به گزارش خبرگزاری ایمنا، همیشه ماجرای شهادت برادران وفایی که نامشان بر یکی از چهارراههای معروف اصفهان گذاشته شده، برایم تکاندهنده بود؛ اینکه کوملهها آنها را در غربت کردستان با اره تکهتکه کرده بودند.
تصویر تلخ آن ارههای زنگزده، آن کینههای چرکین نشسته بر دل چپگرایان و منافقین دهه شصت، سالهاست که کابوس بیدار تاریخ ماست. جراحت عمیقی بر تن این ملت که هر بار با دیدن نام یک خیابان، داغش تازه میشود.
امتداد آن خط خون، آن روزها در دهانه تفنگهای فرقه رجوی و دشنههای وحشیانه کومله خلاصه میشد؛ دشمنی با هر کسی که عطر خمینی و بوی روضه حسین (ع) را میداد.
سالها از دهه شصت گذشته ، اما انگار شقاوت دشمنان این خاک بیرون نرفته است. خبر کوتاه اما به غایت سنگین و استخوانسوز بود: «حمیدرضا رجبزاده، مداح و روضهخوان اهلبیت، پس از ربوده شدن به شهادت رسید.
وقتی خبر آمد که شقیترینهای زمانه نهتنها او را مثله کردهاند، بلکه فیلم شکنجه و لحظات آخر رفتنش را برای خانوادهاش فرستادهاند تا جان خانهاش را خاکستر کنند، بیاختیار دوباره صدای آن ارههای زنگزده در کردستان در گوشمان پیچید.
قاتلان حمیدرضا از نسل همان جلادانی هستند که پوست سر پاسداران را زنده زنده میکندند. تفکری که دیروز در کردستان اره به دست میگرفت، امروز در در تاریکی شب، خنجر کینه را در قلب ذاکر آلالله مینشاند.

تصویر عینی یک روضه مجسم
حمیدرضا رجبزاده، سالها در تکیهها و حسینیهها از غریبی علیاکبر (ع) خوانده بود. او با صدا و گریههایش، مسیر خیمهگاه تا مقتل را برای مردم نقاشی میکرد؛ اما تقدیر حتمی روضهخوانهای راستین همین است که سرانجام، خود قافیه شعر خونین ارباب شوند.
شقاوتی که بر تن او رفت، گواه آن بود که دشمن، از صدای یاحسین بیش از هر سلاحی میترسد. متهمان دستگیر شدند، اما اثر این زخم وحشیانه بر پیکر جامعه به این زودیها التیام پیدا نخواهد نکرد. این جنایت نشان داد که جنگِ میان حسین و یزید، هیچگاه آتشبس به خود ندیده است.
خروش افکار عمومی؛ کربلای ما در همین حوالی است
با انتشار جزئیات این جنایت جانسوز، صفحات مجازی به تکیههای عزاداری و سنگرهای افشاگری بدل شد. کاربران و فعالان رسانهای با چشمانی اشکبار و قلمهایی تند به ابعاد مذهبی و سیاسی این ترور وحشیانه پرداختند.
کاربری با نگاهی عمیق به امتحان بزرگ این روزها نوشت: «در عصر جمهوری اسلامی ایران میتوان واقعه کربلا را دید و زندگی کرد، مردمان تاریخ را از یاری نکردن امام حسین (ع) سرزنش نکنیم، چراکه در روزگار زندگی خودمان نیز در حال امتحانیم. زنده درآوردن قلب یک جوان چیزی از روضه علیاکبر کم ندارد.»

این شقاوت آشکار و غربت تصویر شده در فیلمها، یادآور ایستادگی اسطورهای دیگر در سالهای اخیر بود. کاربر دیگری با دلی پر از حسرت نوشت:
«داغ محسن حججی بار دیگر زنده شد.» همان تنهایی، همان نگاه خیره به افق شهادت و همان دستهای بستهای که در نهایت به آسمان گشوده شد.

اما بخش مهمی از واکنشها، متوجه کسانی بود که دین را بیهزینه و اسلام را بدون موضع میخواهند. کسانی که کربلا را تنها در گریههای بیخطر خلاصه کردهاند. کاربر دیگری در نقد این جریان عافیتطلب نوشت:«یکی مثل حمیدرضا رجبزاده بعد از روضههای محرمش همچون اصحاب سیدالشهدا توسط اشقی الشقیا به فجیعترین شکل ممکن به شهادت میرسند، یکی هم مثل اون آقای محترم در امنیت کامل میره کربلا و توی میکروفون میگه اینجا نباید شعار غیر دینی بدیم.»

صدایی که بریدنی نیست
به گزارش ایمنا، حمیدرضا رجبزاده به آرزوی دیرینه خود رسید و در صف اصحاب آخرالزمانی عشق قرار گرفت. رفتن مظلومانه او ثابت کرد که عافیتطلبی با مرام حسین (ع) سازگار نیست. دشمنان شاید بتوانند حنجرهای را بدرند یا قلبی را سوراخ کنند، اما جریان زلال روضه با خون سرخ روضهخوانانش، جوشانتر از همیشه به مسیر خود ادامه خواهد داد.