شناسهٔ خبر: 79201564 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

«عمو عباس» و یک فنجان چای با طعم زیارت

بجنورد- ایرنا- «عمو عباس» در چهارراه ۱۷ شهریور بجنورد هر صبح اربعین، پیش از آنکه جمعیت به حرکت درآید، سماورش را روشن می‌ کند برای او هر استکان چای روایتی از دلتنگی برای کربلا و فرصتی برای خدمت به کسانی است که دل‌ هایشان را راهی حرم حسین(ع) کرده‌ اند.

صاحب‌خبر -

به گزارش ایرنا، هنوز گرمای آفتاب ظهر بر شانه‌ های شهر ننشسته است که خیابان‌ های اطراف میدان شهید بجنورد آرام‌ آرام حال و هوایی دیگر پیدا می‌ کند.

پرچم‌های سیاه و سرخ در باد به حرکت درآمده‌اند، صدای صلوات و ذکر «یا حسین(ع) » از گوشه و کنار به گوش می‌ رسد و قدم‌ هایی که یکی پس از دیگری بر آسفالت خیابان گذاشته می‌شوند، حکایت از دلدادگی مردمانی دارد که اگرچه کیلومترها از کربلا دورند، اما دل‌هایشان را روانه مسیر عشق کرده‌اند.

بخار چای از سماورهای بزرگ بالا می‌رود و عطر چای تازه‌دم با بوی اسپند و گلاب در فضای خیابان می‌پیچد

اینجا مسیر جاماندگان اربعین است؛ مسیری که از میدان شهید آغاز می‌شود و تا آستان مقدس امامزاده سیدعباس(ع) ادامه دارد. راهی که برای چند ساعت، رنگ و بوی دیگری به خود گرفته و به جای عبور خودروها، میزبان قدم‌های عاشقانه زن و مرد، پیر و جوان و کودکانی شده که آمده‌اند سهمی از حماسه بزرگ اربعین داشته باشند.

در دو سوی مسیر، موکب‌ها یکی پس از دیگری برپا شده‌اند؛ هر کدام گوشه‌ای از محبت مردم را به نمایش گذاشته‌اند. بخار چای از سماورهای بزرگ بالا می‌رود و عطر چای تازه‌دم با بوی اسپند و گلاب در فضای خیابان می‌پیچد.

چند قدم جلوتر، جوانانی با سینی‌های خرما ایستاده‌اند، در گوشه‌ای دیگر هندوانه‌های خنک میان زائران توزیع می‌ شود و صدای دعوت خادمان برای پذیرایی، با نوای عزاداری و ذکر یا حسین(ع) درهم آمیخته است.

 «عمو عباس» و یک فنجان چای با طعم زیارت

کسی در این مسیر برای دیده شدن نیامده است و یکی چای می‌ریزد، دیگری آب تعارف می‌کند، فردی خرما در دست رهگذران می‌گذارد و دیگری بی‌آنکه نامش را کسی بداند، ساعت‌ها مشغول خدمت است.

اینجا همه یک عنوان دارند؛ «خادم زائران حسینی» .

پیرمردی با لباس مشکی و چهره‌ای آفتاب‌ خورده کنار یک سماور بزرگ در میان این جمعیت ایستاده است. دست‌هایش آرام حرکت می‌کند؛ استکان‌ها را پر می‌کند، به مردم تعارف می‌کند و با هر لبخند، خستگی سال‌های زندگی را پشت سر می‌گذارد.

عمو عباس از همان آدم‌هایی است که شاید نامش در هیچ قاب و تصویری ثبت نشود، اما رد محبتش در خاطره رهگذران باقی می‌ماند.

می‌گوید سال‌هاست در ایام اربعین پای کار خدمت است. خودش هنوز فرصت نکرده در پیاده‌روی بزرگ اربعین در عراق حضور پیدا کند، اما باور دارد خدمت به زائران حسینی در هر نقطه‌ای از جهان می‌تواند رنگ و بوی زیارت داشته باشد.

آرام می‌گوید: شاید نتوانیم کنار حرم امام حسین(ع) باشیم، اما می‌توانیم کاری کنیم که دل کسی در این مسیر شاد شود. همین چای دادن، همین پذیرایی ساده، برای ما یک افتخار است.

 «عمو عباس» و یک فنجان چای با طعم زیارت

چای نذری و روایت عشق مردم

صبح که آغاز می‌شود، بسیاری از خادمان موکب‌ها هنوز خسته راه‌اندازی بساط پذیرایی هستند. برخی از شب قبل آماده شده‌اند، مواد اولیه را فراهم کرده‌اند و هر آنچه داشته‌اند برای پذیرایی از مردم آورده‌اند. برای آنان مهم نیست چند نفر پذیرایی می‌شوند؛ هر تعداد که باشند، مهمان امام حسین (ع) هستند.

موکب‌ها فقط محل پذیرایی نیستند؛ هر کدام قصه‌ای از نذر، ارادت و همدلی مردم را روایت می‌کنندخانواده‌ هایی در طول مسیر دیده می‌ شوند که همراه یکدیگر آمده‌ اند. مادری دست کودک خود را گرفته و برایش از اربعین و عشق به امام حسین(ع) می‌ گوید. پیرمردی با عصا آرام قدم برمی‌ دارد و جوانی دست او را می‌ گیرد تا مسیر را راحت‌ تر طی کند و نوجوانانی که شاید توان سفر به کربلا را نداشته باشند با توزیع آب و خرما، خود را در این حماسه سهیم کرده‌اند.

موکب‌ها فقط محل پذیرایی نیستند؛ هر کدام قصه‌ای از نذر، ارادت و همدلی مردم را روایت می‌کنند. یکی از موکب‌داران می‌گوید بسیاری از اقلام مورد نیاز را مردم خودشان تهیه کرده‌اند؛ یکی چای آورده، دیگری خرما، فردی هندوانه و دیگری هزینه تهیه ظروف را بر عهده گرفته است. همین همراهی‌های کوچک، تصویری بزرگ از مشارکت مردمی ساخته است.

هرچه مسیر به امامزاده سیدعباس(ع) نزدیک‌تر می‌شود، جمعیت بیشتر می‌شود. صدای مداحی بلندتر به گوش می‌رسد و قدم‌ها آرام‌تر اما مصمم‌تر برداشته می‌شوند.

بعضی‌ها زیر لب زیارت عاشورا می‌خوانند، بعضی‌ها اشک در چشم دارند و برخی دیگر تنها سکوت کرده‌اند و در دل با امام حسین(ع) نجوا می‌کنند.

 «عمو عباس» و یک فنجان چای با طعم زیارت

قدم‌ به قدم تا کربلا

آیین جاماندگان اربعین در بجنورد تنها یک برنامه مذهبی نیست؛ روایت پیوند دل‌ هایی است که فاصله جغرافیایی را به رسمیت نمی‌ شناسند.

مردمی که شاید امکان حضور در کربلا را پیدا نکرده‌اند، با حضور در این مسیر، ارادت خود را به شیوه‌ای دیگر نشان می‌دهند.

پیرمرد خادم در این مسیر همچنان کنار سماور ایستاده است. استکان دیگری پر می‌کند و به رهگذری تعارف می‌کند. وقتی از تعداد ساعت‌های خدمت و خستگی دست‌هایش می‌پرسم، پاسخ کوتاهی می‌دهد: «وقتی برای امام حسین(ع) کار می‌کنی، خستگی معنا ندارد.»

شاید همین جمله ساده، خلاصه تمام آن چیزی باشد که در مسیر جاماندگان اربعین بجنورد جریان دارد؛ جایی که عشق، تنها در راه رفتن خلاصه نمی‌شود، بلکه در یک استکان چای، یک تکه هندوانه، یک دانه خرما و دستی که برای خدمت به دیگری دراز می‌شود، معنا پیدا می‌کند.

امروز مسیر میدان شهید تا امامزاده سیدعباس(ع)، روایت مردمانی است که کربلا را ندیده‌اند، اما با قدم‌هایشان، با اشک‌هایشان و با خدمت بی‌منتشان، نشان داده‌اند که فاصله تا حرم، همیشه با کیلومتر سنجیده نمی‌شود.