شناسهٔ خبر: 79207283 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: تسنیم | لینک خبر

اربعین، هندسه جدید مقاومت؛ از نظریه تا عمل

مقاومت در اربعین، دفاع از کرامت انسان، صیانت از آزادی معنوی و ایستادگی در برابر هر نظم تحقیرآمیز است.

صاحب‌خبر -

خبرگزاری تسنیم ـ محمد ملک‌زاده؛ اربعین در جهان امروز، به‌تدریج به یک پدیده معنا‌ساز در مقیاس اجتماعی، فرهنگی و تمدنی تبدیل شده است. اگر عاشورا را مبدأ یک منطق تاریخی برای ایستادن در برابر ظلم، تحریف و سلطه بدانیم، اربعین را باید صحنه بازتولید و عینیت‌یافتن همان منطق در زیست معاصر تلقی کرد؛ صحنه‌ای که در آن مقاومت از سطح شعار و حافظه تاریخی عبور می‌کند و به رفتار جمعی، کنش اجتماعی و الگوی زیست اجتماعی تبدیل می‌شود. از این منظر، اربعین را می‌توان «هندسه جدید مقاومت» نامید؛ هندسه‌ای که در آن، مقاومت در صورت‌بندی یک نظم اجتماعیِ مبتنی بر ایمان، کرامت، خدمت، همبستگی و عزت بازتعریف می‌شود.

مقاومت در برابر استکبار، پیش از آنکه یک موضع سیاسی یا واکنش مقطعی باشد، ریشه در یک تلقی بنیادین از انسان دارد. در این نگرش، انسان موجودی برخوردار از کرامت الهی است و هیچ قدرتی حق ندارد او را تحقیر کند، اراده‌اش را در هم بشکند یا او را به پذیرش سلطه وادارد. از همین رو، استکبار تنها یک رفتار سیاسی نیست، بلکه یک منطق است؛ منطقی مبتنی بر خودبرتربینی، سلطه‌جویی، تبعیض، تحمیل و نادیده‌گرفتن حق ملت‌ها برای انتخاب مسیر مستقل خود. در برابر چنین منطقی، مقاومت معنایی عمیق‌تر از تقابل پیدا می‌کند: مقاومت، دفاع از کرامت انسان، صیانت از آزادی معنوی، حفاظت از عدالت و ایستادگی در برابر هرگونه نظم تحقیرآمیز و سلطه‌گر است.

عاشورا؛ الگوی مقاومت

در منظومه فکری شیعه، مقاومت در عالی‌ترین و خالص‌ترین صورت خود در عاشورا تجلی یافته است. عاشورا یک رخداد محدود به تاریخ نیست که تنها در قاب یک سوگواری ساده فهم شود؛ بلکه یک الگوی ماندگار برای تشخیص مرز حق و باطل و نحوه مواجهه با انحراف قدرت است. در عاشورا، امام حسین(ع) در برابر جریانی ایستاد که می‌خواست با تکیه بر قدرت سیاسی، حقیقت را تحریف، کرامت انسان را لگدمال و دین را به ابزاری برای توجیه سلطه تبدیل کند. از این رو، پیام عاشورا فراخوانی دائمی به بیداری، مسئولیت‌پذیری، ظلم‌ستیزی و حفظ عزت انسانی است. در این چارچوب، اربعین را باید امتداد اجتماعی و تاریخی عاشورا دانست. اگر عاشورا «نظریه مقاومت» را در عالی‌ترین سطح معنا و حقیقت صورت‌بندی کرد، اربعین آن را به «عمل اجتماعی» ترجمه می‌کند. اربعین نشان می‌دهد که پیام عاشورا چگونه می‌تواند پس از قرن‌ها، همچنان حیات‌بخش، جامعه‌ساز و حرکت‌آفرین باقی بماند. راهپیمایی میلیونی اربعین، تنها یک حرکت احساسی یا مناسکی نیست؛ بلکه بازنمایی زنده یک اراده جمعی برای وفاداری به منطق حق، عدالت و عزت است. در این اجتماع عظیم، انسان‌هایی از ملیت‌ها، زبان‌ها، قومیت‌ها و طبقات مختلف، در یک مسیر مشترک گرد هم می‌آیند؛ مسیری که نقطه اتصال آن نه منافع مادی، نه ملاحظات سیاسی و نه پیوندهای صرفاً قومی، بلکه ایمان، محبت، آرمان مشترک و احساس تعلق به جبهه حق است. دقیقاً در همین‌جا است که می‌توان از «هندسه جدید مقاومت» سخن گفت. مقاومت در ادبیات کلاسیک، اغلب با مفاهیمی چون نبرد، ایستادگی، هزینه‌دادن و مواجهه مستقیم شناخته می‌شود؛ اما اربعین به این منطق، ابعادی تازه می‌افزاید. در اربعین، مقاومت فقط در «نه گفتن» به ظلم خلاصه نمی‌شود، بلکه در «آری گفتن» به یک الگوی بدیل از زندگی جمعی نیز ظهور می‌یابد. این الگوی بدیل، بر پایه ایثار، مهمان‌نوازی، برادری، خدمت بی‌منت، همدلی فراملی و پیوند معنویت با حیات اجتماعی بنا شده است. به بیان دیگر، اربعین نشان می‌دهد که مقاومت صرفاً در سنگر نبرد شکل نمی‌گیرد؛ بلکه در بازسازی روابط انسانی، در احیای اخلاق جمعی و در خلق جامعه‌ای مبتنی بر کرامت و همبستگی نیز متجلی می‌شود.

اربعین؛ الگوی زیست اجتماعی

یکی از ویژگی‌های برجسته اربعین، تبدیل یک آرمان تاریخی به تجربه زیسته است. بسیاری از مفاهیم بلند دینی و انقلابی، اگر صرفاً در سطح گفتار و شعار باقی بمانند، به مرور از اثرگذاری اجتماعی تهی می‌شوند؛ اما اربعین این مفاهیم را به میدان تجربه عینی می‌آورد. در این میدان، «هیهات منا الذلة» فقط یک جمله پرشور نیست، بلکه به نوعی از زیستن ترجمه می‌شود؛ نوعی زیستن که در آن انسان، عزت را بر منفعت، خدمت را بر سود، همبستگی را بر فردگرایی و ایمان را بر محاسبات سرد مادی ترجیح می‌دهد. این ترجمه عملیِ ارزش‌ها، همان نقطه‌ای است که اربعین را از یک مراسم صرف فراتر می‌برد و به یک مدرسه تربیت اجتماعی تبدیل می‌کند. از سوی دیگر، اربعین واجد یک ظرفیت بزرگ هویت‌ساز است. جهان معاصر با وجود توسعه ابزارهای ارتباطی، دچار نوعی پراکندگی هویتی، تنهایی انسان و بحران معنا شده است. انسان امروز بیش از هر زمان دیگری در معرض مصرف‌گرایی، فردگرایی افراطی و فراموشی افق‌های متعالی قرار دارد. در چنین فضایی، اربعین نوعی بازگشت آگاهانه به هویت ایمانی و جمعی را رقم می‌زند. این رخداد عظیم، مرزهای جغرافیایی، زبانی و حتی برخی شکاف‌های اجتماعی را کم‌رنگ می‌کند و نوعی خودآگاهی مشترک پدید می‌آورد؛ خودآگاهی‌ای که بر محور محبت اهل‌بیت(ع)، عدالت‌خواهی، عزت‌طلبی و احساس مسئولیت تاریخی شکل می‌گیرد. چنین هویتی، برای هر پروژه تمدنی یک سرمایه بنیادین است؛ زیرا تمدن‌ها پیش از آنکه در سازه‌ها و ساختارها متولد شوند، در معنا، حافظه مشترک و خودآگاهی جمعی شکل می‌گیرند.

اربعین همچنین از آن رو «هندسه جدید مقاومت» است که میان معنویت و اجتماع، پیوندی دوباره برقرار می‌کند. یکی از ویژگی‌های جهان مدرن، عقب‌راندن دین و معنویت به حاشیه زندگی و تقلیل آن به تجربه‌ای کاملاً شخصی و خصوصی است. اما در اربعین، معنویت نه در انزوا، بلکه در متن حرکت اجتماعی حضور دارد؛ نه در بریدن از مردم، بلکه در خدمت به مردم؛ نه در کناره‌گیری از زندگی، بلکه در سامان‌دادن به سبک تازه‌ای از حیات جمعی. این همان نقطه‌ای است که اربعین را به یک ظرفیت تمدنی بدل می‌کند. تمدن مطلوب دینی، تمدنی نیست که در آن معنویت از زندگی اجتماعی جدا باشد؛ بلکه تمدنی است که در آن اخلاق، عدالت، ایمان و مناسبات انسانی، درهم‌تنیده و مکمل یکدیگر باشند. بر همین اساس، اربعین را می‌توان فراتر از یک یادمان آیینی، نوعی «تمرین تاریخی امت‌سازی» دانست. امت، صرفاً مجموعه‌ای از افراد هم‌عقیده نیست؛ بلکه پیکره‌ای زنده از انسان‌هایی است که حول یک حقیقت مشترک، یک آرمان مشترک و یک مسئولیت مشترک به هم پیوند می‌خورند. اربعین، هر سال این تمرین بزرگ را در برابر چشم جهانیان قرار می‌دهد: اینکه می‌توان بدون تکیه بر منطق سود، قدرت و رقابت‌های فرساینده، جامعه‌ای واقعی را بر محور عشق، ایمان و خدمت شکل داد. همین تجربه، افقی تازه پیش روی مفهوم مقاومت می‌گشاید؛ مقاومتی که نه‌تنها در برابر سلطه می‌ایستد، بلکه هم‌زمان توان ساختن، پیوندزدن، تربیت‌کردن و آینده‌پردازی دارد.

در نهایت باید گفت اربعین، صرفاً یادآور یک مصیبت بزرگ تاریخی نیست، بلکه احضار یک حقیقت زنده در متن زمانه ماست. حقیقتی که می‌گوید مبارزه با ظلم، بدون ساختن انسان و جامعه ممکن نیست؛ و جامعه‌سازی نیز بدون حفظ روح عزت، عدالت و معنویت به سرانجام نمی‌رسد. از این منظر، اربعین فقط تجلیل گذشته نیست، بلکه طراحی آینده است؛ آینده‌ای که در آن مقاومت از سطح واکنش فراتر می‌رود و به یک سبک زندگی، یک منطق اجتماعی و یک افق تمدنی بدل می‌شود. این همان معنای عمیق «هندسه جدید مقاومت» است؛ یعنی گذار از نظریه به عمل، از خاطره به ساختار، و از اعتراض به تأسیس.

*عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

انتهای پیام/