به گزارش ایرنا، تابستان امسال در استان قزوین، فصل نگرانی برای منابع طبیعی بود، فصلی که افزایش دما، خشکی پوشش گیاهی و بیاحتیاطیهای انسانی میتوانست در چند دقیقه، حاصل سالها رویش طبیعت را نابود کند.
قزوین نیز همانند سالهای گذشته به دلیل برخورداری از مراتع وسیع، ارتفاعات صعبالعبور الموت، طارم و آوج و وزش باد در بسیاری از مناطق، از جمله استانهایی است که همواره در معرض خطر آتشسوزیهای گسترده قرار داشته و دارد.
آمارها نشان میدهد از ابتدای امسال تاکنون ۱۱ فقره آتشسوزی در عرصههای ملی استان رخ داده که در مجموع ۱۱۶ هکتار از اراضی ملی را درگیر کرده است؛ در نگاه نخست، این آمار نگران کننده به نظر میرسد، اما بررسی دقیقتر نشان میدهد بیشتر این حریقها در همان ساعات اولیه مهار شده و تنها وقوع یک یا ۲ آتشسوزی گسترده، بهویژه در منطقه آوج، میانگین خسارتها را افزایش داده است.
همین نکته، اهمیت موضوعی را آشکار میکند که کارشناسان منابع طبیعی سالها بر آن تاکید داشتهاند: «زمان طلایی اطفای حریق»؛ در آتشسوزی مراتع، گاهی تفاوت میان یک هکتار و ۵۰ هکتار خسارت، تنها چند دقیقه است، به گونهای که اگر نیروهای امدادی، دهیاران، نیروهای محلی و تجهیزات لازم در همان دقایق ابتدایی به محل حادثه برسند، آتش پیش از آنکه با وزش باد و شیب ارتفاعات گسترش پیدا کند، مهار خواهد شد.
تجربه امسال قزوین نشان داد که این اصل با مدیریت و هماهنگی میان مدیریت بحران استانداری، ادارهکل منابع طبیعی و آبخیزداری، دهیاریها و نیروهای مردمی باعث شد بسیاری از آتش سوزیها پیش از تبدیل شدن به بحرانی فراگیر خاموش شوند.
تجهیز دهیاریها به دمنده و آتشکوب، توزیع امکانات در مناطق پرخطر و تلاش برای استقرار تجهیزات در نقاط بحرانی، اقداماتی بود که نقش مهمی در کاهش دامنه خسارتها ایفا کرد.
امسال بیشتر دهیاران استان قزوین اعتقاد داشتند که دورههای آموزشی برای برخورد با فاجعه آتش نسبت به سالهای قبل افزایش چشمگیری داشته است، چون در مدل مدیریتی امسال قرار شد که هر دهیار خود یک مدیر بحران در منطقه روستایی باشد و جوامع محلی را برای برخورد با فجایع احتمالی آماده سازد.
البته نباید فراموش کرد که مبارزه با آتش در مراتع، تنها با اراده و تلاش نیروهای عملیاتی ممکن نیست و این ماموریت، نیازمند تجهیزات تخصصی است؛ چراکه تجربه نیز نشان داده که آتشکوب به تنهایی پاسخگوی مهار حریق در مراتع نیست و استفاده از دمنده، به ویژه در مناطق بادخیز و دارای پوشش گیاهی متراکم، ضرورتی انکارناپذیر است؛ بنابراین از همین رو، تکمیل تجهیزات دهیاریها و پایگاههای محلی باید همچنان در اولویت برنامههای مدیریت بحران و منابع طبیعی استان قزوین قرار گیرد.
از سوی دیگر، نباید تصور کرد که تاخیر در آغاز فصل آتشسوزیها به معنای کاهش خطر است، چون بارندگیهای مناسب بهاره و تداوم هوای نسبتا خنک، موجب شد خشک شدن پوشش گیاهی با تاخیر همراه باشد، اما با افزایش دمای هوا، احتمال وقوع حریق نیز بیشتر خواهد شد و به بیان دیگر، طبیعت تنها زمان وقوع بحران را تغییر داده است؛ از همین رو خطر همچنان ادامه داشته و تا پایان تابستان نیز ۴۵ روز دیگر باقی مانده است.
در این میان، یک واقعیت تلخ همچنان پابرجاست و آن هم وجود عامل انسانی در بخش عمدهای از آتشسوزیها است؛ به طوری که روشن کردن آتش برای تهیه چای، رها کردن زغال نیمسوز، بیاحتیاطی برخی گردشگران، دامداران یا چوپانان و حتی انداختن ته سیگار در طبیعت، میتواند آغازگر حادثهای باشد که مهار آن ساعتها زمان و هزینه فراوان میطلبد.
نکته مهمتر اینکه خسارت آتش سوزی، تنها به سوختن گیاهان محدود نمیشود، بلکه نابودی پوشش گیاهی، فرسایش خاک، کاهش ظرفیت آبخیزداری، از بین رفتن زیستگاه حیات وحش، افزایش احتمال وقوع سیلاب و کاهش توان تولید علوفه را به دنبال دارد که شاید در ظاهر تنها چند ساعت طول کشیده باشد، اما بازسازی طبیعت نیز فرآیندی زمان بر خواهد بود و گاه دهها سال زمان لازم داریم تا بخشی از پوشش گیاهی از دست رفته دوباره احیا شود.
قزوین از استانهایی است که با مساحت یک میلیون و ۵۳۶ هزار هکتار و دارا بودن ۷۷۰ هکتار اراضی ملی بخش مهمی از هویت طبیعی خود را مدیون مراتع، کوهستانها و زیستبومهای ارزشمند است که سرمایه نسلهای آیندهاند و حفاظت از آنها، سرمایهگذاری برای آینده استان به شمار میرود.
آتش سوزیهای اخیر استان قزوین نشان داد که مدیریت بحران نه تنها هنگام وقوع حادثه، بلکه به معنای آمادگی، آموزش، تجهیز، هماهنگی و تصمیمگیری سریع و حلقههایی به هم پیوسته از زنجیره انسانی هستند و اگر هر یک از این حلقهها دچار ضعف شود، آتش فرصت پیدا میکند تا از یک حادثه کوچک، بحرانی بزرگ بسازد.
با این حال، موفقیت نسبی امسال نباید موجب غفلت شود، چون هنوز کمبود تجهیزات، محدودیت اعتبارات، دشواری دسترسی به برخی مناطق کوهستانی و گستردگی عرصههای طبیعی، از مهمترین چالشهای پیشروی متولیان این حوزه است.
از همه مهمتر بحث نیروی انسانی است که بارها در مورد آن مدیران کل منابع طبیعی در ادوار گذشته صحبت کردهاند، ما باید این واقعیت را بپذیریم که نیروهای منابع طبیعی به عنوان حافظان عرصههای ملی و مراتع بیش از هر سرمایه طبیعی دیگری نیازمند حمایت هستند و بدون آنها ما هیچ کدام از سرمایههای طبیعی را حفظ نخواهیم کرد و در چنین وضعیتی تقویت ناوگان اطفای حریق، آموزش دهیاران و نیروهای داوطلب، توسعه سامانههای پایش و افزایش آگاهی عمومی میتواند تابآوری استان را در برابر حوادث آینده افزایش دهد.
در نهایت، حفاظت از منابع طبیعی، مسوولیت یک دستگاه یا یک گروه نیست، بلکه من و شما هم در این میان مسوول هستیم، اگرچه نقش مدیریت بحران استانداری قزوین، ادارهکل منابع طبیعی، دهیاریها و نیروهای عملیاتی در مهار سریع آتشسوزیها قابل توجه است، اما موفقیت واقعی زمانی رقم میخورد که هر شهروند خود را نگهبان طبیعت بداند؛ گاهی خاموش کردن کامل یک آتش کوچک، میتواند از نابودی دهها هکتار مرتع جلوگیری کند.
تابستان امسال، قزوین بیش از آنکه شاهد شعلههای آتش باشد، صحنه نبردی بیصدا برای نجات اراضی ملی بود، نبردی که اگرچه کمتر دیده شد، اما نتیجه آن حفظ بخشی از ارزشمندترین سرمایههای طبیعی این سرزمین به شمار میرود.