ازاینرو، همانطور که با گذشت چهار ماه از شروع آتشبس افقی برای اعلام رسمی پایان جنگ علیه ایران دیده نمیشود، تا ماه آینده هم افقی برای آن متصور نیست.
در اینجا بهجز عوامل اختیاری باید به عوامل جبری در پایان جنگ هم توجه داشت. در عوامل جبری پای عنصر زمان به میان میآید؛ به بیان دیگر، این زمان است که میتواند پذیرش واقعیتی که بهنفع یک طرف در جنگ نیست را به آن تحمیل کند. در اینجا باید دید زمان به نفع چهطرفی کار میکند. پاسخ سؤال این است که زمان بهنفع طرفی کار میکند که آن را در اختیار دارد؛ آنکه تحولاتی پیشرو دارد که برای بهرهمند شدن از آنها به نشاندادن برگ برنده در این جنگ نیاز دارد، زمان بهنفع او کار نمیکند، چون عجله و زمان سازگار نیستند، اما آنکه تحولات زمانبندیشدهای پیشرو ندارد، میتواند عنصر زمان را در اختیار بگیرد و با آن شرایطی را به طرف مقابل تحمیل نماید.
حتما این عبارت را زیاد شنیدهاید که انتخابات میان دورهای کنگره، حضور عملیاتی چندماهه نیروهای نظامی آمریکا در خارج از منطقه آن، وضع تسلیحات دفاعی ارتش، نارضایتی داخلی ناشی از سرریزشدن آثار جنگ بر بازار آمریکا و مشکل عدم دستاورد نظامی، دولت ترامپ را تحت فشار قرار داده و بر مدیریت نظامی پنتاگون اثر جدی گذاشته است. اگر این فشارها سبب شکست حزب جمهوریخواه در انتخابات نوامبر/ آبان شود، پس از نوامبر دولت ترامپ برای پایاندادن به جنگ، تحت فشار شدید مخالفان داخلی خود قرار میگیرد و نیز بر دامنه نارضایتی حزب جمهوریخواه از عملکرد دولت افزوده میشود.
این در حالی است که دستاورد از طریق عملیات نظامی از دسترس پنتاگون دور است. یک هفته پیش دنکین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا در جلسه کمیته نظامی که در حضور ترامپ برگزار شد و از طریق عوامل روبیو توسط نیویورکتایمز به بیرون درز کرد و عصبانیت ترامپ را در پی داشت، گفت ادامه جنگ برای آمریکا در مواجهات نظامی احتمالی آینده مخاطره جدی ایجاد میکند. موضع بعدی ارتش که توسط وزیر ژورنالیست دفاع این کشور بهطور رسمی اعلام شد، این بود که ارتش آماده است دو هفته جنگ سنگین علیه ایران را اداره کند که بیان این عدد هم از سوی ارتشی که جنگ ششهفتهای رمضان را با درخواست آتشبس متوقف کرده است، از محدودیت شدید آمریکا در جنگ با ایران خبر میدهد.
عنصر زمان در جنگی که قرار نیست بهطور اختیاری و با رغبت شروعکننده آن به پایان برسد، نقش تعیینکننده دارد. در اینجا این آمریکاست که به پایان فوری البته همراه با دستاورد احتیاج مبرم دارد تا از مخمصهای چندوجهی خارج شود. البته بهنفع ایران هم هست که جنگ هرچهزودتر به پایان برسد به شرطی که برای آن ناگزیر به دادن امتیاز به دشمن متجاوز نشود، اما از آن طرف بهنفع آمریکا نیست که پایان جنگ با ایران به تاخیر بیفتد چرا که هرچه بیشتر بگذرد اداره آن برای طرف متجاوز دشوارتر و دستیابی به نتیجه در آن سختتر میشود و این در حالی است که جنگ، هرچه با عنصر زمان پیوند بخورد، اداره آن برای طرفی که مورد حمله قرار گرفته آسانتر و احتمال دستیابی به نتایج مهم در آن قویتر میشود.
زمان در افق ایران
پایان فوری جنگ آمریکا علیه ایران و حل عادلانه مسائل آن بهنفع ملت ایران و همچنین منطقه است و از این رو در اولین ماده نامه ۱۰بندی شورای عالی امنیت ملی و نیز در اولین ماده نامه ۱۴بندی ایران در مذاکرات اسلام آباد آمده است؛ اما از آنجا که اراده یک طرف برای تحقق آن کفایت نمیکند و طرف متجاوز، پذیرش آن مطابق الگوی ایران را پذیرش رسمی شکست در این تجاوز میداند و از این مهمتر حفظ سایه جنگ را مانند حفظ تحریمها، سلاح راهبردی خود نه فقط در مواجهه با جمهوری اسلامی بلکه در مواجهه با همه دولتها و ملتهای مخالف خود میداند، در مقابل آن مقاومت میکند.
پایان فوری جنگ آمریکا علیه ایران و حل عادلانه مسائل آن بهنفع ملت ایران و همچنین منطقه است و از این رو در اولین ماده نامه ۱۰بندی شورای عالی امنیت ملی و نیز د...
صاحبخبر -