شناسهٔ خبر: 79259864 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنو | لینک خبر

قتل قهرمان MMA در اتوبان همت

یک لحظه دیدم که امیرمحمد داشت دوباره سمتم می‌آمد. او از من قوی هیکل‌تر بود و من فقط به خاطر اینکه او را از خودم دور کنم ...

صاحب‌خبر -

دی ماه سال ۱۴۰۳ پیکر غرق در خون یک قهرمان کشوری به نام امیرمحمد اسدی به یکی از بیمارستان‌های غرب تهران منتقل شد. در حالی که امیرمحمد با اصابت ضربه چاقو به قفسه سینه به شدت مجروح شده بود بلافاصله اقدامات درمانی برای معالجه او آغاز شد، اما به رغم تلاش کادر درمان بیمارستان به دلیل ایجاد جراحت در قلب امیرمحمد، او جان خود را از دست داد.

به گزارش روز نو به این ترتیب یک پرونده جنایی پیش روی بازپرس ویژه قتل تهران گشوده شد و تیم جنایی به همراه کارآگاهان پلیس آگاهی و تیم تشخیص هویت در سردخانه بیمارستان بالای سر جسد مقتول حاضر شدند و تحقیقات خود را آغاز کردند.

ماجرا چه بود؟

بررسی‌های ابتدایی حکایت از آن داشت که امیرمحمد در جریان یک درگیری خیابانی مورد اصابت ضربه چاقو قرار گرفته است. او پیش از اینکه جانش را از دست بدهد با مادر خود تماس گرفته و گفته بود که در اتوبان همت با شخصی درگیر شده و چاقو خورده است. به این ترتیب دستور بازبینی دوربین‌های مداربسته مسیر حرکت خودروی امیرمحمد صادر شده و مشخص شد که درگیری در اتوبان همت با راننده یک خودروی عبوری تیبا رخ داده بود.

در ادامه ماجرا بازپرس جنایی دستور شناسایی و دستگیری راننده را صادر کرد و پلاک خودروی تیبا شناسایی شد. سپس مالک خودرو تحت تعقیب قرار گرفت و در مدت زمان کوتاهی پس از وقوع جنایت، عامل قتل در اقدام ضربتی ماموران پلیس به دام افتاد. متهم از همان ابتدا به وارد کردن ضربه مرگبار اقرار کرد، اما ادعا کرد قصد کشتن امیرمحمد را نداشته است.

امیرمحمد اسدی که بود؟

امیرمحمد اسدی، ورزشکار رشته MMA بود که مسابقات زیادی را در خارج از ایران شرکت کرده بود. این ورزشکار ۲۵ ساله که در سال‌های اخیر علاوه بر تمرین در باشگاه‌های ایران در خارج از ایران و به ویژه کشور تایلند در چند مسابقه حاضر شده بود، در سطح آماتوری مسابقات MMA را دنبال می‌کرد.

در حالی که در پی حضور در مسابقات سطح بالاتری بود، به شکلی ناگهانی در جریان این درگیری خیابانی جان خود را از دست داد. رسیدگی به پرونده قتل او در مراحل ابتدایی تحقیقات انجام شد و پس از صدور کیفرخواست متهم در شعبه ششم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه رفت.

در دادگاه

در ابتدای جلسه رسیدگی مادر امیرمحمد به عنوان تنها ولی دم پرونده تقاضای قصاص قاتل فرزندش را مطرح کرد. سپس متهم در جایگاه قرار گرفت و در دفاع از خود جزئیات روز جنایت را شرح داد.

او گفت: «روز حادثه در حال راندن در اتوبان همت بودم که بین من و امیرمحمد به خاطر اینکه او می‌خواست از من راه بگیرد کل کل ایجاد شد. سعی می‌کردیم جلوی ماشین همدیگر بپیچیم و به همدیگر راه ندهیم، اما در همین حال امیرمحمد راه من را سد کرد و جلوی ماشینم پیچید. بعد از خودروی خود پیاده شد و با ضربه‌ای که به آینه ماشینم وارد کرد، آینه بغل را شکست. من هم خیلی عصبانی شدم و از خودروی خود پیاده شدم و با امیرمحمد درگیر شدیم. در این درگیری او به صورتم ضربه‌ای وارد کرد که زخم عمیقی روی صورتم ایجاد شد و به شدت خونریزی داشت.»

متهم ادامه داد: «من فوق لیسانس دارم و مهندس هستم. از زمانی که یاد دارم سرم در درس و کتاب بوده. برای همین چشمانم خیلی ضعیف است و هر چشمم فقط پنجاه درصد بینایی دارد. در جریان درگیری عینکم از صورتم افتاد و زخم روی صورتم باعث شده بود چشمانم خونی شود. برای همین اصلا دید درستی نداشتم.

در همین لحظه دیدم که امیرمحمد داشت دوباره سمتم می‌آمد. او از من قوی هیکل‌تر بود و من فقط به خاطر اینکه او را از خودم دور کنم چاقو کشیدم. می‌خواستم با چاقو ضربه‌ای به دستش بزنم، اما یک‌دفعه چرخید و چاقو به قلبش اصابت کرد. من قصد کشتن او را نداشتم و اتهام قتل عمدی را قبول ندارم، چون همه چیز به صورت ناگهانی رخ داد. من مقتول را نمی‌شناختم و هیچ سابقه آشنایی با هم نداشتیم چه برسد به اینکه کینه و عداوتی بین ما وجود داشته باشد.»

قضات دادگاه بعد از شنیدن دفاعیات متهم برای صدور رای وارد شور شدند.