شناسهٔ خبر: 79243152 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

به بهانه روز خبرنگار؛

روز خبرنگار و خاطره ای که زنده شد

تهران- ایرنا-- بعضی مسیرها فقط به یک مقصد ختم نمی‌شوند به سال‌هایی می‌رسند که پشت سر گذاشته‌ایم. گاهی یک دعوت، یک دیدار یا حتی یک بلیت، آدم را به گذشته‌ای می‌برد که هنوز عطر احترام به یک حرفه در آن باقی مانده است؛ حرفه ای به نام خبرنگار.

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرنگار ایرنا، مدیرعامل مجموعه تفریحی ورزشی توچال، روح‌الله امداد با اعلام خبری گفت: خبرنگاران با ارائه کارت معتبر خبرنگاری می‌توانند در روزهای ۱۵ و ۱۶ مرداد، همراه ۲ نفر از اعضای خانواده خود به صورت رایگان از تله‌کابین، تله‌سی‌یژ و سورتمه استفاده کنند؛ اقدامی که به مناسبت روز خبرنگار و در قدردانی از تلاش اصحاب رسانه انجام شد. شاید این هدیه از نظر مالی چندان بزرگ نباشد اما پیام آن ارزشمند است؛ اینکه هنوز هم هستند مجموعه‌هایی که می‌خواهند روز خبرنگار را نه فقط با یک پیام تبریک بلکه با فرصتی برای کنار هم بودن خبرنگاران و خانواده‌هایشان گرامی بدارند.

بازگشت به دهه ۸۰

برای من سفر یک روزه به توچال فقط یک تفریح چند ساعته نبود؛ سفری بود به خاطرات دهه ۸۰ به سال هایی که خبرنگاری را تازه آغاز کرده بودم و خبرنگار حوزه شهری بودم و به مناسبت روز خبرنگار ۱۷ مرداد خبر رایگان بودن مجموعه توچال ویژه خبرنگاران را منتشر می کردیم حالا بعد از سال‌ها، همان رسم قدیمی دوباره مرا به همان مسیر، همان ایستگاه‌ها و همان حس خوب احترام به حرفه خبرنگاری برگرداند.

آن روزها دختری جوان بودم که با دفترچه یادداشت و ضبط‌صوت از همین مجموعه خبر تهیه می‌کردم؛ امروز اما پس از سال‌ها نه برای پوشش یک رویداد بلکه همراه همسر و دختر هشت‌ساله‌ام به همان مسیر بازگشتم. میان رفت‌وآمد واگن‌ها و خنده هموطنانم، خاطرات سال‌های خبرنگاری دوباره زنده شد؛ سال‌هایی که گذشت اما حس تعلق به این حرفه همچنان باقی مانده است. شاید همین چند ساعت دوری از هیاهوی تحریریه و بودن در کنار خانواده، بهترین هدیه‌ای بود که روز خبرنگار امسال برایم به همراه داشت؛ یادآوری اینکه پشت هر خبر، زندگی یک خبرنگار هم جریان دارد با تمام خستگی‌ها، دغدغه‌ها و البته امیدهایی که هیچ‌وقت تمام نمی‌شوند.

از یک عکس قدیمی تا بازگشت به همان مسیر

درآلبوم خانوادگی‌مان هنوز عکسی از روز خبرنگار سال‌های ۱۳۸۴ یا ۱۳۸۵ باقی مانده است؛ پدر، خواهر و برادرم در کنار خانواده خبرنگاران در توچال. تنها کسی که در آن قاب نیست، من هستم؛ نه به این دلیل که خبرنگار نبودم، بلکه چون آن روز مثل بسیاری از روزهای دیگر، به جای حضور در برنامه، مشغول کار و تهیه خبر بودم. آن عکس، امروز برایم یادآور سال‌هایی است که خبرنگاری، بیش از آنکه فرصتی برای بودن باشد، مسئولیتی برای نرسیدن به بسیاری از لحظه‌های شخصی بود.

روز خبرنگار و خاطره ای که زنده شد

وقتی برای خبرنگار

صبح روز ۱۶ مرداد ماه همراه خانواده راهی توچال شدیم. صف خرید بلیت شلوغ بود. خبرنگاری که جلوتر از من ایستاده بود، کارت بانکی‌اش را آماده کرده بود. آرام به او گفتم: امروز برای خبرنگارها رایگانه. خنده ای کرد و گفت می دانم اما برای احتیاط آوردم چون دختر کوچکم همراهم است، می خواهم بدانم اگر سورتمه رایگان نیست بلیت بخرم.

مسئول گیشه گفت: شما امروز میهمان ما هستید هم تله‌کابین، هم سورتمه رایگان است. لبخندی روی صورتش نشست؛ لبخندی که شاید ارزشش بیشتر از قیمت بلیت بود. برایش خوشحال شدم که با افتخار خانواده اش را به رسم و روز خبرنگار آورده است.

نوبت من که رسید، مسئول گیشه کارت خبرنگاری را دید و با لبخند گفت: خبرنگارید؟ گفتم: بله. کارت خبرنگاری ام را رویت کرد از او پرسیدم: حالا هزینه بلیت چقدر است؟ با خنده جواب داد: ۷۸۰ هزار تومان تا حالا خبرنگاری برای خودتون فایده‌ای نداشته، ولی امروز بالاخره یک فایده ای داشت! همه خندیدیم؛ شوخی کوتاهی که صف انتظار را برای چند لحظه صمیمی‌تر کرد.

اما جالب‌ترین گفت‌وگو در ایستگاه هفت اتفاق افتاد. مأمور کنترل بلیت، وقتی روی کارت نوشته میهمان خبرنگار را دید، پرسید: خبرنگارید؟ گفتم: بله. چند دقیقه‌ای درباره کار خبرنگاری صحبت کردیم؛ گفت‌وگویی دوستانه که نشان می‌داد هنوز برای بسیاری از مردم، دنیای رسانه پر از پرسش‌های بی‌پاسخ است.

توچال؛ میزبان نسل‌های مختلف تهرانی‌ها

امروز اما توچال فقط میزبان خبرنگاران نبود؛ میزبان نسل‌های مختلف تهرانی‌ها هم بود. صف‌های طولانی در ایستگاه‌های پنج و هفت، گاهی تا حدود یک ساعت ادامه داشت؛ صف‌هایی که در کنار خبرنگاران، کوهنوردان، خانواده‌ها و گردشگران را هم در خود جای داده بود.

در میان جمعیت، سالمندانی دیده می‌شدند که از ساعت۲ تا یا ۶ صبح مسیر کوه را آغاز کرده بودند تا خود را به ارتفاعات برسانند. در سوی دیگر، حضور پررنگ متولدین دهه ۷۰ جلب توجه می‌کرد؛ نسلی که روزگاری نوجوانان این شهر بودند و امروز با همسر و فرزند یا در جمع دوستان، بخشی از جمعیت توچال را تشکیل می‌دادند.

با وجود ازدحام، روند ارائه خدمات منظم بود و کارکنان مجموعه با برخوردی محترمانه و مدیریت مناسب، جمعیت را هدایت می‌کردند؛ کارکنانی که بسیاری از آنان نیز خود از همین نسل جوان بودند.

روز خبرنگار و خاطره ای که زنده شد

خبرنگار حتی در روز استراحت هم خبرنگار است

اما مگر می‌شود خبرنگار بود و خبر را رها کرد؟ در مسیر، از پشت گیشه تا ایستگاه‌های توچال، هر گفت‌وگو و هر واکنش، دوباره ذهنم را به سمت روایت کشاند.شاید همین چند خط، تنها یادگاری من از آن روز باشد؛ روزی که قرار بود استراحت کنم اما باز هم خبر، زودتر از تفریح سراغم آمد. شاید این همان تفاوت خبرنگاری با هر شغل دیگری باشد؛ خبرنگار حتی در روزی که برای قدردانی از او تدارک دیده‌اند، باز هم جهان را با چشم روایت می‌بیند.

برای همه خبرنگارانی که سال‌هاست بیشتر از آنکه در قاب عکس‌های خانوادگی باشند، پشت دوربین، پشت دفترچه یادداشت یا پشت صفحه کلید ایستاده‌اند، برای آنهایی که روز خبرنگار هم گاهی در مأموریت‌اند و فرصت کنار خانواده بودن را پیدا نمی‌کنند، امیدوارم این رسم‌های کوچک، فقط به یک روز در تقویم محدود نماند چرا که گاهی همین چند ساعت آرامش، همین یک روز دور از تحریریه، می‌تواند خستگی ماه‌ها دویدن دنبال خبر را از تن یک خبرنگار بیرون کند. روز خبرنگار مبارک؛ به همه آنهایی که حتی در روز خودشان هم، جهان را با چشم روایت می‌بینند.

و در پایان یادی می کنم از شهید محمود صارمی، خبرنگار با سابقه ایرنا که در میدان خبر به شهادت رسید، خبرنگاری که در مسیر آگاهی‌بخشی جان خود را فدا کرد و نامش برای همیشه با مسئولیت، صداقت و تعهد به حقیقت گره خورد. شاید ارزش چنین روزهایی، بیش از هر هدیه و امتیازی، همین یادآوری باشد که خبرنگاری تنها یک شغل نیست؛ عهدی است با مردم برای روایت آنچه می‌بینیم حتی اگر گاهی سهممان از زندگی تنها چند ساعت کوتاه در کنار خانواده باشد. روز خبرنگار بهانه‌ای است برای قدردانی از همه آنان که بی‌هیاهو، روایتگر زندگی مردم‌اند با قلم، دوربین و صدایی که هر روز در جست‌وجوی حقیقت است.