نویسنده: محسن عوضوردی، کارشناسیارشد روابطبینالملل دانشگاه فردوسی مشهد
دیپلماسی ایرانی: سال ۲۰۲۴، خبر پیروزی ترامپ، اوضاع جهان را دگرگون کرد، زیرا بیشتر دولتهای چپگرا، دومینووار سقوط کردند و جای خود را به محافظهکاران، راستگرایان معتدل یا راستگرایان افراطی دادند.
معادلات خاورمیانه نیز به کل تغییر کرد و عنصر «بازدارندگی» و «اجتناب از درگیریهای رو در رو»، به انقضای خود رسید.
ترامپ که به عنوان یک راست افراطی بر سرکار آمد، ماجرای افراط را به حدی رساند که گویی خود راستگرایی نیز ابزاری برای منافع او یا به تعبیری، برداشت او از منافع ملی آمریکا تبدیل شد. هر گونه قلدری را برای آنچه او «اول آمریکا» میدانست، انجام داد: جنگ تعرفه، مداخله در حل و فصل درگیریهای مختلف، آغاز جنگ و درگیری مستقیم، ساقط کردن دولتها از طریق فعالیتهای سخت و نرم و...
در کنار این کنشهای عملی، درگیریهای لفظی با چپگراهای جهان و دموکراتها در داخل آمریکا، به صورت بیسابقهای نمود پیدا کرد.
اما هر کنشی، واکنشی در پی دارد! چپگراها هر چند به ظاهر از وادی قدرت و تصمیم به دور ماندهاند، اما نفوذ بر رسانهها را به مثابه تاثیر بر افکار عمومی بینالمللی، هنوز به بهترین نحو در دست خود دارند. بنابرین با نقدهای پیاپی رسانهای یا حضور جنبشوارانه در خیابان (نظیر جنبش «نه به پادشاه» در آمریکا) کار را برای ترامپ سخت کردهاند.
پرفشارترین نقطهی این سختیها، در جنگ آمریکا با جمهوری اسلامی اتفاق افتاد. جایی که نه تنها برخی از کشورهای به اصطلاح متحد اروپایی، پایگاههای خود را در اختیار آمریکا قرار ندادند، بلکه در هیچ فراخوانی برای آزادسازی و یا حتی پاکسازی تنگه هرمز شرکت نکردند و با فعالیتهای رسانهای، انتقاد خود را از این بیقانونی ترامپ و عدم دستاورد چشمگیر، بروز دادهاند.
در میان تمامی این فشارها، آنچه هنوز ادامه دارد و ترامپ نمیتواند با زور دولتش آن را کاهش دهد، روایت رسانهها و فشار رسانهای است، زیرا شاید دولت آمریکا بتواند با تحمیل نظر خود به یک دولت مخالف جنگ در اروپا، آن دولت را همراه کند، اما رسانه – این رکن چهارم دموکراسی – را هیچ دولت آزادیخواهی نمیتواند محدود یا مسدود کند؛ و رسانهها، این روزها خودشیفتهی رسانهای(ترامپ) را همچون اخگری تافته، افروختهاند! بهطوری که هروز در سوشالمدیا ادعای پیروزی تمامعیار و نابودی کامل دشمنش را مطرح میکند و در کنارش، عکسها و مطالب بیسر و تهی منتشر میکند که بهظاهر هیچ هدفی جز تظاهر بیاهمیتی به منتقدانش ندارد، اما شب که میشود، تلهی رسانهها، دوباره مجبور به پاسخش میکند و زخم ترامپ، مجدد سر باز میکند. این تقابل رسانهای، به گفتهی او، مانع پیشبرد کارهایش نمیشود، اما میتواند سرنوشت سیاسی او را رقم بزند. اگر ترامپ نتواند آنچه «پیروزی» میخواند را، در روایت خود نسبت به رسانههای منتقدش، پیروز کند، احتمالا جمهوریخواهان انتخابات نوامبر را واگذار خواهند کرد.
شکست در انتخابات میاندورهای کنگره، آغاز محدودسازی ترامپ است و میتواند سرآغاز دومینوی فروپاشی راستگرایی در آمریکا و سپس جهان شود و حتی جمهوریخواهان را بازنده زودهنگام انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۸ کند.
بنابرین بهنظر میرسد، ترامپ اکنون در بزرگترین آزمون خود قرار گرفته است. او باید توافقی چنان سترگ انجام دهد که روایت این توافق، با اختلاف بتواند روایت رسانههای منتقد را مهار کند.
اما اگر چنین توافقی میسر نشود، از «دیپلماسی به وسیله قدرت» استفاده خواهد کرد و احتمالا یک «جنگ تمامعیار» و به شدت سنگین دیگر بر علیه جمهوری اسلامی و زیرساختهای ایران انجام خواهد داد تا به توافق مدنظر خود دست یابد. با این تفاسیر، میتوان گفت که جنگ، ابزاری برای حفظ امپراطوری بیمار راستگرایی تلقی میشود.
البته آنچه پیداست، جمهوری اسلامی حتی در مواجهه با چنین حملهای، تن به توافق مدنظر ترامپ نخواهد داد و ناظر شکست جمهوریخواهان در نوامبر خواهد بود. شاید به همین علت است که تا کنون، توافق مستحکمی حاصل نشده است و هیچ کدام از طرفین، از مواضع خود به صورت آشکار، کوتاه نمیآیند. اگر این پیشبینی واقع شود، به حتم روایت پیروزی/سربلندی جمهوری اسلامی از این نبرد، زبانزد تمام رسانههای چپگرا/منتقد ترامپ، خواهد شد.
به امید خوبیها برای ملت و مملکت