* دکتر مصطفی یحیایی
در روزگاری که سیلاب خروشان اطلاعات از هر سو به سویمان میتازد و تشخیص حقیقت از دروغ، چون یافتن مرجان در اعماق اقیانوس، دشوار و طاقتفرسا شده است، بودن، زیستن و ماندنِ کسانی که سوگند خوردهاند تا روشنایی را به کاممان بیاورند، خود به تنهایی یک معجزه است. هفدهم مرداد، روز خبرنگار، تنها یک تقویم عاشقانه نیست، بلکه بهانهای است برای ایستادن و در برابر تمام آنانی که با قلم و نگاهشان، تاریکیِ جهل و سردرگمی را از پیش پایمان برمیدارند، سر تعظیم فرود آوریم. این روز، بزرگداشت رنجهایی است که در پس هر خبر، هر گزارش و هر کلمهی صادقی نهفته است، رنجهایی که کمتر کسی به تماشایش مینشیند اما محصولش، یعنی آگاهی، بنمایهی تمدن و پیشرفت هر جامعهای است.
خبرنگار، این واژهی آشنا، در دل خود طوفانی از مفاهیم را جای داده است. او مورخ لحظههاست، کسی که نفسهای یک رویداد را میشمارد و نبض یک جامعه را در بزنگاههای تاریخی ثبت میکند. اما این تصویر شاعرانه، هرگز گرههای کور و سختی که این حرفه با خود به همراه دارد را نشان نمیدهد. خبرنگار ایرانی، در این سالها، داستانی نانوشته از یک عمر فداکاری را رقم زده است. او در شرایطی که بسیاری از ما در امنیت خانههایمان یا پشت میزهای کاریمان به تماشای جهان نشستهایم، با پای پیاده و با دل و جرئتی که از عشق به حقیقت سرچشمه میگیرد، به دل بحرانها میزند. از کوچهپسکوچههای محرومترین نقاط شهری تا خطمقدم حوادث طبیعی و انسانی، او بیادعا حاضر است و مأموریت خود را انجام میدهد؛ مأموریتی که در رأس آن، یک وظیفهی انسانی و وجدانی قرار دارد: افشای حقیقت و دفاع از منافع مردم.
هفدهم مرداد در تقویم رسمی ایران، به یاد شهید محمود صارمی، خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی که در سال ۱۳۷۷ در مزارشریف افغانستان به درجهی شهادت نائل آمد، نامگذاری شده است. این انتخاب، خود گواهی است بر عمق فداکاری در این حرفه. شهادت صارمی، یک نقطهی عطف نیست، بلکه نمادی است از تمام خبرنگارانی که در مسیر انتقال حقیقت، جان خود را بر سر این راه نهادهاند. او در میان گلولهها و ناامنیها، برای ثبت حقیقت به خط مقدم رفت، چون میدانست که خاموشی در برابر ظلم و بیخبری، گناهی نابخشودنیتر از مرگ است.
اما در جهان امروز، با گسترش بیسابقهی شبکههای اجتماعی و ظهور عصر اطلاعات نادرست، کار خبرنگار به مراتب سختتر و پیچیدهتر از گذشته شده است. امروز، هر کس با در دست داشتن یک گوشی هوشمند، خود را یک خبرنگار میخواند و حجم عظیمی از دادههای تأیید نشده و اغلب نادرست، فضای مجازی را پر کرده است. در این آشفتگی، نقش یک خبرنگار حرفهای، نقشی بینظیر و حیاتی است.
او دیگر صرفاً یک رسانندهی خبر نیست، او با تکیه بر اصول اخلاقی و حرفهای، اصولی مانند بیطرفی، دقت، صحت، انصاف و سرعت، از میان انبوه شایعات و اخبار جعلی، حقیقت را به مانند نگینی مییابد و به جامعه هدیه میکند. این کار، نیازمند تخصصی عمیق، صبری مثالزدنی و وجدانی بیدار است که به سادگی قابلخرید و مبادله نیست. با تمام این تفاسیر، در کشوری که استعدادهای انسانی غنیترین سرمایهی آن است، متأسفانه خبرنگاران با چالشهای بسیاری دستوپنجه نرم میکنند که فراتر از مشکلات معمول هر شغلی است. مسائل اقتصادی، دغدغهی اصلی بسیاری از همکاران عزیزمان در این عرصه است. حقوق ناچیز و نبود امنیت شغلیِ کافی، معضلی است که بسیاری از خبرنگاران مستعد را به سمت خروج از این حرفه سوق میدهد. این یک هشدار بزرگ است؛ زیرا زمانی که یک جامعه، سرمایههای فکری و اخلاقی خود را از دست بدهد، در واقع آیندهی روشن خود را قربانی کرده است. خبرنگاران، دقیقاً به خاطر دغدغهی منافع عمومی، معمولاً آخرین افرادی هستند که به فکر منافع شخصی خود هستند و این ایثار، باید با نگاه ویژهی مسئولان و دولتمردان پاسخ داده شود. قوانین حمایتی، بیمههای مناسب و تأمین حداقل معیشت، تنها کمترین چیزی است که میتوانیم در ازای تلاشهای شبانهروزی آنها در نظر بگیریم. علاوه بر مسائل معیشتی، چالشهای روانی و فشارهای عصبی ناشی از کار در فضای پرتنش خبری، موضوع دیگری است که اغلب مغفول میماند. خبرنگاران روزانه با صحنههای ناگوار، مصیبتهای انسانی و گاه خشونت مواجه میشوند و این حجم از استرس، بدون پشتیبانی روانشناختی مناسب، میتواند عواقب جبرانناپذیری برای سلامت روان آنها داشته باشد.با وجود تمام این سختیها، آنچه باعث میشود خبرنگاران همچنان در این مسیر پرنشیب باقی بمانند، یک عشق ناب و یک باور راسخ است. آنها باور دارند که جامعهای که خبرنگارانش را حفاظت نکند و به آنها اعتماد نکند، محکوم به جهل و عقبماندگی است. خبرنگار، پل میان مردم و مسئولان است؛ او صدای بیصدایانی است که در دل محرومیتها غرق شدهاند و واسطهی رساندن دغدغههای آنها به گوش قدرت است. فسادها، بیعدالتیها و ناهنجاریها، در برابر قلمهای بیپروای خبرنگاران رنگ میبازند و تاب ماندن نمیآورند. شاید مهمترین نقش خبرنگار امروز، نه فقط انعکاس رویدادها، که تفسیرو تحلیل آنها باشد. در دنیایی که همه چیز با سرعت برق تغییر میکند، مخاطب بیش از هر چیز به تحلیلی عمیق، منصفانه و روشنگر نیاز دارد تا بتواند درست تصمیم بگیرد و آیندهی خود را بسازد. خبرنگاران هستند که با تکیه بر دانش و تجربهی خود، پیچیدگیهای جهان را برای مردم ساده و قابلفهم میکنند و آنان را در مسیر درستِ آگاهی همراهی مینمایند.
حالا در این روزِ ویژه، شاید مناسبترین و زیباترین کاری که از دست هر یک از ما به عنوان اعضای یک جامعه برمیآید، این است که باور کنیم که خبرنگاران، همسو و همدل با ما هستند. آنها نه دشمنان دولتاند و نه هواداران بیچونوچرای هر جریانِ خاص، بلکه خدمتگزاران حقیقت و عدالتاند. و این، یک مسؤولیت اجتماعی و انسانی بزرگ را بر دوش ما میگذارد. ما میتوانیم با حمایتهای عملی، با خرید رسانههای معتبر، با عدم نشر شایعات و با قدرانی از زحمات این عزیزان، قدمی کوچک اما مؤثر در مسیر اعتلای جایگاه آنها برداریم. یک پیام کوتاه، یک تماس تلفنی، یا حتی یک پست در فضای مجازی که از تلاشهای خستگیناپذیرشان قدردانی کند، میتواند برای آنها انگیزهای صدچندان باشد. تکریم خبرنگار، تکریم عقلانیت و خرد جمعی است و این، یک اصل غیرقابلانکار در هر جامعهی توسعهیافته و پویاست.
حمایت از خبرنگاران، حمایت از آزادی بیان و حق آگاهی، به عنوان یکی از بنیادیترین حقوق مردمی، است. هر جامعـهای که بتواند محیطی امن و پویا برای فعالیت خبرنگاران خود فراهم کند، در واقع تضمینکنندهی سلامت و پویایی نظام سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خود است. خبرنگاران، با قلمی که در دست دارند، نه تنها تاریخ معاصر ما را ثبت میکنند، بلکه آیندهی ما را نیز میسازند. آنها آینهی تمامنمای جامعهاند؛ اگر تیره و تار باشند، نور حقیقت در آن نمیتابد و اگر صیقلی و شفاف، میتوانند جامعهای آگاه و روشن برای نسلهای آینده به ارمغان بیاورند. در روز خبرنگار، سر بر آستان تمام کسانی که تا پای جان برای یک کلمهی صادقانه و یک عکسِ حقیقی ایستادهاند، فرود میآوریم و به احترام شان برمیخیزیم. باشد که این روز، سرآغازی بر حمایت بیشتر و مؤثرتر از این قشر فرهیخته و دغدغهمند باشد و خبرنگارانِ سرزمینمان، با دلگرمی و امیدی تازه، مسیرِ روشنگری را ادامه دهند.