شناسهٔ خبر: 79220126 - سرویس اقتصادی
نسخه قابل چاپ منبع: برنا | لینک خبر

چه کسی باید قیمت‌ها را تعیین کند؟

برنا - گروه اقتصادی: قیمت‌گذاری همواره یکی از جنجالی‌ترین موضوعات اقتصاد بوده است. هر بار که بهای کالا‌ها افزایش می‌یابد، مطالبه برای دخالت دولت بیشتر می‌شود...

صاحب‌خبر -

به گزارش برنا ،اقتصاددانان معتقدند قیمت تنها برچسب روی کالا نیست، بلکه مهم‌ترین پیام‌رسان اقتصاد است. افزایش قیمت یک کالا معمولاً نشان می‌دهد عرضه کاهش یافته یا تقاضا افزایش پیدا کرده است. در مقابل، کاهش قیمت می‌تواند نشانه وفور کالا یا افت تقاضا باشد.

اگر این پیام به صورت دستوری تغییر کند، تولیدکننده، سرمایه‌گذار و مصرف‌کننده همگی با اطلاعات نادرست تصمیم می‌گیرند و نتیجه آن می‌تواند کمبود کالا، ایجاد بازار سیاه یا کاهش سرمایه‌گذاری باشد.

آیا تغییر قیمت همیشه بد است؟

پاسخ بسیاری از کارشناسان منفی است. تغییر قیمت در یک اقتصاد رقابتی پدیده‌ای طبیعی محسوب می‌شود. آنچه خطرناک است، افزایش قیمت ناشی از انحصار، رانت، تبانی یا شوک‌های تورمی است.

در واقع باید میان «افزایش طبیعی قیمت» و «گران‌فروشی ناشی از انحصار» تفاوت قائل شد. اگر چندین تولیدکننده در بازار حضور داشته باشند، رقابت اجازه افزایش بی‌ضابطه قیمت را نمی‌دهد. اما در بازاری که رقابت وجود ندارد، قیمت می‌تواند بدون ارتباط با هزینه‌های واقعی افزایش یابد.

چه کسی باید قیمت را تعیین کند؟

در ادبیات اقتصاد سه دیدگاه اصلی وجود دارد.

دیدگاه نخست بر این باور است که بازار و رقابت بهترین تعیین‌کننده قیمت هستند و دولت تنها باید از شکل‌گیری انحصار جلوگیری کند.

دیدگاه دوم معتقد است دولت باید برای کالا‌های اساسی مانند دارو، نان، برق، آب و برخی خدمات عمومی سقف قیمت تعیین کند تا اقشار ضعیف آسیب نبینند.

دیدگاه سوم که امروز در بسیاری از کشور‌ها اجرا می‌شود، ترکیبی از این دو رویکرد است؛ یعنی قیمت اغلب کالا‌ها را بازار تعیین می‌کند، اما دولت با ابزار‌هایی مانند قوانین ضدانحصار، حمایت از مصرف‌کننده و پرداخت یارانه از سوءاستفاده جلوگیری می‌کند.

تجربه کشور‌های همسایه چه می‌گوید؟

تجربه کشورهای دیگر؛ بازار آزاد با چاشنی نظارت
بررسی تجربه کشورهای مختلف نشان می‌دهد تقریباً هیچ اقتصادی به سمت دو سر طیف حرکت نکرده است؛ نه قیمت‌گذاری کامل دولتی و نه رها کردن بدون قید و شرط بازار. کشورهای موفق تلاش کرده‌اند میان آزادی قیمت‌ها و حمایت از مصرف‌کنندگان تعادل ایجاد کنند.
ترکیه؛ فاصله گرفتن از قیمت‌گذاری مستقیم
ترکیه یکی از نمونه‌های قابل توجه در منطقه است. این کشور در دهه‌های گذشته تجربه گسترده‌ای از دخالت دولت در قیمت‌ها داشته، اما با اصلاحات اقتصادی به سمت آزادسازی تدریجی حرکت کرد. امروز بخش بزرگی از قیمت کالاها در این کشور بر اساس عرضه و تقاضا تعیین می‌شود و دولت بیشتر نقش ناظر را بر عهده دارد.
با این حال، در دوره‌های تورمی، دولت ترکیه برای کنترل فشار بر خانوارها از ابزارهایی مانند کاهش مالیات، تنظیم بازار کالاهای اساسی، حمایت از تولیدکنندگان و نظارت بر زنجیره توزیع استفاده می‌کند. تجربه ترکیه نشان می‌دهد کنترل دستوری قیمت در بلندمدت نمی‌تواند جایگزین سیاست‌های ضدتورمی شود.
امارات؛ رقابت به جای سرکوب قیمت
امارات متحده عربی نمونه‌ای از اقتصادی است که تلاش کرده قیمت‌ها را عمدتاً به سازوکار بازار بسپارد. در این کشور رقابت شدید میان فروشگاه‌ها، شرکت‌های خدماتی و برندهای بین‌المللی باعث شده افزایش قیمت‌ها تا حد زیادی توسط مکانیزم رقابت کنترل شود.
دولت امارات معمولاً به جای تعیین مستقیم قیمت، بر شفافیت بازار، مقابله با تبانی، جلوگیری از احتکار و حمایت از مصرف‌کننده تمرکز دارد. در بخش‌هایی مانند مواد غذایی، انرژی و کالاهای حساس نیز سیاست‌های نظارتی برای جلوگیری از شوک‌های ناگهانی اجرا می‌شود.
عربستان؛ حمایت هدفمند به جای قیمت‌گذاری گسترده
عربستان سعودی نیز در سال‌های اخیر مسیر اصلاحات اقتصادی را دنبال کرده است. این کشور تلاش کرده قیمت بسیاری از کالاها بر اساس واقعیت‌های اقتصادی تعیین شود، اما برای کاهش فشار بر خانوارها از سیاست‌های حمایتی مستقیم مانند کمک‌های نقدی و برنامه‌های جبرانی استفاده می‌کند.
تجربه عربستان نشان می‌دهد به جای پایین نگه داشتن مصنوعی قیمت‌ها، می‌توان از ابزارهای حمایتی برای حفظ قدرت خرید مردم استفاده کرد؛ روشی که از نگاه بسیاری از اقتصاددانان، آسیب کمتری به تولید وارد می‌کند.
کشورهای اروپایی؛ قیمت آزاد، نظارت سختگیرانه
در بسیاری از کشورهای اروپایی، قیمت اغلب کالاها توسط بازار تعیین می‌شود، اما قوانین ضدانحصار و حمایت از مصرف‌کننده بسیار جدی است. دولت‌ها معمولاً وارد تعیین قیمت کالاهای معمولی نمی‌شوند، اما اگر شرکتی از قدرت انحصاری خود برای افزایش غیرمنطقی قیمت استفاده کند، با جریمه‌های سنگین و محدودیت‌های قانونی مواجه می‌شود.
در بحران‌های خاص مانند افزایش شدید قیمت انرژی نیز دولت‌ها بیشتر به سمت حمایت از خانوارها، کاهش مالیات یا پرداخت یارانه مستقیم حرکت کرده‌اند، نه اینکه برای مدت طولانی قیمت را به شکل مصنوعی پایین نگه دارند.
آمریکا؛ قیمت به عنوان سیگنال کمبود
اقتصاد آمریکا یکی از نمونه‌های کلاسیک اتکا به سازوکار بازار است. در بسیاری از ایالت‌ها قیمت کالاها آزادانه تعیین می‌شود، زیرا اقتصاددانان معتقدند افزایش قیمت در شرایط کمبود می‌تواند پیام مهمی برای تولیدکنندگان و تأمین‌کنندگان باشد.
البته در این کشور نیز موضوع «گران‌فروشی در شرایط بحران» همواره محل بحث بوده است. برخی معتقدند افزایش شدید قیمت در زمان بحران باعث جذب کالا و خدمات بیشتر به مناطق آسیب‌دیده می‌شود، در حالی که گروهی دیگر آن را فشار مضاعف بر مردم آسیب‌پذیر می‌دانند. به همین دلیل برخی ایالت‌ها قوانین محدودکننده‌ای برای شرایط اضطراری دارند.
درس مشترک کشورها برای ایران
تجربه کشورهای مختلف یک پیام مشترک دارد؛ مشکل اصلی افزایش قیمت نیست، بلکه نبود رقابت، ضعف نظارت و سیاست‌های اقتصادی ناپایدار است.
در اقتصادی که تولیدکننده با هزینه‌های غیرقابل پیش‌بینی، محدودیت ارزی، مشکلات تأمین مواد اولیه و بی‌ثباتی اقتصادی مواجه است، تثبیت دستوری قیمت ممکن است در کوتاه‌مدت رضایت ایجاد کند، اما در بلندمدت می‌تواند به کاهش تولید و کمبود کالا منجر شود.
در مقابل، آزادسازی قیمت بدون اصلاح ساختارهای اقتصادی نیز می‌تواند فشار زیادی بر مصرف‌کنندگان وارد کند. بنابراین مسیر موفق، ایجاد بازار رقابتی، حذف انحصار، شفافیت در زنجیره تولید و حمایت مستقیم از اقشار آسیب‌پذیر است؛ نه جنگ دائمی با قیمت‌ها.

نگاه  کارشناسان در این خصوص چگونه است؟

بخش قابل توجهی از اقتصاددانان معتقدند قیمت‌گذاری دستوری اگر طولانی‌مدت باشد، انگیزه تولید را کاهش می‌دهد، سرمایه را از بازار خارج می‌کند و کمبود کالا را به دنبال دارد.

در مقابل، گروهی دیگر هشدار می‌دهند که رها کردن کامل بازار در اقتصادی که با تورم بالا، انحصار و ضعف رقابت مواجه است، می‌تواند فشار بیشتری بر مصرف‌کنندگان وارد کند.

به اعتقاد این گروه، پیش از آزادسازی قیمت‌ها باید انحصار شکسته شود، فضای کسب‌وکار بهبود یابد و رقابت واقعی شکل بگیرد.

آیا قیمت‌گذاری دولتی همیشه شکست می‌خورد؟

تجربه کشور‌های مختلف نشان می‌دهد پاسخ منفی است. در بسیاری از کشور‌ها قیمت دارو، خدمات درمانی، آب، برق یا حمل‌ونقل عمومی تا حدودی تحت نظارت دولت قرار دارد. اما تفاوت مهم این است که دولت‌ها معمولاً برای جبران زیان تولیدکننده از یارانه یا حمایت مالی استفاده می‌کنند؛ موضوعی که در بسیاری از اقتصاد‌های تورمی به‌راحتی امکان‌پذیر نیست.

پرسش «چه کسی باید قیمت‌ها را تعیین کند؟» پاسخ ساده‌ای ندارد. اگر بازار رقابتی، شفاف و بدون انحصار باشد، قیمت بهترین سیگنال برای تولید و مصرف خواهد بود. اما در اقتصادی که انحصار، رانت و تورم مزمن وجود دارد، رها کردن کامل قیمت‌ها نیز می‌تواند به زیان مصرف‌کننده تمام شود.

آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، نه تعیین قیمت توسط دولت یا بازار، بلکه ایجاد محیطی رقابتی، شفاف و قانونمند است؛ محیطی که در آن تولیدکننده بتواند با سود منطقی فعالیت کند، مصرف‌کننده از رقابت واقعی منتفع شود و دولت نیز به جای تعیین قیمت، نقش داور و ناظر بازار را ایفا کند.

برچسب‌ها: