به گزارش خبرگزاری ایمنا از کرمان، در دهههای اخیر با شتاب فزاینده شهرنشینی در فلات مرکزی ایران و بهویژه در پهنه جغرافیایی استان کرمان، شهرهایی که در قلب اقلیمی خشک و کمباران استقرار پیدا کردهاند، با ابرچالشهایی نظیر فرونشست زمین، افت شدید تراز سفرههای آب زیرزمینی، طوفانهای ریزگرد و پدیده فزاینده جزایر حرارتی شهری روبهرو هستند.
این بحرانهای زنجیرهای، بیش از آنکه محصول قهر طبیعت باشند، زاییده اتکا به نسخههای کپیبرداریشدهای هستند که بدون توجه به توان اکولوژیک سرزمین تجویز شدهاند؛ تجارب توسعه شهری در دهههای گذشته نشان داده است که تقلید صِرف از الگوهای شهرسازی مناطق پرباران و غربی، فاقد کارایی لازم برای مدیریت سکونتگاههای مناطق خشک است.
تبدیل فضاهای شهری به کانونهای جذب حرارت، گسترش افقی بیرویه که بافتهای منسجم تاریخی را متلاشی ساخته و تحمیل هزینههای سرسامآور آب برای حفظ فضاهای سبز تزئینی و ناسازگار با اقلیم، همگی گواهی بر ضرورت بازنگری بنیادین در نگاه کارکردی به شهر هستند.
حمید خطیب، دانشآموخته برنامهریزی شهری و شهرسازی در تشریح دیدگاه خود درباره الزامات تابآوری در زیستبوم شهری شهرهای کویری به خبرنگار ایمنا میگوید: شهرهای کویری در اقلیمی قرار دارند که آب، خاک و پوشش گیاهی آن محدود است و به همین دلیل هرگونه برنامهریزی توسعه باید از ظرفیت واقعی سرزمین آغاز شود.
وی میافزاید: مدل بومی تابآوری برای شهرهای استان کرمان باید بر پنج ستون اصلی شامل امنیت آب، شهرسازی همساز با اقلیم، اقتصاد کمآببر، سرمایه اجتماعی و حکمرانی مبتنی بر ظرفیت اکولوژیک استوار باشد؛ مدلی که در تجربه برخی شهرهای خشک جهان نیز بهجای تقابل با طبیعت، بر سازگاری با محدودیتهای اقلیم خشک بنا شده است.
این دانشآموخته برنامهریزی شهری و شهرسازی با اشاره به دیدگاههای برخی صاحبنظران ایرانی ادامه میدهد: بحران امروز ایران بیش از آنکه ناشی از خشکسالی باشد، نتیجه توسعه ناهماهنگ با توان اکولوژیک سرزمین، برداشت بیرویه از منابع آب زیرزمینی و غفلت از سرمایه طبیعی است.
وی تصریح میکند: در حوزه شهرسازی نیز شهر پایدار، شهری است که طراحی و توسعه آن با ویژگیهای اقلیمی، فرهنگی و محیطی همان سرزمین هماهنگ باشد، نه اینکه الگوهای وارداتی بدون توجه به شرایط بومی تکرار شوند. از سوی دیگر، همواره بر نقش کیفیت محیط شهری، هویت مکان، فضاهای عمومی و مشارکت شهروندان در ارتقای پایداری و تابآوری تأکید شده است.

خطیب با بیان اینکه تابآوری تنها به ساخت زیرساختهای جدید محدود نمیشود، میگوید: تقویت سرمایه اجتماعی، افزایش حس تعلق شهروندان و ارتقای کیفیت زندگی شهری، بخشی جداییناپذیر از مسیر تابآوری است و بدون این مؤلفهها، حتی پروژههای عمرانی گسترده نیز نمیتوانند آیندهای پایدار برای شهر رقم بزنند.
وی با هشدار نسبت به پیامدهای تداوم روندهای موجود بیان میکند: اگر بخواهیم در دهههای آینده با خطر فرونشست زمین، افت شدید آبخوانها، افزایش دما و فشارهای ناشی از تغییر اقلیم روبهرو نشویم، باید مدیریت شهری را از یک رویکرد تنها عمرانی به سمت مدیریت اکولوژیک و انسانمحور تغییر دهیم.
کارشناس حوزه برنامهریزی شهری میگوید: آینده شهرهای کویری در گسترش بیرویه کالبد شهر نیست، بلکه در حفاظت از منابع آب، احیای باغشهر با استفاده از آبیاری زیرسطحی، بهرهگیری از معماری سازگار با اقلیم، توسعه اقتصاد کمآببر و مشارکت واقعی مردم در تصمیمگیریهای شهری رقم خواهد خورد.
وی با تأکید بر ضرورت بازنگری در معیارهای موفقیت طرحهای جامع شهری اظهار میکند: در شهرهای کویری، دیگر نمیتوان موفقیت را تنها با توسعه کالبدی سنجید، بلکه معیار اصلی باید تابآوری و ظرفیت اکولوژیک باشد و هر متر توسعه جدید باید با توان آب، خاک و اقلیم منطقه سازگار باشد.
خطیب ادامه میدهد: شهرهای استان کرمان بیش از هر چیز به طرحهای جامع اکولوژیک نیاز دارند؛ طرحهایی که آب را مبنای توسعه قرار دهند، نه اینکه توسعه، مبنای افزایش مصرف آب باشد؛ این تغییر نگاه میتواند شهرهای کویری را از مسیر فرسایش منابع، به سوی تابآوری و پایداری هدایت کند.
وی عبور از مدیریت بخشی را نیز ضرورتی اجتنابناپذیر میداند و میگوید: امروز موفقترین شهرهای دنیا، اقلیم را محور تصمیمگیری قرار دادهاند؛ برای شهرهای کویری ایران نیز الگوی مناسب، تشکیل شورای حکمرانی اقلیم و تابآوری شهری با حضور شهرداری، وزارت نیرو، محیطزیست، جهاد کشاورزی، منابع طبیعی، دانشگاه، بخش خصوصی و نمایندگان جامعه مدنی است.
کارشناس برنامهریزی شهری اضافه میکند: این شورا باید اختیار داشته باشد تمام طرحهای عمرانی، صنعتی و توسعه شهری را بر اساس بودجه آب و ظرفیت اکولوژیک ارزیابی و تصویب کند تا مسیر توسعه از پراکندگی تصمیمات بخشی خارج شود و به سمت حکمرانی یکپارچه اقلیممحور حرکت کند.
وی با اشاره به هشدارهای مرحوم پرویز کردوانی درباره آینده سکونت در مناطق خشک ایران نیز میگوید: ادامه برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی، توسعه بیضابطه کشاورزی و استقرار جمعیت و صنعت بدون توجه به توان سرزمین، میتواند بسیاری از مناطق را با بحران جدی روبهرو کند.
خطیب تأکید میکند: برای شهرهای کویری توسعه شهری باید بر اساس ظرفیت واقعی آب و خاک انجام شود، پهنههای دارای خطر فرونشست و تنش آبی نباید وارد مسیر توسعه جدید شوند، بازآفرینی بافتهای موجود باید جایگزین گسترش افقی شهر شود و اقتصاد شهری نیز از فعالیتهای بسیار آببر به سمت فعالیتهای کمآببر و دانشبنیان حرکت کند.
وی همچنین با اشاره به فاصله جدی میان اهداف طرحهای جامع و تفصیلی با واقعیت اجرایی در شهرداریها میگوید: یکی از مشکلات اصلی آن است که مفاهیمی همچون سازگاری با اقلیم، سایهاندازی، جهتگیری ساختمانها، کاهش جزیره حرارتی، نوع مصالح و حفظ نفوذپذیری زمین، در فرآیند صدور پروانه و کنترل ساختوساز به ضوابط الزامآور تبدیل نشدهاند.
این دانشآموخته برنامهریزی شهری و شهرسازی بیان میکند: برای جبران این فاصله، باید لایهای از مقررات واسط میان طرح و اجرا از جمله ضوابط طراحی اقلیمی محلهمحور، الزام ارائه پیوست اقلیمی ساختمان در زمان صدور پروانه، تبدیل شاخصهای اقلیمی به معیارهای قانونی در کمیسیون ماده ۵، تعریف کد ساختمانی اقلیممحور برای شهرهای گرم و خشک و ایجاد ارتباط مستمر میان دانشگاه، شهرداری و کمیسیون ماده پنج تدوین شود.
وی در ادامه با انتقاد از نگاه فقط کمی به فضای سبز در شهرهای کویری تصریح میکند: در بسیاری از اسناد، فضای سبز هنوز با مترمربع سرانه سنجیده میشود، در حالی که تفاوت بنیادینی میان یک فضای سبز تزئینی و پرمصرف با یک فضای سبز اکولوژیک، کمآببر و بومی وجود دارد.
خطیب میگوید: شاخص فضای سبز باید از یک معیار کمی صرف به یک شاخص تابآوری شهری تبدیل شود؛ به این معنا که نقش آن در کاهش جزیره حرارتی، افزایش آسایش حرارتی، حفظ تنوع زیستی و پایداری منابع آب سنجیده شود.
وی با اشاره به ظرفیتهای معماری بومی مناطق کویری، اظهار میکند: یکی از مهمترین درسهای گذشتگان این بود که بدون فناوری امروز، اما با شناخت دقیق اقلیم، شهر را قابل زیست میکردند و در بسیاری از شهرهای کویری، عناصری همچون شِید، کوار و ساباط صرفاً عناصر زیباییشناختی نبودند، بلکه بخشی از مهندسی اقلیم بومی به شمار میرفتند.
کارشناس حوزه شهرسازی ادامه میدهد: شهرسازی جدید با کنار گذاشتن این دانش بومی، خیابانهای عریض، مصالح جاذب گرما و فضاهای بدون سایه را جایگزین الگوهای اقلیمی کرده و سپس برای جبران، به مصرف بیشتر انرژی متکی شده است.
وی بیان میکند: میتوان با زبان امروز، مفاهیمی همچون سایهاندازی پیادهراهها، استفاده از درختان بومی کمآببر، رواقها، سایهبانهای معماری، طراحی معابر متناسب با تابش و باد و احیای مفاهیم ساباط و کوار را به ضوابط شهری بازگرداند.
خطیب خاطرنشان میکند: اگر شهرهای کویری ایران بخواهند در برابر تغییر اقلیم تابآور شوند، باید دوباره بیاموزند که سایه، باد و فرم شهر، خود بخشی از زیرساخت حیاتی شهر هستند؛ همان اصلی که نیاکان ما در استان کرمان، پیش از ورود فناوریهای مدرن، با تکیه بر قنات، بادگیر، پایاب، شِید، کوار و ساباط در زندگی روزمره خود به کار گرفته بودند.