شناسهٔ خبر: 79227952 - سرویس علمی-فناوری
نسخه قابل چاپ منبع: ایستنا | لینک خبر

اسپیس ایکس به‌دنبال رقابت با اپراتورهای مخابراتی آمریکا است!

صاحب‌خبر -

راتورICTna.ir – اسپیس‌ایکس قصد دارد در جایی که دیش شکست خورد، موفق شود و قدرت AT&T، T-Mobile و ورایزون را در صنعت اپراتور داری موبایل آمریکا به چالش بکشد.

به گزارش گروه اخبار خارجی آژانس خبری فناوری اطلاعات و ارتباطات (ایستنا)، این شرکت متعلق به ایلان ماسک، روز سه‌شنبه اولین مجموعه از نتایج مالی سه‌ماهه خود را پس از عرضه اولیه سهام (IPO) منتشر کرد. در طول جلسه اعلام نتایج بعدی، خود ماسک به همراه مدیر ارشد عملیاتی، گوین شاتول؛ اظهارات صریحی در مورد برنامه‌های اسپیس‌ایکس برای تقویت سرویس ماهواره‌ای مستقیم به دستگاه (D2D) استارلینک با یک شبکه تلفن همراه زمینی و اینکه چگونه این امر ممکن است در برابر سه شرکت بزرگ دیگر عملکرد خوبی داشته باشد، بیان کردند.

شاتول گفت: «پیش‌بینی می‌کنم که بتوانیم تعداد قابل توجهی از مشتریان آنها را جذب کنیم، زیرا فکر می‌کنم خدمات ما بهتر خواهد شد. ما مناطق مرده  و بدون سرویس را از بین خواهیم برد و از ماهواره‌های موجود در مدار استفاده خواهیم کرد. این امر در طول هر نوع فاجعه طبیعی بهتر خواهد بود، زیرا، به طور شگفت‌آوری، افناوری فضایی در واقع محیطی کاملاً آرام و ایمن است.»

شایعاتی مبنی بر اینکه اسپیس‌ایکس قصد دارد خدمات تلفن همراه زمینی راه‌اندازی کند، اولین بار در اواسط تیرماه منتشر شد که ما هم آن را در ایستنا منتشر کردیم. جزئیات کمی در این مورد وجود داشت، اما با اطمینان می‌توان گفت که این طرح شامل استفاده از طیف ۶۵ مگاهرتزی اکواستار است که سال گذشته خریداری کرد.

ماسک و شاتول اکنون جزئیات بیشتری ارائه داده‌اند، اما این طرح کاملاً قانع‌کننده نیست.

بخش D2D به ماهواره‌های V2 اسپیس‌ایکس متکی خواهد بود. قرار است سال آینده و با کمک طیف فرکانسی مذکور، پرتاب شوند. آن‌ها قول سرعت 5G از فضا را با ظرفیتی ۱۰۰ برابر ماهواره‌های V1 دهند.

اینکه این از نظر توان عملیاتی به چه معناست، مشخص نیست، اما Engadget به اظهارات مایکل نیکولز، معاون ارشد مهندسی استارلینک اسپیس‌ایکس در ماه مارس اشاره کرد که گفته بود سرعت تا ۱۵۰ مگابیت بر ثانیه در شرایط ایده‌آل امکان‌پذیر است.

ماسک و شاتول گفتند که قصد دارند پوشش D2D را نه با سایت‌های بزرگ ماکروسل، بلکه با فمتوسل‌های پشت بامی افزایش دهند.

ماسک گفت: «به جای اینکه مجبور باشیم این ایستگاه‌های پایه سلولی بزرگ و بسیار گران‌قیمت و دشوار برای مکان‌یابی را مستقر کنیم، به طور معقولی مطمئن هستیم که می‌توانیم تعداد زیادی ایستگاه کوچک را مستقر کنیم. اساساً، آنها فقط دیش‌های استارلینک هستند که اتصال را در باندهای طیف موبایل نیز فراهم می‌کنند و آنها را در همه جا قرار می‌دهند.»

او ادامه داد: «آنتن‌های استارلینک روی پشت بام خانه‌ها و مشاغل قرار دارند، بنابراین نوعی دید واضح برای ارائه اتصال مستقیم به تلفن‌های همراه روی زمین دارند.» او افزود که آنها می‌توانند اتصالی را ارائه دهند که «احتمالاً پهنای باند بهتر و بالاتری نسبت به آنچه در حال حاضر از ارائه دهندگان تلفن همراه در دسترس است» دارد.

این حرفها کمی شبیه صحبت‌های مربوط به «خودروهای خودران از سال آینده» به نظر می‌رسد. فمتوسل‌ها دقیقاً یک موفقیت چشمگیر نبوده‌اند. مطمئناً از آن‌ها به جای سایت‌های ماکروسل برای انجام همان کار سایت ماکروسل استفاده نمی‌شود.

آنها از نظر تعداد دستگاه‌هایی که در هر سلول می‌توانند پشتیبانی کنند، محدود هستند و ترافیک معمولاً به جای لینک‌های اختصاصی، از طریق شبکه‌های پهن‌باند منتقل می‌شود. توان کمتر آنها منجر به پوشش منطقه کوچکتری می‌شود، بنابراین استقرار آنها باید با جزئیات دقیق‌تری برنامه‌ریزی شود تا بتوان از آنها به درستی استفاده کرد که این امر پیچیدگی و در نتیجه هزینه را افزایش می‌دهد. آنها برای پوشش تکمیلی هستند، بنابراین احتمالاً ماهواره‌های V2 بخش عمده‌ای از بار سنگین را بر دوش خواهند کشید.

اما در بحث طیف فرکانسی؛ ماسک و شاتول در مورد طیف فرکانسی EchoStar صحبت کردند، اما اگر اسپیس‌ایکس در مورد تصاحب سه رقیب بزرگ جدی باشد، احتمالاً به موارد بیشتری نیاز خواهد بود.

۶۵ مگاهرتز از طیف فرکانسی میان‌باند، دارایی ارزشمندی است، اما در مقایسه با آنچه AT&T، T-Mobile و ورایزون در اختیار دارند، ناچیز است.

طبق پایگاه داده طیف PolicyTracker ، T-Mobile با ۳۷۵ مگاهرتز در صدر قرار دارد و پس از آن AT&T با ۳۱۴ مگاهرتز و Verizon با ۲۷۹ مگاهرتز در جایگاه سوم قرار دارند.

طبق آخرین گزارش RootMetrics از بازار موبایل ایالات متحده آمریکا، میانگین سرعت دانلود T-Mobile در نیمه اول سال 2026، 392 مگابیت بر ثانیه بوده و پس از آن Verizon (302 مگابیت بر ثانیه) و AT&T (228.7 مگابیت بر ثانیه) قرار دارند.

اگر اسپیس‌ایکس می‌خواهد سهم خود را از این سه شرکت بگیرد، باید خدمات بسیار پایدارتری را با قیمتی جذاب ارائه دهد.

حالا که اسپیس‌ایکس باید اشتهای یک کسب‌وکار هوش مصنوعی را برآورده کند، شاید کاهش قیمت موبایل کار سختی باشد.

در سه ماه منتهی به 30 ژوئن، اسپیس ایکس بیش از 7.8 میلیارد دلار درآمد کسب کرد که نسبت به 4.1 میلیارد دلار در سال گذشته افزایش یافته است. در بخش اتصال؛ یعنی استارلینک، بزرگترین سهم را داشت و درآمد آن از 2.6 میلیارد دلار به 4.3 میلیارد دلار افزایش یافت. درآمد هوش مصنوعی از 737 میلیون دلار به 2.6 میلیارد دلار افزایش یافت که بخشی از آن به دلیل قراردادهای جدید خدمات ابری بود که 1.6 میلیارد دلار در طول این سه ماهه به آن اختصاص یافت. درآمد حاصل از تجارت موشک به 962 میلیون دلار رسید که نسبت به 746 میلیون دلار افزایش یافته است.

EBITDA تعدیل‌شده از ۱.۲ میلیارد دلار به ۳.۵ میلیارد دلار افزایش یافت که ناشی از هوش مصنوعی و اتصال‌پذیری بود.

اما بحث هزینه‌های سرمایه‌ای هم هست که به خاطر بخش هوش مصنوعی سر به فلک کشیده است. در سه‌ماهه‌ی دوم سال گذشته، هزینه‌های سرمایه‌ای اسپیس‌اکس ۲.۸ میلیارد دلار بود. این بار ۱۸.۴ میلیارد دلار هزینه کرده که ۱۵.۸ میلیارد دلار آن به هزینه‌های سرمایه‌ای هوش مصنوعی اختصاص دارد.

شاید با نگاهی گذرا به وضعیت نقدینگی فعلی اسپیس ایکس، بتوان به راحتی این موضوع را نادیده گرفت – این شرکت در پایان ماه ژوئن بیش از ۹۴ میلیارد دلار درآمد داشت که نسبت به ۱۵.۱ میلیارد دلار سال گذشته افزایش یافته است. با این حال، احتمالاً ۸۵ میلیارد دلار از این مبلغ از عرضه اولیه سهام (IPO) حاصل شده است و فعالیت‌های عملیاتی در حال حاضر بخش بسیار کوچکی از آن را تشکیل می‌دهند – به طور دقیق ۳.۵ میلیارد دلار.

علاوه بر این، جریان‌های نقدی خروجی از فعالیت‌های سرمایه‌گذاری – که شامل هزینه‌های سرمایه‌ای نیز می‌شود – از ۶ میلیارد دلار به ۳۴.۵ میلیارد دلار افزایش یافت.

با توجه به اینکه اسپیس‌ایکس قصد ندارد در آینده نزدیک سهام بیشتری منتشر کند، و با توجه به اینکه زیرساخت‌های هوش مصنوعی، ماهواره‌ها، موشک‌ها و اکنون شبکه‌های تلفن همراه زمینی – به عبارت ساده‌تر – فعالیت‌های نسبتاً سرمایه‌بری هستند و با توجه به اینکه درآمد به هیچ وجه این هزینه‌ها را پوشش نمی‌دهد، احتمال دارد که نقدینگی به سرعت کاهش یابد.

با توجه به اینکه Connectivity خود را به عنوان پایدارترین خط تجاری SpaceX ثابت کرده است، جای تعجب نیست که ماسک اینقدر مشتاق رقابت با سه شرکت بزرگ است. جای سوال است که آیا یک سرویس D2D – هرچند خوب – که با فمتوسل‌ها تقویت شده باشد، راه درستی برای انجام این کار است یا نه؟