شناسهٔ خبر: 79270979 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

«اعتماد» در گفت‌وگو با نادر انتصار بررسي می‌کند

آینده هرمز درسایه شرط‌های ایران

صاحب‌خبر -

نوشين محجوب

 رسانههاي غربي مدعياند چشمانداز توافق احتمالي ميان ايران و عمان به واسطه شروط تهران پيچيده شده است. اخيرا عباس عراقچي، وزير خارجه كشورمان اعلام كرد گفتوگوهاي ايران و عمان درباره مسيرهاي جديد تردد «بسيار نزديك» پيشرفتهاي مثبتي داشته، اما تصريح كرد اين تفاهم بهخوديخود به معناي بازگشايي فوري آبراه نخواهد بود.  به گفته رييس دستگاه ديپلماسي كشورمان، بازگشايي هرمز به تحقق «شرايط ديگري» ازجمله جبران نقض تعهدات امريكا ذيل تفاهم اسلامآباد وابسته است؛ موضعي كه نشان داد توافق فني درباره مسيرهاي دريايي از مطالبات سياسي، حقوقي و امنيتي تهران جدا نيست. براساس گزارش رسانههايي چون الجزيره، سيانان و نيويورك تايمز، ايران و عمان بر مختصات يك سازوكار موقت براي عبور كشتيها به تفاهم رسيدهاند؛ ورود كشتيها به خليجفارس از مسير شمالي در آبهاي سرزميني ايران و خروج از مسير جنوبي در آبهاي عمان، با هماهنگي تهران، طراحي شده است. اين سازوكار جايگزين مسيرهاي پيشين خواهد شد كه از نگاه ايران، پس از نقض تفاهمهاي قبلي و تشديد اقدامات نظامي امريكا، ديگر پاسخگوي ملاحظات امنيتي كشور نبود. با اين حال، تصميم نهايي درباره اجراي توافق در سطوح عالي ايران باقي مانده و همچنان روشن نيست توافق احتمالي چه زماني و با چه تضمينهاي اجرايي اعلام خواهد شد. همين فاصله ميان «توافق بر سر مسير» و «بازگشايي تنگه» محور اصلي ابهامهاي تازه شد. محمدباقر ذوالقدر، دبير شوراي عالي امنيت ملي، مجموعهاي از خواستههاي ايران را براي تغيير وضعيت هرمز مطرح كرد: پايان تهديدها و اقدامات نظامي عليه ايران، رفع محاصره دريايي بنادر، كاهش يا رفع تحريمها، آزادسازي داراييهاي مسدودشده و پرداخت غرامت خسارتهاي جنگي.  به گفته برخي ناظران، اين مطالبات نشان داد تهران نميخواهد توافقي محدود بر سر عبور كشتيها، فشارهاي ناشي از محاصره و تحريم را ناديده بگيرد يا به امريكا اجازه دهد موضوع هرمز را جدا از تعهدات گستردهتر خود تعريف كند. در مقابل، جيدي ونس، معاون رييسجمهور امريكا، مدعي شد ايران به واشنگتن گفته برنامهاي براي دريافت عوارض عبور ندارد و اجازه خواهد داد حجم صادرات نفت و گاز به سطح پيش از جنگ بازگردد. او با اين حال تاكيد كرد: امريكا به گفتهها «اعتماد نميكند» و اجراي تعهدات را راستيآزمايي خواهد كرد. اين اظهارات در شرايطي مطرح شد كه تهران هرگونه مذاكره مستقيم با امريكا را رد كرده و تاكيد دارد گفتوگوها صرفا با عمان در جريان است. واشنگتن نيز همچنان رفع محاصره بنادر ايران را به بازگشايي «بدون مانع» هرمز گره زده و با هر ترتيبي كه به ادعايش مستلزم مجوز يا پرداخت هزينه به ايران باشد، مخالفت ميكند. در همين راستا به گفته شماري از تحليلگران، اين دو روايت متعارض نشان ميدهد گره اصلي ديگر صرفا تردد تجاري نيست. ايران بر حقوق و ملاحظات امنيتي خود به عنوان كشور ساحلي و ضرورت رفع فشارهاي امريكا تاكيد دارد، درحالي كه واشنگتن ميكوشد بازگشت جريان انرژي را بدون پذيرش نقش رسمي تهران در مديريت آبراه محقق كند. همين تضاد، فضاي توافق را مبهم كرده و فرصت محدود باقيمانده براي تبديل تفاهم فني ايران و عمان به ترتيبي باثباتتر را حساستر كرده است.  در همين راستا و با هدف بررسي آخرين تحولات و سناريوهاي پيش رو، روزنامه اعتماد با نادر انتصار، استاد ممتاز بازنشسته علوم سياسي و روابط بينالملل دانشگاه آلاباماي جنوبي گفتوگو كرده است.

 

نادر انتصار، استاد علوم سياسي و روابط بينالملل دانشگاه آلاباماي جنوبي در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» درباره مختصات ژئوپليتيكي و اقتصادي توافق احتمالي ايران و عمان، گفت: چارچوب دقيق اين توافق هنوز مشخص نيست و مطالبي درباره آن در رسانهها مطرح شده؛ اما اگر توافقي مطابق آنچه بهطور كلي انتظار ميرود امضا شود، ميتواند موقعيت ايران را تا حدي تقويت كند.  او افزود: مساله مهمتر از توافق ميان ايران و عمان، واكنش ايالاتمتحده به آن خواهد بود، از همين رو بايد ديد امريكا درنهايت ميكوشد اين توافق را تضعيف و نقض كند يا خير.  اين استاد روابط بينالملل تاكيد كرد: اگر واشنگتن بخواهد توافق يا مفاد آن را به چالش بكشد، شرايط بار ديگر به وضعيت پيش از توافق بازخواهد گشت؛ وضعيتي كه مشابه شرايط كنوني است.

اجراي توافق هرمز محتمل نيست

اين استاد روابط بينالملل در پاسخ به اجرايي شدن توافق احتمالي هرمز با لحاظ كردن خطوط قرمز و شروط تازه ايران خاطرنشان كرد: بعيد است اين توافق اجرايي شود. از منظر انتصار چنين توافقهايي، مانند تفاهم اسلامآباد، چيزي بيش از تعيين چارچوبي براي يك قرارداد احتمالي نيستند كه طرفين بايد درباره آن گفتوگو كنند و درنهايت به نتيجه برسند يا نرسند.  او افزود: حتي اگر نتيجه مثبتي نيز به دست آيد، چنين قراردادي از نظر قانوني تضمين اجرايي نخواهد داشت و تنها حسننيت دو طرف ميتواند آن را اجرايي كند. از همين رو اگر رفتار امريكا از زمان امضاي برجام تا امروز مرور شود، نشانهاي وجود ندارد كه دولت امريكا به اين قرارداد احتمالي احترام بگذارد و مفاد آن را اجرا كند، بالاخص آنكه امريكا تنها قراردادي را اجرا خواهد كرد كه طرف مقابلش با قدرت و نيروي بازدارندگي محكم در برابر آن ايستادگي كند. انتصار در ادامه خاطرنشان كرد: رخدادهاي چند سال اخير، بهويژه پس از روي كار آمدن ترامپ، نشان داده كه هر سناريويي ممكن است. ترامپ ممكن است صبح موضعي را مطرح كند، ساعاتي بعد از آن عقبنشيني كند و عصر همان روز موضع ديگري بگيرد؛ بنابراين نميتوان درباره واكنش او با اطمينان سخن گفت.  به باور انتصار، ممكن است فشارهايي بر ترامپ وارد شود كه چرا در برابر اقدام ايران كوتاه آمده است.چنين فشارهايي نه فقط ازسوي جمهوريخواهان، بلكه از جانب مخالفان ترامپ در حزب دموكرات نيز ممكن است اعمال شود.  انتصار يادآور شد: پس از نقض تفاهمنامه پيشين نيز فشارهاي عمدهاي ازسوي دموكراتها بر ترامپ وارد شد كه چرا امريكا را تسليم كرده است. بنابراين اين احتمال بالاست كه اين روند بار ديگر در امريكا شكل بگيرد و ترامپ ناگهان بكوشد توافق احتمالي ايران و عمان را نيز، مشابه تفاهمنامه پيشين، تضعيف يا نقض كند. از همين رو نميتوان با قطعيت پيشبيني كرد واكنش امريكا و ترامپ چه خواهد بود.

نقش شاهينهاي جنگطلب

نادر انتصار در پاسخ به پرسش ديگري درباره فرضيه استفاده واشنگتن از استراتژي «ابهام راهبردي» يا «تله فريب» در بازه زماني حاكم نيز خاطرنشان كرد: همانطور كه پيشتر اشاره شد، احتمال چنين سناريويي وجود دارد. اگر ترامپ بتواند تصميم بگيرد از مخمصه و باتلاقي كه خود ايجاد كرده خارج شود، ممكن است بگويد اين قرارداد خوب است، به نفع امريكاست و واشنگتن ميخواهد جدال با ايران را پايان دهد؛ سپس نيز اعلام كند امريكا برنده شده و از اين وضعيت خارج شود. هر چند احتمال آن چندان زياد نيست. با اين حال در شرايط كنوني برخي به ترامپ گفتهاند زمان آن رسيده كه خود را برنده جنگ اعلام كند و خواهان خروج از چرخه تنش باشد. با اين حال، چنين سناريويي محتمل نيست، زيرا فشارهاي داخلي در امريكا، بهويژه فشار طرفداران اسراييل، چه در قالب لابي اسراييل و چه خارج از آن، بر ترامپ بسيار زياد خواهد بود. اين فشارها ميتواند ترامپ را به سمت نقض توافق احتمالي ايران و عمان و انجام اقداماتي سوق دهد كه اساسا توافق را غيرقابل اجرا كند. از همين رو بايد منتظر ماند و ديد چه اتفاقي ميافتد.انتصار در توضيح رفتار ترامپ گفت: او مانند كودكي است كه تا زماني كه تصور ميكند در حال پيروزي است، بازي را ادامه ميدهد؛ اما هنگامي كه احساس كند بازي را ميبازد، ناگهان بازي را برهم ميزند و كنار ميكشد. پس نميتوان به تداوم رفتار يا تصميمهاي ترامپ اعتماد كرد.

معماي توافق مكه

اين كارشناس روابط بينالملل در پاسخ به پرسش ديگر «اعتماد» درباره توافق «مكه» ميان عربستان، پاكستان و تركيه در اين بازه زماني گفت: اين نيز يكي از موضوعاتي است كه بايد درباره آن همه احتمالات را درنظر گرفت.  به باور انتصار، پاكستان و تركيه نميخواهند نقششان تضعيف شود؛ بلكه ميكوشند نقش خود را در منطقه، بهويژه در ميان كشورهاي عربي خليجفارس و در نحوه اعمال نفوذ بر سياستهاي منطقهاي، تقويت كنند. از منظري ديگر ميان منافع ايران و سياستهاي پاكستان و تركيه، نوعي تضاد وجود دارد. با اين حال پاكستان دستكم در روند حل اختلافات در خليجفارس، يكي از ميانجيهاي اصلي است؛ اما نبايد فراموش كرد كه اسلامآباد منافع خود را بر هر چيز ديگري مقدم ميداند. اين كشور با عربستان توافقي منعقد كرده كه اگرچه ممكن است نام پيمان دفاعي بر آن نگذارند، اما حمله به عربستان يا پاكستان را حمله به طرف ديگر تلقي ميكند. اسلامآباد با كويت نيز در حال امضاي توافقهايي مشابه، هرچند كمرنگتر، است. انتصار ادامه داد: پاكستان از يكسو ميداند بايد روابط خود با ايران را تا حدي مناسب نگه دارد و ازسوي ديگر، نميخواهد روابطش با امريكا تضعيف شود. در مجموع به نظر ميرسد هدف كلي پاكستان تقويت رابطه خود با امريكا و تبديل شدن به اهرمي قدرتمندتر در آسياي جنوبي، در برابر هند، است.

احياي ديپلماسي با امريكا دشوار است

انتصار در پاسخ به پرسشي ديگر مبني بر چشمانداز احياي ديپلماسي ميان ايران و امريكا و امكان رسيدن به توافقي پايدار در صورت خروج از بنبست هرمز، گفت: اين مسائل با يكديگر متفاوتند؛ حل برخي اختلافها آسانتر و حل برخي ديگر بسيار دشوارتر است. به عنوان مثال موضوعات مربوط به مسائل دفاعي ايران، دشوارترين بخش گفتوگو است. مساله هستهاي بسيار پيچيده است و ايران در اين زمينه اشتباهاتي را مرتكب شده است.  به گفته انتصار، ايران ميتوانست برنامه هستهاي كشورمان را با آژانس بينالمللي انرژي اتمي مطرح و گفتوگوها را به همان نهاد محدود كند، اما امريكا و اروپا نيز به دلايلي وارد اين مساله شدند.  از منظري ديگر مسائل موشكي و دفاعي نيز ازجمله موضوعاتي است كه رايزني درباره آن قابل قبول نيست. حال با توجه به دو متغير بالا شكافها بسيار است و احتمال توافق پايدار اندك.  اين كارشناس روابط بينالملل تاكيد كرد: اگر قرار باشد درباره مسائل موشكي بحثي صورت بگيرد، بايد در سطحي بسيار گستردهتر مطرح شود؛ يعني نه فقط درباره ايران، بلكه درباره همه كشورهاي منطقهاي كه اهداف نظامي دارند و حجم عظيمي از تسليحات نظامي انباشتهاند، از همين رو حل اين مسائل بسيار دشوارتر از دستيابي به توافقي درباره تنگه هرمز است. به باور انتصار، حتي اگر توافق هرمز جامع نباشد، تاكيد بر آن درست است؛ زيرا مسائل ديگر در قالب آن تعريف نميشود.

ديپلماسي زماني پيش ميرود كه جنگ بيفايده شود!

انتصار در پاسخ به پرسش ديگر «اعتماد» درباره نقش اسراييل و لابيهاي اسراييلي در كنشو واكنشهاي جاري براي احياي ديپلماسي، گفت: ديپلماسي نهتنها در موضوع ايران و امريكا، بلكه بهطور كلي زماني در اولويت قرار ميگيرد كه دو طرف به اين نتيجه رسيده باشند راهي بهتر از حلو فصل مسائل از مجاري ديپلماتيك وجود نداشته باشد. در مقطع كنوني، هيچيك از طرفين هنوز به چنين نتيجهاي نرسيدهاند؛ بهويژه امريكا كه همچنان تصور ميكند ميتوان از طريق نظاميگري و جنگ به اهداف رسيد. تا زماني كه چنين ديدگاهي وجود داشته باشد، ديپلماسي لنگ ميزند.  اين استاد روابط بينالملل با اشاره به جنگ ويتنام خاطرنشان كرد: ديپلماسي ميان ويتنام و امريكا زماني موثر شد كه واشنگتن به اين نتيجه رسيد ادامه جنگ ممكن نيست و خسارتهاي آن ديگر قابل تحمل نيست. پس از آن بود كه دوطرف در پاريس پاي ميز مذاكره نشستند و جنگ از راه ديپلماسي پايان يافت. با اين حال امريكا هنوز درباره ايران به اين نتيجه نرسيده است. به باور او، ترامپ، بهويژه برخي از اطرافيانش، همچنان بر اين تصورند كه ميتوانند در جنگ برنده نهايي باشند. از همين رو اگر واشنگتن به اين جمعبندي برسد كه بايد ديپلماسي را بر جنگ مقدم بدارد و از مسير ديپلماتيك به اين اختلاف پايان دهد، آن زمان ديپلماسي در اولويت قرار خواهد گرفت.