شناسهٔ خبر: 79211320 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: جام‌جم آنلاین | لینک خبر

بررسی کتاب سفیر سابق ژاپن در ایران با عنوان «چرا ایالات متحده از ایران شکست خورد؟» در گفت‌وگو با دکتر جواد منصوری

ایران را نمی‌توان شکست داد

انتشار کتابی با عنوان «چرا ایالات متحده از ایران شکست خورد؟» از‌سوی انتشارات ژاپنی «بون‌شون شینشو»، در روزهای اخیر توجه بخشی از محافل سیاسی و رسانه‌ای ژاپن را به‌خود جلب کرده است. انتشار کتابی با عنوان «چرا ایالات متحده از ایران شکست خورد؟» از‌سوی انتشارات ژاپنی «بون‌شون شینشو»، در روزهای اخیر توجه بخشی از محافل سیاسی و رسانه‌ای ژاپن ر...

صاحب‌خبر -
 
این کتاب که به‌قلم میتسوگو سایتو، سفیر پیشین ژاپن در ایران و عمان، نوشته شده، با تمرکز بر مفهوم «راهبرد نامتقارن» می‌کوشد نسبت میان برتری نظامی و فناورانه با موفقیت سیاسی در مناقشات منطقه‌ای را بازخوانی کند. نویسنده با تکیه بر تجربه دیپلماتیک خود در چند کشور غرب آسیا، از جمله ایران و اسرائیل، مؤلفه‌هایی، چون صبر راهبردی، پیشینه تاریخی و الگوی تصمیم‌گیری ایران را در تحلیل خود برجسته می‌سازد. درباره محتوای این کتاب، بازتاب‌های آن و ابعاد تاریخی و سیاسی مساله، با دکتر جواد منصوری، دیپلمات پیشین و کارشناس روابط بین‌الملل گفت‌و‌گو کرده‌ایم.  

سؤال اصلی ما درباره انتشار کتابی با عنوان جسورانه «چرا ایالات متحده از ایران شکست خورد؟» است که در روزهای اخیر از سوی یک ناشر معتبر ژاپنی منتشر شده و واکنش‌هایی را در محافل سیاسی و رسانه‌ای برانگیخته است. 

در زمینه تحلیل تحولات فعلی، روایت‌های متعددی وجود دارد: یک روایت رسمی، یک روایت از سوی مخالفان جمهوری اسلامی و روایتی دیگر از سوی کسانی که خود را خارج از این دوگانه و مستقل از طرفین می‌دانند. 
 با توجه به نگاه‌های متفاوت موجود درخصوص موضوع ایران و آمریکا، تحلیل شما از اهمیت این کتاب و واکنش‌ها به آن چیست؟
درگیری آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، ابعاد متعددی دارد و امروز یکی از مهم‌ترین موضوعات مورد بحث در محافل سیاسی، رسانه‌ها و مراکز آموزشی و پژوهشی در دنیاست. این موضوع، یک جریان معمولی نیست و نتایج آن قطعا می‌تواند به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم در شکل نظام بین‌الملل آینده نقش داشته باشد. 
بنابراین، همه تحلیل‌ها و دیدگاه‌هایی که در این زمینه مطرح یا نوشته می‌شود، به‌دلیل اهمیت موضوع مورد توجه قرار می‌گیرد‌؛ فارغ از این‌که مطالب مطرح‌شده دقیق و واقع‌بینانه باشد یا نباشد، مغرضانه باشد یا از‌سوی حامیان و مخالفان جدی مطرح شده باشد. 
به‌همین‌دلیل است که این کتاب به‌عنوان نوشته یک دیپلمات سابق ژاپنی که مدتی در ایران زندگی کرده، در هفته گذشته در ژاپن و نیز در رسانه‌ها و سایت‌های دیگر مورد توجه قرار گرفته است. ممکن است نویسنده را متهم به بی‌اطلاعی، هدف‌داری، غرض‌ورزی یا وابستگی کنند اما به‌هر‌حال او در ایران زندگی کرده و واقعیت‌های ایران را از نزدیک دیده  و از همین ‌رو، سخنان او به‌دلیل جایگاه و تجربه‌اش مورد توجه قرار گرفته است. 
نکته جالب این است که پس از انتشار کتاب، افراد متعددی در دنیا گفته‌اند علت آغاز این جنگ، تداوم آن و نیز تغییر ماهیت آن نسبت به آغاز جنگ، این است که آغازکنندگان جنگ ایران را نمی‌شناختند. این جمله بسیار مهم است‌؛ چراکه آنها پیش‌تر ادعا می‌کردند ایران را کاملا می‌شناسند اما اکنون روشن شده که چنین شناختی نداشته‌اند. 
امروز، این گزاره که «آنها ایران را نشناختند» به یکی از جملات کلیدی در محافل سیاسی و بین‌المللی تبدیل شده است. 
 به‌نظر شما، علت این ناتوانی در شناخت ایران چیست؟
به‌نظر من، علت این مساله به ویژگی‌های انقلاب اسلامی ایران بازمی‌گردد. انقلاب اسلامی از نظر ماهیت، اهداف، شیوه شکل‌گیری و تداوم، با انقلاب‌های دیگر تفاوت‌های اساسی دارد.  یکی از عناصر تعیین‌کننده در تحلیل انقلاب اسلامی، رهبری ویژه آن است‌؛ یعنی مرجعیت سیاسی و دینی حضرت امام(ره) و سپس رهبری انقلاب. این مساله در مقایسه با رهبران بسیاری از انقلاب‌های جهان، ویژگی متمایزی به‌شمار می‌آید.  
عنصر دوم، مکتب انقلابی شیعی، فرهنگ شهادت و الگوی عاشورایی است. در فضای عمومی جامعه، بسیاری از مردم خود را ادامه‌دهنده راه عاشورا و پیرو امام حسین(ع) می‌دانند. 
چنین ظرفیتی را نمی‌توان به‌سادگی با نمونه‌های رایج انقلاب‌ها و جنبش‌های سیاسی در جهان مقایسه کرد. 
عنصر سوم نیز مردم آگاه، مؤمن و حاضر در صحنه‌اند. بسیاری از انقلاب‌ها در جهان با مشارکت بخشی از جامعه و در مقطعی محدود به پایان رسیده‌اند‌ اما رخدادهایی که در چند ماه اخیر در ایران اتفاق افتاده، با بسیاری از تحلیل‌های متعارف جهانی سازگار نیست. بسیاری در دنیا چنین وضعیتی را پیش‌بینی نمی‌کردند. 
نویسنده کتاب نیز با ادبیات دیگری به همین نکته اشاره می‌کند. او می‌گوید تا امروز تصور می‌شد با قدرت نظامی و سلاح می‌توان انقلاب اسلامی را شکست داد‌ اما انقلاب اسلامی دو ویژگی اساسی دارد: نخست، نوعی تفکر متفاوت از جریان‌های رایج در جهان و دوم، شیوه‌های عمل و اقدام نامتقارن‌؛ یعنی شیوه‌هایی که مانند جنگ‌ها و مبارزات معمول نیست.  به‌نظر می‌رسد منظور او از تفکر متفاوت، تا حدی همان عناصر شیعی و عاشورایی باشد. بنابراین، انقلاب اسلامی از آغاز تاکنون توانسته در برابر تهدیدهای گسترده مقاومت کند و مسیر خود را ادامه دهد. 
 یکی از نکاتی که ظاهرا نویسنده کتاب بر آن تاکید کرده، شناخت جامعه ایران از دشمن و تجربه تاریخی آن است. این موضوع را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
بله، نکته‌ای که نویسنده مطرح می‌کند، این است که مردم و مسئولان ایران را باید شناخت‌؛ چون آنها دارای نوعی دشمن‌شناسی‌اند، فریب نمی‌خورند، تسلیم نمی‌شوند و مسائل را فراموش نمی‌کنند. این نکته ظریفی است.  نکته دوم این است که مردم ایران در انتخاب ابزارها، شعارها و شیوه‌های عمل، آگاهانه رفتار می‌کنند. 
نکته سوم، تجربه تاریخی ایران در مواجهه با استعمار غربی است. این موضوعی است که در سخنان برخی سیاستمداران آمریکایی نیز به‌گونه‌ای مطرح شده است: این‌که ایران، به‌دلیل ویژگی‌های خاص خود، تجربه‌ای طولانی در مواجهه با قدرت‌های خارجی دارد. 
این نویسنده نیز تقریبا به سه عنصر اشاره می‌کند: آگاهی، هوشمندی و تجربه تاریخی. طبیعتا این عوامل در پیروزی، تداوم و موقعیت انقلاب اسلامی مؤثر بوده‌اند. 
متاسفانه در برخی مراکز آموزشی، رسانه‌ای و حتی پژوهش‌های سیاسی، اجتماعی و روابط بین‌الملل، این ابعاد کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد. به‌همین دلیل، در داخل کشور نیز ممکن است سخنان این نویسنده ژاپنی برای بعضی‌ها قابل قبول یا جدی تلقی نشود و گفته شود که این عوامل در روابط خارجی تعیین‌کننده نیستند. 
اما نکته‌ای که نویسنده بر آن تاکید دارد، این است که آنچه در این انقلاب تعیین‌کننده بوده، تنها مسائل مادی نیست‌؛ بلکه مبانی اعتقادی، مساله رهبری و آگاهی جامعه است‌؛ یعنی همان‌چیزی که دشمن به‌درستی درک نکرده است. 
ممکن است درباره اقتصاد، مسائل داخلی و مشکلات کشور بحث‌های گوناگونی مطرح باشد اما واقعیت این است که قدرت، اقتدار و تداوم این انقلاب و نظام، تا حد زیادی به مبانی اعتقادی مردم، رهبری و آگاهی آنها بازمی‌گردد.  

وجوه اشتراک و افتراق جنبش مشروطیت و انقلاب اسلامی
دکتر جواد منصوری:چهاردهم مرداد مقارن سالگرد امضای فرمان مشروطیت است. ایران از  نخستین و عین حال قدیمی‌ترین کشورهای منطقه است که نظام مشروطه را پذیرفت‌ اما با این وجود نتوانست به‌معنای واقعی کلمه از همه ظرفیت‌های آن بهره‌مند شود. برخی از مشروطه با عنوان «انقلاب مشروطه» یاد می‌کنند  اما به‌نظر می‌رسد، با وجود اهمیت فراوان آن و با وجود این‌که مردم توانستند حرکت کنند و تغییراتی به وجود بیاورند، این جریان نتوانست به یک تحول بنیادی و پایدار منجر شود.   ایران در ۱۵۰ سال گذشته، تجربه‌ای از آگاهی، هوشمندی و مقاومت در برابر سلطه خارجی داشته است. جریان مقابله با نفوذ خارجی در دوره قاجار، به‌تدریج شکل گرفت و جالب این است که در بسیاری از موارد، رهبری این جریان‌ها بر‌عهده علما و مراجع دینی بود.  آنان در برابر نفوذ فرهنگی، سیاسی و اقتصادی غرب ایستادگی کردند‌؛ از جنبش‌های تنباکو و مشروطه گرفته تا مقاومت‌های پیاپی در برابر روس‌ها. برای مثال، سید‌محمد مجاهد فتوا صادر کرد و در برابر روس‌ها ایستاد. در ادامه نیز به شخصیت‌هایی مانند شهید مدرس می‌رسیم که در برابر سلطه غرب موضع داشتند.  اما به‌دلایلی مانند ضعف آگاهی عمومی یا ناشناخته‌بودن ماهیت، ویژگی‌ها و اهداف استعمار برای بخش‌هایی از جامعه، جریان‌هایی در کشور شکل گرفتند که به‌تدریج موجب تضعیف نهضت‌های اسلامی شدند‌؛ از جمله جریان‌های روشنفکری التقاطی، ضد دینی و چپ مارکسیستی.  اینها عواملی بودند که به‌تدریج موجب تضعیف آن نهضت‌ها شدند.  یکی از مهم‌ترین خدمات انقلاب اسلامی این بود که در برابر این جریان‌های مختلف ایستاد و از تجربه سال‌ها مقاومت و مبارزه در برابر توطئه‌ها و استعمار بهره گرفت.  به‌همین دلیل، انقلاب اسلامی توانست به پیروزی برسد و با استفاده از همین تجربه تاریخی، مسیر مقاومت خود را تا امروز ادامه دهد.