حجتالاسلام والمسلمین محمد مزینانی استاد حوزه علمیه در گفتوگو با ایکنا از قم با بیان اینکه نگاه برخی افراد به پدیدههای تاریخی خطی و برخی نقطهای است، گفت: در نگاه نقطهای، افراد هیچ ارتباطی بین پدیدههای تاریخی قائل نمیشوند، بهطور نمونه بیان میکنند عاشورا در یک مکان و زمان خاص اتفاق افتاده و تمام شده است و هیچ ارتباطی با قبل و بعد خود ندارد؛ این نوع نگاه دید انسان را محدود میکند، بنابراین انسان هیچ ارتباطی بین پدیدهها و وقایع تاریخی قائل نیست که البته نگاه غلطی است.
وی افزود: اما در نگاه خطی وقایع با قبل و بعد خود مرتبط هستند، قیام عاشورای امام حسین(ع) در نگاه خطی، به گذشته، مثلاً سقیفه و یا حتی هابیل و قابیل و نیز وقایع بعد از خود، از جمله نهضت جهانی امام زمان(عج) هم ارتباط پیدا میکند. جالب توجه است که این ارتباط وسیع را خود شخص امام معصوم و فرمانده نهضت عاشورا، حضرت اباعبداللهالحسین(ع) هم مدام به یاران خود گوشزد میکنند.
استاد حوزه علمیه ادامه داد: در فضا و جو کربلای سال 61 با آن جمعیت محدود در مقابل جمعیت کثیر و نیز مخالفانی که در کربلا حضور نداشتند، یاران حضرت باید دچار حس ناامیدی میشدند که چرا در این جهان اسلام، تنها ۷۲ نفر با ما همراه هستند، اما چون امام حسین(ع) سرانجام داستان را میداند و میبیند، حس ناامیدی را از یاران خود دور کرده و تصمیم قاطع و عزم راسخ در آنها ایجاد میکند.
ارتباط ناگسستنی قیام عاشورا و نهضت مهدوی
مزینانی با بیان اینکه امام حسین(ع) در روز عاشورا چندین بار از مهدی موعود(عج) و آینده عاشورا صحبت میکند، افزود: حضرت اباعبدالله(ع) به یاران خود میفرماید با وجود اینکه همه ما شهید میشویم، اما کسی این خونها را به ثمر میرساند و آینده ما را رقم میزند، فرزندم مهدی(عج) است، حضرت آینده را به یاران خود نشان میدهند، این آیندهنگری در عاشوراست، این بیانات نشاندهنده ارتباط وسیع نهضت سرخ عاشورا با نهضت سبز مهدوی است.
وی گفت: در مهدویت و فرهنگ انتظار این دو نهضت دائم در کنار هم هستند و حتی دشمنان نیز به این دو بال سرخ عاشورا و سبز مهدوی شیعه اقرار کردهاند؛ چندین سال پیش همایشی در غرب به جهت پیدا کردن راهکاری برای شکست و نابودی شیعه برگزار میشود و در آن از بهترین نظریهپردازان غربی دعوت میشود؛ در نهایت این مجمع به این نتیجه میرسند که شیعه تا این دو بال را دارد، هیچ پرنده تیز پروازی به بلندای پرواز آن نخواهد رسید.
استاد حوزه علمیه تصریح کرد: بنابراین دشمن نیز، ارتباط بین عاشورا و انتظار را فهمیده و در تلاش برای نابودی این دو بال بوده و مهمترین سرمایهگذاری و بیشترین توان خود را نیز برای مقابله با این دو بال بهکار گرفته است. دشمن مبلغان خود را به مکانهای مختلف برای تبلیغ فرهنگ و دین مسیحیت میفرستد، اما این مبلغان اقرار میکنند که بهدلیل اعتقاد و ارتباط شیعه با امام حسین(ع) و امام زمان(عج)، شیعیان به دین مسیحیت گرایش پیدا نمیکنند.
مزینانی با بیان اینکه این ارتباط در متن مفاهیم دینی ما مانند زیارت عاشورا و بیانات امام زمان(عج) وجود دارد، اظهار کرد: امام زمان(عج) با روضه امام حسین(ع) ظهور میکند و در زمان اعلام نهضت جهانی خود از امام حسین(ع) دم میزند، چون قصد دارند بیان کنند راه و روش و سیره قیام ایشان، قیام حسینی است.
اربعین؛ بستر جهانیسازی مرامنامه عاشورا برای تحقق ظهور
وی با اشاره به مراسم بزرگ اربعین گفت: بزرگان مذهب ما بیان میکنند برای تحقق امر ظهور، همه دنیا باید حسینی شود، یعنی همه جهان با مرامنامه عاشورا، کربلا و اباعبداللهالحسین(ع) آشنا شوند که زیارت و مراسم بزرگ اربعین، این راه و بستر را فراهم کرده است، در مراسم اربعین و در مسیر نجف به کربلا زائرانی از کشورهای مختلف جهان حضور دارند، بنابراین اربعین در حال حسینی کردن دنیاست و اگر دنیا حسینی شود، ظهور اتفاق میافتد.
استاد حوزه علمیه با اشاره به شباهتهای فراوان نهضتهای حسینی و مهدوی گفت: اولین وجه شباهت این دو قیام، امام است، امام حسین(ع) و امام زمان(عج)، شباهت نزدیکی به یکدیگر دارند، یکی از این شباهتها، شجاعت آنهاست، امام حسین(ع) در عاشورا شجاعترین فرد در کربلاست؛ امام زمان(عج) نیز شجاعترین امام دوران خود هستند.
وی افزود: دومین شباهت امامان قیام، نپذیرفتن ظلم است؛ جریان سیره اباعبدالله(ع) جریانی نیست که صلح کند؛ در آن زمان، امام حسین(ع) را والی مدینه شبانه فراخواند که شما باید با یزید بیعت کنید، امام در پاسخ یک خطبه کوتاه، اما محکم بیان میکنند که: «إنّا اهل بیت النُبوة و معدن الرسالة و مختلف الملائکة و بنا فتح الله و بنا ختم الله و یزید رجلُ فاسق، شاربُ الخَمر، قاتل النَفس المُحرّمة، مُعلنُ بالفِسق و مِثْلِی لَا یُبَایِعُ مِثْلَهُ؛ ما خاندان نبوت و معدن رسالتیم، ما مکان آمد و شد فرشتگانیم. اسلام بهواسطه ما آغاز شد و بهدست ما به انجام میرسد. اما، یزید فاسق و شرابخوار است، قاتل انسانهای محترم است. آشکارا فسق و فجور میکند و حد و مرز الهی را میشکند و کسی مثل من با مثل یزید بیعت نمیکند.»
مزینانی گفت: بنابراین امام حسین(ع) بیان میکند من با این ویژگیها با کسی مانند یزید بیعت نمیکنم و باز در ادامه در مکه نیز برخی بیان میکنند که ما میتوانیم برای تو از حاکم مکه اماننامه بگیریم تا در مکه به راحتی زندگی کنی، اما حضرت اباعبدالله(ع) میفرمایند که بهترین امان، امان خداست و من به هیچ امانی نیاز ندارم؛ ایشان در ادامه نیز میفرماید: اگر در کل دنیا جایی حتی بسیار کوچک برای من پیدا نشود که مخفی شوم، با یزید سازش و بیعت نمیکنم.
وی ادامه داد: سیره امام زمان(عج) نیز اینگونه است؛ ایشان در ظهور اعلام میکنند یا باید توحید را قبول کنید یا هیج سازش و تفاهمی و توافقی با هیچ کفر و نفاقی نخواهم داشت، با اینکه این قیام جهانی است، اما هیچ نرمشی وجود ندارد و در اینجا تنها دو خط حق و باطل و جبهه توحید و طاغوت وجود دارد و حد وسطی وجود ندارد، بنابراین حضرت سر سازشی با هیچ جبهه کفر و طاغوت نخواهند داشت.
استاد حوزه علمیه افزود: بنابراین امامان هر دو نهضت در شجاعت، ظلمستیزی، باطلستیزی، عطوفت و مهربانی با مردم خود شبیه به هم هستند. امام حسین(ع) در گودال قتلگاه نیز شمر را امر به معروف میکند و این نشانه مهربانی حتی با دشمن خود است، امام زمان(عج) هم اینگونه است.
وی گفت: علاوه بر امام، یاران این دو قیام نیز شبیه به هم هستند، پرکاری و پرتلاشی یک ویژگی مهم یاران این دو قیام است؛ در عاشورا ۷۲ نفر در مقابل ۳۰ هزار نفر قرار داشتند و اگر این افراد پرتلاش نبودند و جنگیدنشان حداکثری و نه فقط برای رفع تکلیف بود تا لحظهای که جان در بدن داشتند نمیجنگیدند، آنها تا لحظه مرگ امام خود را تنها نگذاشتند، یاران امام زمان(عج) نیز اینگونه هستند، در روایت داریم خواب و غذا خوردن یاران امام زمان(عج) نیز در قیام، بر روی مرکبانشان است و این تلاش حداکثری است، ویژگی دیگر آنها وفاداری است.
استاد حوزه علمیه با بیان اینکه شباهت بعدی این دو نهضت، هدف مشترک است، تصریح کرد: هدف در سرنوشت انسانها هم در حیطه فردی، هم اجتماعی و هم سیاسی بسیار مهم است و بهطور کلی انسانها و جوامع دارای دو هدف بزرگ و کوچک هستند؛ هدف بزرگ هدفی که انسان به کم و حداقل قانع نیست، به امام حسین(ع) عرض کردند اگر این قیام را شروع نکنید و تنها مشغول به عبادت باشید، مسئلهای پیش نمیآید؛ در حالیکه عبادت نیز یک هدف به شمار میآید، اما امام فرمودند این یزید است که علیه توحید، خدا و من قیام میکند نه من.
مزینانی افزود: بنابراین، هدف امام حسین(ع) بالاتر از عبادت صرف بود و آن نجات جامعه و تک تک افراد از فتنه یزید و آفت و رشد دادن آنها و معرفی دین جد خود در مرحله اعلای آن است، حتی اگر در این مسیر تکه تکه شود، این هدف بلند است، یعنی معرفی کلمه تامه الهی برای همه دنیا و ایستادن پای آن؛ امام زمان(عج) نیز اینگونه است، جامعه مهدوی هم همینطور است، اهداف افراد جامعه مهدوی نیز بسیار بلند است.
استاد حوزه علمیه اظهار کرد: هدف شهدا نیز شهادت نبود، بلکه هدف اعتلای انسانیت و از بین بردن طاغوت است؛ در ابتدای قیام امام خمینی(ره) از ایشان در خصوص هدف نهضت و مبارزه در برابر پهلوی پرسیدند و گفتند آیا هدف شما بهبود وضع اقتصادی مردم است، ایشان فرمود: هدف این نیست، اما این مسئله نیز در خلال هدف وجود دارد، اما هدف ما اول برچیده شدن نظام طاغوت، دوم ایجاد حاکمیت و استقرار جمهوری اسلامی (که هر دو اینها در آن زمان به نظر غیرممکن بود) و سوم آماده کردن بستر توسط این قیام برای ظهور حضرت حجت(عج) است.
وی افزود: امام خمینی(ره) با الگو از مکتب اباعبدالله(ع) این اهداف را برای خود ترسیم میکند و این نقطه اتصال مکتب حسینی با مکتب مهدوی است؛ بنابراین خاصیت هر دو جامعه داشتن اهداف بلند است.
مزینانی بیان کرد: شباهت بعدی این دو قیام، دشمن مشترک است، دشمن در این دو قیام در هدف مشترک، اما در شیوه دشمنی به اقتضای زمان متفاوت است، هدف دشمن این دو قیام براندازی و از بین بردن حق است، پس این دو قیام در چهار رکن امام، یاران و دشمنان و هدف شبیه به هم هستند.
چگونه از نهضت حسینی به نهضت مهدوی میرسیم
استاد حوزه علمیه ادامه داد: نهضت حسینی تمام و کمال فضیلت است و ما باید این فضیلتها، خوبیها و زیباییها را در خود، خانواده و جامعه ایجاد کنیم، شهید مطهری در کتاب جاذبه و دافعه میفرماید دو راه برای اینکه ما فضایل و خوبیهای یک شخص را در خود ایجاد کینم وجود دارد، راه اول راهی است که فیلسوفها به آن سفارش میکنند و آن این است که عقل خود را اقناع کنیم تا به خوبیهای یک فرد برسیم و قانع کردن عقل با معرفتافزایی زیاد، مطالعه فراوان و مدام پای سخنان حق فرد نشستن اتفاق میافتد.
وی افزود: قانع کردن عقل بسیار سخت است همانگونه که با وجود وحی و رسالت پیامبر اکرم(ص)، ۲۳ سال زمان برد تا مردم قانع شدند به سمت توحید بیایند. شهید مطهری میگوید این مسئله سه مشکل دارد، اول اینکه افراد کمی میتوانند به سمت مطالعه و معرفت افزایی بروند، دوم اینکه لزوماً دانستن انسان را به وادی عمل کردن و همانندی نمیرساند و مسئله سوم این است که در این راه شبهه ایجاد میشود و با وجود شبهه، افراد دچار تردید میشوند.
مزینانی تصریح کرد: شهید مطهری راه دیگر برای ایجاد این فضائل در خود را راه اهل بیت(ع) میداند و بیان میکند برای اینکه معرفت یک جامعه بالا برود و با خوبیهای یک جامعه الگو و هدف آشنا شود، باید افراد را عاشق آدمهای خوب کنیم، یعنی به قدری از زیباییها بگویید که مردم عاشق امام حسین(ع) و یاران او شوند، اگر مردم جامعه ما، امام و یاران او را با فضیلتهایشان دوست داشته باشند، عاشق نهضت عاشورا میشوند و سعی میکنند خود را شبیه آن افراد کنند.
وی با بیان اینکه این عشق به عاشورا و واقعه کربلا در مردم به وجود آمده است، اظهار کرد: در خود کربلای سال 61 نیز اینگونه است، در جمع یاران امام حسین(ع) حتی فرد مسیحی هم حضور دارد، افراد حاضر در این واقعه کلاس امام شناسی طی نکردهاند، اما با دیدن زیباییها، فضیلتها و خوبیهای امام حسین(ع)، عاشق امام شدند.
استاد حوزه علمیه در پایان گفت: در دفاع مقدس و شهدای جنگ تحمیلی هشت ساله نیز اینگونه است، شهدای ما در سن پایین تنها با دیدن خوبیها و عاشق این خوبیها شدن است که میتوانند از جان خود بگذرند، کودکانی که با وجود تهدید به مرگ و شکنجه شدن حاضر نشدند به امام خمینی(ره) بیاحترامی کرده و از جبهه حق اعلام انزجار کنند، این اتفاق تنها با عشق و صمیمیت ممکن است نه عقل؛ شهدای جبهه مقاومت نیز اینگونه هستند؛ بنابراین هر کس در هر جایگاهی که قرار دارد اگر خود و اطرافیانش را عاشق امام حسین(ع) بکند، زمینهسازی برای ظهور انجام داده است.
انتهای پیام