شناسهٔ خبر: 79201648 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

قزوین؛ پایتختی که باید دوباره کشف شود

قزوین - ایرنا - در کوچه‌های تاریخی قزوین، گویی زمان ایستاده است تا اجازه دهد انسان خود را به منصه ظهور تاریخ بنشاند، در این کوچه‌ها، هر قدم، روایتی است از شکوه هنر و سنت، جایی که هنر هنرمندان دیرین، این شهر را مبعوث کردند با ظرافتی بی‌نظیر، از دل تاریخ پیوندی جاودانه با عصر حاضر برقرار کرده‌اند.

صاحب‌خبر -

به گزارش ایرنا، پیش از آنکه قدم به خاک قزوین بگذاریم، این شهر تنها در ذهن ما عنوان «پایتخت صفویان» را دارد اما حقیقت بسیار فراتر و عمیق‌تر از یک عنوان تاریخی است.

قزوین، شهری است که اگر در لابلای کوچه‌های تنگ و تاریخی‌اش قدم نگذاری، هرگز نخواهی فهمید که چه گنجینه‌ای از هنر و سنت در پس هر دیوار و هر سنگ آن نهفته است.

قزوین شهری است که در میان باغستان تاریخی و سرسبزی محاصره شده و گویی خود بخشی از طبیعت و هنر خلق شده توسط دست هنرمندانه تاریخ است، این شهر بکر اثری از خلاقیت هنرمندانی است که با هر آجر و هر نقش، روح زندگی را در کالبد شهر دمیده‌اند.

بسیاری از ما پیش از سفر به این شهر با تصوراتی کلیشه‌ای از بناهای تاریخی راهی مسیر می‌شویم اما حقیقت در لحظه برخورد با بافت اصلی شهر آشکار می‌شود، سفر به قزوین تنها یک گشت‌وگذار ساده نیست بلکه سفری است به درون یک اثر هنری بزرگ، شهری که تا در لابلای کوچه‌هایش قدم نگذاری از عظمت پنهان آن بی‌خبر خواهی ماند، قزوین فراخوانی است برای کشف هنر، برای لمس تاریخ و برای درک معنای واقعی «شکوه پایتختی».

قزوین، ظرفیتی که در انتظار کشف است

با این همه شکوه، واقعیت تلخ این است که بخشی از این ظرفیت‌های بی‌بدیل همچنان در سایه «مغفول ماندن» قرار دارند و قزوین، میراثی است که در آن یک «میراث فرهنگی» عمیق جریان دارد و گنجینه‌ای از هنر و سنت که در پس کوچه‌ها نهفته است و انتظار نگاهی متفاوت را می‌کشد،‌ گنجینه‌ ای پنهان در پس کوچه‌ها.

آنچه در کوچه‌پس‌کوچه‌های قزوین نهفته است، صرفا سیمای یک شهر تاریخی نیست بلکه تجسم زنده‌ روح زمان است، خانه‌های با صفای اعیانی، باغستان و شبکه‌ پیچیده‌ کوچه‌های باریک و بلند که هر کدام، داستانی ناگفته از شکوه هنر ایرانی و سبک زندگی گذشتگان را بازگو می‌کند،‌ این کوچه‌ها فرصتی بی‌نظیر برای تجربه‌ «گردشگری حسی» هستند جایی که می‌توان تاریخ را لمس کرد، عطر سنت را استشمام نمود و با چشم دل شکوه هنر ایرانی را دید.

قزوین؛ پایتختی که باید دوباره کشف شود

وقتی شکوه «الموت»، عظمت پنهان شهر را فریاد می‌زند

در روزهایی که نام قزوین، با افتخار ثبت جهانی «قلعه‌های الموت» بر تارک تاریخ ایران می‌درخشد، جای شگفتی است که چگونه عظمت این تاریخ کهن و این شهر سراسر هنر، همچنان مهجور مانده است، در حالی که این دیار، با هزاران اثر تاریخی ملموس و ناملموس، سزاوار جایگاهی در صدر شهرهای گردشگری ایران و جهان است، نام قزوین بیش از هر چیزی، یادآور روزهای باشکوه پایتختی دوران صفوی است، دورانی که این شهر، نبض تپنده‌ امپراتوری هنر ایران بود.

اما اگر از بناهای شاخص و روایت‌های رسمی تاریخ فراتر رویم و در دل کوچه‌پس‌کوچه‌های این شهر کهن گام نهیم، گنجینه‌ای بس گران‌بها از هنر، سنت و معماری نهفته را کشف خواهیم کرد،‌ گنجینه‌ای که متأسفانه، تا به امروز آن‌گونه که شایسته و بایسته است دیده نشده و به جهانیان معرفی نگردیده است.

قزوین، روزگاری «باغ‌شهر» ایران بوده است، شهری که در میان باغات عظیم احاطه شده و همین موقعیت جغرافیایی و اقلیمی، زمینه را برای شکوفایی هنر و معماری منحصر به فردش فراهم کرده بود،‌ بسیاری از کوچه‌های این شهر، خود موزه‌هایی زنده از معماری صفوی و قاجاری هستند، خانه‌هایی با حیاط‌های اندرونی و بیرونی، بادگیرهای کوچک و تزیینات گچی که هرکدام داستانی از زندگی، هنر و فرهنگ مردمانش را روایت می‌کنند، این معماری نه تنها یک سازه، بلکه تجلی سبک زندگی و پیوند عمیق انسان با طبیعت و هنر است.

قزوین؛ پایتختی که باید دوباره کشف شود

ظرفیت مغفول گردشگری

با این حال، به نظر می‌رسد بخش عمده‌ای از این ظرفیت‌های بالقوه گردشگری، همچنان «مغفول» مانده‌اند. تمرکز عمده بر بناهای شاخص مانند کاخ چهلستون،‌ سرای سعدالسلطنه یا بنای عالی قاپو، باعث شده تا روح واقعی و اصیل قزوین، که در دل پس کوچه‌هایش نهفته است کمتر مورد توجه قرار گیرد.

ثبت جهانی «قلعه‌های الموت» نیز به عنوان نقطه عطفی است که باید افق دید ما را نسبت به پتانسیل‌های بی‌شمار قزوین بگشاید،‌ این افتخار تنها بخشی از یک روایت بزرگ است، روایتی از تاریخ غنی که در دیواره‌های کاخ‌ها، در نقش قالی‌ها، در طعم غذاها و در ریزه‌کاری‌های معماری خانه‌های قدیمی این منطقه از کشور نفس می‌کشد، وقتی «الموت» به عنوان گوهری از این سرزمین، در جهان شناخته می‌شود، این پرسش اساسی مطرح می‌گردد که چرا سایر گنجینه‌های قزوین، از جمله همین کوچه‌های تاریخی و معماری بی‌نظیرش همچنان در پس پرده مانده‌ است؟

چرایی این مهجوری

این پرسش که چرا شهری با این حجم از میراث ملموس و ناملموس، همچنان با «مهجوری» دست و پنجه نرم می‌کند، نیازمند پاسخی صادقانه است، آیا صرف تکیه بر نام «پایتخت صفوی» یا «الموت» کافیست؟ آیا برنامه‌ریزی‌های جامع، سرمایه‌گذاری‌های هدفمند و معرفی خلاقانه، برای بیرون کشیدن این گنجینه‌ها از پس کوچه‌ها انجام شده است؟

قزوین، شایسته‌ آن است که شکوه «الموت» و عظمت دوران صفوی، تنها بخشی از روایت او باشد؛ نه تمام آن، این شهر، گنجینه‌ای است که باید کشف شود، به جهانیان معرفی گردد و بار دیگر نامش به شایستگی در صدر شهرهای گردشگری ایران و جهان بدرخشد.

از فرصت‌های طلایی تا معضل‌های ساختاری: شکاف میان «ایده» و «عمل»

یکی از کلیدی‌ترین مسیرها برای جان‌بخشی دوباره به بافت تاریخی قزوین، می‌تواند از مسیر «حیات فرهنگی» بگذرد. تصور کنید اگر کوچه‌های تنگ و تاریخی این شهر نه تنها مسیرهای عبور بلکه صحنه نمایش حیات باشند و اگر در این کوچه‌ها، جشنواره‌های محلی، نمایشگاه‌های هنرهای تجسمی، اجرای موسیقی زنده سنتی و کارگاه‌های آموزشی صنایع دستی برپا شود، چه تحول عظیمی در جذب گردشگر رخ خواهد داد،‌چنین رویدادهایی می‌تواند قزوین را از یک «موزه ساکت» به یک «موزه زنده و پویا» تبدیل کند که در آن گردشگر تنها به تماشای دیوارها نمی‌نشیند، بلکه با روح هنر و سنت قزوین پیوند می‌خورد.

اما واقعیت، ملموس و تلخ است…

با وجود ظرفیت‌های بی‌کران، بایستی با صراحت گفت که ما با یک تضاد بزرگ روبرو هستیم، آنچه می‌تواند «فرصتی طلایی» برای شکوفایی باشد، در بسیاری از موارد به دلیل نگاه محدود و گاهی «بی‌تفاوتی» برخی مسوولان، به یک «فرصت از دست رفته» بدل شده است.

یکی از بزرگ‌ترین معضلات فرهنگی و گردشگری که امروز قزوین با آن دست و پنجه نرم می‌کند «بسته ماندن فضای گردشگری در روزهای تعطیل» است، در حالی که جهان امروز بر پایه «گردشگری تجربه‌محور» در ایام تعطیل و مناسبت‌های خاص می‌چرخد بخشی از ظرفیت‌های گردشگری قزوین به دلیل محدودیت‌های اداری یا عدم مدیریت صحیح در روزهایی که بیشترین نیاز به تپش حیات شهری وجود دارد، در سکوت فرو می‌روند.

چنین بی مهری به ظرفیت‌های شهر، مانند سدی در برابر جریان حیات تاریخی قزوین عمل می‌کند، ما به جای مدیریت «محدودیت‌ها»، نیازمند مدیریت «امکان‌ها» هستیم، تا زمانی که فضای گردشگری شهر در ایام حساس و تعطیل، با نگاهی باز و با برنامه‌ریزی برای «باز بودن حیات شهر» مدیریت نشود، قزوین همچنان در همان جایگاه «گنجینه پنهان» باقی خواهد ماند.