شیما عباسزاده ـ دانشجوی دکتری مدیریت رسانه
«همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد؛ از نوشتن یک گزارش ساده و سنتی با ذهن مبتدی اما کنجکاوِ یک خبرنگار در سالهای دور درباره نحوه استخراج نفت یک سایت بهرهبرداری از چاههای مناطق نفت خیز جنوب در یک صفحه تحت وب تولید شده در نرم افزار تحریریه خبر با ضبط صدای مصاحبه شونده توسط یک واکمن قدیمی و پیاده سازی آن که گاهی یک شبانه روز طول می کشید؛ آغاز شد.
تا میانه مسیر که به دنیای ارتباطات سازمانی گره خورده اما اینبار و اخیرا نوشتن گزارشات تحقیقی و تحلیلی برای توسعه انرژیهای تجدیدپذیر در ایران را اما با دستیاری هوش مصنوعی(AI) به پایان رساندهام.
آینده حرفه کاریام به عنوان خبرنگار خیلی سریع در حال تغییر است؛ زمان، مجال نمیدهد و با انبوهی از دیتاهای تولید شده با هوش مصنوعی و شخصیسازی شده توسط انسان رسانهها در گذار از نویسندگی تحت وب تا تلاش برای پا گذاشتن به دنیای ساختن انمیشین های لگویی با (AI) در میانه جنگ رسانه ابر قدرت ها با یکی از قدیمی ترین تمدن های بشری ساکن در جهان؛ یعنی ایران جانمان قدم برداشته ام.
گاهی بسیار فرسایشی میشود؛ از پاسخ به مدیر تحریریه که دستوراتش را با هوش مصنوعی(CHATGPT) میدهد تا رقابت با هوش برای اینکه ثابت کنم هنوز هم یک خبرنگارم و میتوانم تعاملیتر از او با مخاطبم ارتباط برقرار کرده و با کسب اعتماد، اقناع، همدلی و اعتبار محتوایم، مخاطبم را با خود همراه کنم.
همیشه همین اندازه برای روزنامهنگاران جهان و ایران، نوشتن در لبه تکنولوژی سخت بوده و با مقاومتهایی در میان غول های رسانه ای جهان همچون والاستریت ژورنال و آسوشیتدپرس همراه شده اما تکنولوژی های نوین را پذیرفته و با آن ادغام شدهاند تا اکنون که بسیاری از رسانهها (مانند والاستریت ژورنال و آسوشیتدپرس) به جای مبارزه حقوقی، به سمت قراردادهای مالی با شرکتهای هوش مصنوعی رفتهاند تا در ازای دریافت هزینه، اجازه آموزش مدلها با دادههای خود را بدهند؛ این حرکتی است که برخی آن را «تلاش برای بقا از طریق واگذاری پیشدستانه» مینامند.
و یا با ظهور ویژگیهایی مانند AI Overviews گوگل، کاربران پاسخهای خود را مستقیماً در صفحه جستجو دریافت میکنند و دیگر نیازی به کلیک بر روی لینکهای خبری ندارند که این امر باعث سقوط شدید ترافیک ارگانیک وبسایتهای خبری شده است.
ممکن است این پرسش در میان برخی اهالی رسانه و نه همه آنها پیش بیاید که آیا شغل روزنامهنگاران و خبرنگاران از بین می رود و یا بیش از پیش با رشد تکنولوژی نوین صنعت رسانه ادغام شده با مدل های هوش مصنعی، امنیت شغلی شان به مخاطره میافتد؟ قطعا معماری صنعت رسانه در ایران همگام با ورود هوش مصنوعی، متفاوت و بازتعریفی جدید خواهد یافت اما چگونه؟
در نخستین روزهای بازی خبرنگار در میدان هوش مصنوعی، ظهور هوش مصنوعی مولد در تحریریههای خبری، نه تنها یک تغییر ابزاری ساده، بلکه یک «لحظه تعیینکننده» برای حرفه روزنامهنگاری بوده چراکه تمامی ارکان آن از تولید محتوا تا توزیع و رابطه با مخاطب را تحت تأثیر قرار داده است، بنابراین هوش مصنوعی پتانسیل تبدیل شدن به کاتالیزوری برای بهبود روزنامهنگاری یا ابزاری برای تسریع «چرخ همستر» (کار بیپایان و فرساینده با منابع اندک) را دارد.
با این وجود، در شرایطی که هوش مصنوعی در حوزههایی نیازمند تفسیر، دقت در واقعیتها، خلاصهسازی خبر، تحلیل و تحقیق عمیق مساله مورد بررسی در گزارشنویسی و توجه به تفاوتهای فرهنگی، سبک نوشتاری به صورت کلیشه ای و اغراق آمیز و نیز انتشار محتوای بصری فریبنده (دیپفیک) با چالشهای جدی روبروست، بیشترین خطا زمانی رخ میدهد که روزنامهنگاران دچار «اعتمادِ کالیبرهنشده» میشوند؛ یعنی در بخشهایی که هوش مصنوعی ضعیف است (مانند تحلیل دادههای پیچیده مالی یا مصاحبههای حساس)، بیش از حد به آن تکیه میکنند، بنابراین برای جلوگیری از این خطاها، نظارت انسانی مرئی و چک کردنِ خروجیهای هوش مصنوعی توسط روزنامهنگارانِ باسابقه ضروری است.
علاوه بر آن یکی از جدیترین مباحث در تحول روزنامهنگاری در عصر هوش مصنوعی، پدیده «فرسایش مهارت» است؛ چراکه استفاده گسترده از هوش مصنوعی باعث میشود روزنامهنگاران بخشی از بار فکری خود را به ماشین بسپارند که در بلندمدت میتواند به ضعف توانمندیهای فردی منجر شود که از جمله آن به ضعف در تحقیق و منبع یابی، نویسندگی و تفکر مستقل و تحلیل اشاره کرد.
اتکای بیش از حد به هوش مصنوعی میتواند باعث شود روزنامهنگاران از مراجعه به منابع دست اول یا پیگیری اطلاعات توسط خودشان باز بمانند، همچنین با استفاده از ابزارهایی مانند ChatGPT برای اصلاح گرامر یا ساختار جملات، خطر تنبلی ذهنی و کاهش تسلط بر زبان وجود دارد و اینکه اگر ماشین تمام تحلیلهای دادهای و استخراج روندها را انجام دهد، روزنامهنگار «عضله» تفکر تحلیلی و بازنگری در دادهها را از دست میدهد، بنابراین خبرنگاران در عصر جدید نیازمند «ارتقای مهارت» هستند تا جایگاه برتر خود را در دنیای رسانه حفظ کند.
توانایی تشخیص واقعیت از داستان و شناسایی سوگیریهای نهفته در خروجی هوش مصنوعی، توانایی تزریق «انسانیت»؛ ریتم و لحن شخصی به گزارشها که ماشین قادر به تقلید کامل آن نیست؛ یادگیری نحوه دستور دادن دقیق به مدلهای هوش مصنوعی برای دریافت نتایج باکیفیت و غیرکلیشهای و داشتن قطبنمای اخلاقی برای استفاده مسئولانه از این ابزارها و جلوگیری از انتشار اطلاعات گمراهکنند از مهارتهایی جدیدی است که برای بقا در این عرصه ضروری است.
چرا بارها و بارها تاکید شده که فعال رسانه ای باید بتواند مهارت های مهندسی پرامپت در هوش مصنوعی برای تولید محتوا را ارتقا بدهد؟ چرا که هوش مصنوعی مولد میتواند با تولید انبوه محتوای بیکیفیت یا آشغالهای هوش مصنوعی! فضای عمومی را آلوده کرده و تشخیص حقیقت را برای شهروندان دشوار کند؛ وقتی تشخیص محتوای جعلی از واقعی دشوار شود، نوعی «نهیلیسم معرفتی» ایجاد میشود که در آن شهروندان دیگر به هیچ چیز اعتماد نمیکنند و از مشارکت دموکراتیک عقبنشینی میکنند و به عبارتی دیگر هوش مصنوعی میتواند شخصیسازی اخبار را به سطحی برساند که افراد فقط اطلاعاتی را دریافت کنند که سوگیریهای قبلی آنها را تأیید میکند، امری که به دوقطبی شدن شدید جامعه دامن میزند.
تحقیقات نشان داده که مخاطبان نسبت به استفاده از هوش مصنوعی در تولید اخبار، نگاهی دوگانه و متناقض دارند؛ از یک سو، برخی گزارشهای تولیدشده توسط هوش مصنوعی از نظر کیفیت و جذابیت، رتبهی بالاتری از نمونههای انسانی کسب کرده اند، زیرا خواندن و هضم آنها برای مخاطب سادهتر است، از سوی دیگر، همین که استفاده از هوش مصنوعی در تولید محتوا افشا شود، میتواند به ارزیابی منفی از اعتبار آن محتوا منجر شود و مخاطب را بدبین کند.
در این میان، شفافیت بهعنوان یک اصل کلیدی مطرح میشود؛ مخاطبان به شدت خواهان شفافیت هستند و ترجیح میدهند بدانند هوش مصنوعی دقیقاً در کجای فرآیند تولید نقش داشته است. اما مهمترین عاملی که اعتماد مخاطب را جلب میکند، «نظارت انسانی مرئی» است؛ بهطوری که برچسبهایی که همکاری انسان و ماشین را نشان میدهند، مانند عبارت «کمکگرفته از هوش مصنوعی» در مقابل «تولیدشده توسط هوش مصنوعی»، بازخورد بسیار بهتری از سوی مخاطب دریافت میکنند؛ همچنین میزان پذیرش هوش مصنوعی در حوزههای موضوعی مختلف یکسان نیست؛ مخاطبان استفاده از هوش مصنوعی را در حوزههای دادهمحور و عینی مانند گزارشهای آبوهوا یا نتایج ورزشی بسیار بیشتر از حوزههای تفسیری و حساس مانند سیاست میپذیرند، زیرا در آن حوزهها انتظار حضور و قضاوت انسانی را دارند.
در یک کلام، در عصری که ماشین میتواند سریعتر و ارزانتر بنویسد، ارزش روزنامهنگار انسانی به «انجام کارهایی که ماشین نمیتواند» تغییر مییابد؛ اریک بارنز، مدیرعامل روزنامهی محلی «دِیلی ممفیان» در آمریکا که اخیرا دیدگاهش دربارهی هوش مصنوعی و روزنامهنگاری در آزمایشگاه خبرنگاری نیمن دانشگاه هاروارد منتشر شده است، معتقد است، هوش مصنوعی، روزنامهنگاران انسانی را مهمتر از همیشه کرده است، زیرا جامعه به شدت نیازمند فکتها، تحقیق، نویسندگی خوب و دانش عمیق محلی است که هوش مصنوعی فاقد آن است.
حال پرسش این است که چگونه روزنامهنگاران میتوانند از هوش مصنوعی برای سرعت دادن به کارها به کار بگیرید، نه برای فکر کردن به جای آنها؟ روزنامهنگاران برای استفاده از هوش مصنوعی بدون از دست دادن توانمندیهای حرفهای خود، باید هوش مصنوعی را نه جایگزینِ تفکر، بلکه دستیارِ کمکی بدانند و برای این منظور باید آگاهانه وابستگی شان را به هوش مصنوعی محدود کنند؛ به عنوان مثال هوش مصنوعی را فقط برای کارهای فرساینده مثل پیادهسازی صوت بکار بگیرند و هرگز تصمیمگیری دربارهی ساختار کلی خبر، سوالات مصاحبه یا زاویهی روایت را به ماشین نسپارند.
دوم آنکه مهارتهایی که ماشین نمیتواند تقلید کند را پرورش دهند؛ همچون گزارشگری میدانی و نویسندگی با لحن، ریتم و خلاقیتِ منحصربهفردشان.
سوم آنکه به تقویت مهارتهای جدید در عصر هوش مصنوعی بپردازند که از جمله آن میتوان به توانایی تشخیص واقعیت از داستان و شناسایی سوگیریهای پنهان در خروجیهای ماشین، نوشتن دستورات دقیق و جزیینگر برای دریافت خروجیهای غیرتکراری و چک خروجیهای هوش مصنوعی اشاره کرد.
چهارم آنکه نقششان را از نویسندگی به تدوینگر تغییر دهند؛ بهجای تولیدِ محتوای خام، به ویراستاری ماهر تبدیل شوند که خروجیهای هوش مصنوعی را از نظر دقت، لحن و ظرافتهای اخلاقی بازنگری میکند؛ به عبارتی دیگر با خروجیهای ماشین انتقادی برخورد کنند، نه پذیرش بیقیدوشرط.
پنجم آنکه در عرصه خبر و خبرنویسی تقویت تفکر مستقل و خلاقیت داشته باشند؛ وقتِ آزادشده توسط هوش مصنوعی را صرف تفکر استراتژیک، یافتن زوایای پنهان در دادهها، و تحقیقات عمیق کنند تا از چرخهی تولید اخبار سطحی و بیکیفیت خارج شوند.
از عصر دیجیتال گرفته که خیلی از آن دور نشدهایم تا عصر هوش مصنوعی؛ روزنامهنگاران، قویتر از گذشته به بقای خود ادامه دادهاند و حتی قویتر از گذشته شدهاند و در حال آموختن هوش مصنوعی هستند تا از آن پیشی بگیرند، نه اینکه زیر دست آن کار کنند؛ بنابراین ارتقای مهارتها در عصر هوش مصنوعی، فراتر از یادگیری کار با یک ابزار ساده، مزایای استراتژیک و عملی متعددی برای روزنامهنگاران به همراه خواهد داشت.
نخست آنکه شامل افزایش امنیت شغلی شان می شود چرا که روزنامهنگاران دارای مهارتهای هوش مصنوعی، در بازار کار رقابتی امروز متمایز و ارزشمندتر تلقی میشوند؛ این تمایز به مزایای مادی مانند افزایش حقوق و فرصتهای ارتقای شغلی منجر میشود؛ در دوران تعدیل نیرو در رسانهها، این مهارتها یک استراتژی عقلانی برای حفظ شغل محسوب میشوند.
دوم آنکه آموزش مستمر به روزنامهنگاران اجازه میدهد بر فناوری مسلط شوند و استفاده از آن را مدیریت کنند و جایگاه نظارتی خود را نسبت به ماشین حفظ میکند و با این رویکرد او از تبدیل شدن روزنامهنگار به «خدمتکار بیارادهی ماشین» فاصله می گیرد.
سوم آنکه خبرنگاران به توانمندی در انجام کارهای نوآورانه و فراتر از تخصصهای سنتی دست پیدا می کنند؛ چرا که پدیدههایی مانند «کدنویسی حسی» به روزنامهنگاران (حتی بدون پیشینهی مهندسی) اجازه میدهد پروژههای تعاملی و ابزارهای دیجیتال مورد نیاز خود را بسازند؛ این امر راه را برای بازآفرینی روزنامهنگاری با فرمتهای خبری جدید و شخصیسازیشده باز میکند.
چهارم آنکه در دنیایی که محتوای جعلیِ تولیدشده توسط هوش مصنوعی فراوان است، روزنامهنگارِ ماهر نقش «سپر حقیقت» را ایفا میکند و تسلط او و توانایی تشخیص سوگیریهای ماشینی، خروجی کار را قابلاعتماد و معتبر نگه میدارد که این اعتماد، بزرگترین دارایی حرفهای روزنامهنگار در آینده خواهد بود.
پس مسئله دیگر فقط این نیست که هوش مصنوعی چه بلایی بر سر روزنامهنگاری خواهد آورد؛ مسئله این است که خبرنگاران، سردبیران و مدیران رسانه با هوش مصنوعی چه خواهند کرد. آیا آن را فقط برای سریعتر تولید کردن، بیشتر نوشتن و پرکردن بیوقفه پلتفرمها به کار میگیرند، یا از این لحظه برای بازتعریف مهارت خبرنگار، تحریریه، رابطه با مخاطب و حتی مدل اقتصادی رسانه استفاده خواهند کرد؟
آینده از پیش تعیینشده نیست و نتیجه ادغام AI با روزنامهنگاری وابسته به انتخاب خبرنگاران و سازمانهای خبری است؛ اینکه این فناوری فقط آنها را وادار کند روی همان «چرخ همستر» سریعتر بدوند، یا سرانجام کمک کند متفاوت بدوند و به سوی کاری معنادارتر حرکت کنند.
برای خبرنگار، این همان جایی است که «اصلبودن» دوباره ارزش پیدا میکند؛ سوژهای که مدل از قبل ندیده، منبعی که در اینترنت حضور ندارد، مشاهدهای که فقط با حضور در میدان ممکن است، سؤال غیرمنتظرهای که مسیر مصاحبه را تغییر میدهد و زاویهای که از میانگین میلیونها متن گذشته بیرون نیامده است.
بنابراین مزیت انسانی خبرنگار در شناخت صاحبان قدرتی که باید پاسخگو شوند، شنیدن صداهایی است که باید دیده شوند، یافتن اطلاعات پنهانی که بدون پیگیری و منبعپروری خبرنگار آشکار نمیشوند، تفکر انتقادی، همدلی، قضاوت اخلاقی و هوش اجتماعی قرار گرفته است.
شاید خبرنگار آینده کسی نباشد که از هوش مصنوعی استفاده نمیکند؛ بلکه کسی باشد که آنقدر روزنامهنگاری بلد است که میفهمد کجا باید از هوش مصنوعی استفاده کند، کجا باید به آن شک کند و کجا باید دکمهاش را خاموش کند.
شاید بنابراین خبرنگار آینده کسی نباشد که از هوش مصنوعی استفاده نمیکند؛ بلکه کسی باشد که آنقدر روزنامهنگاری بلد است که میفهمد کجا باید از هوش مصنوعی استفاده کند، کجا باید به آن شک کند و کجا باید دکمهاش را خاموش کند.
هیچکس نمیتواند با قطعیت بگوید روزنامهنگاری در ۱۰ سال آینده دقیقاً چه شکلی خواهد بود؟ شاید رسانهای شخصیتر باشد، چندقالبیتر، گفتوگوییتر و وابستهتر به زیرساخت AI؛ تحریریهای که در آن بخشی از کار شناختی و تولیدی میان انسان و ماشین تقسیم میشود.
و این دوباره ما را به همان خبرنگاری برمیگرداند که چند دهه قبل با واکمن وارد میدان شد؛ ابزارش عوض شده، سرعتش چند برابر شده و حالا ماشینی کنار دستش نشسته که گاهی از خودش هم بهتر مینویسد؛ اما مسئله هنوز همان است؛ چه کسی حقیقت را پیدا میکند، چه کسی آن را میسنجد، چه کسی برای انتشارش مسئولیت میپذیرد و مخاطب در نهایت به چه کسی اعتماد میکند؟
منابع و مراجع:
Shangyuan Wu (۰۳ Jun ۲۰۲۶): Is Artificial Intelligence Causing Journalists to “Deskill”? Exploring Journalistic Deskilling/Upskilling in the AI Age, Journalism Practice, DOI: ۱۰.۱۰۸۰/۱۷۵۱۲۷۸۶.۲۰۲۶.۲۶۸۲۲۷۲
To cite this article: Jessica Zier & Nicholas Diakopoulos (۲۹ Apr ۲۰۲۶): Beyond the Byline: Audience Expectations for AI Disclosure in News Media, Digital Journalism, DOI: ۱۰.۱۰۸۰/۲۱۶۷۰۸۱۱.۲۰۲۶.۲۶۶۴۴۲۸
AI is getting better at writing. Humans must get better at editing, Economist_۰۸_۰۱_۲۰۲۶
https://www.niemanlab.org/۲۰۲۶/۰۷/a-new-study-looks-at-the-skills-journalists-are-losing-and-gaining-because-of-ai-tools/
https://www.niemanlab.org/۲۰۲۵/۱۲/journalists-may-see-ai-as-a-threat-to-the-industry-but-theyre-using-it-anyway/?relatedstory
https://www.niemanlab.org/۲۰۲۵/۱۲/ai-makes-human-journalists-more-important-than-ever/
کاربرد هوش مصنوعی در روزنامه نگاری بررسی دانش و گرش سردبیران خبر گزاری صدا و سیما ، محمد نیکک ملکی، حسینعلی افخمی، فصلنامه مطالعات رسانههای نوین سال دهم، شمارة ٣٨، تابستان ١٤٠٣، ص ٣٩ تا ٧٤
بررسی تجربی تأثیر هوش مصنوعی بر کیفیت محتوای خبری: مقایسه محتوای تولیدشدە توسط انسان، هوش مصنوعی و همکاری انسان-ماشین، محمد مهدی خیرجو، محمد رضا رسولی و اکبر نصرالهی تشریه مدیریت و آموزش توسعه در عصر دیجیتال ، مرداد ۱۴۰۴