به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، در پهنه گسترده فرهنگها و آیینهای جهان، ۴۰ همواره عددی فراتر از یک شمارش ساده بوده است؛ عددی رمزآمیز، پرمعنا و آکنده از نمادهای گذار، پالایش و دگرگونی. حضرت موسی کلیمالله، ۴۰ روز و ۴۰ شب در طور سینا به سر برد تا تورات را دریافت کند، بنیاسرائیل ۴۰ سال در بیابان سرگردان بودند تا نسل سرکش آنها از میان برود و نسل جدید شکل گیرد، حضرت عیسی (ع) ۴۰ روز در بیابان روزه گرفت تا برای رسالت خود آماده شود و در اسلام، ۴۰ روز برای خلوت عارفانه و تحول روحانی شناخته میشود.
این عدد، در هر فرهنگ، مرزی میان کهنه و نو، رنج و رهایی، مرگ و تولد دوباره محسوب میشود و اینجاست که اربعین، بهعنوان چهلمین روز سوگ حسین بن علی (ع)، در دل این الگوی قدیمی جهانی جای میگیرد و آن را به بلندترین طنین عاطفی و معنوی تاریخ شیعیان تبدیل میکند.

اربعین زمانی از جنس دل است که با ریتمی از اندوه، بزرگداشت و عشق ژرف میتپد، تاریخی که از منطق تقویم فراتر میرود و بیستم صفر هر سال را به نقطه پایان یک سفر ژرف چهلروزه روح تبدیل میکند؛ فصل پایانی حماسهای بزرگ که نه با مرکب، بلکه با خون و روح بر صفحه تاریخ نگاشته شده است و روزی که ایثار جان را گرامی میدارد و ندایی را در گوش جان بشر زمزمه میکند که بیش از چهارده قرن در جهان طنینانداز است. اربعین را باید از چشمانداز قلب دید و شنید و فهمید که گوش و چشم بشر برای درک آن کافی نیست.
رویدادهای پس از شهادت حسین بن علی (ع) و یارانش در دهم محرم، روایتی از اندوه بیپایان و بیرحمی بیاندازه است. سرهای شهیدان از تن جدا شد و بر نیزهها رفت، در کوچههای کوفه به نمایش گذاشته و همچون غنیمتی برای فتحی وحشیانه، به دربار یزید در شام برده شد. زنان و کودکان خاندان پیامبر به اسارت گرفته و وادار شدند صدها کیلومتر راه را از بیابانهای سوزان کربلا تا تالارهای زرین کاخ یزید طی کنند، کاروانی از اسارت که برای نابودی روح اهل بیت طراحی شده بود، اما در همین بوته رنج بود که شعله مقاومت دوباره زبانه کشید. اسیران نه در سکوت که در فریاد اشک ریختند و اسارت خود را به سکوی حقیقت تبدیل کردند.
چهل روز پس از فاجعه، بازماندگان خاندان پیامبر به ریگزارهای سوخته کربلا بازگشتند؛ بازگشت کاروان که قلب اربعین است. لحظهای که اسیران، پس از آزادی، راه خود را نه بهعنوان زندانی، بلکه بهعنوان زائر بازپیمودند و نه برای انتقام، بلکه برای زیارت بازگشتند تا با سوزناکترین اندوه ممکن روبهرو شوند.

اربعین، در سنت شیعی، ریشه در همین لحظه ویژه دارد. این واژه بهمعنای «چهل» است و در آیین اسلامی، دورهای با اهمیت معنوی بسیار بالا بهشمار میرود. چهل روز مدت سوگواری است؛ فرصتی برای داغدیدگان تا با فقدان خود کنار بیایند و واقعیت اندوه را درک کنند. برای خاندان حسین (ع)، چهل روز یک میدان نبرد جسمی و روحی بود و بازگشت به کربلا در روز چهلم، آخرین پرده از سوگواری آنان برمیداشت؛ لحظهای از رهایی عاطفی و بازپیوندی روحانی با آزادگان به خاک و خون کشیدهشده و زمانی برای گرامیداشت درگذشتگان، در آغوش گرفتن خاکی که پیکرشان را دربرگرفته و تجدید بیعت با اصولی که آنها جان خود را فدایش کرده بودند.
این رویداد تاریخی، از آن زمان تاکنون به بزرگترین زیارت سالانه زمین تبدیل شده است. هر سال، میلیونها زائر به سمت کربلا در عراق راهی میشوند تا به حرم مطهر امام حسین (ع) برسند. آمارها در بسیاری از موارد به دهها میلیون میرسد.
کاروان اربعین، دریایی از سیاهپوشان و اقیانوسی از ارادت است که جادهها، بیابانها و مسیرهای منتهی به کربلا را فرا میگیرد. زائران از گوشهوکنار جهان، با فرهنگها و زبانهای گوناگون اما هدفی واحد راهی کربلا میشوند. کیلومترها راه را میپیمایند و با پاهایی تاولزده و خسته، اما روحی آزاده خود را به وصال یار میرسانند که از عشقی والا به پرواز درمیآید و خستگی جسم را نادیده میگیرد.

پیادهروی اربعین خود اقدامی چشمگیر از مقاومت و تجدید پیمانی برای ایستادن در برابر هر گونه ظلم است. هر گامی که به سوی کربلا برداشته میشود، گامی دور از بیتفاوتی و بهسوی جهانی از تعهدات اخلاقی است، جهانی که در آن زائران میگریند و مرثیهها و اشعاری میسرایند که تراژدی کربلا را بازگو میکند. هوا از نام حسین و یارانش آکنده میشود و بازآفرینی زنده و نفسداری از سفر اسیران کربلا را به نمایش میگذارد که بازگشتی نمادین به سرچشمه حقیقت ایثار کربلاست. زیارت کربلا در روز اربعین، نهتنها رسیدن به مقصد، بلکه نمایشی از قدرت دگرگونکننده سوگواری و آیینی از اندوه جمعی و هدف جمعی جامعهای پهناور از سوگواران است که در غم مشترک خود به آرامش میرسند.
آنچه در اربعین شگفتآورتر است، روحیه مهماننوازی محسوب میشود که آن را تعریف میکند. در مسیرهای منتهی به کربلا، شبکهای از داوطلبان اردوگاههای موقتی برپا میکنند که به «موکب» معروفند و در آنها آب، غذا، خدمات پزشکی و سرپناه به زائران خسته ارائه میشود. موکبها عشقی در خالصترین شکل خود و تجلی سخاوت و همدلی است که حسین (ع) تجسمبخش آن بود.
زائران اربعین تنها شرکتکنندگانی در کاروان کربلا نیستند، بلکه خانوادهای بزرگند که غریبهای در آنها نیست. این روحیه بینظیر خدمت، گواهی زنده بر آموزههای حسینبنعلی (ع) است؛ اثباتی که پیام او از انسانیت و عدالت، نه یادگاری از گذشته، که واقعیتی زنده و پویاست. هزاران موکل اربعین پیامی روحانی است که نشان میدهند که ارزشهای کربلا (سخاوت، یگانگی و مراقبت متقابل) هنوز زنده و شکوفا هستند.

اربعین روزی برای پالایش روح است و برای زائران، لحظه رسیدن به حرم گنبد طلایی امام حسین (ع)، در وصف کلمات نمیگنجد؛ لحظهای از ارتباطی فراتر از زمین و زمان و نقطه اوج هفتهها پیادهروی، دعا، عزاداری، مرثیهسرایی و یادآوری. اشکهایی که جاری میشوند، اشک عشق، سپاس و شناختند. در خلوتدل حرم شلوغ کربلا در روز اربعین، زائر تنها دعا نمیکند؛ بلکه کنار حسین (ع) میایستد و تأیید میکند که او نیز به جای ستم، عدالت، به جای آسایش، اصول و به جای دروغ، حقیقت را برمیگزیند.
فریادهای «لبیک یا حسین» تنها شعار نیستند، بلکه عهدهایی برای وفاداری و سوگندی رسمی برای پاسداری از ارزشهایی هستند که حسین (ع) با خون خود از آن دفاع کرد.
اربعین، یادآوری قدرتمندی است که تاریخ، تنها دنبالهای از رویدادها نیست، بلکه بافتهای زنده از معناست. فداکاری امام حسین (ع) و یارانش روایتی دور نیست که خوانده و فراموش شود؛ بلکه دعوتی است پیوسته به عمل. چالشی برای تکتک انسانها تا به زندگی خود بنگرند و از خود بپرسند در جهان سراسر یزید امروزی آنها در مسیر کدام هدف ایستادهاند.
جهان هنوز پر از یزیدهاست، ستمگران، ظالمان و کسانی که عدالت را فاسد میکنند؛ اما جهان هنوز پر از ارادتمندان حسینی است که در برابر بیعدالتی فریاد برمیآورند و در برابر ستم، استوار میایستند. اربعین، تجدید سالانه این مبارزه بیزمان و فریاد جمعی شیعیان است که می.گویند «ما صدای حسینیم و خاموش نخواهیم شد.»

بیستم صفر هر سال، بیش از بزرگداشت رویدادی در گذشته و اعلامیهای از ایمان برای آینده است. روزی که اندوه یک خاندان در قرن هفتم، به نیروی یک جامعه جهانی در قرن بیستویکم تبدیل میشود. زیارتی که رشته غم را با رشته امید درهم میبافد و نشان میدهد که از تاریکترین فاجعهها، درخشانترین عشقها زاده میشود. جهان از هیاهوی خواستههای خود پر است، اما در جادههای آرام و خاکی منتهی به کربلا، صدایی دیگر شنیده میشود. صدای تپش میلیونها قلب در یک نغمه و صدای سوگندی از وفاداری که در باد نجوا میشود و بر دل زائران نقش میبندد.