غزال زیاری- مطالعات اخیری که در انگلیس انجام شده، حکایت از آن دارد که استرس ناشی از فقر، ممکن است آسیبهای بلندمدتی به مغز وارد کند. اخیراً بررسی بلند مدت دانشمندان بریتانیایی بر روی گروهی متشکل از بیش از ۲۷۰۰ نفر که همگی ۸۰ ساله هستند به پایان رسیده است. این افراد در زمان ابتدای انجام این بررسی، موافقت کرده بودند تا وضعیت سلامت و شرایط اجتماعیشان درطول سالها، رصد شود.
در این پژوهش که نتایج آن هفته گذشته منتشر شد، محققان متوجه شدند که افرادی که از اواسط دهه ۲۰ سالگی تا اوایل دهه ۵۰ سالگی زندگیشان، در جمع ۲۰ درصد از فقیرترین افراد این گروه قرار داشتند، در سنین میانسالی در آزمونهای شناختی کُندتر عمل کرده و در آزمونهای حافظه نمره بدتری کسب کردند.
درعین حال افرادی که در جریان این بررسی به محققان گفته بودند که حداقل دو بار در اواخر دهه ۳۰ یا ۴۰ سالگیشان در پرداخت قبوض به مشکل برخوردهاند هم در سنین بالاتر، نمره بدتری به دست آوردند.

تأثیر محرومیت بر سلامت مغز
نتایج این تحقیق در نشریه «نوآوری در سالمندی» منتشر شده و حکایت از آن دارد که زمانی که پژوهشگران تلاش میکردند تا محرومیتهای دوران کودکی افراد مورد بررسی و تفاوتهای تحصیل و شناختشان در کودکی این افراد را کنترل کنند، تأثیرات منفی بر سلامت مغز در دادهها پدیدار شد؛ این موضوع نشان میدهد که استرس مالی انباشتهشده در سنین بزرگسالی، مسئول تغییرات ایجاد شده در مغز آنها بوده است.
زوال شناختی افراد تحت استرس مالی، در اواخر زندگیشان کُندتر از افرادی بود که در طول سنین جوانی، مشکل اقتصادی نداشتند ولی طبق حدس محققان، دلیل آن این است که آسیب از پیش وارد شده بود و در نتیجه چیز کمتری برای از دست دادن وجود داشت.

آرلاین جرونیموس، استاد دانشگاه میشیگان که در این مطالعه نقشی نداشت، در زمان انجام این پژوهش، این سؤال را مطرح کرد که آیا افرادی که با بدترین عوارض سلامتی مرتبط با استرس (مثل بیماریهای قلبی و سرطان) درگیر بودند، قبلاً و در دهههای ۵۰ و ۶۰ سالگی زندگیشان فوت کردهاند یا نه؟
ژاک ولز، یکی از نویسندههای این مقاله، به این نکته اشاره کرده که چیزی که این مطالعه را از دیگر مطالعات انجام شده در زمینه بررسی آسیبهای شناختی ناشی از استرس مالی متمایز میکند، دسترسی به اطلاعات مربوط به افراد در طول دهههای مختلف زندگی آنهاست و نه فقط یک نقطه زمانی واحد. او که جامعهشناس کالج دانشگاهی لندن (UCL) است دراینباره یادآوری کرد که در این مطالعه محققان نتوانستند به تفکیک این موضوع بپردازند که چه میزان از آسیب وارد شده به مغز افراد فقیر، ناشی از خود استرس مالی و چه مقدار ناشی از رفتارهایی (مثل سیگار کشیدن و نوشیدن الکل است) که افراد فقیر بیشتر به آنها روی میآورند.
لازم به ذکر است که استرس مالی به تنهایی میتواند باعث التهاب مضر شده و فضای شناختی را که در حالت عادی، صرف فرآیندهای دیگر میشد اشغال میکند.
او معتقد است که طبق آنچه در نتایج مشاهده میشود، این فقر است که باعث تأثیرات مغزی شده و نه برعکس؛ چرا که چنین تغییراتی در مغز تا زمانی که افراد به دهه پنجاه سالگیشان نرسیده بودند، ظاهر نشده بود: «کاری که توانستیم انجام دهیم، برقراری یک رابطه علیتی بین فشار مالی و سلامت مغز بود. ما نشانگرهایی از سلامت مغز مثل سرعت خواندن، سرعت محاسبات و اسکنهای مغزی داریم... این یک نشانگر زیستی واضح است که نشان میدهد چیزی در طول مسیر زندگی اتفاق افتاده است.»
بنا به توضیح او، در این پژوهش به اقداماتی که افراد فقیر باید برای محافظت از مغزشان انجام دهند، اشاره نشده ولی یادآوری کرده که این تحقیق در واقع نوعی سیگنال به رهبران سیاسی است تا متوجه شوند که کاهش فقر، به کاهش نگرانیهای سلامتی افراد از جمله زوال عقل کمک خواهد کرد. او گفت: «بارهای مالی، فضای زیادی را در مغز شما اشغال میکنند.»
البته جرونیموس که پژوهشهای زیادی در زمینه چگونگی تأثیر فرسایشی تبعیض بر بدن انسان انجام داده معتقد است که ارتباطی که این مطالعه بین فشارهای مالی و شناخت ترسیم میکند، ممکن است بیش از حد سادهانگارانه باشد: «ما نباید فکر کنیم که این موضوع صرفاً مسئله ساده پول و بحث مالی است. این امر از نابرابریهای اجتماعی حکایت دارد که به سلامت مغز آسیب میرساند.»
منبع: yahoo
58321
∎