شناسهٔ خبر: 79223021 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه شرق | لینک خبر

تعلیق تصمیم، جرئت تصمیم

از ویژگی‌هایی که در حکمرانی یا به ملاحظه‌ای در دولت مشاهده می‌کنیم، تعلیق تصمیم‌هاست؛ یعنی آنکه در مسائلی که نیاز به تصمیم قاطع دارد، یا اصولا وارد‌ نمی‌شویم یا تصمیماتی می‌گیریم که نامش را نمی‌توان تصمیم‌گیری گذاشت.

صاحب‌خبر -

از ویژگی‌هایی که در حکمرانی یا به ملاحظه‌ای در دولت مشاهده می‌کنیم، تعلیق تصمیم‌هاست؛ یعنی آنکه در مسائلی که نیاز به تصمیم قاطع دارد، یا اصولا وارد‌ نمی‌شویم یا تصمیماتی می‌گیریم که نامش را نمی‌توان تصمیم‌گیری گذاشت.

مثال روشن آن، مسئله بنزین است. دولت نه می‌تواند تصمیم به سهمیه‌بندی جدی آن بگیرد و نه می‌تواند قیمت آن را به‌روز کند. بنابراین با آن بازی می‌کند؛ دو‌نرخی و سه‌نرخی و کم‌کردن و زیاد‌کردن سهمیه هر بخش. معمولا هم مسائل را با سخنرانی پیوند می‌زنند و لفظ «باید بشود» را ترجیع‌بند سخنان خود می‌کنند و در حالی که خودشان باید آن را انجام دهند، آن را موکول به اشخاص مجهول می‌کنند. رهبر شهیدمان به رئیس‌جمهور محترم‌‌ گفتند جامعه را از حالت «نه جنگ و نه صلح‌» بیرون آورید. حتما رئیس‌جمهور می‌دانست ‌اگر بخواهیم صلح کنیم، باید از برخی از ایدئال‌ها و شعارهای خود بگذریم و اگر بخواهیم بجنگیم، آخر و عاقبت کار را نمی‌توانیم پیش‌بینی کنیم. بنابراین امکان تصمیم‌گیری و ادای توضیح و این را که انتخاب یکی از دو شق ناممکن است،‌ نداشت و همان حالت نه جنگ و نه صلح را ادامه داد تا به جنگ رسیدیم.

پذیرش قطع‌نامه 598 از سوی امام راحل، جرئت تصمیم‌گیری می‌خواست که انجام شد و ثمره آن هم پس از مدتی با نابودی صدام آشکار شد. حال تصمیم جنگ یا صلح امر بسیار خطیری است که شاید اتخاذ آن به سرنوشت یک کشور یا یک ملت یا منطقه بینجامد و منصفانه‌ نمی‌توان عدم تصمیم‌گیری را نکوهش کرد. اما بسیاری موارد هست که می‌توان تصمیمات مقتضی اتخاذ کرد و کار به دور خود چرخیدن می‌گذرد. مثلا در مورد اقتصاد شلخته خودمان که در زمان صلح یا در زمان «نه جنگ» با صرف منابع کشور به طریقی روی پای خود می‌ایستد، آیا باید در زمان جنگ به همان صورت ادامه دهیم؟ یا روابط بانکی و سپرده‌گذاری و دادن تسهیلات مالی را همچنان ادامه دهیم؟ یا اینکه اصلا اکنون که تحریم و محاصره دریایی شده‌ایم و آمریکا در ازای دو نفتکش 140 نقطه کشور را بمباران می‌کند، باید شرایط جنگی در کشور اعلام شود یا همچنان شلختگی اقتصادی را باید ادامه دهیم؟

کشور ما منهای جنگ دچار مسائل و مشکلات عدیده‌ای است که درباره هیچ‌کدام تصمیم‌گیری نمی‌شود و به قول معروف، مسائل را روی «پایلوت کنترل» گذاشته‌اند تا ببینند آخر چه می‌شود. «آخر چه می‌شود» مربوط به حکمرانی ناتوانی است که آینده‌ای از آن خود نمی‌بیند و می‌خواهد آن را به دیگری تحویل دهد؛ وگرنه دولت قاطع و محکم، هم مسائل را به شفافیت اعلام می‌کند و هم برای حل آنها تصمیم می‌گیرد.

جنگ مسئله‌ای است که گاهی برای کشوری اتفاق می‌افتد؛ اما مسائل جاری، همواره در کشور وجود دارد و ندیدن آنها حکایت از ضعف و فتور مدیریتی دارد. البته حتی در حین جنگ نیز می‌توان تصمیمات قاطع برای زمان غیر‌جنگ اتخاذ کرد. در دولت دفاع مقدس، در سال 65 به نخست‌وزیر محترم عرض کردم که بالاخره جنگ روزی تمام می‌شود، آیا در آن روز به کارهای نشده که می‌توانست بشود، غبطه نمی‌خوریم؟ نخست‌وزیر گفت مثلا چه چیز؟ گفتم بسیاری از طرح‌های توسعه‌ای خوابیده است، اجازه بدهید ستادی درست کنیم که از طرح‌ها پشتیبانی کند. این تصمیم اتخاذ شد و در مدت دو سال حدود 120 طرح توسعه‌ای مهم و نسبتا مهم به بهره‌برداری رسید. این امر حاصل عدم تعلیق تصمیم و نیز جرئت تصمیم‌سازی بود که به‌خوبی انجام شد.

البته که باید تصمیم به مقاومت گرفت؛ همان‌طوری که ملت و حکمرانی ما در مقابل سگ وحشی اسرائیل و گرگ درنده آمریکا و اذناب آن به چنین تصمیمی رسیده‌اند. اما در این میان بسیاری از تصمیمات وجود دارد که اتخاذ آن شجاعت، میهن‌دوستی و اعتقاد عمیق به اسلام و ماندگاری میهن‌مان دارد و بسیار به دور از کلمات و تفکرات موهوم برخی افراد است که نه سرنوشت مردم برایشان مهم است و نه آینده ایران و نه بقای جمهوری اسلامی و پایداری آن‌ و تنها به دنبال موهومات هستند و اتفاقا هیچ تصمیمی از سوی حکمرانی برای ایشان و منع ایشان از دُرفشانی و حداقل روشنگری در‌خصوص تفکرات غیرمتفکرانه رخ نمی‌دهد و‌ حتی بعضا آنها را تشویق می‌کنند و دولت هم به بهانه وفاق، کلمه‌ای‌ در باب خطرات آنان گوشزد نمی‌کند؛ زیرا تصمیمات معلق و جرئت اتخاذ آن از بین رفته است.

سعدی علیه‌الرحمه می‌فرماید: بنیاد ظلم در ابتدا اندک بود، هر که آمد اندکی به آن افزود تا به این غایت رسید. مسائل ابتدایی کشورمان نیز ابتدا اندک بود، ولی چون تدبیر نشد، به انبوه عظیمی رسید. مثال ساده آن، مسئله زباله و پسماند و فاضلاب است. در سال 60، پنج طرح تبدیل زباله در دست اجرا بود که بعدها‌ تعطیل شدند و اینک کشور در زباله دست و پا می‌زند. اگر همان تدبیر ادامه می‌یافت، هر سال بر کوه‌های دفن‌شده یا گسترده زباله افزوده نمی‌شد و آیا اینک دچار این مسئله بودیم؟ یا اگر هر سال بر تعداد ساختمان‌های روی گسل زلزله و روی حریم آن افزوده نمی‌شد، آیا اینک این غایت ترس از تخریب و عدم امکان کمک‌رسانی را شاهد بودیم؟ یا اگر سیاست درستی برای نوع خودرو و افزایش آن داشتیم، امروز معضل بنزین و خودرو لاستیک و...‌ را شاهد بودیم؟‌ یا اگر دخل‌و‌خرج دولت را کنترل می‌کردیم و به قول رهبر شهید پول‌پاشی نمی‌کردیم، اینک با این تورم و افزایش حجم نقدینگی و دولت بسیار بزرگ پرخرج که یک قلم آن مستمری بازنشستگان است، روبه‌رو می‌شدیم؟

ان‌شاء‌الله که جنگ تمام می‌شود و دشمنان نابود می‌شوند، ولی با دشمن موجود و گسترده و خاموش و محیل بی‌تصمیمی و ترس از روبه‌رو‌شدن با واقعیت چه خواهیم کرد؟ این پرسش نیز بی‌پاسخ خواهد ماند.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.