به گزارش خبرگزاری ایمنا، تاریخ شیعه بارها نشان داده است که هرگاه باورهایش در معرض تحریف، حذف یا انزوا قرار گرفته، واکنش آن نه عقبنشینی، بلکه بازتولید و بازتعریف هویت خویش بوده است. هر حملهای که برای خاموش کردن این باورها شکل گرفت، در نهایت به فرصتی برای ظهور لایههای تازهای از قدرت معنایی آن تبدیل شد.
در دوران معاصر، زمانی که مکاتب رقیب از مارکسیسم تا لیبرالیسم تلاش کردند بنیانهای فکری جهان اسلام را به چالش بکشند، اندیشمندان شیعه با تکیه بر ظرفیتهای معرفتی اسلام، پاسخی ارائه کردند که تنها در حوزه نظری باقی نماند؛ بلکه به شکلگیری یک نظم سیاسی مبتنی بر خوانش شیعی از اسلام انجامید. اسلام سیاسی شیعه، محصول یک نزاع تاریخی بود؛ نزاعی که در آن باور، میدان را ترک نکرد.
سالها بعد، چالش دیگری با چهرهای خشنتر ظهور کرد؛ جریانی که با نام اسلام، اما با تفسیری تحریفشده از دین، منطقه را به آتش کشید و همزمان دو هدف را دنبال میکرد؛ ضربه زدن به جوامع شیعی و مخدوش کردن تصویر اسلام در افکار عمومی جهان. در میانه این بحران، اتفاقی رخ داد که بسیاری از معادلات رسانهای و تحلیلی را تغییر داد؛ میلیونها انسان در عصر سرعت، تکنولوژی و رفاه، راهی طولانی را با پای پیاده طی کردند.
اربعین نه محصول یک تصمیم اداری بود و نه ساخته یک کمپین رسانهای. این حرکت از دل قرنها ارادت، خاطره و هویت جمعی شیعه برخاست؛ حرکتی که نشان داد در جهان مدرن نیز انسانهایی هستند که برای معنا، رنج را انتخاب میکنند.
اربعین؛ جایی که رنج معنا پیدا میکند
شاید مهمترین راز اربعین همین انتخاب آگاهانه رنج باشد. در جهانی که همه چیز برای حذف سختی و کوتاه کردن مسیرها طراحی شده، میلیونها انسان مسیر طولانی را انتخاب میکنند تا به مقصدی برسند که بیش از آنکه یک مکان باشد، یک معناست.
اربعین را نمیتوان تنها یک سفر دانست؛ چراکه سفر معمولاً برای رسیدن است، اما اربعین خودِ مسیر است. هر قدم، بخشی از روایت یک باور است و هر موکب، بخشی از یک فرهنگ زنده که نسلها آن را حفظ کردهاند.
از همین منظر، اربعین را میتوان یک انقلاب دانست؛ نه انقلابی با اعلامیه و مرز سیاسی، بلکه انقلابی که انسانها آن را با قدمهای خود نوشتهاند. انقلابی که فرمانش از بالا صادر نشده، بلکه از عمق ارادت میلیونها انسان برخاسته است.
تلاقی دو اربعین
اربعین امسال اما روایتی متفاوت داشت؛ روایتی که در آن یاد امام شهید ایرانیان نیز در کنار زیارت امام شهید کربلا(ع) قرار گرفت. زائرانی که در مسیر نجف تا کربلا قدم برداشتند، شاهد تصویری بودند که شاید پیش از این کمتر روایت شده بود؛ حضور گسترده تصاویر رهبر شهید ایران در موکبها و خیابانهای عراق.
این تصاویر تنها یک نشانه نبود؛ بلکه بازتاب تغییری عمیق در روابط عاطفی و اجتماعی دو ملت بود. نزدیکی ملتهای ایران و عراق، صرفاً محصول مناسبات سیاسی نبود؛ بلکه حاصل سالها پیوند فرهنگی و اعتقادی بود که در مسیر اربعین به نمایش درآمد.
ارادت مردم عراق به رهبر شهید ایران برای بسیاری از ایرانیان شگفتآور بود، اما این اتفاق ناگهانی شکل نگرفته بود. این نتیجه سالها ارتباط، همدلی و تلاش برای نزدیک شدن دو جامعه بود؛ ارتباطی که شاید رسانهها کمتر توانسته بودند عمق آن را روایت کنند و حالا در بزرگترین صحنه مردمی جهان خود را نشان داد.
صاحبان اصلی یک روایت
برای فهم اربعین باید به صاحبان اصلی آن رجوع کرد؛ مردمانی که قرنها این مسیر را زنده نگه داشتند. پیش از آنکه دوربینها به سمت این راه بیایند، عاشقان حسین(ع) این مسیر را پیموده بودند؛ حتی زمانی که حکومتها نهتنها همراه نبودند، بلکه در برابر آن ایستاده بودند.
در دوران رژیم بعث عراق، پیادهروی اربعین جرم تلقی میشد و بسیاری برای حفظ این آیین هزینه دادند. اما یک جمله در میان شیعیان عراق تکرار میشد: «حتی اگر دستها و پاهایمان را قطع کنند، سینهخیز به سوی حسین(ع) میرویم.»
این جمله، خلاصه تاریخ اربعین است؛ تاریخی که با اجبار ساخته نشد، بلکه با ارادت حفظ شد.

پس از سقوط صدام، این آیین فرصت ظهور گستردهتری یافت و شیعیان دیگر نقاط جهان نیز به آن پیوستند. ایرانیان نیز با حضور گسترده خود، پیوندی تازه میان دو ملت ساختند؛ پیوندی که از جنس سیاست رسمی نبود، بلکه از جنس محبت، میزبانی و همدلی مردمی بود.
اربعین؛ ساختن یک «ما»ی تازه
اربعین امروز دیگر تنها یک مناسک مذهبی نیست؛ پدیدهای اجتماعی، فرهنگی و حتی تمدنی است. رویدادی که مرزهای جغرافیایی را کمرنگ میکند و میان ملتهایی با زبانها و فرهنگهای متفاوت، یک هویت مشترک میسازد.
این هویت تازه، بر محور عاشورا شکل گرفته است؛ بر محور مبارزه با ظلم، ایستادگی و انتخاب آگاهانه مسیر حق.
اربعین، روایت مردمانی است که ثابت کردند گاهی تاریخ نه با قلم سیاستمداران، بلکه با قدمهای انسانهایی نوشته میشود که راهی طولانی را برای زنده نگه داشتن یک حقیقت انتخاب میکنند.
اربعین شاید بزرگترین راهپیمایی جهان باشد؛ اما راز بزرگی آن نه در تعداد قدمها، که در معنایی است که هر قدم با خود حمل میکند.