دفاع از حرم، نهفقط یک تکلیف اعتقادی، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای صیانت از حریم اهلبیت و حفظ امنیت ملی در برابر جریانهای تکفیری بود که سودای نابودی تمدن و تاریخ منطقه را در سر داشتند. شهدای مدافع حرم با بصیرت مثالزدنی خود، میدان نبرد را در دوردستها انتخاب کردند تا خاکریزهای وطن از گزند دشمن مصون بماند.
آنچه شهدا را به مخاطبان گره میزند، خاستگاه اجتماعی آنان است. این شهدا از بطن همین مردم برخاستهاند، از میان مشاغل، باورها و لایههای گوناگون جامعه و به شکلی عمیق با دغدغههای مردم پیوند خوردهاند. همین ویژگی مردمیبودن سبب شده است که داستان زندگی و شهادت آنان، پیوندی ناگسستنی با ذائقه مخاطب برقرار کند.
شاید به همین دلیل است که در سالهای اخیر، نشانههای حضور مدافعان حرم در سریالها و مستندهای تلویزیونی به شکل پررنگ دیده میشود. البته باید اذعان داشت که تبیین جایگاه والای شهید و مقام معنوی او فراتر از توان تصویر و کلمات است و نمیتوان آن جایگاه را بهطور کامل ترسیم کرد اما رسانهملی بهقدر بضاعت خود تلاش کرده تا بخشی از این حماسه را در قالب آثار نمایشی و مستند به تصویر بکشد. در این مسیر، تلویزیون با بهرهگیری از ظرفیتهای نمایشی و مستند، کوشیده است تا روایتگر صادقی از این حماسه باشد.
نقطه آغاز این مواجهه عمومی را میتوان در سریال «پایتخت ۵» دید؛ مجموعهای که به کارگردانی سیروس مقدم، مخاطب عام را برای نخستینبار در قالبی پربیننده با خطر داعش و فضای تکفیری سوریه روبهرو کرد. در این فصل، خانواده معمولی بدون آمادگی وارد جهنم جنگ سوریه شده و به شکلی غافلگیرکننده با خشونت عریان عناصر داعش مواجه میشوند. البته در مستند داستانی «بچه زرنگ»، مدافعان حرم پررنگتر به تصویر کشیده میشوند. در هر قسمت از این سریال، ماجرای یکی از مدافعان حرم و مسیر او برای رسیدن به نبرد با داعش روایت میشود.
شاید به همین دلیل است که در سالهای اخیر، نشانههای حضور مدافعان حرم در سریالها و مستندهای تلویزیونی به شکل پررنگ دیده میشود. البته باید اذعان داشت که تبیین جایگاه والای شهید و مقام معنوی او فراتر از توان تصویر و کلمات است و نمیتوان آن جایگاه را بهطور کامل ترسیم کرد اما رسانهملی بهقدر بضاعت خود تلاش کرده تا بخشی از این حماسه را در قالب آثار نمایشی و مستند به تصویر بکشد. در این مسیر، تلویزیون با بهرهگیری از ظرفیتهای نمایشی و مستند، کوشیده است تا روایتگر صادقی از این حماسه باشد.
نقطه آغاز این مواجهه عمومی را میتوان در سریال «پایتخت ۵» دید؛ مجموعهای که به کارگردانی سیروس مقدم، مخاطب عام را برای نخستینبار در قالبی پربیننده با خطر داعش و فضای تکفیری سوریه روبهرو کرد. در این فصل، خانواده معمولی بدون آمادگی وارد جهنم جنگ سوریه شده و به شکلی غافلگیرکننده با خشونت عریان عناصر داعش مواجه میشوند. البته در مستند داستانی «بچه زرنگ»، مدافعان حرم پررنگتر به تصویر کشیده میشوند. در هر قسمت از این سریال، ماجرای یکی از مدافعان حرم و مسیر او برای رسیدن به نبرد با داعش روایت میشود.
مستند داستانی بچه زرنگ با محوریت روایت مسیر اعزام شهدای مدافع حرم به جبهههای مقاومت تولید شده است. این مجموعه در فصول مختلف خود به شهدای مدافع حرم ایرانی، افغانستانی و پاکستانی میپردازد.
مجموعه تلویزیونی بچه زرنگ در فصل نخست خود روایتی از مسیر اعزام شهدای مدافع حرم اهل مشهد به جبهههای سوریه بود که با حضور خانواده شهدا در نقش خود و یا برادران شهدا بهعنوان بازیگر، چهرهای متفاوت از داکیودرام را به نمایش گذاشت. این تجربه موفق در فصل دوم نیز ادامه یافت تا شاهد روایتی دقیقتر از زندگی شهدای لشکر فاطمیون و شهدای ایرانی باشیم.
با وجود محدودیت امکانات برای تصویربرداری در مناطق جنگی سوریه و لزوم نمایش بازههای زمانی طولانی زندگی شهدا، این اثر خوب از کار درآمد، چون تیم تولید با انتخاب ساختار مستند داستانی و اتصال برشهای دراماتیک زندگی شخصی شهدا به وسیله گفتار متن، توانست این محدودیتها را برطرف کرده و تصویری واقعی از لحظات ناب زندگی آنان ارائه دهد.
صحنهای سخت و پرهزینه از مقاومت
در امتداد همین فضاسازی، سریال «حبیب» پیشروی مخاطبان سیما قرار میگیرد که برخلاف مستند بچه زرنگ، کاری کاملا نمایشی است. در این اثر مشترک ایران و سوریه، دیگر با یک مواجهه اتفاقی روبهرو نیستیم، بلکه به شکلی عمیقتر، جدیتر و در بستر یک درام سیاسی و امنیتی به درون ساختار و توطئههای داعش نفوذ میکنیم. فضای تکفیری که در پایتخت ۵ تنها به شکل یک مواجهه عمومی و تلخ دیده میشد، در حبیب به لایههای پیچیدهتر نبرد میرسد و مجاهدتهای مستشاری ایران و همپیمانی نیروهای مقاومت در مقابله با تروریسم را به نمایش میگذارد. اینجا جنگ، فقط صحنه تهدید نیست، بلکه به یک میدان تحلیل و روایت از پشت پردههای بحران تبدیل میشود.
درحالیکه حبیب جنگ میدانی و نفوذ در دل تکفیریها را روایت میکند، سریال «ترور» زاویه دید خود را به سمت اتاقهای فکر دشمن و طراحیهای اطلاعاتی پشتصحنه تغییر میدهد. این مجموعه با تمرکز بر اقدامات ضدتروریستی، به بازنمایی نقشههای پیچیده دشمن برای ترور فرمانده ارشد جبهه مقاومت، حاجقاسم سلیمانی، در دوران حضور ایشان در جبهه دفاع از حرم میپردازد و نشان میدهد امنیت حرمها و میهن چگونه با هدایت این فرمانده تأمین میشد. در واقع، اگر پایتخت ۵ آغاز آشنایی مخاطب با فضای تهدید بود و حبیب او را به عمق نبرد برد، ترور لایه امنیتی و اطلاعاتی همان میدان را پیش چشم میگذارد.
هرچند ترور به ریشههای امنیتی دفاع از حرم میپردازد اما سریال «مینو» با پلی میاننسلی، اصالت عقیدتی این مجاهدان را ریشهیابی میکند. این مجموعه گرچه داستان خود را در روزهای آغازین جنگ تحمیلی و سقوط خرمشهر روایت میکند اما در لایههای پنهان خود نشان میدهد که انگیزه و ایمان نسل جدید مدافعان حرم، تداوم مستقیم همان حماسه مدافعان خرمشهر بوده و این زنجیره مقاومت هرگز قطع نشده است. از این منظر، مینو فقط یک روایت تاریخی نیست، بلکه حلقهای است که گذشته دفاعمقدس را به امروز دفاع از حرم وصل میکند.
اگر در آثار نمایشی مانند پایتخت ۵ و حبیب، جنگ در خط مقدم به تصویر کشیده میشود، مجموعه مستند «ملازمان حرم» زاویه نگاه خود را به پشتجبههها و خانههای این مجاهدان معطوف میکند. این اثر با تمرکز بر گفتوگوهای صمیمانه و عاطفی با همسران شهدای مدافع حرم، نشان میدهد که جهاد واقعی ابتدا در دل خانوادهها آغاز شد و ایثار پنهان این زنان، تکیهگاه اصلی رزمندگان در میدان نبرد بوده است.
برنامه پرمخاطب ملازمان حرم نیز ازجمله همین تولیدات بود. این برنامه درواقع از منظری انسانیتر، همان حماسه را روایت میکند و به مخاطب یادآور میشود که شهادت فقط در خط مقدم معنا پیدا نمیکند، بلکه در صبوری و همراهی خانواده نیز ادامه دارد. در نقطه مقابل نگاه خانوادگی ملازمان حرم، مستند «نبرد پالمیر»، مخاطب را به قلب حادثه و خاکریزهای داغ جبهه مقاومت میبرد. این اثر مستند و گزارشی با ثبت تصاویر واقعی از عملیات پاکسازی شهر تاریخی تدمر از چنگال داعش، جنبههای عملیاتی، سختیهای نبرد بیابانی و نقش کلیدی رزمندگان فاطمیون و مستشاران ایرانی را بدون روتوشهای داستانی روایت میکند. نبرد پالمیر از آن دسته آثاری است که بیش از هر چیز، واقعیت میدان را به تصویر میکشد و نشان میدهد دفاع از حرم فقط یک شعار نیست، بلکه صحنهای سخت و پرهزینه از مقاومت عملی است.
معرفی قهرمانان واقعی مردمی
پیوند میان مدافعان حرم از ملیتهای مختلف که در نبرد پالمیر به چشم میخورد، در مجموعه مستند «همسنگران» به شکلی جامعتر بررسی میشود. این اثر مستند نشان میدهد که دفاع از حرم فراتر از مرزهای جغرافیایی ایران است و مجاهدانی از لشکر فاطمیون افغانستان و تیپ زینبیون پاکستان چگونه دوشادوش یکدیگر، یک ارتش بینالمللی برای صیانت از مقدسات و امنیت منطقه تشکیل دادند. همسنگران درواقع تصویر کاملتری از جبهه مقاومت میسازد و نشان میدهد این میدان تنها به یک جغرافیا یا یک قوم محدود نیست.
تمام این فداکاریها، از نبردهای پالمیر تا مجاهدتهای فرامرزی همسنگران، در نهایت به نقطه اوجی ختم میشود که در مستند «پرواز 20/1» به تصویر کشیده شده است. این مستند با بازخوانی لحظه شهادت سردار حاجقاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس در فرودگاه بغداد، پرونده سرخ مجاهدت فرماندهانی را بازخوانی میکند که ثبات قدم و شهادتشان، تضمینکننده تداوم راه مدافعان حرم در تاریخ معاصر شد. این مستند در امتداد همان روایت کلی قرار میگیرد و نشان میدهد راهی که با دفاع از حرم آغاز شد، با خون فرماندهان مقاومت به یک سطر روشن و ماندگار در حافظه تاریخی منطقه تبدیل شد.
پرداختن به موضوع مدافعان حرم، تبلور عینی اهداف کلان سند تحول رسانهملی است. این سند بر دو محور اساسی هویتمحوری و عدالتگستری تأکید دارد که بازتاب آن در تولیدات مربوط به مقاومت بهوضوح مشهود است. نخست آنکه رسانهملی با معرفی شهدای مدافع حرم بهعنوان قهرمانان واقعی جامعه، در حال تقویت هویت ملی و انقلابی است و الگوهایی را به نسل جوان معرفی میکند که ریشه در واقعیتهای جامعه دارند. دوم اینکه رویکرد سند تحول، فاصلهگرفتن از کلیشهها و حرکت به سمت عدالت در روایت است؛ به این معنا که با دادن تریبون به قهرمانانی که از بطن جامعه برخاستهاند، فرصت دیدهشدن به کسانی داده میشود که پیش از این کمتر در فضای رسمی مورد توجه قرار میگرفتند. در نهایت، تولید این آثار، بخشی از دیپلماسی رسانهای کشور برای تبیین جایگاه ایران در هندسه جدید قدرت منطقهای و جبهه مقاومت است.
بیتردید پرداختن به موضوع شهدای مدافع حرم در آثار نمایشی و مستند رسانهملی، تبلور عینی اهداف کلان سند تحول رسانهملی است. این سند بر هویتمحوری و عدالتگستری تأکید دارد و بازتاب آن در چنین تولیداتی کاملا مشهود است. رسانهملی با معرفی شهدای مدافع حرم بهعنوان قهرمانان واقعی جامعه، در حال تقویت هویت ملی و انقلابی است و همزمان با روایت زندگی انسانهایی که از بطن مردم برخاستهاند، به عدالت در روایت نیز نزدیک میشود. از این منظر، این آثار فقط بازنمایی یک موضوع تاریخی یا سیاسی نیستند، بلکه بخشی از دیپلماسی رسانهای کشور برای تبیین جایگاه ایران در هندسه جدید قدرت منطقهای و جبهه مقاومت به شمار میروند.
∎