به گزارش گروه رسانهای شرق،
جواد لگزیان: پس از قتل نادرشاه افشار در ۱۱۲۶ شمسی، آشوبی سهمگین ایران را فراگرفت و ضعف قدرت مرکزی، فساد دستگاه حاکمه، رکود امور اقتصادی و در نتیجه سقوط مداوم ارزش پول و بازشدن پای بیگانگان به این سرزمین روزگاری سخت را برای مردم پدید آورد، اما بنا بر روایتهای تاریخی تنها کریمخان زند (۱۰۸۶ ملایر- ۱۱۵۷ شیراز) بود که جانی دوباره به ایران بخشید و توانست بار دیگر رونق را هرچند برای دورهای به اقتصاد برگرداند. دکتر پرویز رجبی در کتاب «کریمخان زند و زمان او» در شش فصل جوانی کریمخان، حکومت کریمخان، فرزندان کریمخان و جانشینان او، شخصیت و آثار کریمخان، اوضاع اجتماعی ایران در زمان کریمخان و حکومت؛ درصدد است تصویری شایسته از این مقطع تاریخ سرزمین ما ارائه دهد؛ تصویری شایسته تأمل که میتواند دریچهای باشد به درک مردی عامی و بیسواد که معجزه اقتصادی عصر خود را رقم زد.
مردی خوشقلب و ستایشگر ادب و هنر
در اولین صفحات کتاب میخوانیم که: «کریمخان از یک تربیت خانوادگى صحیح برخوردار نبود و حتى خواندن و نوشتن نمیدانست... اما مردى بود بسیار نرم و یکى از عالیترین خصایل او، خوشقلبى او بود. کریمخان سرسختترین دشمنان خود را -پس از پیروزى بر آنها- به عالیترین مقامها میگماشت؛ از جمله ﻓﺘﺤﻌﻠﻲ ﺧﺎن و آزاد خان... او هرگز خود را شاه ننامید و بهعنوان «وکیلالدوله» و «وکیلالرعایا» قناعت کرد و شاهاسماعیل سوم را که خود بر سر کار آورده بود، با حفظ سمت، در آباده نگه داشت. شاهاسماعیل سوم کوچکترین قدرت و فعالیتى نداشت و روزى یک تومان از کریمخان حقوق میگرفت». درباره سخاوت و بلندنظرى کریمخان داستانهاى بیشمارى در دست است، به روایت رجبی: کریمخان، اگر هم خود از دانش بهرهاى نداشت، به دانش دیگران ارج مینهاد و اسباب تشویق ارباب دانش و هنر را فراهم میساخت. براى شاعران بزرگ ایران، یعنى سعدى و حافظ، آرامگاههاى آبرومندى بنا کرد و در آنها عماراتى براى سکونت زائرین و درویشها در نظر گرفت و براى مخارج بناها و هزینه مسافرین و درویشها، باغها و مزارعى براى آرامگاه تخصیص داد. این توجه به شاعران بزرگ ایران، ضمن اینکه نماینده احترام عمیق کریمخان به هنر و دانش بود، سبب جلب احترام مردم نسبت به او نیز گردید.
به سوی سامان اقتصادی
به باور رجبی، مالیات اندک اولین گام اصلاحات اقتصادی کریمخان بود: وقتى کریمخان روى کار آمد، به خاطر لشکرکشیهاى نادر و بهخاطر هرجومرجى که پس از قتل او به وجود آمده بود، امور بازرگانى و اقتصادى بهشدت صدمه دیده بود. اقداماتى که کریمخان براى رونق مجدد بازار و بازرگانى به عمل آورد، کمکم مؤثر افتاد و امر داد و ستد را دوباره بهبود بخشید. کریمخان از ابتداى حکومت خود، به هر طریقى که برایش امکان داشت -مستقیم یا غیرمستقیم- پیشهوران و صنعتگران را تشویق کرد؛ و با مالیات بسیار سبکى که برایشان در نظر گرفت، حمایت کرد. بررسی سفرنامههای خارجی توسط رجبی نشان میدهد از عوامل مهم رونق دوباره بازار، امنیت چشمگیری بود که در نتیجه مدیریت کریمخان به وجود آمده بود: اسکات وارینگ، سیاح انگلیسی که حدود سال 1800 میلادی یعنی حدود 10 سال پس از مرگ کریمخان به ایران آمده بود، مینویسد: «در همه شهرهای کشور پلیس به وجود آمد. ضعیفترین و کوچکترین رعایا به حق خود رسیدند و گوشهای وکیل (کریمخانم زند) برای شنیدن کوچکترین شکوه و شکایت باز بود» و ویلیام فرانکلین گزارش میدهد: «پلیس در شهر شیراز و همچنین در تمام کشور بسیار خوب است». کریمخان برای بهبود تجارت خارجی نیز دو قدم مؤثر برداشت: «قدم اول پا به پای امنیت داخلی، برقراری امنیت در خلیج فارس بود، واقعا او برای ایجاد نظم در این شاهراه مهم دریایی ایران از هیچ کوششی باز نایستاد و قدم دوم عقد قراردادهای بازرگانی مخصوصا با انگلستان بود». البته کریمخان در تجارت با انگلیس هم بسیار هوشیار بود بهگونهای که به بازرگانان ایرانی دستور داد تا کالاهای خارجی را با پول نقد -به عبارت دیگر طلا- معامله نکنند و تا میتوانند در مقابل کالاهای خارجی، کالاهای ایرانی بفروشند که این امر موجب تیرگی روابط ایران و انگلیس در این مقطع شد و تنشهایی چند را موجب شد. به گزارش رجبی «صادرات ایران هم در این زمان دورانی طلایی داشت آنگونه که کالاهای صادراتی مهم ایران یعنی ابریشم و پارچههای ابریشمی، پنبه، خشکبار و مواد دارویی به اضافه مس، گوگرد و سایر مواد معدنی به هندوستان از طریق کمپانی هند شرقی فروخته میشد. روسها از ایران انواع کالاهای هندی مانند ململ بنگالی، کتان و جواهرات خریده و در بازارهای اروپایی میفروختند. ترکیه هم علاوه بر کالاهای یادشده تنباکو، پشم، گلاب، نی خصوصا اسب از ایران میخرید. قیمت حدود 2000 اسبی که ایران سالانه به ترکیه صادر میکرد 40 تومان بود، همچنین تمام مصرف نی امپراتوری عثمانی از ایران تأمین میشد. میزان پولی که از طریق صادرات ایران به ترکیه وارد میشد، آنقدر زیاد بود که اولیویه مینویسد: «پولی که در ایران در دست مردم دیده میشود، بیشتر سکههای ترکی است. گاهی هم سکههای ونیزی به چشم میخورد که چون قدرت خرید زیادی در هندوستان دارد، بهراحتی دادوستد میشود». اما برای تقویت بنیه اقتصادی عموم مردم، مهمترین اقدامی که کریمخان انجام داد، ایجاد قیمتهای ثابت بود: برای این منظور کریمخان خودش قیمتهایی تعیین و به مردم اعلام کرد و هیچکس قدرت نداشت که یک دینار از قیمتهای تعیینشده گرانتر بفروشد. حد متوسط درآمد یک کارگر در روز عبارت بود از 300 دینار که در سال حدود 10 تومان میشد، یعنی 500 مارک طلا که بنا بر پژوهش پرویز رجبی این مقدار میتوانست یک خانوار هفت نفری را بهراحتی پاسخگو باشد و با توجه به قیمتهای ثابت که مخارج روزانه حدود 200 دینار بوده، پساندازی قابل توجه نیز داشته باشد. از دیگر نکات جالب رفتار اقتصادی کریمخان این است که او هرگز در خزانه دولت پول نگه نمیداشت. پولهای دریافتی از مردم را بیدرنگ برای بهبود وضع خود آنها خرج میکرد. به طوری که هنگامی که وی میمیرد، در خزانه دولت فقط هفت هزار تومان بود که تازه رسیده بود و کریمخان به علت بیماری نمیتوانست آن را خرج کند.
حکومت وکالتی متمرکز
رجبی در ادامه از دربار ساده کریمخان نوشته است «کریمخان مانند شاهان پیشین، دم و دستگاه عریض و طویلى نداشته است و دربار او را میتوان یکى از سادهترین دربارهاى تمام تاریخ ایران به شمار آورد... او بهطورىکه میدانیم هرگز خود را شاه ننامید و بهعنوان «وکیلالدوله» و «وکیلالرعایا» قناعت کرد... . کریمخان در سیستم حکومت ایران بدعت گذاشت. حکومت او را میتوان یک نوع حکومت «وکالتى متمرکز» نامید. البته کسى او را انتخاب نکرده بود، اما همین بس که او همیشه خودش را وکیل مردم میشناخت».
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.