وقتی نامِ «اربعین» میآید، ناخودآگاه ذهنمان به سمت کلیشهها میرود؛ اما فائضه غفارحدادی در کتاب «سر برخاک دهکده»، این کلیشهها را کنار میزند و از دریچهای تازه به این رویدادِ عظیم نگاه میکند. او نه به عنوان یک سیاح، بلکه به عنوان یک «سربازِ خاک» به کربلا میرود؛ به دهکدهای که خاکش نه تنها غبار نیست، بلکه توتیای چشمِ عاشقان است.
این کتاب، روایتِ زنانه و صمیمیِ سفری است که در آن، نویسنده با چهار همراه، پا در مسیری میگذارد که هیچچیزش شبیه به سفرهای عادی نیست. غفارحدادی با قلمی روان و نگاهی دقیق، توانسته است «جذبهی» نهفته در این مسیر را به تصویر بکشد. او بهخوبی درک کرده که این مسیر، صرفاً پیادهرویِ کیلومترها راه نیست، بلکه عبور از لایههای سختِ منیت و رسیدن به «سفرهای است که در عالم پهن شده است».
آنچه «سر بر خاک دهکده» را از سایر سفرنامههای اربعین متمایز میکند، صداقت در بیانِ جزئیات است. نویسنده تلاش نکرده است که اربعین را تنها در قالب واژههای فاخر و مقدس بگنجاند؛ بلکه او اربعین را با همان «اشکها و خندهها»، با خستگیها و آرامشها و با تمامِ پارادوکسهای زیبایش روایت کرده است.
خواندنِ این کتاب برای مخاطبِ دانشجو یا هر خوانندهی جوانی که به دنبالِ درکِ عمیقتر از معنای «حضور» و «عشق» است، یک فرصت استثنایی است. «سر بر خاک دهکده» به ما یادآوری میکند که حتی در دنیای مدرن امروز، هنوز مغناطیسِ بزرگی وجود دارد که میتواند تمامِ تفاوتها را در خود هضم کند و همه را در یک «دهکدهی جهانیِ عاشقی» دورِ هم جمع کند.
اگر به دنبال کتابی هستید که شما را در خلوتتان تکان دهد، شما را به گریه وادارد و در عین حال لبخندی از سرِ رضایت بر لبتان بنشاند، این کتاب را در اولویتِ مطالعهتان قرار دهید. این کتاب، روایتِ زنی است که دلش را در خاک کربلا جا گذاشت تا به ما بگوید: این سفر، پایانی ندارد.