آمریکای لاتین در حال تجربه یک تناقض سیاسی قابل توجه است. افکار عمومی منطقه، بر اساس نظرسنجیهای متعدد، بیش از گذشته از اسرائیل فاصله گرفته و جنگ سهساله این رژیم در غزه را با نگاهی انتقادی دنبال میکند؛ اما همزمان، موج دولتهای راستگرا در آمریکای لاتین در حال نزدیکتر شدن به تلآویو است.
این دولتها روابط خود را با اسرائیل نه فقط در سطح دیپلماتیک، بلکه در حوزههای امنیتی، نظامی، اطلاعاتی و فناوری گسترش دادهاند. نتیجه، شکلگیری شکافی است که در آن بخشهایی از نخبگان سیاسی به تلآویو نزدیکتر میشوند، در حالی که بخش مهمی از جامعه همچنان از فلسطین حمایت میکند.
راستگرایان؛ متحدان تازه تلآویو
تحولات کلمبیا شاید روشنترین نمونه این تغییر باشد. گوستاوو پترو، رئیسجمهور چپگرای این کشور و از حامیان فلسطین، قدرت را به آبِلاردو دِ لا اسپریلا واگذار کرد؛ سیاستمداری راستگرا که روابط نزدیکی با دونالد ترامپ دارد.
پترو پیش از انتخابات، شرکت سایبری اسرائیلی «بلککور»( BlackCore) را به استفاده از حدود نیم میلیون حساب جعلی برای انتشار اطلاعات گمراهکننده علیه رأیدهندگان متهم کرده بود. انتخابات نیز با اختلافی کمتر از یک درصد به سود دِ لا اسپریلا پایان یافت.
نتانیاهو اما درنگ نکرد. نخستوزیر اسرائیل پیروزی رئیسجمهور منتخب را تبریک گفت و اعلام کرد: «دوستان اسرائیل همچنان پیروز میشوند.»
«دِ لا اسپریلا» نیز بلافاصله از توقف برنامه ایجاد سفارت کلمبیا در فلسطین و احیای روابط با اسرائیل سخن گفت و حتی انتقال نمایندگی کشورش به اورشلیم را مطرح کرد؛ تغییری که میتواند جایگاه کلمبیا در پرونده مطرحشده علیه اسرائیل در دیوان بینالمللی دادگستری را تضعیف کند.
این روند در بولیوی نیز تکرار شده است. کشوری که پس از حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ روابط خود را با اسرائیل قطع کرده بود، در دولت راستمیانه رودریگو پاز روابط کامل دیپلماتیک را از سر گرفت؛ اقدامی که نتانیاهو شخصاً برای آن با رئیسجمهور بولیوی تماس گرفت.
اسرائیل؛ از دیپلماسی تا جاسوسافزار
نفوذ اسرائیل در آمریکای لاتین اما به سفارتخانهها محدود نیست. یکی از مهمترین ابزارهای این نفوذ، فناوریهای امنیتی و نظارتی است.
جاسوسافزار «پگاسوس» ( Pegasus)، که توسط شرکت اسرائیلی NSO Group توسعه یافته، در کشورهای مختلف منطقه فروخته شده و بر اساس گزارشهای مطرحشده، در مواردی علیه روزنامهنگاران و مخالفان سیاسی استفاده شده است؛ نه صرفاً برای مقابله با تروریسم و جرایم سازمانیافته.
در برزیل نیز نیروهای پلیس از طیفی از تسلیحات اسرائیلی استفاده میکنند؛ کشوری که خشونت پلیس در آن سالانه هزاران قربانی بر جای میگذارد. همزمان، مأموران اطلاعاتی اسرائیل برای بررسی ادعاهای مربوط به حضور حزبالله با مقامات برزیلی همکاری کردهاند.
در السالوادور، «نایب بوکله»، که خود تبار فلسطینی دارد، ساختار امنیتی سختگیرانهای ایجاد کرده که بخشی از آن بر تجهیزات نظارتی و تسلیحات اسرائیلی متکی است. در هندوراس نیز ناصری عصفوره، رئیسجمهور جدید و متحد تلآویو، روابط نزدیکی با اسرائیل برقرار کرده و با نتانیاهو دیدار داشته است.
حتی ونزوئلا، با وجود سابقه دولت چپگرای این کشور، در شرایط فشار شدید آمریکا مسیر متفاوتی را طی میکند و کانالهای دیپلماتیک و بشردوستانه با اسرائیل را باز نگه داشته است.
این مجموعه تحولات نشان میدهد که رابطه اسرائیل با آمریکای لاتین بیش از آنکه صرفاً بر مبنای همسویی ایدئولوژیک باشد، بر شبکهای از منافع امنیتی، فناوری، اطلاعاتی و سیاسی بنا شده است.
برزیل؛ نبرد تعیینکننده بعدی
اکنون نگاهها به انتخابات اکتبر برزیل دوخته شده است؛ انتخاباتی که میتواند جهتگیری آینده بزرگترین کشور آمریکای لاتین را مشخص کند.
«فلوویو بولسونارو»، پسر رئیسجمهور سابق برزیل، کارزار خود را با پیام ویدئویی حمایتی از سوی نتانیاهو آغاز کرده و از حمایت «خاویر میلی»، رئیسجمهور آرژانتین، برخوردار است؛ «میلی» خود را «متعصب اسرائیل» معرفی کرده و طرح انتقال سفارت آرژانتین از تلآویو به اورشلیم را دنبال میکند.
در سوی مقابل، «لولا داسیلوا» همچنان یکی از برجستهترین رهبران منطقه در انتقاد از اسرائیل است. او عملیات اسرائیل در غزه را «نسلکشی» خوانده و حتی آن را با هولوکاست مقایسه کرده است؛ موضعی که واکنشهای شدید اسرائیل و حامیانش را به دنبال داشته است.
بنابراین، مسئله اسرائیل در آمریکای لاتین دیگر فقط یک موضوع سیاست خارجی نیست؛ به بخشی از رقابت داخلی بر سر آینده سیاسی منطقه تبدیل شده است.
از بوگوتا تا بوئنوسآیرس و از سانسالوادور تا برازیلیا، یک سوی این رقابت دولتهایی قرار دارند که به تسلیحات، فناوری و حمایت سیاسی اسرائیل نزدیک شدهاند و سوی دیگر، افکار عمومیای که بنا بر نظرسنجیها، بیش از گذشته نسبت به سیاستهای تلآویو در غزه بدبین شدهاند.
این همان شکافی است که اسرائیل در حال تلاش برای عبور از آن است؛ ساختن روابطی با نخبگان سیاسی و امنیتی، حتی زمانی که افکار عمومی با آنها همراه نیست.
در نهایت، مسئله فقط این نیست که آمریکای لاتین تا چه اندازه به اسرائیل نزدیک میشود؛ مسئله این است که آیا این نزدیکی میتواند شکاف میان دولتها و جوامع منطقه را عمیقتر کند و حمایت تاریخی آمریکای لاتین از حق تعیین سرنوشت فلسطینیان را به حاشیه براند یا نه.