به گزارش ایکنا، حجتالاسلام و المسلمین عبدالکریم بهجتپور، مفسر قرآن کریم و عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، 17 مردادماه در ادامه سلسله جلسات درس خارج تفسیر قرآن خود به ادامه تفسیر سوره بقره پرداخت که متن آن به شرح زیر است:
أَفَتَطْمَعُونَ أَنْ يُؤْمِنُوا لَكُمْ وَقَدْ كَانَ فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ
در این آیات، قرآن خطاب به پیامبر(ص) و مسلمانان ماجرای بنیاسرائیل را بیان کرده است و مؤمنان باید چه رفتاری با یهودیان داشته باشند. در آیه مورد بحث، موضوع طمع استفاده شده است. طمع مرادف رجا و ضد یأس است و وقتی کسی طمع دارد، مأیوس از دست یافتن به چیزی نیست و از امید و رجا هم شدیدتر در دستیابی به چیزی است.
«ف» در ابتدای کلمه به معنای آن است که وقتی بنیاسرائیل این همه رفتار نامناسب در برابر خدا و پیامبرانشان داشتند، آیا شما به اینها امید و طمع دارید که با شما همراهی کنند؟ مطمئن باشید که آنان جزء کفار هستند. مخاطب أَفَتَطْمَعُونَ هم پیامبر و مؤمنان هستند. بعد عبارت «أَنْ يُؤْمِنُوا لَكُمْ» آمده است یعنی به شما ایمان بیاورند و به تعبیر دقیقتر آیا شما طمع دارید که اینان به خاطر دعوت شما ایمان بیاورند؟ تعبیر لَكُمْ به معنای آن است که تصور میکنید اینها با جملات شما و تعابیری که به کار میبرید اقرار میکنند و اعتراف خواهند کرد؟ یعنی ایمان قلبی برای آنان حاصل نخواهد شد.
اگر یهودیان به مسلمانان پیوسته بودند، جهش بزرگی اتفاق میافتاد و جریان اسلام با قدرت بسیار بیشتر پیش میرفت. اگر بخواهیم موضوع را با امروز تطبیق کنیم، باید گفت ما شیعیان طمع داریم که همه مسلمانان در صف ما به نفع فلسطین قرار بگیرند و اسلام اعزاز و اعتلا پیدا کند. خداوند در اینجا به من و شمای شیعه و انقلابی تأکید کرده است آیا شما تصور میکنید پیروان مذاهب اسلامی با تلاش و دعوت و گفتار شما ایمان خواهند آورد؟ این امر در شرایطی رخ خواهد داد که این بیماری یعنی مرض قلبی وجود نداشته باشد. در ابتدای سوره بقره به این بیماری اشاره شد لذا تأکید آیه آن است که تا این بیماری در جامعه وجود دارد، هر چه شما برای دفاع از فلسطین و حق با او سخن بگویید، او زیر بار نخواهد رفت. امروز هم کسانی از شیعیان و انقلابیون هستند که زحمت زیادی میکشند تا اینها را به راه بیاورند ولی تا وقتی چنین بیماریای در دل این بیماردلان وجود دارد، نتیجه نخواهد داد زیرا مشکل در حد جهل و نادانی نیست.
وَقَدْ كَانَ فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ؛ فریق از ریشه تفرق است. آیه تأکید دارد که همه بنیاسرائیل به شما ایمان نخواهند آورد گرچه برخی ایمان میآورند؛ ما بر این باور هستیم که در آخرالزمان و ظهور، با آمدن عیسی(ع)، مسیحیان به امام زمان(عج) ایمان خواهند آورد.
سبک زندگی بنیاسرائیل
این آیه اشاره دارد که در طول تاریخ، بنیاسرائیل کلام خدا را تحریف کردهاند و امروز هم یهودیان در حال تحریف دین هستند. گویی این امر، یک سبک زندگی در بنیاسرائیل است. در ابتدا که برخی از بنیاسرائیل، تحریف را انجام دادند، مردم هم با آنان همراهی کرده و فضیلتتراشی کردند و مصداقی برای آیات بیان کردند که یا درست نبود و یا چون نمیتوانستند لغات را حذف کنند، تحریف معنوی کردند و مثلاً گفتند ولایت یعنی دوستی.
این آیات گرچه در مورد یهود است ولی گویی در مورد داعش و گروههای منحرف اسلامی است که بدین صورت واژگان را تحریف میکنند؛ این گروهها آیات جهاد را خوانده و محتوای آن را میدانند ولی آن را چیز دیگری تحریف میکنند. تحریف توسط رهبران جامعه و علمای یک دین و مذهب، همراهی عموم مردم با آنان و ماندگاری و تثبیت این نوع تحریفات تا حدی زیادی میتواند تأثیر خود را بگذارد.
کلام خدا هم در این جا صرفاً به معنای قرآن نیست و شامل هر نوع دستور و پیامی میشود که به سایر انبیاء اعم از حضرت موسی(ع)، عیسی(ع) و ... داده شده است. کلام الله غیر از خود کتب است؛ قرآن بر روی کلامالله تأکید دارد. یهودیان میدانستند که این سخنان، کلام خداست و با علم به این موضوع، دست به تحریف زدند.
البته وقتی دست به تحریف انجیل و تورات میزنند، بهانهشان این است که تدوینکنندگان این منابع، مطالب را به درستی منتقل نکردهاند لذا باید تأویل کنیم تا اصلاح شود؛ رویکردهایی که در هرمنوتیک برای تأویل کتب مقدس میبینیم با همین توجیه است که این متون درست ثبت نشده است ولی وقتی خدا از تعبیر کلامالله استفاده میکند ،یعنی این افراد یقین داشتند که این سخنان برای خداست و باز آن را تحریف کردند. مِنْ بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ روشن میکند که تشخیصشان این بود که دقیقاً این سخن، سخن خداست.
منظور از تحریف، به حاشیه بردن سخن و مطلب است، درست مانند کسی که میبیند منطق درستی ندارد و حاشیه ایجاد میکند. این گروه از بنیاسرائیل هم محتوای کلامالله را به حاشیه میبردند، بنابراین تحریف در معنای اصلی خود ـ به خصوص اینجا ـ، کلام الهی است که در دست آنان نیست(تورات) و یقین داشتند از خود خداست و حواشی در پیرامون آن درست کردند تا منظور خودشان را القا کنند.
تحریف معنوی کلام الله
اصل تحریف، معنوی است ولی اگر اینان فرصت مییافتند از جهل مردم سوء استفاده میکردند و آیات را جابجا کرده و تحریف لغوی هم درست میکردند. یکی از الطاف خدا به ما مسلمانان این است که قرآن به متن اصلی در اختیار ما هست لذا نه کلمهای میتوان به آن افزود و نه کاست ولی چون کتاب آنان ترجمه است با آن بازی و ترجمهها را تحریف میکنند و به جای برخی محتواها چیزی که در ذهنشان است، قالب میکنند.
یهودیان و مسیحیان صفات پیامبر(ص) را که در کتبشان بود و میدانستند که سخن الهی است، تغییر دادند تا از عظمت پیامبر(ص) بکاهند. هر متن و کلامی که به زیان آنان بود، به نفع خودشان تغییر دادند. کار آنان بر پایه دانایی و تعقل بود لذا در دوره یهود و بعد از آن این اتفاقات رخ داده است.
امروز جهان اسلام گرفتار علمای منحرفی است که در تداوم دوران صدر اسلام دست به تحریف کلام خدا زدهاند و آیات قرآن را طبق منافع خودشان تفسیر کردهاند که نمونه آن را در آیات ولایت، مباهله و ... شاهد هستیم. یکی از انحرافات ایجاد شده هم فضیلتتراشی برای برخی صحابه است که فضائل امیر مؤمنان(ع) را تحت الشعاع قرار دهند لذا وقتی میگوییم حضرت علی(ع) میگویند عشره مبشره.
برخی مانند تکفیریها شیعه را لعن میکنند و کافر میدانند؛ البته ما طبق سنت و سیره ائمه(ع) و منش رهبر شهیدمان آنان را لعن نمیکنیم زیرا ما دنبال وحدت اسلامی هستیم. گاهی هم برای توجیه این کارهای نادرست خودشان به برخی زیارات مانند زیارت عاشورا استناد میکنند و ما را به اتهام لعن به صحابه تکفیر میکنند و رافضی میدانند که این کار هم نوعی درست کردن همان حاشیههایی است که در مورد آن سخن گفته شد، بدون اینکه واقعاً به دنبال کشف حقیقت بروند.
این آیات را باید با دقت بسیار زیادی معنا کنیم زیرا راه شناخت را به خوبی برای ما بیان کرده است تا تحریفگران را به خوبی بشناسیم و بدانیم این افراد از منظر قرآن، بیماردل هستند، بنابراین جابجایی، دستکاری و تحریف در متون مقدس، شگردی است که عالمان بیماردل در ادیان مختلف، آن را در طول تاریخ پیگیری کردهاند لذا آیه مورد بحث این هشدار را به ما میدهد که باید مراقب چنین مسائلی باشیم؛ البته خطاب آیات در مورد بنیاسرائیل است.
نکته دیگر اینکه آیه با اینکه معتقد است این گروهها با دعوت شما تغییر نخواهند کرد و ایمان نمیآورند ولی بیان میکند که شما وظیفه دارید آنان را دعوت و با ایشان اتمام حجت کنید و حرف خود را بزنید.
انتهای پیام