گزارشها درباره کاهش ذخایر موشکی آمریکا جدیتر شده است. یک تحلیلگر مؤسسه انگلیسی RUSI گفت ادامه جنگ، کمبود رهگیرها را به مسئلهای «حاد» تبدیل کرده و حتی بر آمادگی فرماندهی آمریکا در شرق آسیا فشار وارد میکند.
این خبر در امتداد گزارشهای قبلی اندیشکده CSIS درباره مصرف گسترده تاد و پاتریوت است، اما نکته تازه، اثر فرامنطقهای آن است.
مسئله دیگر فقط دفاع از پایگاههای آمریکا در خاورمیانه نیست؛ هر رهگیری در این جنگ، بخشی از ذخیرهای را مصرف میکند که واشنگتن برای بحرانهای احتمالی دیگر نیز به آن نیاز دارد.
ترامپ همچنان میگوید آمریکا «مهمات نامحدود» دارد و جنگ بهزودی پایان خواهد یافت؛ اما همزمان مسیر سیاسی فعال مانده و پیامهایی میان تهران و واشنگتن ردوبدل میشود. این دوگانگی نشان میدهد تهدید نظامی همچنان ابزار مذاکره بوده، اما هزینه ادامه استفاده از آن برای ترامپ رو به افزایش است.
پایان نظم آمریکامحور در خاورمیانه
عربستان، ترکیه و پاکستان در مکه پیمانی دفاعی امضا کردند که بر اساس آن، «حمله مسلحانه به هر یک از سه کشور، حمله به همه آنها تلقی خواهد شد». این توافق در میانه جنگ ایران و آمریکا، تشدید درگیری عربستان و انصارالله و افزایش نگرانیها درباره امنیت خلیج فارس و دریای سرخ شکل گرفته است.
دامنه عملیاتی پیمان هنوز روشن نیست و نباید آن را از همین حالا یک «ناتو کشورهای اسلامی» یا ائتلافی مشخصاً علیه ایران دانست. با این حال، ترکیب این سه عضو اهمیت ویژهای دارد. عربستان سرمایه و وزن انرژی، ترکیه صنایع دفاعی پیشرفته و عضویت در ناتو و پاکستان ارتش بزرگ و توان هستهای را وارد این چارچوب میکنند. مهمتر اینکه توافق جدید نشان میدهد ریاض برای تأمین امنیت خود دیگر تنها به رابطه سنتی با واشنگتن اکتفا نمیکند و در پی متنوع کردن پشتوانههای امنیتی خود است.این تحول را باید در متن تجربه ماههای اخیر دید. حملات به تأسیسات و کشتیرانی منطقه، محدودیت پدافند آمریکا و نگرانی کشورهای عربی از کشیده شدن مستقیم جنگ به خاکشان، اطمینان پیشین به کفایت چتر امنیتی واشنگتن را کاهش داده است. پیمان مکه فعلاً جایگزین آمریکا نیست، اما میتواند نشانه آغاز معماری چندلایهتری باشد که در آن کشورهای منطقه بخشی از بازدارندگی را خود سازمان میدهند.
هرمز؛ از مناقشه به چارچوب
همزمان برخی خبرها حکایت از این دارد که چارچوب کلی تفاهم ایران و عمان درباره هرمز تقریباً نهایی شده و تنها تأیید سطوح عالی باقی مانده است. این پیشرفت، مهمترین گام از زمان آغاز مذاکرات فنی درباره مسیر عبور کشتیهاست.اما واقعیت دریا فاصله زیادی با ایجاد حاشیه امن برای آمریکا و کشورهای غربی دارد. طی چهار روز فقط ۳۳ کشتی از هرمز عبور کردند؛ در حالی که پیش از جنگ روزانه حدود ۱۳۰ تا ۱۴۰ شناور از تنگه میگذشتند. پالایشگاههای چینی و هندی نیز با وجود تخفیف نزدیک به ۳۰دلاری نفت عراق، هنوز برای ورود به آبراه با مشکل یافتن کشتی مواجهاند؛ مالکان شناورها همچنان ریسک را بالا ارزیابی میکنند.بنابراین ارزش توافق احتمالی نه در اعلام یک «بازگشایی» سیاسی، بلکه در توان آن برای بازگرداندن اعتماد تجاری سنجیده خواهد شد. اگر شرکتهای بیمه و کشتیرانی مسیر جدید را امن ندانند، توافق روی کاغذ به تنهایی تجارت را عادی نمیکند.
موازنه در حال تغییر
تحولات روزهای اخیر بیش از هر چیز، نشانه تغییر در محیط امنیتی منطقه است. ایران و عمان به سمت تنظیم قواعد تازه برای هرمز حرکت کردهاند؛ عربستان، ترکیه و پاکستان سازوکار دفاع جمعی خود را بنا گذاشتهاند و محدودیت ذخایر آمریکا بیش از گذشته وارد محاسبات جنگ شده است. این جنگ نشان داده بازیگران منطقه دیگر حاضر نیستند همه امنیت خود را به تصمیمهای واشنگتن گره بزنند و نظم امنیتی خاورمیانه دیگر آمریکامحور نیست.