به گزارش ایرنا در محوطه مرز چذابه نیروهای امدادی، خدماتی، انتظامی و داوطلبان مردمی با نظم و آرامش در حال خدمترسانی هستند.
موکبها همچنان فعالاند و با آب خنک، چای، غذا و امکانات استراحت از زائران خسته اما سرشار از انرژی معنوی استقبال میکنند.
صدای خوشامدگویی خادمان با لبخند زائران درهم میآمیزد و صحنههایی از همدلی و مهربانی را رقم میزند.
در میان جمعیت، نوجوانان حضوری پررنگ دارند، نسلی که بسیاری از آنها نخستین تجربه پیادهروی اربعین را پشت سر گذاشتهاند.
در گوشهای از پایانه نوجوانی ۱۵ ساله که همراه پدر و مادرش از استان مرکزی بازگشته، با لبخند به خبرنگار ایرنا میگوید: این اولین سفر اربعین من بود.
فکر میکردم فقط پیادهروی است اما وقتی محبت مردم عراق را دیدم، فهمیدم که اربعین در واقع مهربانی بدون مرز است، درب هر خانهای برای زائران باز بود و همه احساس میکردند میزبان امام حسین(ع) هستند.
چند متر آنطرفتر زهرا دختر ۱۶ سالهای که پرچم کوچکی از حرم امام حسین (ع) را در دست دارد میگوید: بیشتر از همه، خدمت نوجوانهای عراقی در موکبها برایم جالب بود.
همسن و سال خودم بودند اما ساعتها با لبخند کار میکردند، این سفر به من یاد داد که خوشحال کردن دیگران چقدر ارزشمند است.
در میان ازدحام جمعیت مادری دست فرزند خردسالش را گرفته و منتظر رسیدن اتوبوس است، خستگی در چهرهاش دیده میشود اما وقتی از حال و هوای سفر میپرسیم میگوید: اگر سختی هم بود، ارزشش را داشت چرا که این مسیر آدم را به خودش نزدیکتر میکند.
موکبهای مستقر در مرز همچنان فعال هستند، خادمان بطریهای آب خنک، شربت، غذا و بستههای فرهنگی را میان زائران توزیع میکنند، برخی نیز برای سالمندان ویلچر فراهم کردهاند تا خروج از پایانه با سهولت بیشتری انجام شود.
محمدرضا نوجوان ۱۷ سالهای از خوزستان که نخستین تجربه پیادهروی اربعین را پشت سر گذاشته است میگوید: هیچوقت فکر نمیکردم بتوانم این همه راه را پیاده بروم، وقتی جمعیت میلیونی را دیدم، دیگر خستگی معنا نداشت، انگار همه اعضای یک خانواده بزرگ بودیم.
در بخش دیگری از پایانه صدای خنده چند نوجوان توجه رهگذران را جلب میکند، آنها از خاطرات مسیر نجف تا کربلا برای یکدیگر میگویند و عکسهای سفر را مرور میکنند، تصاویری که برای سالها در حافظه آنها باقی خواهد ماند.
ریحانه ۱۴ ساله با شوق از تجربه خود میگوید: من بیشتر از همه عاشق لحظهای شدم که زائران کشورهای مختلف کنار هم نماز میخواندند، زبان هم را نمیفهمیدند اما همه یک دل بودند، این تصویر را هیچوقت فراموش نمیکنم.
بازگشت زائران اربعین تنها پایان یک سفر نیست بلکه آغاز تحولی در نگاه انسان به زندگی است.
گفتوگو با زائران نشان میدهد آنچه بیش از هر چیز در ذهن آنها ثبت شده، فرهنگ ایثار، مهماننوازی و همدلی است.
امیرحسین نوجوان ۱۶ ساله از اصفهان میگوید: قبل از سفر بیشتر درگیر تلفن همراه بودم اما در مسیر فهمیدم ارتباط با آدمها ارزش بیشتری دارد، دوست دارم سال آینده هم بیایم و حتی در موکبها خدمت کنم.
در محوطه پارکینگ، رانندگان ناوگان حملونقل عمومی با نظم در حال انتقال زائران به شهرهای مختلف کشور هستند، ماموران نیز با هدایت مسافران، تلاش میکنند روند خروج از مرز بدون ازدحام انجام شود.
در میان جمعیت پیرمردی دست نوه ۱۳ سالهاش را گرفته و آرام به سمت اتوبوس حرکت میکند.
او میگوید: خواستم نوهام از همین سن با فرهنگ عاشورا آشنا شود و قطعا هیچ کتابی نمیتواند آنچه را که در این مسیر دیدهایم، آموزش دهد.
آخرین گفتوگو را با سجاد، نوجوان ۱۵ سالهای انجام میدهیم که هنوز تسبیحی را که از کربلا خریده در دست دارد.
او میگوید: وقتی از حرم امام حسین(ع) خداحافظی کردم، دلم گرفت اما امیدوارم دوباره قسمت شود، این سفر باعث شد بیشتر قدر خانواده، سلامتی و آرامش را بدانم.
ساعت به نیمروز نزدیک میشود و موج تازهای از زائران وارد مرز چذابه میشوند، خادمان همچنان با همان انرژی ساعات اولیه روز، از مسافران پذیرایی میکنند و لبخندشان نشان میدهد خدمت به زائران برای آنها افتخاری بزرگ است.
چذابه این روزها تنها یک مرز جغرافیایی نیست بلکه نقطهای است که در آن خاطرات هزاران قدم عاشقانه به پایان میرسد و روایتهای بیشماری از ایمان، همدلی و ایثار شکل میگیرد، هر زائر داستانی برای گفتن دارد و هر کولهبار، یادگاری از سفری است که با عشق آغاز شد.
بر اساس این گزارش با استمرار روند بازگشت زائران، دستگاههای اجرایی و نیروهای خدماتی همچنان در آمادهباش کامل قرار دارند تا آخرین گروههای زائر نیز با آرامش و سلامت راهی شهرهای خود شوند.
مرز چذابه در واپسین روزهای اربعین، صحنه وداع با سرزمینی است که میلیونها عاشق را گرد هم آورد، وداعی که در نگاه بسیاری از زائران، پایان نیست بلکه وعدهای برای بازگشتی دوباره در اربعین سال آینده است.