كيكبوكس كار ميكرديم كه خدا را شكر بوكس هم تازه از آذر امسال آزاد شد. 3 دوره قهرماني كشوري برگزار كردند كه دوره سوم انتخابي تيم ملي گذاشتند. يعني آذر ماه هم مسابقات انتخابي كشوري گذاشتند كه آنجا هم مقام اول به دست آوردم و ۱۵ تا ۱۷ بهمن هم مسابقه انتخابي تيم ملي بوكس را گذاشته بودند و چون بوكس تازه آزاد شده، بيشتر بچههايي كه شركتكننده مسابقات بودند از تيمهاي ملي رشتههاي ديگر بودند. مثلا بچههاي تيم ملي ووشو يا بچههاي تيم ملي كيكبوكس بودند، يعني تاپهاي تمام رشتههاي رزمي كه توش بوكس بود، بچهها آنجا حضور داشتند. خب سطح مسابقه با اينكه اولين دوره بود، بالا بود، چون كه بچههاي بوكسور زياد و بچههاي تاپ رشتههاي رزمي ديگر هم بودند.

  ‌شما گفتيد كه سالها اشتياق اين را داشتيد كه بوكس زنان آزاد شود و بتوانيد در واقع وارد تيم ملي بوكس شويد. شما را الان ما بايد يك كيكبوكسينگ كار يا مويتايكار در نظر بگيريم كه به رشته بوكس آمدهيا نه، از همان اول فقط به خود بوكس علاقه داشتيد منتها چون نميتوانستيد بوكس كار كنيد، رفتيد سراغ اين رشتهها؟

از بچگي كيكبوكس را بهخاطر همان بوكس شروع كردم، چون كه بوكس زنان نبود. كلاس بوكس وجود نداشت در شهر ما يعني قم. يا كيكبوكس يا مويتاي يا ووشو بود. كيكبوكس و مويتاي خيلي نزديك است به بوكس، چون كيكبوكس، بوكس است و حركات پا. يعني ۵۰ درصد بوكس و 50 درصد پا. مويتاي هم همينطور. تركيب بوكس، پا و گردنگيري و حركات زانو. هر دوي اينها از خانواده بوكس هستند.

  ‌ميخواهم ببينم كه اين حضور شما در واقع در يك شهر حالا دور از تهران، يك رشته رزمي را چطور مديريت كرديد؟ الان شايد كمتر ولي قبلا خانمها خيلي كمتر سمت ورزش رزمي ميرفتند. آيا مخالفتي از طرف خانواده يا اطرافيانتان بود؟

اصلا اينطور نبود. با اينكه قم يك شهر مذهبي است و همه يكجور ديگر ما را ميشناسند، اما ورزشكاران خيلي خوبي در اين شهر هستند. مشوق اصلي من خانواده و مربيام هستند، چون من از بچگي شروع كردم و خب چون كه عمويم و داييام ورزشكار بودند، تشويق كردند مرا براي تمرينات و حالا مسابقات و اينكه مشوق اصليام اگر بخواهم بگويم بعد از خانوادهام، مربيام بوده استاد سميه داوودي. هميشه باعث انگيزه من بوده براي ادامه راه.

  ‌من چند بار گزارشهاي ميداني از تمرينهاي خانمهايي كه معمولا به صورت زيرزميني بوكس كار ميكنند، تهيه كرده بودم. آنها ميگفتند كه ما در يكسري مسابقاتي در خارج از كشور شركت ميكنيم براي اينكه بتوانيم بوكس را ادامه بدهيم. شما هم رفتيد شركت بكنيد؟

بوكس نه ولي من كيكبوكس رفتم، چون مسابقات بينالمللي رسمي نداشت و براي اينكه پيشرفت كنم و سطحم را ارتقا بدهم، مسابقات آزاد بينالمللي خودم شركت كردم.

  ‌با هزينه شخصي؟

بله، با هزينه شخصي خودم.

  ‌بعدا از طرف وزارت يا نهادهاي مشابه به شما كمك هزينه پرداخت نشد؟ براي اينكه در اين مسابقات شركت بكنيد يا حمايتي بشود؟

آن زمان نه، ولي براي حضور در مسابقات انتخابي مقدار كمي پرداخت شد. يك مقدار خيلي كمي به عنوان جايزه به من دادند، ولي در كل هيچوقت مبلغ يا جايزه براي مسابقات به من داده نشده.

  ‌پس هزينههايتان را چطور مديريت ميكنيد؟ چون فكر ميكنم رشتهخيلي پرهزينهاي است از لحاظ تمرينات و مكمل و تجهيزات و اين چيزها.

بله، صفر تا صد هزينه مسابقه هميشه با خودمان بوده. جز انتخابيهاي تيم ملي كه هميشه برگزار كردند، حالا هزينه رفت و برگشت و خوابگاه و غذا را گفتند فدراسيون ميدهد. گاهي گفتند كه ميدهند ولي خب رفتيم، زير قولشان زدند و مجبور شديم هزينهها را خودمان بدهيم. ميگويند ولي خب عمل نميكنند. ولي خب حالا اين دفعه آخر كه رفتيم، هزينه غذا را دادند و هزينه خوابگاه را فدراسيون داد. در مجموع براي اينكه هزينههايم را تامين كنم يك مقدار كمي خانواده كمك ميكند و مقدار زيادي از آن با خودم است كه باشگاه زدم با مربيام كار ميكنم. در واقع مربيگري ميكنم.

  ‌يعني همين الان كه ورزشكار هستيد، مربيگري هم ميكنيد؟

بله، خب مجبورم بهخاطر اينكه هزينههايم را تامين كنم، كار كنم.

  ‌استقبال چطور است؟ الان بچههايي كه ميآيند آنجا، چه به آنان ياد ميدهيد؟ بوكس كار ميكنيد يا كيكبوكس؟

قبل از آزاد شدن بوكس، كيكبوكس كار ميكرديم. ولي الان چون مسابقات مهم بوكس را داريم همان بچههاي كيكبوكس، بوكس را شروع كردهاند، چون كه مسابقههاي المپياد و انتخابي تيم ملي در همه ردههاي سني خانمها دارند ميگذارند. بيشتر روي بوكس مانور ميدهيم.

  ‌استقبال هم استقبال خوبي است؟

بله، چون كه اولينبار بود كلا در كشور و اولينبار بود در قم، بچهها خيلي انگيزهشان بيشتر شده براي اينكه انتخابي تيم ملي گذاشتند و خيلي استقبال بيشتري شده از آن موقع كه انتخاب تيم ملي برگزار شده.

  ‌شما الان در واقع به عنوان قهرمان بوكس كشورمان شناختهميشويد. روتين زندگي يك قهرمان بوكس چه شكلي است؟ يعني يك روز كاري شما به چه شكل ميگذرد؟

اول از همه كه خب تمرينات داريم. يك وعده صبح تمرين داريم و يك وعده عصر و اگر نزديك مسابقه بشود، اين تمرين ميشود سه بار در روز. يعني سه وعده تمرين در روز و يك چيزي كه خيلي مهم است، تغذيه است. قبل از مسابقه و تغذيهاي كه نزديك مسابقه ميشود. يعني ما ۱۶۵ روز تمرين ميكنيم و مواظب تغذيهمان هستيم. يعني رژيم غذايي خاصي را هر روز داريم و اينكه نزديك به مسابقه كه ميشود، ۵ روز ميرويم مسابقه. يعني از ۳۶۵ روز سال، ۳۶۰ روز در حال تمرين و پنج روزش ميماند براي مسابقه. من هميشه بايد رژيم غذايي خاصم را داشته باشم، چون اگر خارج بشوم از روتين هم وزنم را از دست ميدهم كه بايد ثابت باشد براي مسابقات و هم در تمرينات نفس كم ميآورم.

  ‌سرگرميهايتان چيست؟ اوقات فراغت چه كار ميكنيد؟

اوقات فراغت نداريم. كلا فقط تمرين. اوقات فراغت ما همان مسابقه است. از بس كه تمرينات ما سخت و نفسگير است همان چند روز مسابقه عين تفريح ميماند. انگار يك نفس راحتي است و بعدش هم تغذيهمان حالا يكم بهتر ميشود براي مسابقه. وگرنه اگر بخواهيد روتين را ول كنيد كلا عقب ميمانيد. يعني اگر يك روز تمرين نكنيم، انگار كه يك هفته تمرين نكردهايم.

  ‌شما قبلا مسابقات بينالمللي كيكبوكس و مويتاي رفتيد، با فضاي بينالمللي و مسابقاتش آشنا هستيد، اين فضايي كه حالا در بوكس براي شما شروع شده، را چطور ميبينيد؟ ته اين مسير خودتان را كجا ميبينيد؟

از آن موقع كه بوكس آزاد شد اصلا انگار يك نوع اميدي هم در دل من روشن شد. ۱۰ ساله هر روز مسابقههاي مختلف از اين شهر به آن شهر يا مسابقات بينالمللي ميرفتيم و همهچيز يعني هزينهها با خودمان بود. اينكه بعضي وقتها نااميد ميشديم كه چرا مثلا ما يك تيم ملي درست و حسابي نداريم و چرا مسابقه برايمان برگزار نميشود. ولي از روزي كه بوكس آزاد شد واقعا خدا را شكر ميكنيم كه حداقل اگر تمرين ميكنيم يا مسابقه ميرويم، يك نتيجه ميدهد. تيم ملي داريم و در مسابقات رسمي بينالمللي، جهاني، آسيايي ميتوانيم شركت كنيم. واقعا اين اتفاق خيلي اتفاق بزرگ و خوبي شد براي ما كه چندين سال است داريم زحمت ميكشيم.

  ‌ سقف آرزوهاي شما در بوكس چيست؟

انشاءالله المپيك.

  ‌يعني ميخواهيد در بوكس آماتور بمانيد و وارد بوكس آزاد نميشويد؟

چرا، شايد هدفم بعدا عوض شود، ولي خب الان دوست دارم مسابقات رسمي را شركت كنم و براي كشورم مقام بياورم و حالا سالهاي بعد كه نميدانم چه اتفاقي ميافتد؟

  ‌بوكسور مورد علاقهتان چه كسي است؟

اگر ايراني بخواهم بگويم خانم تينا آخوندتبار را ميگويم.

  ‌خانم آخوندتبار كه بازيگر سينما هم هستند و همراه شما عضو تيم ملي شدند.

بله، خانم آخوندتبار. واقعا جدا از اينكه بوكسور خوبي هستند، خيلي خانم خوب و مردمي بودند. آنجا كه بودند يعني در مسابقات واقعا براي ديگران يك الگو بودند، چون كه سنشان هم نسبت به ما خيلي بيشتر بود و با اينكه مشهوريت و محبوبيت زيادي هم داشتند، اما خيلي زياد مردمي بودند و اخلاق خيلي خوبي داشتند. يعني زمان تمرينات يا وقتي مسابقه را تمام ميكردند يا از رينگ بيرون ميآمدند خيلي خودماني بودند. ورزشكارهاي ديگر تا مقام بينالمللي به دست ميآورند، فكر ميكنند كه ديگر چي شده، ولي خانم آخوندتبار واقعا اخلاقشان خيلي خوب و مردمي بود. يعني در رفتارشان هيچ تفاوتي شما احساس نميكرديد.

  ‌اينكه ميگويند بوكس كار كردن از لحاظ روحي باعث آرامش ميشود، درست است؟ چون اينجا بهنظر ميرسد تناقضي وجود دارد. از بيرون كه آدم نگاه ميكند بهنظر اين ورزش خيلي خشن ميآيد، ولي بوكسورها اغلب ميگويند كه ما وقتي بوكس كار ميكنيم به ما آرامش ميدهد.

وقتي كه بوكس كار ميكني علاوه بر اينكه روي جسم كار ميكني، روي روحت هم كار ميكني و تمام اضطراب، خشم و هيجاني كه داري در تمرين تخليه ميكني. ميزني به كيسه بوكس. بوكس فقط مشت زدن نيست، تمرين حافظه هست، تمرين اعتماد به نفس است، تمرينهاي ذهني است كه چطور بازي كني. بازي كردن ذهني است. شما اگر ذهن خوبي نداشته باشي خب صد درصد در مسابقات بوكس هم موفق نيستي. بايد سرعت عكسالعملت خيلي زياد باشد و با فكر بازي كني. بوكسوري موفق است كه با فكر بازي ميكند. بوكسورهايي هستند كه يكسري تكنيكهاي حفظي را در رينگ ميزنند. حالا شانسي يا برنده ميشوند يا برنده نميشوند. ولي بوكسوري موفق است كه با فكر كار ميكند. زماني كه شما بوكس كار ميكني تمام انرژي و ذهنت تخليه ميشود در تمرينات. ديگر به چيزهاي ديگر نميتواني فكر كني. اينقدر آرامت ميكند كه بعد از تمرين آرامش خاصي به شما ميدهد. ديگر نميتواني مثل بقيه انرژيات را صرف چيزهاي ديگر بكني. يعني تمام ذهنت و فكرت همان تمرين است. خيلي وقتها شده كه مثلا ميتواني از اين تكنيكهايي كه داري بيرون استفاده كني يا موقعيتهايي در زندگي پيش ميآيد ولي اصلا اجازهاش را هم نداريم كه بخواهيم اين كار را بكنيم.

  ‌به عنوان كسي كه خودش ميگويد من ۱۰ سال منتظر بودم كه بتوانم آن لحظه ورود به بوكس را تجربه بكنم و الان اين را دارد تجربه ميكند و عضو تيم ملي بوكس زنان ايران است، چه پيامي براي بقيه دخترهايي كه اهداف و آرزوهايي دارند و كمي برايشان دور از دسترس و سخت است، داريد؟

پيامم اين است كه اگر هدفي دارند و واقعا از ته قلبشان دوست دارند كه به آن اهدافشان برسند، ادامه بدهند و اگر تمام تلاششان را بكنند و صدشان را بگذارند حتي اتفاقهايي كه نيست و فكر ميكني هيچوقت پيش نيايد، پيش ميآيد. فقط راز موفقيت اين است كه ادامه بدهي و با تمام وجودت يك چيزي را بخواهي. از خدا بخواهي. آزاد شدن بوكس براي زنان چيزي بود كه اصلا هيچوقت انتظارش را نداشتيم، چون سالهاست كه منتظرش بوديم و اين اتفاق نميافتاد و زماني كه بوكس زنان آزاد شد، واقعا يك اتفاق خيلي بزرگ بود و خدا را بابتش شاكريم.