امروز يكصد و بيستمين سال صدور فرمان مشروطه است. روزي كه ايرانيان خواستند قدرت را به قانون مقيد كنند، عدالتخانه برپا شود، حكومت در برابر ملت پاسخگو باشد و مردم از جايگاه رعيت به مقام شهروند برسند. مشروطه فقط تاسيس يك مجلس نبود؛ آغاز راهي تاريخي براي آزادي، عدالت، قانون و حق تعيين سرنوشت بود؛ راهي كه ملت ايران بيش از يك قرن است، با همه فرازها، شكستها و بازگشتها آن را ادامه ميدهد. مشروطه به همه آرمانهاي خود نرسيد، اما شكست كامل هم نخورد. قانون اساسي، مجلس، آزادي مطبوعات، مسووليت دولت، حقوق ملت و نظارت بر قدرت از همان دوران وارد ادبيات سياسي ايران شد و ديگر هرگز از حافظه جامعه ايراني بيرون نرفت. از آن پس، حتي قدرتهايي كه نسبتي با آزادي نداشتند، ناگزير بودند خود را به نام مردم، قانون يا عدالت توجيه كنند. اين شايد بزرگترين پيروزي نهضت مشروطه است. اما چرا آن نهضت بزرگ ناتمام ماند؟ پاسخ را نميتوان فقط در مداخله روسيه و بريتانيا، قرارداد ۱۹۰۷، به توپ بستن مجلس يا اولتيماتوم روسيه جستوجو كرد. دخالت بيگانگان واقعي و ويرانگر بود، اما زماني موثر شد كه نيروهاي داخلي نتوانستند اختلافهاي خود را در چارچوب قانون و نهادهاي مشروطه مديريت كنند. رقابت سياسي به دشمني، اختلاف به حذف و گفتوگو به تهمت و خشونت تبديل شد. يكي از روشنترين نمونهها، حوادث مجلس دوم است. اختلاف ميان دموكراتها و اعتداليون به تدريج از مرز رقابت سياسي گذشت. سيدعبدالله بهبهاني، از رهبران برجسته مشروطه در خانهاش ترور شد. پس از آن فضاي انتقام شدت گرفت. سرانجام نيز در جريان خلع سلاح مجاهدان و درگيري پارك اتابك، مشروطهخواهان در برابر يكديگر قرار گرفتند و ستارخان، قهرمان مقاومت تبريز زخمي شد. كساني كه روزي در برابر استبداد ايستاده بودند، اينبار به جاي استبداد، يكديگر را هدف گرفتند. دشمن خارجي هنوز پشت دروازهها بود، اما بخشي از نيروهاي داخلي، رقيب سياسي را به مساله اصلي كشور تبديل كرده بودند. تاريخ عينا تكرار نميشود، اما منطقهاي تاريخي ميتوانند تكرار شوند. منطق مجلس دوم، فقط منطق حذف و خشونت نبود؛ پيش از آن، منطق بياعتبار كردن، متهمسازي و حذف رقيب بود. هنگامي كه هر جريان خود را تنها صاحب حقيقت ميداند و حضور رقيب را نه يك حق سياسي، بلكه خطري براي كشور معرفي ميكند، راه از قانون به آشوب و از آزادي به اقتدارگرايي باز ميشود. امروز نيز ايران در ميانه يكي از دشوارترين مقاطع تاريخي خود قرار دارد. دشمن با جنگ، تحريم، عمليات رواني و فشار همهجانبه به ميدان آمده است. در چنين وضعي، نيروهاي مسلح در خط مقدم دفاع از سرزمين و امنيت كشور ايستادهاند و دولت، در كنار آنان، يكي از اصليترين ستونهاي ناكام گذاشتن دشمن بوده است. در جنگ، پيروزي فقط در آسمان و ميدان نبرد رقم نميخورد. استمرار تامين سوخت، برق، درمان، كالاهاي اساسي، حملونقل، ارتباطات، خدمات عمومي و اداره زندگي روزمره ميليونها ايراني، بخشي از همان مقاومت ملي است. دشمن ميخواست با حمله نظامي، زندگي مردم را مختل، جامعه را آشفته و اداره كشور را از هم بگسلد. اينكه چنين هدفي محقق نشد، حاصل ايستادگي نيروهاي مسلح، همراهي مردم و تلاش شبانهروزي دولتي است كه پشت جبهه، زندگي را حفظ كرد. با اين حال، درست در همين مقطع، جرياني ميكوشد دولت و رييسجمهور را از درون هدف بگيرد. يك روز داستان استعفاي مكرر رييسجمهور ساخته و منتشر ميشود و روز ديگر، كساني آشكارا نسخه بركناري او را ميپيچند. بدون ارايه سند، به رييسجمهور نسبت ميدهند كه بارها قصد كنارهگيري داشته و از اداره كشور گريزان بوده است؛ تهمتي كه هدف آن فقط تخريب يك شخص نيست، بلكه القاي بيثباتي، بيارادگي و فروپاشي در راس دولت است. نقد رييسجمهور و دولت حق هر شهروند و جريان سياسي است. مشروطه نيز براي محدود كردن قدرت و به رسميت شناختن همين حق شكل گرفت. اما تهمت، جعل روايت و تلاش براي تضعيف و تخريب منتخب مردم و دولتي كه درگير دفاع از كشور و حفظ زندگي مردم است، ديگر نقد نيست. ممكن است صاحبان چنين رفتارهايي خود را مخالف دشمن بدانند، اما تاريخ فقط درباره ادعاها داوري نميكند، نتيجه رفتارها را نيز ميسنجد. رفتاري كه نتايجش با اهداف دشمن همسو باشد، در عمل در مسير خواست دشمن حركت كرده است.
آرمان آزادي و عدالت در ايران، آرماني صدوبيست ساله است؛ اما در برابر آن نيز چرخهاي قديمي از جهل، تندروي و حذف وجود دارد. چرخهاي كه هر بار دشمن خارجي را فراموش ميكند، رقيب داخلي را هدف ميگيرد و راه توسعه كشور را ميبندد. امروز بايد مراقب باشيم عدهاي تندرو، خيابان، ميدان و حضور مردم را به پارك اتابك ديگري با سلاح تهمت، شايعه و بياعتبار كردن راي مردم تبديل نكنند. ايران آينده و توسعه آن با قانون، گفتوگو، آزادي، عدالت و باهمبودگي ملت ادامه مييابد؛ نه با تهمت به رييسجمهور، تخريب چهره مسوولان دلسوز، تضعيف دولت و گشودن شكافهايي كه دشمن براي عبور از آنها انتظار ميكشد.دبير شوراي اطلاعرساني دولت