شناسهٔ خبر: 79210340 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

بررسی تصمیم تازه مالی در فدراسیون‌ فوتبال با صادق درودگر

سیاست کلی کشور هزینه زیاد در فوتبال است

صاحب‌خبر -

روزبه دلاور

قانون سقف بودجه که روزی به عنوان عصای جادویی مدیریت بحران فوتبال ایران معرفی شد حالا در چرخشی ناگهانی زیر عنوان پرطمطراق فیرپلی مالی بازتعریف شده است. اما آیا این تغییر نام مرهمی بر دردهای کهنه باشگاههای زیانده است یا صرفا تلاشی برای سرپوش گذاشتن بر ناتوانی فدراسیون در کنترل هزینه‌‌های سرسامآور؟ در شرایطی که سایه نوسانات اقتصادی و تنش‌‌های منطقه‌‌ای بر کشور سنگینی میکند، پرسش اصلی اینجاست که بعضی تیم‌‌ها با چه منطقی قراردادهای نجومی میبندند؟ برای واکاوی این پارادوکس مدیریتی و بررسی واقعیتهای اقتصادی فوتبال کشور با صادق درودگر از مدیران باسابقه و صریح فوتبال ایران به گفتوگو نشستیم که حاصل آن را در  ادامه  میخوانید.

 

    باتوجه به اینکه قانون سقف بودجههم باعث پنهانکاریهایی شده بود با تغییر نام به فیرپلی مالی بدون اصلاحات واقعی تفاوتی ایجاد میکند یا در همینحد تغییر نام است؟

میگویند «خشت اول چوننهد معمار کج/ تا ثریا میرود دیوار کج» تیمهای ما متاسفانه از روز اولی کهوارد لیگ قهرمانان آسیا شدند از ما یک سری اطلاعات خواستند برای اینکه نظام باشگاهداری ما نظام مبتنی بر اصول حرفهای باشد و ما هم آمدیم و نشستیم و بررسی کردیم و راهکارمان چه بود؟ سندسازی کنیم! یعنی گفتیم باشگاههایمان شرکتهای سهامی هستند و یک سری شماره ثبت دروغکی با یک سری فرمهای فتوشاپی ارسال کردیم که این باشگاههای ما ثبت شده و بهطور رسمی فعالیت مستقل انجام میدهند؛ از کانال شرکتها و کارخانهها و موسسات اما در عمل اینطور نبوده و باشگاهها چنین ساختاری نداشتند. از آن به بعد هم رایزنیها شروع شد و یواشیواش ما را جریمه و ممیزی کردند بعد ما به صورت شکلی یک سری موسسه تشکیل دادیم مثلا ذوبآهن اصفهان یک موسسه تشکیل داد به نام موسسه باشگاه ذوبآهن یا نفت تهران و نفت آبادان هم همین کار را کردند اما باز هم زیرمجموعه شرکتهای ذوبآهن و نفت بودند یعنی از درون خودشان درآمدزا نبودند. به بیان دیگر به صورت باشگاههای حرفهای عمل نمیکردند و به اینها پول تزریق میشد. بعد هم با فشارهایی که به این باشگاهها و سازمانها آمد سعی کردند اینها را به شکلی درآمدزا کنند کهعملا امکان نداشت چون تمام انتخابها انتصابی بودند از جانب همان شرکتهای بالادستی.

    راهکار واقعی چیست؟

نظام باشگاهداری ما باید اصلاح شود. مهمترینش این است که باشگاهها یک مجمع  واقعی داشته باشند. باشگاههای فوتبال مثل کارخانه نیست که سهامداران بیایند براساس سهام در مجمع و هیات مدیره قرار بگیرند، باشگاههای فوتبال چیزی دارند به اسم «فن» که دلبسته باشگاه است و باید چنین چیزی درست کنند بعد مجمع از درون خودش یک هیات مدیره توانا انتخاب کند نه اینکهاز نزدیکانخودشان بگذارند. هیات مدیره باشگاههای ورزشی حرفهای نیازمند دارا بودن اطلاعاتی درخصوص قوانین نقل و انتقالات، مناسبات مالی، مناسبات حقوقی و قوانین مدیریتی برای کار اجرایی در فوتبال و مقررات بینالمللی در فوتبال و سیستمهای درآمدزایی در فوتبال است. همه اینها را باید اعضای هیات مدیره بیاورند که وقتی مدیرعامل بر سر کار آمد اینها اطلاعاتی داشته باشند تا راهکار دهند و کمک کنند و فقط ماشین امضا نباشند. اگر این مجموعه را داشته باشید و از درونش چنین هیات مدیرهای بیاید آن هیات مدیره یک مدیرعامل انتخاب میکند. خیلی عذر میخواهم این مثال را میزنم اما من اسکوچیچ را با ص120 هزار دلار آوردم و بعد نتوانست از باشگاه شکایت کند در صورتی که مبلغ قابلتوجهی از آن مانده بود بعد در تیم ملی هم قراردادش را من تنظیم کردم و در آستانه جام جهانی هم او را کنار گذاشتند اما نتوانست شکایتی علیه فدراسیونکند اما قراردادی که با ویلموتس بستند سه ماه سر کار بود. ویلموتس تیم را در بدترین شرایط تحویل داد و جدا شد اما فکر کنم هزار میلیارد تومان از ما پول گرفت که رقم قابلتوجهی است چون آن نحوه  قرارداد بستن و توجه به قوانین و کلمات مهم است. یک کلمه در قرارداد ویلموتس ایراد داشت که باعث شد هزار میلیارد تومان جابهجا شود. حالا بگوییم سقف قرارداد که اگر همان هم واقعا انجام میشد راهکار بود، اما  در کشور ما چیزی که مینویسیم همان اجرا  نمیشود.

    در دنیا فیرپلی براساس تراز مثبت درآمدها و هزینهها   نیست؟

بله هست اما ما در ایران سندسازی میکنیم. درآمدها را نشان میدهیم از محل اسپانسرها که از همان شرکتهای بالادستی خودمان است. یعنی درآمد قابلتوجهی نیست. راهحل این است که مجامع درست باشند و افراد کارآمد را بیاورند. مثلا فدراسیوناعلام میکند هر باشگاهی برای بازاریابی یکی را داشته باشد اما بروید ببینید چند تا باشگاه رفته سراغ این موضوع و یک متخصص جذب کرده. فقط یک نفر را معرفی میکنند مثل افسر امنیتی تا فقط آن پست پُر شود، اما این کارها تخصصی است و باید از افرادی که شایستگی وتوانایی آن کار را دارند، جذب کنند تا درآمدزا شوند. اصلیترین درآمد ما از حق پخش تلویزیونی وکپیرایت است اما در کشور ما نیست و رعایت نمیشود. در زمانآقای کفاشیان چند تا بازی را متوقف کردند به خاطر نبود حق پخش اما او را جایی بردند و پلاک روی سینهاش انداختند و با سند بیرون آمد! درباره کپیرایت هم هیچ اتفاق خاصی نیفتاده. شماحتی نمیتوانید محصولات خود را بهطور انحصاری بفروشی که نشاندهنده این است که فیرپلی مالی  باز بهطور شکلی انجام میشود  و محتوایی  نیست.

    ساز و کار تنبیهی هم بخواهند بگذارند نود درصد تیمها پشتوانه دولتی دارند که شرایط در مقابل تیمهای خصوصی  یکسان نیست!

من راهکاری به مجلس دادمو فکر میکنم یک زمانی مجلس میخواست نظام باشگاهداری را تغییر بدهد. چهار سال وقت گذاشتم و طرحی به مجلس دادم که نزدیک به طرحی بود که در کشور ترکیه اجرا شده بود. دولت دارد یک پولی هزینه میکند حالا برای یک باشگاه هزار میلیارد و باشگاهی دیگر سه هزار میلیارد و باشگاهی دیگر ده هزار میلیارد که عدالت در فوتبال و پرورش مدیران نخبه را موجب نمیشود. طرحی که در سال ۹۰ داده بودم این بود که یک برنامه 10 سالهبه باشگاهها بدهد و 50‌درصد هزینههمه باشگاهها با دولت باشد به شریط اینکه از 50درصد، 20درصدش صرف زیرساخت شود و مابقی هزینهها هم مدیران بروند دنبالش تا تامین کنند. اینجاست که مدیران باید توانایی داشته باشند تا این کار را انجامبدهند. ما باید برای مدیران خودمثل مربیانخود لایسنس A وB وC بگذاریم و دوره و آموزش بگذاریم اما آموزشی برای مدیران نداریم و هر کسی امروز میتواند مدیرعامل بزرگترین باشگاههای ما شود که قبلا نظامی بوده یا معلم و نجار بوده یا مثلادکترای حقوق یا ریاضی داشته! فرقی نمیکندهر کداممیتوانندمدیرعامل بزرگترینباشگاههای ما شوندچوناز بالا تعیین میشوند. باید بروند دوره ببینند و آزمونبدهند و در صورت قبولی مدیر شوند. لیگهای یک و دوو سه هم به همینشکل با  دورههای دیگر.

    باتوجه به وضعیت جنگی و در این شرایط اقتصادی، ریخت و پاشها در فوتبال مدیریت میشود؟

چون هیچارزیابی و اعتباریابی در مدیریت افراد نمیشود. در کشور مامدیریت نقرهای و طلایی فرقی نمیکند فقط آخر سال کاری انجامبدهد، کافی است.  اینکه خروجیاش چی بوده هیچکسی بررسی و ارزیابی نمیکند. نمیآیند بگویند این مدیر چی تحویل گرفته وچی داده  است.

    به نظر شما این ریخت و پاشها حاصل مدیریت غیرحرفهای است یا فرار  از تورم؟

بعضی از این باشگاهها در چارچوب یک برنامه حرفهای کار میکنند. تیمهایی که در رتبههای سوم و چهارم و پنجمجدول هستند اما   هر  سال  300 ، 400  میلیارد  فروش بازیکن دارند و در این چند سالهاین اتفاق برایشان افتاده اما بعضی باشگاهها  هیچخروجیندارند مثلا  باشگاهی مثل ملوان که فقط یک شخص به عنوان مالکهزینه میکند و مدیری که از درآمدها تیم را به سود برساند ما ندیدیم.  مثلا  گلگهر دو، سه میلیوندلار از فروش بازیکن پول در میآورد اما ملوان و نساجی اینکار را نکردند.‌ مدل آلومینیوم و گلگهر مدل خوبی است که از فروش بازیکنانخود بخشی از هزینهها را تامین میکنند. حرکت بر مداری روي ریل برای رسیدن به هدف اما برخی باشگاهها فقط حضور دارند مثلا نفت آبادان یا استقلال خوزستان چه بازیکنی فروختند؟حتی پول بیفوما را نتوانستند بگیرند یا شمسآذر، فخریان را به پرسپولیس فروخت که صحبت از برگشت پول پرسپولیس بود. باید فوتبال ایران از ماساژور تا پزشک وتدارکاتش تا مدیرش باید حرفهای باشد. همانطور که کتب آسمانی مقدس هستند، مدیریت هم از نظر من مقدس است. مدیریت یک امر مقدس است که باید  به آن توجه  و دقت داشته باشیم.

    سوالمان به ریخت و پاشهای فعلی در فوتبال را طور دیگری مطرح میکنیم تا پاسخ شما را بدانیم! باتوجه به شرایط اقتصادی فعلی این هزینهها در فوتبال پیامدهای منفی اجتماعینخواهدداشت؟

فعلا آن چیزی که هستسیاست کلینظاماست. یعنی اگر شرایط طوری بودکهنمیشد، راهکارهای دیگری میدادند. الانآنچه فهمیدم یک فکر و اندیشهای این اجازه را داده است که این مسیر طی شود چوناین به آرامشکشور هممیتواندکمککند. اگر شرایط را سخت کنیم آرامشی که هست شاید لطمه بخورد. این روندی نیست که بتوانیم قطعش کنیماما بهتر است سازماندهی و مدیریتش کنیم. به افرادی اینبودجههاداده شود‌‌ که آن را  افزایش بدهند.